محور امت واحده، اطاعت رسول خدا است

23 تیر 1405
باید برای تزاوُر و تلاقی تلاش کرد؛ یعنی اجتماعات و نشست‌های مشترک برگزار شوند. این نشست‌ها بی‌فایده نیست؛ خود این اجتماعات نوعی زمینه‌ساز برداشتن فاصله‌ها و ایجاد وحدت است.
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
محور امت واحده، اطاعت رسول خدا است
نویسنده: حجت‌الاسلام والمسلمین محسن اراکی
منبع: KHAMENEI.IR
مسئلة وحدت، هویت اسلامی ماست
«وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلى‌ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ»1
مسئلة وحدتِ جامعة اسلامی نه یک تاکتیک و نه حتی یک استراتژی بلکه بر اساس منابع دینی ما، هویت اسلامی امت رسول الله(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) در گروی این مسئله است؛ یعنی اگر جامعة اسلامی دچار پراکندگی شود، هویت خود را از دست داده است خداوند متعال می‌فرماید «إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَ کَانُوا شِیَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فِی شَیْءٍ»2 نیز می‌فرماید «وَ لَا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکِینَ مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَ کَانُوا شِیَعاً کُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ»3 و این هویت است که همراه رحمت خاص الهی است آن‌چنان‌که فرمود «وَ لَا یَزَالُونَ مُخْتَلِفِینَ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّکَ»4 اولین علامت و نشانه‌ای که تفرقة امت دارد این است که امت از رحمت الهی دور شده و عذاب الهی شامل او خواهد شد. این مسئلة بسیار مهمی است که در قرآن کریم به این مطلب اشاره شده است؛ خداوند متعال می‌فرماید: «قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى‌ أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِکُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً وَ یُذیقَ بَعْضَکُمْ بَأْسَ بَعْضٍ انْظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الْآیاتِ لَعَلَّهُمْ یَفْقَهُونَ؛5 او خدایی است که می‌تواند بر شما عذابی از بالا و از پایین نازل کند....
خداوند متعال می‌فرماید: «أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً وَ یُذیقَ بَعْضَکُمْ بَأْسَ بَعْضٍ» و این را به عنوان یک عذاب الهی مطرح کرده است. امتی که دچار پراکندگی، تفرقه، کینه و دشمنی شود به‌نحوی‌که بخشی‌ از این امت بخواهد با بخش دیگر آن ستیز کنند، نشانة آن است که این امت از رحمت الهی دور شده و مشمول عذاب الهی است.

نقطة شروع وحدت
انبیاء و رسول اکرم(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) از وحدت اعتباری شروع می‌کنند و در نهایت جامعة اسلامی و جامعة تابع را به وحدت حقیقی می‌رسانند. وحدت حقیقی به معنای وحدت شخصیت و هویت جمعی از مردم است. خدای متعال در قرآن کریم می‌فرماید «یَوْمَ نَدْعُو کُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ»6 روز قیامت هرجمعی را به نام امامشان فرامی‌خوانیم. در روز قیامت نسب‌ها و نام‌های اعتباری دنیوی از بین می‌رود؛ «فَإِذا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَ لا یَتَساءَلُونَ»7 و افراد به نام عامل وحدت خود شناخته می‌شوند. «یَوْمَ نَدْعُو کُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ» در روایت آمده که اسم همة مؤمنین در روز قیامت، محمد است و در یک روایت دیگر هم وارد شده که اسم همة مؤمنین، علی است؛ زیرا در آنجا دیگر اسم اعتباری در کار نیست بلکه نام همه بازگوکنندة صورت نوعیة حقیقی آن‌ها است. نام امام هرجمعی بازگوکنندة هویت آن جمع است زیرا نشان‌دهندة صورت نوعیة حقیقی آن جمع است.

معنای تقریب
بنا بر آنچه بیان شد واژة وحدت از نظر مفهوم اخص از واژة تقریب است. تقریب به معنی نزدیک کردن جمعی به جمع دیگر یا فردی به فرد دیگر است. تقریب دارای پنج مرحله است:
مرحلة اول: عدم تخاصم فرد با فرد و جمع با جمع است؛ نخستین گام تقریب این است که در درون جامعة اسلامی ترک تخاصم ایجاد شود. نتیجة ترک تخاصم، هم‌زیستی است. این مرحله مقبول عُقلا و مورد تأکید شارع مقدس است، خداوند متعال فرمود: «وَ أَطیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُکُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرینَ»8 این مرحله، مرحلة هم‌زیستی مشترک و تفاهم و تعایش است.
مرحلة دوم: مرحلة تعاون است؛ یعنی نه‌تنها عیش مشترک، بلکه افزون بر آن در امور خیر و انجام وظیفة شرعیِ مورد اتفاق همکاری داشته باشند، خداوند متعال «وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى‌ وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ».9
مرحلة سوم: مرحلة اتحاد در برابر دشمن است؛ یعنی جبهة واحدی علیه دشمن تشکیل دادن و به دفاع مشترک از مرزهای جغرافیایی و سیاسی و عقیدتی اسلامی پرداختن است.
مرحلة چهارم: مرحلة همکاری مبتنی بر محبت و الفت است؛ الفتی که به اتحاد عملی در اموری که به نفع و مصلحت جمع است منجر شود؛ خداوند متعال می‌فرماید: «هُوَ الَّذی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنینَ، وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً ما أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزیزٌ حَکیمٌ»10
مرحلة پنجم: مرحلة وحدت جامعة اسلامی است؛ این وحدت به‌نوبۀ خود به سه نوع تقسیم می‌شود:
۱) وحدت در عمل؛ یعنی وحدت در مواضع عملی مشترک.
وحدت در مواضع سیاسی، اقتصادی و حتی فکری. اتحاد در مواضع به معنای اتحاد در عمل و موضع‌گیری عملی است. این اتحادِ رفتار مرحلة اول وحدت است اما ضرورتاً اتحاد امت نیست بلکه می‌تواند زمینة اتحاد امت را فراهم کند، لذا از مراحل تقریب به‌شمار می‌رود و از نقاط مشترک تقریب با وحدت است.
۲) وحدت سیاسی (وحدت اعتباری)؛ اتحاد در این مرحله اتحاد در نظام سیاسی است که یک نوع وحدت اعتباری را به‌وجود می‌آورد که این نیز از مراحل تقریب است و از نقاط اشتراک وحدت با تقریب است. این وحدت به این شکل که بیان شد وحدت اعتباری و قراردادی است. این نوع از وحدت اساس شکل‌گیری امت واحد به وحدت اعتباری است که با اظهار شهادتین حاصل می‌گردد.
۳) وحدت هویت (وحدت حقیقی)؛ مرحلة نهایی از وحدت، وحدتی است که در نتیجة آن یک امت واحد حقیقی به‌وجود می‌آید که همه از یک هویت واحد برخوردارند و مصادیق نوع واحد هستند. خداوند با اشاره به این وحدت نوعیه می‌فرماید: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ تَراهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سِیمَاهُمْ فی‌ وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ مَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوى‌ عَلى‌ سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظیماً»11
این وحدت حقیقی ناشی از معیت رسول است؛ معیتی که حقیقتاً همان اطاعت و پیروی عملی است. لذا بر اساس این آیه وحدت همة امت، گرد طاعة الرسول در همة اعصار و ازمنه و امکنه واجب است. مقصود این است که از ادلة قرآنی و روایی استفاده می‌شود که امت رسول اکرم(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) باید امت واحده‌ای باشد که محور وحدتش اطاعة الرسول است. نتیجة این وجوب یک اثر وضعی است و آن اثر وضعی هم وحدت امت با هویت واحد محمدی و علوی است؛ یعنی در نتیجة عمل به فرمان رسول الله(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) امت اسلامی از هویت محمدی برخوردار می‌شود یعنی استخوان‌بندی اصلی شخصیت و هویت هر فرد مؤمن با شخصیت رسول اکرم(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) و ائمة هدی(علیهم‌السلام) متطابق و مشابه خواهد شد و بر همین اساس در روایات و در تفسیر آیة «وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ یَعْرِفُونَ کُلاًّ بِسیماهُم»12 آمده است که «لَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ عَرَفَنَا وَ عَرَفْنَاه»13
نتیجة نهایی وحدت
نتیجة نهایی این وحدت، گسترش این امت به سراسر جهان و ایجاد جامعة عدل جهانی است. مأموریت انبیاءِ قبل از رسول اکرم(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) همان مرحلة اول بود، بعد اگر می‌توانستند چنین امتی درست کنند آن‌وقت مأموریت دوم به آن‌ها داده می‌شد. بسیاری از انبیاء نتوانستند مأموریت اول را به سرانجام برسانند لکن رسول اکرم(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) آن کار را انجام داد و این امت اسلامی شکل گرفت. لذا در قرآن کریم چنین آمده است: «کُنتُمْ خَیرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ»14 این آیه اشاره به آن امت صالحه‌ای دارد که اطاعت از رسول اکرم(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) را مبنای کار خود قرار داد و این همان جامعة اسلامی است که رسول اکرم(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) پی‌ریزی کرد.

کارهایی که برای ایجاد وحدت در حال حاضر باید انجام داد
۱. باید تلاش کرد که جمع کلمة علی الدین یعنی همان «لا تَتَفَرّقُوا فِی الدِّین» درست شود. این کلمة واحده باید تا آنجا که ممکن است در همة عرصه‌ها باشد و حتی در زمینة عقاید و فقه هم می‌تواند ما را به حداقل اختلاف برساند. لذا باید تلاش کرده و علمای مذاهب را جمع کنیم و حتی در عقاید و فقه به یک کلمة واحد برسیم. مسلمین می‌توانند حداقل در کُبریات به هم برسند، هرچند ممکن است اختلافاتشان در صُغریات باقی بماند.
مثلاً در مسئلة سیاست و امامت در مسئلة این‌که چه کسی بعد از رسول الله(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) باید اطاعت شود که مهم‌ترین مسئلة اختلافی مسلمین است می‌توانیم به نقطة مشترک برسیم. مسلمین اختلافی بر این ندارند که باید از کسی که منصوب نبی اکرم(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) است اطاعت کرد؛ لکن برخی از مسلمین یعنی اهل تسنن در این‌که نصب عام است یا خاص با شیعیان اختلاف دارند؛ بنابراین همة مسلمین می‌توانند در این مسئله که اگر کسی به نصب خاص از سوی خدا و رسول خدا برای امام بعد الرسول(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) نصب شده باشد اطاعتش واجب است و او امام بر حق است، با هم به توافق و اتحاد کلمه برسند.

۲. باید برای تزاوُر و تلاقی تلاش کرد؛ یعنی اجتماعات و نشست‌های مشترک برگزار شوند. این نشست‌ها بی‌فایده نیست؛ خود این اجتماعات نوعی زمینه‌ساز برداشتن فاصله‌ها و ایجاد وحدت است.
فاصله‌های روانی هم نوعی فاصله است بلکه ریشة بسیاری از فاصله‌ها و جدائی‌هاست. خیلی از علمای ما و علمای اهل سنّت وقتی به هم می‌رسند متوجه می‌شوند می‌توانند با هم کارهای زیادی انجام دهند. مثلاً می‌توانند به این نتیجه برسند که یک حوزة واحد تشکیل دهند که در این حوزه واحدهای درسی سنّی و شیعه تدریس شود. در گذشته هم به این شکل بوده است برای مثال در حوزة بغداد شیخ طوسی در یک طرف درس می‌داد، علمای اهل سنت هم در طرف دیگر درس می‌دادند؛ معتزله و اشاعره و شیعة امامیه در یک جا تدریس می‌کردند. اما این سیاست‌مداران بودند که این دعواها را به‌وجود آوردند؛ سلاجقه که بر سر کار آمدند این دعواها به راه انداختند. آن‌ها سنّی‌ها را به جان شیعه‌ها و شیعه‌ها را به جان سنی‌ها انداختند.

۳. وجوب تقریب و حرمت تنفیر؛ دراین‌باره در روایات اهل سنت با تعابیری نظیر «قربّوا و لا تنفّروا» و «یسّروا و لا تعسّروا» فراوان وارد شده است که می‌توان بر مضمون آن‌ها ادعای تواتر کرد. در روایات اهل بیت(علیهم‌السلام) هم بر این مطلب تأکیدات فراوانی وارد شده است، از جمله این روایت که امام صادق(علیه‌السلام) می‌گوید: «رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً اجْتَرَّ مَوَدَّةَ النَّاسِ إِلَینَا؛15 خدای رحمت کند کسی را که مودّت مردم را به‌سوی ما جلب کند و هرچه می‌تواند برای ما دوست درست کند نه این‌که دشمن درست کند».
در روایت دیگر امام صادق(علیه‌السلام) می‌فرماید: «برخی در این مسجد رسول الله می‌نشینند و ما را در برابر مردم انگشت‌نما می‌کنند؛ حرف‌هایی می‌زنند که برای عامة مردم قابل‌پذیرش نیست. مردم هم می‌گویند: نگاه کنید؛ این شیعه است و این حرف اوست. خدا آبروی آن‌ها را بریزد؛ به منِ امام صادق می‌گویند: امام! والله من فقط امام کسی هستم که مرا اطاعت کند. من امام کسی که من را اطاعت نکرده و برخلاف فرمان من عمل می‌کند، نیستم. چرا نام من را می‌برند؟! به خدا سوگند خدا من را با این‌گونه افراد جمع نخواهد کرد».16
لذا اگر کسی شبهه کند که چرا شما که مدام دم از وحدت می‌زنید چرا میان شیعه دنبال وحدت نیستید؟ (منظور برخی از افراد است که به نام شیعه به دنبال تفرقه‌اندازی هستند) باید به آن‌ها گفت: به دلیل همین روایات؛ زیرا ما اصلاً آن‌ها را شیعه نمی‌دانیم! امام صادق(علیه‌السلام) می‌فرماید: «فَوَ اللَّهِ لَا یجْمَعُنِی اللَّهُ وَ إِیاهُمْ فِی دَارٍ» امام صادق(علیه‌السلام) با اینان در یک جا جمع نمی‌شود معنایش این است که با این‌ها اصلاً نمی‌شود وحدت داشت.

جریانی که جنگ مذهبی را بالاتر از جنگ با صهیونیست‌ها می‌داند!
یک جریانی که در بین جهان تشیع راه افتاد و اساس آن هم دستگاه‌های اطلاعاتی انگلیس و آمریکایی است. جریانی بود که این‌گونه شایع می‌کرد: «جنگ با اهل سنت از جنگ با صهیونیست‌ها لازم‌تر است.» «اصلاً جنگ شیعه با سنی‌های سراسر اسلام است و همة سنی‌ها ناصبی‌اند!» این مطالب همان نظری است که داعشی‌ها و وهابی‌های ناصبی شایع می‌کردند و می‌گفتند: جنگ با شیعه‌ها از جنگ با صهیونیست‌ها واجب‌تر است. این دو مقوله هر دو از یک ریشه برخاسته و از یک چشمه (یعنی دستگاه‌های جاسوسی انگلیس و آمریکا) آب می‌خورند. این مقوله‌هایی است که جریان افراطی سنی و جریان تشیع افراطی در حال ترویج آن است و می‌گوید همة این سنی‌ها ناصبی‌اند و همگی جایز القتل و از دین خارج‌اند. درحالی‌که بیش از هشتاد درصد از سنی‌های جهان اسلام، محبان اهل‌بیت(علیهم‌السلام) هستند. نه‌تنها محب اهل بیت(علیهم‌السلام) هستند، بلکه بسیاری از آنان معتقد به امامت معنوی ائمة دوازده‌گانه حتی امام زمان(عجل‌الله‌فرجه) هستند. برخی از علمای اهل سنت دربارة امام زمان(عجل‌الله‌فرجه) کتاب‌هایی نوشته‌اند؛ دربارة این‌که او دوازدهمین امام است. برخی از آن‌ها می‌گویند ما امامت آن‌ها را قبول داریم اما دیگران خلیفه، حاکم و سیاستمدار بودند.
بنابراین نه آن ناصبی‌های خون‌خوار و نه این مدعیان تشیع فتنه‌انگیز هیچ‌کدام در دایرة تقریب نمی‌توانند قرار بگیرند زیرا اساس کار آن‌ها ایجاد فتنه و تفرقه و خون‌ریزی بین مسلمین است و تنها هنگامی می‌توان دم از وحدت با آن‌ها زد که از راه و رسمی که در پیش گرفته‌اند توبه کنند و به دین خدا بازگردند.

پی‌نوشت‌ها:
1. سورة آل عمران، آیة ۱۰۳؛ «و همگى به ریسمان خدا [قرآن و اهل بیت علیهم السلام‌] چنگ زنید، و پراکنده و گروه گروه نشوید؛ و نعمت خدا را بر خود یاد کنید آن گاه که [پیش از بعثت پیامبر و نزول قرآن‌] با یکدیگر دشمن بودید، پس میان دل‌هاى شما پیوند و الفت برقرار کرد، در نتیجه به رحمت و لطف او با هم برادر شدید، و بر لب گودالى از آتش بودید، ولى شما را از آن نجات داد؛ خدا این‌گونه، نشانه‌هاى [قدرت، لطف و رحمت‌] خود را براى شما روشن مى‌سازد تا هدایت شوید».
2. سورة انعام، بخشی از آیة ۱۵۹؛ «مسلماً کسانى که دینشان را بخش بخش کردند، وگروه گروه شدند، تو را هیچ پیوندى با آنان نیست...»
3. سورة روم، بخشی از آیة ۳۱ و آیة ۳۲؛ «... و از مشرکانی نباشید که دینشان را بخش بخش کردند و [سرانجام‌] گروه گروه شدند، در حالى که هر گروهى به آنچه [از بخشى از دین‌] نزد آنان است [به تصور این‌که حق است‌] شادمانند».
4. سورة هود، بخشی از آیات ۱۱۸و۱۱۹؛ «... همواره [در امر دین‌] در اختلاف‌اند. مگر کسانى که پروردگارت به آنان رحم کرده....»
5. سورة انعام، آیة ۶۵؛ «بگو: او تواناست که از بالاى سرتان یا از زیر پاهایتان عذابى بر شما برانگیزد، یا شما را گروه گروه و حزب حزب به جان هم اندازد، [تا وضع‌تان به اختلافات سنگین و کینه‌هاى سخت بیانجامد،] و مز| تلخ جنگ و خون‌ریزى را به هر گروه شما به‌وسیلة گروه دیگر بچشاند؛ با تأمل بنگر چگونه آیات خود را به صورت‌هاى گوناگون بیان مى‌کنیم تا بفهمند».
6. سورة اسراء، آیة ۷۱.
سورة المؤمنون، آیة ۱۰۱.
سورة الأنفال، آیة ۴۶؛ «و از خدا و پیامبرش فرمان برید، و با یکدیگر نزاع و اختلاف مکنید، که سست و بد دل مى‌شوید، و قدرت و شوکت‌تان از میان مى‌رود؛ و شکیبایى ورزید؛ زیرا خدا با شکیبایان است».
9. سورة المائدة، بخشی از آیة ۲؛ «... یکدیگر را بر انجام کارهاى خیر و پرهیزکارى یارى نمایید، و یکدیگر را بر گناه و تجاوز یارى ندهید...».
10. سورة الانفال، بخشی از آیة ۶۲ و آیة ۶۳؛ «... اوست کسى که تو را با یارى خود و به‌وسیلة مؤمنان نیرومند ساخت. و میان دل‌هایشان الفت و پیوند برقرار کرد که اگر همة آنچه را در روى زمین است، هزینه مى‌کردى نمى‌توانستى میان دل‌هایشان الفت اندازى، ولى خدا میان آنان ایجاد الفت کرد؛ زیرا خدا تواناى شکست‌ناپذیر و حکیم است».
11. سورة الفتح، آیة ۲۹؛ « محمّد، فرستاده خداست و کسانى که با او هستند بر کافران سرسخت و در میان خودشان با یکدیگر مهربانند، همواره آنان را در رکوع و سجود مى‌بینى که پیوسته فضل و خشنودى خدا را مى‌طلبند؛ نشانة آنان در چهره‌شان از اثر سجود پیداست، این است توصیف آنان در تورات، و اما توصیف‌شان در انجیل این است که وجودشان چون زراعتى است که جوانه‌هاى خود را رویانده پس تقویتش کرده تا ستبر و ضخیم شده، و در نتیجه بر ساقه‌هایش [محکم و استوار] ایستاده است، به‌طورى‌که دهقانان را [از رشد و انبوهى خود] به تعجب مى‌آورد تا خدا به‌وسیلة [انبوهى و نیرومندى‌] مؤمنان، کافران را به‌خشم آورد. [و] خدا به کسانى از آنان که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‌اند، آمرزش و پاداشى بزرگ وعده داده است».
12. سورة الأعراف، بخشی از آیة ۴۶؛ « ... و بر بلنداى آن [حائل بین بهشتیان و دوزخیان] مردانى هستند که هر کدام از دو گروه را به نشانه‌هایشان مى‌شناسند...».
13. بحارالأنوار، ج‌۸، ص۳۳۸؛ «... نحنُ الأعْرافُ الّذینَ لا یَدخُلُ الجنّةَ إلاّ مَن عَرَفَنا و عَرَفْناهُ... ؛ «ماییم اعراف؛ همانان که تا فردى ما را نشناسد و ما او را نشناسیم به بهشت نمى‌رود».
14. سورة آل عمران، بخشی از آیة ۱۱۰؛ شما بهترین امتى هستید که [براى اصلاح جوامع انسانى‌] پدیدار شده‌اید....».
15. وسائل الشیعة، ج ۱۶، ص۲۳۶.
16. الکافی، ج ۸، ص۳۷۴؛ «عَنِ الْقَاسِمِ شَرِیک الْمُفَضَّلِ وَ کانَ رَجُلَ صِدْقٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یقُولُ حَلَقٌ فِی الْمَسْجِدِ یشْهَرُونَّا وَ یشْهَرُونَ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِک لَیسُوا مِنَّا وَ لَا نَحْنُ مِنْهُمْ أَنْطَلِقُ فَأُوَارِی ‌وَ أَسْتُرُ فَیهْتِکونَ سِتْرِی هَتَک اللَّهُ سُتُورَهُمْ یقُولُونَ إِمَامٌ أَمَا وَ اللَّهِ مَا أَنَا بِإِمَامٍ إِلَّا لِمَنْ أَطَاعَنِی فَأَمَّا مَنْ عَصَانِی فَلَسْتُ لَهُ بِإِمَامٍ لِمَ یتَعَلَّقُونَ بِاسْمِی أَ لَا یکفُّونَ اسْمِی مِنْ أَفْوَاهِهِمْ فَوَ اللَّهِ لَا یجْمَعُنِی اللَّهُ وَ إِیاهُمْ فِی دَارٍ».
محور امت واحده، اطاعت رسول خدا است
15
| | |
| 0 رای

نظرات

  • نظرات ارسالی پس از تایید منتشر خواهد شد
  • پیام‌های حاوی توهین و تهمت منتشر نمی‌شود

آرشیو مطالب

Skip Navigation Links.

دسته بندی ها

Skip Navigation Links.