شاخه انجیر نورانی نوشته علی ارسنجانی

6 تیر 1405
اسطوره‌ها می‌توانند زنده شوند.

30 خرداد 1405 سرای اهل قلم میزبان باشگاه خانه فرهنگ و هنر خاتم بود. در این کارگاه متفاوت، داستان «شاخه‌های انجیر نورانی» خوانده و بررسی شد. اعضای باشگاه، عناصر اصلی داستان از جمله پی‌رنگ و زبان و شخصیت را زیر ذره‌بین بردند تا راه‌گشایی برای نوشتن داستان کوتاه باشد.
علی ارسنجانی با نقد مفهوم «تحول شخصیت»، آن را کلیشه‌ای رایج و نخ‌نما شده در داستان‌نویسی خواند و تأکید کرد که شخصیت‌ها در داستان از طریق «کنش» در موقعیت‌های بحرانی معنا پیدا می‌کنند، نه با تغییر بنیادین شخصیت.
او با اشاره به تجربه شخصی خود افزود: من هنوز که هنوز است وقتی سعدی می‌خوانم بعضی از کلمات را نمی‌فهمم، اما نمی‌توانم بگویم چرا سعدی این متن را در حد من ننوشته است. من باید سطح خودم را بالاتر ببرم. وقتی می‌خواستم تاریخ بیهقی را بخوانم، سمک عیار را بخوانم یا خود شاهنامه را، فرهنگ لغت کنار دستم بود. این‌که ما این‌قدر سطح زبان ادبی را پایین آورده‌ایم که می‌گویند فلان کلمه را در داستان نفهمیدم، این رویه درستی نیست.

فایل های صوتی جلسه


صوت دورهمی را می‌توانید بشنوید.
 شاخه انجیر نورانی نوشته علی ارسنجانی
 شاخه انجیر نورانی نوشته علی ارسنجانی
 شاخه انجیر نورانی نوشته علی ارسنجانی
200
| | |
3.43 | 7 رای

نظرات

معصومه جعفری
7 تیر 1405

داستانی با محتوای باورهای دینی‌ست. داستانی که بیشتر بار اطلاعاتی‌اش روی دیالوگ سوار است، با استاد ارسنجانی موافقم که مخاطب خاص باید سطح سواد و دایره واژگانش را ببرد بالا.
سوای این‌که بعضی کلمات اقلیم خاص منطقه را نشان می‌دادند و این از اصول یک داستان اقلیمی‌ست، زاویه دید من خواننده را تا انتها با سردر گمی روبه‌رو کرد.
این «من راوی» چه کسی‌ست که جای دانای کل نشسته‌است؟ با خودم کلنجار می‌رفتم استاد و این خطا؟!
تا این که آخر داستان متوجه منظور ایشان شدم و درسی جدید یاد گرفتم. راوی روح عزیز بود....
بسیار لذت بردم. قلمتان پر از جوانه استاد.

معصومه جعفری

  • نظرات ارسالی پس از تایید منتشر خواهد شد
  • پیام‌های حاوی توهین و تهمت منتشر نمی‌شود

آرشیو مطالب

Skip Navigation Links.

دسته بندی ها

Skip Navigation Links.