شاخه انجیر نورانی نوشته علی ارسنجانی
اسطورهها میتوانند زنده شوند.
30 خرداد 1405 سرای اهل قلم میزبان باشگاه خانه فرهنگ و هنر خاتم بود. در این کارگاه متفاوت، داستان «شاخههای انجیر نورانی» خوانده و بررسی شد. اعضای باشگاه، عناصر اصلی داستان از جمله پیرنگ و زبان و شخصیت را زیر ذرهبین بردند تا راهگشایی برای نوشتن داستان کوتاه باشد.
علی ارسنجانی با نقد مفهوم «تحول شخصیت»، آن را کلیشهای رایج و نخنما شده در داستاننویسی خواند و تأکید کرد که شخصیتها در داستان از طریق «کنش» در موقعیتهای بحرانی معنا پیدا میکنند، نه با تغییر بنیادین شخصیت.
او با اشاره به تجربه شخصی خود افزود: من هنوز که هنوز است وقتی سعدی میخوانم بعضی از کلمات را نمیفهمم، اما نمیتوانم بگویم چرا سعدی این متن را در حد من ننوشته است. من باید سطح خودم را بالاتر ببرم. وقتی میخواستم تاریخ بیهقی را بخوانم، سمک عیار را بخوانم یا خود شاهنامه را، فرهنگ لغت کنار دستم بود. اینکه ما اینقدر سطح زبان ادبی را پایین آوردهایم که میگویند فلان کلمه را در داستان نفهمیدم، این رویه درستی نیست.