سلام و احترام
داستان "شاخه انجیر نورانی" را با لذت و تعلیق تمام، خواندم.
زاویه‌ی دید عالی بود. این‌‌که چرا راوی هم‌پای نوران است، ولی پا پیش نمی‌گذارد دوبه‌شکم کرد که خود عزیز باشد.
فضاسازی و اقلیم به زیبایی خودی نشان می‌دهد. واژه‌ها بادقت انتخاب شده و در متن نشسته.
ملایعقوب و ریاکاریش خوب درآمده. این‌که همه از مسلمانی ظاهر را چسبیده و در باطن پی منفعتشان می‌چرخند، رگه‌های طنزی تلخ را به زیبایی درآورده.
نوران، چوپانی، نگرانیش برای گوسفندان، خداباوری و... نماد و نشانی از خاتم را عالی به نمایش گذاشت. نه شعار داد، نه پا پس کشید، تنها انسان بود و مسلمان.
الهام آباده‌ای

نام ارسال کننده نظر را مشخص نمایید.
آدرس ایمیل نظردهنده را مشخص نمایید.
آدرس وب سایت ارسال کننده نظر را مشخص نمایید.
نظر را مشخص نمایید

آرشیو مطالب

Skip Navigation Links.

دسته بندی ها

Skip Navigation Links.