سلام و عرض ادبتبریک به نویسندهی عزیز و کاربلد. خیلی از خوانش داستان لذت بردم. نثر و لحن بسیار زیبا بود در این داستان اقلیمی. استفاده از فرهنگ و آداب و رسوم آن منطقه بسیار شفاف و برای مخاطب جالب بود. از نزدیکی لهجه و واژه بین یزد و فارس لذت بردم. زاویه دید به داستان نشسته بود و تا آخر خواننده را مشتاق نگه میداشت. انتخاب نام عزیز و نزدیکی به عزیر جالب بود. الاغ هم زیرکانه انتخاب شده بود. دیالوگا هم جالب بودند و لحن داشتند. اون دیالوگی که یکی از اهالی میگفت از شهر که نیومدی؟ جالب بود برام، گاهی ما شهریها هم در مواجهه با یک فرد روستایی در شهر بکار میبریم.( از ده که نیومدی عمو). شخصیتپردازی عالی، استفاده از باورها برای شناساندن اقلیم عالی. بسیار لذت بردم، مطمینا با هر بار خواندن نکات جدیدتری به چشمم خواهد آمد. در رابطه با اهل کتاب ما یزدیها هم با عزیزان زرتشتی همین برخورد را داشتیم برای همین بسیار ملموس بود برام. و در آخر اینکه پیوند خورذه بود با پیامبر اسلام و طرز برخورد ایشان با اهل کتاب، برام جالب و داستانی بود و اصلا حالت شعاری نداشت. پزشک مسیحی، راوی یهودی و نوران مسلمان هوشمندانه بود و مسلما هنر قلم یک استاد میتواند باشد خلق این اثر فاخر.