سلام و مهرداستان با توجه به اقلیم و زبان خیلی خوب پیشرفته بود. تا نیمه داستان تعلیق داشت تا زمانی که نوران قرار شد، عزیز را دفن کند. در این قسمت مونولوگهای نوران کمی طولانی بود و انگار داشت داستان را یک دور دیگر از اول برای خودش و عزیز تعریف میکرد. ولی در ادامه که نوران تصمیم گرفت پیش دکتر برود، باز تعلیق در داستان جان گرفت. پایانبندی هم با توجه به آوردن اسم پیامبر عزیر و زنده شدن مردگان داستان کامل شد و حتی دوست داشتم برگردم و کدهای داخل داستان را که اشاره به این داستان قرآنی دارند را پیدا کنم.