سلام و عرض ادب داستان «شاخه انجیر نورانی» را خواندم. نویسنده با مهارت توانسته از یک واقعه تاریخی الهام بگیرد و آن را به شکلی بدیع و تازه در اختیار خواننده قرار بدهد. (امتیاز اثر)با نثری صمیمی و پخته ای نوشته شده است. نویسنده در آن از لهجهای(اقلیم جغرافیایی) استفاده نموده که برای فهم اش، خواننده دچار مشکل نمی شود.دیالوگ محور بودن داستان، خواننده را با شخصیت ها بیشتر درگیر می کند.نوران یکی از شخصیت های نمادین است که به مفهوم عنوانِ داستان نیز نزدیک است.انجیر نماد برکت و نورانی نماد حقیقت می باشد. نوران در واقع گرمای حیات را به عزیز باز می گرداند.عزیز نماد سقوط و بی پناهی است و نویسنده او را در این وضعیت قرار داده تا بر روی واکنش های(نوران) تمرکز شود.و اما واکنش اطرافیان قضاوت گرایانه است، یعنی آدم ها را بر اساس اعتقاد و دینی که پذیرفتند، قضاوت می کنند. مثلا(یهود بودن) اما نوران آدمی را بر اساس رنجی که دیده می بیند. رنج یکی از نقاط مشترک بین انسانها می باشد که ربطی ندارد، یهودی یا مسیحی یا مسلمان و... باشد.فضای سرد و خفقان آور در خدمت موضوعِ داستان می باشد.نکته آخر: داستان کش آمده است، می توانست کوتاه تر از این بشود. به ویژه، شروع داستان تا برسیم به قلاب انداختن(اصطلاح تکنیک فنی) طولانی شده و به نظرم خسته کننده می آمد. داستان می توانست، جمع و جورتر از این شود. با آرزوی موفقیت برای نویسنده بزرگوار