سلام و احترامداستان "شاخه انجیر نورانی" را با لذت و تعلیق تمام، خواندم. زاویهی دید عالی بود. اینکه چرا راوی همپای نوران است، ولی پا پیش نمیگذارد دوبهشکم کرد که خود عزیز باشد.فضاسازی و اقلیم به زیبایی خودی نشان میدهد. واژهها بادقت انتخاب شده و در متن نشسته.ملایعقوب و ریاکاریش خوب درآمده. اینکه همه از مسلمانی ظاهر را چسبیده و در باطن پی منفعتشان میچرخند، رگههای طنزی تلخ را به زیبایی درآورده.نوران، چوپانی، نگرانیش برای گوسفندان، خداباوری و... نماد و نشانی از خاتم را عالی به نمایش گذاشت. نه شعار داد، نه پا پس کشید، تنها انسان بود و مسلمان.الهام آبادهای