حج و عمره در سیرة نبوی

30 تیر 1405
در سیرة رسول خدا(ص) انجام مناسک حج از عبادات مورد علاقة ایشان برشمرده می‌شد. آن حضرت(ص) اشتیاق زیادی نسبت به آن از خود نشان می‌داد به‌گونه‌ای که زمانی که در مدینه به‌سر می‌بردند، علاقمند بود که زائران بیت‌الله‌الحرام از مکه برایش آب زمزم هدیه بیاورند.
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

حج و عمره در سیرة نبوی
منبع: ویکی فقه
از عبادت‌هایی که در سیره و بیان رسول خدا(ص) از شکوه و جلوة خاصی برخوردار است، انجام مناسک حج و عمره می‌باشد. پیامبر خدا(ص) حج و عمره، را «دور کننده و زایل کنندة فقر و گناهان» عنوان کرده1،2،3 آن را «مایة توانگری» مردم بیان کردند.4،5،6،7،8 ایشان بهشت را پاداش حج پذیرفته شده9،10،11،12،13ئو عمره را کفارة گناهان14،15،16 ذکر کردند.
1. عبادت محبوب پیامبر(ص)
در سیرة رسول خدا(ص) انجام مناسک حج از عبادات مورد علاقة ایشان برشمرده می‌شد. آن حضرت(ص) اشتیاق زیادی نسبت به آن از خود نشان می‌داد به‌گونه‌ای که زمانی که در مدینه به‌سر می‌بردند، علاقمند بود که زائران بیت‌الله‌الحرام از مکه برایش آب زمزم هدیه بیاورند.17،18
نقل شده ایشان در زمان انجام حج آداب و سنت‌هایی را مورد توجه قرار می‌دادند، از جمله این که از امام صادق(ع) روایت شده: «رسول خدا(ص) در هر شبانه‌روز ده بار و در هر مرتبه هفت بار دور خانة کعبه طواف می‌نمود، سه بار اول شب، سه بار آخر شب، دو مرتبه صبح و دو مرتبه بعد از ظهر و حد فاصل بین آن‌ها را استراحت می‌نمود».19،20،21 «حضرت(ص) در زمان انجام حج سورة معارج را زیاد می‌خواند. و هر وقت سواره‌ای را می‌دید و یا از تلی بالا می‌رفت و یا سرازیر می‌شد و در آخر شب و در تعقیب نمازها تلبیه می‌گفت...».22،23،24 و «در هر طواف واجب و مستحبی«حجرالاسود» را با کف دست مسح می‌کرد».25،26
از امام باقر(ع) نیز روایت شده که فرمودند: رسول خدا(ص) دو رکن «حجر الاسود» و«رکن یمانی» را مسح می‌کرد، و پس از مسح آن‌ها را می‌بوسید و صورت مبارکش را بر آن‌ها می‌نهاد،27،28،29 و در مناسک حج این‌گونه تلبیه می‌گفت: لبیک اللهم لبیک، لا شریک لک لبیک، ان الحمد و النعمة لک و الملک، لا شریک لک.30،31،32،33
2. تعداد حج وعمره‌های پیامبر(ص)
از تعداد حج‌هایی که رسول خدا(ص) قبل از بعثت و بعد آن تا زمان هجرت به‌جا آوردند اطلاعی در دست نیست.34ف35 بسیاری از علمای اهل سنت بر این عقیده‌اند که رسول خدا(ص) پس از بعثت و قبل از هجرت تنها یک بار36 و به نقلی دیگر دو بار37،38،39 حج به‌جا آورده است، لیکن آن‌چه را که واقدی ترجیح داده و آن را معروف و مورد اتفاق مردم شهر خود دانسته، این است که پیامبر(ص) پس از بعثت فقط یک مرتبه حج گزارده آن هم از مدینه و همان است که مردم به آن حجةالوداع می‌گویند.40
اما پس از هجرت؛ تقریباً همة سیره‌نویسان اعم از شیعه و سنی بالاتفاق بر این نظرند که پیامبر گرامی اسلام(ص) پس از هجرت به مدینه، تنها یک بار حج به‌جا آوردند و آن حجةالوداع است.41،42،43،44
در برخی روایات شیعی تعداد حج‌هایی که رسول خدا(ص) به‌جا آورده‌اند تا بیست45،46 و به نقلی دیگر یازده47،48،49 و به روایت دیگر تا ده یا هفت حج50 هم رسیده است.
هم‌چنین بنا بر برخی روایات رسول اکرم(ص) سه عمره به‌جا آورده بودند، عمرة حدیبیه، عمرة قضا و عمره‌ای که پس از بازگشت از جنگ حنین و طائف در جعرانه احرام بسته بود.51،52،53،54
در روایات دیگر عمرة دیگری نیز بر این جمع اضافه شده و تعداد آن را به چهار رسانده است، و آن عمره‌ای بود که حضرت(ص) همراه با حج خود(حجةالوداع) به‌جا آورده بودند.55،56،57،58 همه عمره‌های جداگانة پیامبر(ص) در ماه ذی‌القعده انجام گرفته بود.59،60،61،62

3. حجةالوداع
از امام صادق(ع) روایت شده: «رسول اکرم(ص) در مدت ده سال که در مدینه بود، حج به‌جا نیاورد تا این‌که آیة کریمة: «وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ ...» نازل شد. پس رسول اکرم(ص) عازم حج شده، به منادیان دستور داد با صدای رسا به مردم مدینه و حومة آن اعلان کنند که امسال پیامبر(ص) می‌خواهد به مکه رود و حج کند. این خبر به اطلاع همة مردم مدینه و اهل جبال و بادیه‌نشینان رسید و پس همه گرد آمدند.

1-3. احرام پیامبر
رسول اکرم(ص) چهار روز به آخر ذیقعده مانده حرکت کرد هنگامی که به «ذی‌الحلیفه» رسید، ظهر شد. حضرت(ص) در آن‌جا غسل کرد و حرکت کرد تا به مسجد شجره رسید در آن جا نماز ظهر را خواند و برای حج احرام بست.
سپس به راه افتاد، تا به بیداء رسید، نزدیک میل اول. مردم، در دو ردیف، برای او صف کشیدند. لبیک حج افراد را گفت و شصت و شش یا شصت و چهار شتر به‌عنوان قربانی همراه آورد، تا آن که ساعات آخر روز چهارم ذی‌الحجه به مکه رسید. هفت دور، کعبه را طواف کرد و پشت مقام ابراهیم(ع) دو رکعت نماز خواند. سپس به طرف حجرالاسود بازگشت و بر آن، دست کشید. در آغاز طواف خود نیز آن را لمس کرده بود.
2-3. شأن صفا و مروه
سپس فرمود: «صفا و مروه، از شعائر خدا هستند. از جایی آغاز کنید که خداوند، آغاز کرده است».
مسلمانان می‌پنداشتند سعی میان صفا و مروه، از ساخته‌های مشرکان است. خداوند متعال، این آیه را نازل فرمود: «صفا و مروه، از شعائر خداوند هستند. پس کسی که به حج یا عمره می‌رود، اشکالی بر او نیست که میان آن دو را طواف کند» [پیامبر(ص)] سپس به صفا آمد و بر بالای آن رفت و رو به رکن یمانی نمود. خدا را حمد و ثنا گفت و دعا کرد، به اندازه‌ای که سورة بقره با آرامش خوانده شود. سپس به سوی مروه روان شد و در آن جا نیز به اندازة توقف در صفا، ایستاد، تا آن که از سعی خود، فارغ شد. پس از فراغت از سعی بین صفا و مروه حضرت(ص) در مروه ایستاد و رو به مردم کرد حمد و ثنای الهی به‌جا آورد. پس از حمد و ثنای خداوند، فرمود: «این، جبرئیل است و با دست، به پشت سر خود اشاره کرد که فرمانم می‌دهد که دستور دهم: هرکه قربانی همراه نیاورده، از احرام در آید. اگر من نیز این را پیش‌تر می‌دانستم، آن‌چنان می‌کردم که به شما دستور می‌دهم؛ ولی من، قربانی همراه آورده‌ام و برای کسی که قربانی آورده، روا نیست که از احرام در آید، تا آن‌که قربانی به محل خود برسد».
مردی گفت: آیا از احرام در آییم، در حالی که هنوز از عبادات خویش، فراغت نیافته‌ایم؟! فرمود: «آری»
پس مردی از میان جمعیت برخاست و از روی انکار عرض کرد آیا ما به‌عنوان حاجیان بیرون آییم در حالی‌که از سر ما آب بچکد؟ (یعنی غسل جنابت کرده باشیم).
حضرت(ص) فرمود، تو پس از این گفته هرگز ایمان نخواهی آورد! سپس سراقةبن مالک از جا برخاسته عرض کرد یا رسول الله احکام دین را به ما چنان بیاموز که گویی امروز آفریده شده‌ایم [و هیچ نمی‌دانیم] اینک به‌ما بگو این حکم مخصوص همین سال است یا برای آینده هم هست؟
رسول اکرم(ص) فرمود: این حکم، ابدی است تا روز قیامت، سپس انگشتان خود را در یکدیگر جفت کرد، فرمود: عمره و حج این‌چنین باهم‌اند و عمره داخل حج شد تا روز قیامت.

3-3. احرام برای حج
امام صادق(ع) فرمود: بعد، رسول اکرم(ص) و یارانش وقتی به مکه رسیدند، به منزل هیچ‌کس نرفته و در بیرون شهر مکه منزل کردند تا روز هشتم موقع ظهر که رسول اکرم(ص) دستور داد تا مردم غسل کنند و برای حج احرام بسته و تلبیه گویند.
رسول اکرم(ص) و یارانش لبیک گویان حرکت کردند برای حج تا رسیدند به «منی» در آن‌جا نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا و نیز نماز صبح را خواندند و صبح کردند در حالی که مردم به‌دور آن حضرت(ص) جمع بودند.

4-3. تصور غلط قریش
عادت قریش این بود که در عرفات با مردم وقوف نمی‌کردند و در مزدلفه می‌ماندند و از آن جا حرکت می‌کردند و دیگران را مانع می‌شدند، زیرا آنان از مساوات با مردم دیگر ننگ داشتند و در مشعر نیز از راهی دیگر بازمی‌گشتند تا خداوند این آیه را نازل کرد:
«ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ... ؛ هم‌چنان که مردم حرکت می‌کنند شما نیز حرکت کنید». به‌دنبال نزول آیه، رسول اکرم(ص) دستور حرکت از مزدلفه به عرفات داد و این امر مخالف تصور قریش بود که رسول خدا(ص) مانند آن‌ها حرکت کند.

5-3. پیامبر در عرفات
رسول اکرم(ص) وارد صحرای عرفات شد و در مکانی به‌نام «غره» که وسط آن صحرا بود نزدیک کوه‌های اراک خیمة خود را برپا کرد و مسلمین نیز گرد آن حضرت(ص) خیمه زدند. وقتی ظهر شد حضرت(ص) غسل کرد و تلبیه را ترک گفت تا به محل نماز آمد و در آن‌جا مردم را موعظه کرد، احکام و اوامر و نواهی الهی را بیان نموده سپس نماز ظهر و عصر را با یک اذان و دو اقامه خواند.
از آن جا حرکت کرد، به موقف عرفات رسید و در آن‌جا ایستاد، مردم همه دور آن حضرت(ص) ایستادند و شترها را خواباندند. حضرت(ص) به آنها فرمود همة این بیابان و صحرا موقوف است و تنها محل وقوف این‌جا نیست که من ایستاده و شترم را خواباندم، مردم متفرق شدند تا وقتی که خورشید غروب کرد.

6-3. پیامبر در منی
رسول اکرم(ص) آن‌گاه دستور حرکت داد تا به مزدلفه که همان مشعرالحرام است، رسیدند. در آن‌جا نماز مغرب و عشاء را باز به‌یک اذان و اقامه خواندند و در آن‌جا ماند تا وقتی نماز صبح را نیز به‌جا آورد.
رسول خدا(ص) دستور داد افراد ناتوان بینی‌هاشم عجله کنند و در شب جلوتر از دیگران به‌سوی منی حرکت نمایند؛ ولی فرمود که تا خورشید طلوع نکند رمی جمرة عقبه ننمایند.
وقتی هوا روشن شد، رسول خدا(ص) و مسلمانان به‌سوی منی کوچ کرده وارد منی شدند و جمرة عقبه را رمی کردند و قربانی‌هایی را که رسول اکرم(ص) آورده بود، شصت و چهار یا شصت و شش رأس بود و علی(ع) سی و چهار یا سی و شش رأس. در آن‌جا همة قربانی‌ها را کشتند و رسول خدا(ص) فرمود: از هر قربانی کمی بگیرند و آن‌ها را در دیگ پخته و حضرت(ص) با علی(ع) خوردند و گوشت و پوست همة قربانی‌ها را صدقه دادند.
رسول خدا(ص) سپس به زیارت بیت‌الله رفت و بعد، به‌سوی منی بازگشت و تا آخر روزهای تشریق(سیزدهم ماه) در آن جا ماندند و هر روز سه جمره را رمی کردند و از آن‌جا حرکت کردند تا به بیابان اطراف مکه رسیدند.

7-3. حج عایشه
در این هنگام عایشه جلو آمد، عرض کرد سایر زنان شما حج و عمره را انجام دادند و من حج را انجام داده‌ام پیغمبر(ص) او را با برادرش عبدالرحمن‌بن ابی‌بکر به«تنعیم» [محلی است خارج مکه که برای احرام عمره بدان جا می‌روند] فرستاد و از آن‌جا برای عمرة مفرده، محرم شد و به خانه رفت و طواف کرده و دو رکعت نماز طواف خواند در مقام ابراهیم و بین صفا و مروه سعی کرد نزد رسول اکرم(ص) آمد و همان روز از مکه حرکت کردند و حضرت(ص) داخل مسجدالحرام نشد و طواف نکرد از بالای مکه وارد شد و از پائین مکه محلة «ذی طوی» خارج گشت....»63،64،65

پانویس:
۱. کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، ج4، ص254.
۲. کوفی، محمدبن محمد، الجعفریات، ص66.
۳. محدث نوری، حسین، مستدرک الوسائل، ج8، ص115.
۴. صنعانی، عبدالرزاق، المصنف، ج5، ص11.
۵. سیوطی، جلال الدین، الجامع الصغیر، ج۱، ص۵۷۰.
۶. متقی هندی، علاءالدین علی، کنزالعمال فی سنن‌الاقوال والافعال،ج5، ص10.
۷. شیخ صدوق، محمدبن علی، من لایحضره‌الفقیه، ج2، ص265.
۸. قاضی نعمان، نعمان‌بن محمد، دعائم‌الاسلام، ج1، ص342.
۹. امام مالک، مالک‌بن انس، الموطا، ج1، ص346.
۱۰. احمد بن حنبل، مسند احمد، ج۲، ص۲۴۶.
۱۱. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، ج۲، ص۱۹۸.
۱۲. نیشابوری، مسلم، صحیح مسلم، ج۴، ص۱۰۷.
۱۳. ابن ابی جمهور، عوالی‌اللالی، ج1، ص427.
۱۴. کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، ج4، ص253.
۱۵. شیخ صدوق، محمدبن علی، من لایحضره‌الفقیه، ج2، ص221.
۱۶. شیخ حر عاملی، محمدبن حسن، وسائل‌الشیعه، ج11، ص96.
۱۷. شیخ صدوق، محمدبن علی، من لایحضره‌الفقیه، ج2، ص208.
۱۸. برقی، احمدبن محمدبن خالد، المحاسن، ج2، ص574.
۱۹. کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، ج4، ص428.
۲۰. شیخ صدوق، محمدبن علی، من لایحضره‌الفقیه، ج2، ص411.
۲۱. شیخ حر عاملی، محمدبن حسن، وسائل‌الشیعه، ج13، ص307.
۲۲. کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، ج4، ص250.
۲۳. شیخ صدوق، محمدبن علی، من لایحضره‌الفقیه، ج2، ص325.
۲۴. شیخ حر عاملی، محمدبن حسن، وسائل‌الشیعه، ج11، ص224.
۲۵. کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، ج4، ص405.
۲۶. شیخ حر عاملی، محمدبن حسن، وسائل‌الشیعه، ج13، ص294.
۲۷. کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، ج4، ص408.
۲۸. شیخ طوسی، محمدبن حسن، تهذیب‌الاحکام، ج5، ص105-106.
۲۹. شیخ طوسی، محمدبن حسن، الاستبصار، ج2، ص217.
۳۰. شیخ صدوق، محمدبن علی، من لایحضره‌الفقیه، ج2، ص325.
۳۱. نیشابوری، مسلم، صحیح مسلم، ج۴، ص۷.
۳۲. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، ج۷، ص۵۹.
۳۳. کوفی، محمدبن محمد، الجعفریات، ص64.
۳۴. عسقلانی، ابن حجر، فتح الباری، ج۸، ص۸۰.
۳۵. ابن شهرآشوب، محمدبن علی، مناقب آل ابی‌طالب، ج1، ص152.
۳۶. حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک، ج۳، ص۵۵.
۳۷. بیهقی، ابوبکر، دلائل‌النبوه، ج۵، ص454.
۳۸. عسقلانی، ابن حجر، فتح الباری، ج۳، ص۳۴۰.
۳۹. ابن شهرآشوب، محمدبن علی، المناقب، ج1، ص152.
۴۰. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۳، ص۱۰۸۹، بیروت، اعلمی، چاپ سوم، ۱۴۰۹.
۴۱. ابویعلی، احمدبن علی، مسند ابی یعلی، ج5، ص411.
۴۲. کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، ج4، ص245.
۴۳. شیخ طوسی، محمدبن حسن، تهذیب‌الاحکام، ج5، ص443.
۴۴. عسقلانی، ابن حجر، فتح الباری، ج۸، ص۸۰.
۴۵. شیخ صدوق، محمدبن علی، من لایحضره‌الفقیه، ج2، ص238.
۴۶. شیخ طوسی، محمدبن حسن، تهذیب‌الاحکام، ج5، ص443.
۴۷. شیخ طوسی، محمدبن حسن، تهذیب‌الاحکام، ج5، ص443.
۴۸. ابن شهرآشوب، محمدبن علی، المناقب، ج1، ص152.
۴۹. کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، ج4، ص244.
۵۰. حلی، محمدبن ادریس، مسطرفات‌السرائر، ص575، قم، جامعة مدرسین، 1411.
۵۱. بیهقی، ابوبکر، السنن الکبری، ج۵، ص۱۲.
۵۲. ابن کثیر، اسماعیل، السیرةالنبویه، ج4، ص213، تحقیق مصطفی عبدالواحد، بیروت، دارالمعرفه، 1976.
۵۳. کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، ج4، ص251.
۵۴. شیخ صدوق، محمدبن علی، من لایحضره‌الفقیه، ج2، ص450-451.
۵۵. احمد بن حنبل، مسند احمد، ج۳، ص۱۳۴.
۵۶. ابن کثیر، اسماعیل، السیرةالنبویه، ج4، ص213، تحقیق مصطفی عبدالواحد، بیروت، دارالمعرفه، 1976.
۵۷. نیشابوری، مسلم، صحیح مسلم، ج۴، ص۶۰.
۵۸. ابن شهرآشوب، محمدبن علی، المناقب، ج1، ص152.
۵۹. بیهقی، ابوبکر، السنن الکبری، ج۵، ص۱۲.
۶۰. ابن کثیر، اسماعیل، السیرةالنبویه، ج4، ص213، تحقیق مصطفی عبدالواحد، بیروت، دارالمعرفه، 1976.
۶۱. کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، ج4، ص251.
۶۲.شیخ صدوق، محمدبن علی، من لایحضره‌الفقیه، ج2، ص450-451.
۶۳. کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، ج4، ص245-248.
۶۴. شیخ طوسی، محمدبن حسن، تهذیب‌الاحکام، ج5، ص454-457.
۶۵. شیخ حر عاملی، محمدبن حسن، وسائل‌الشیعه، ج11، ص213-217.

حج و عمره در سیرة نبوی
3
| | |
| 0 رای

نظرات

  • نظرات ارسالی پس از تایید منتشر خواهد شد
  • پیام‌های حاوی توهین و تهمت منتشر نمی‌شود

آرشیو مطالب

Skip Navigation Links.

دسته بندی ها

Skip Navigation Links.