دیدگاه پیامبر(ص) در مورد حجاب
پوشش اسلامی بانوان به معنای حبس و زندانی کردن و قرار دادن آنان پشت پرده و در نتیجه عدم مشارکت این گروه عظیم در فعالیتهای اجتماعی نیست. این وظیفه بدان معنا است که زن در معاشرت با مردان بدنش را بپوشاند و به جلوهگری و خودنمایی نپردازد و مشارکتش در فعالیتها بر اصول انسانی و اسلامی استوار باشد.
بسماللهالرحمنالرحیم
دیدگاه پیامبر(ص) در مورد حجاب
منبع: پایگاه پرسمان دانشگاهیان
پیامبر گرامی اسلام(ص) مبلغ و بیان کنندة احکام الهی، در ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی بشر میباشند از این رو دیدگاه ایشان در مورد حجاب نیز دقیقاً همان دیدگاهی است که خداوند در آیات متعدد قرآن پیرامون حجاببیان نمودهاند، بر این اساس در ادامه به تبیین این موضوع میپردازیم:
لباس پوشیدن سابقهای به اندازة حیات انسان دارد و جز پیروان یکی از مکاتب فکری که بر لزوم برهنه زیستی پای میفشارند،1 همة افراد به نوعی آن را تجربه میکنند. این پدیده، به رغم ارتباطش با خصوصیات مختلف فردی و اجتماعی انسان، دست کم به سه نیاز وی پاسخ میدهد:
- حفاظت در سرما و گرما و برف و باران
- حفظ عفت و شرم
- آراستگی، زیبایی و وقار
این نوشتار به بررسی معنای حجاب اسلامی و دلیلهای ضرورت آن میپردازد. «حدود پوشش در اسلام» و نیز نوع پوششهایی که پیشوایان دین سفارش یا نکوهش کردهاند، در شمارههای آینده بررسی خواهد شد.
رابطة حجاب و پوشش اسلامی
«حجاب» به معنای پرده، حاجب، پوشیدن و پنهان کردن و منع از وصول است.5 این واژه تنها به معنای پوشش ظاهری یا پوشاندن زن نیست و در اصل به مفهوم پنهان کردن زن از دید مرد بیگانه است. بدین سبب، هر پوششی حجاب نیست. حجاب پوششی است که از طریق پشت پرده واقع شدن تحقق یابد؛ ولی بر خلاف تصور عموم و نیز آنچه مشهور است، آیة حجاب6 در قرآن «وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ...؛7 چون از زنان پیغمبر(ص) متاعی خواستید، از پس پرده بخواهید». دربارة زنان آن حضرت و بیشتر به منظور مسائل سیاسی و اجتماعی فرود آمده است8 نه پوشش زن در مقابل نامحرم. بهکارگیری کلمة «حجاب»9 در خصوص پوشش زن اصطلاحی نسبتاً جدید است و همین سبب گردیده بسیاری گمان کنند اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود؛10 یا مثل «ویل دورانت» بگویند: «این امر خود مبنای پردهپوشی در میان مسلمانان به شمار میرود»؛11 و یا مدّعی شوند حجاب بهوسیلة ایرانیان به مسلمانان و اعراب سرایت کرده است؛ در حالی که آیات مربوط به حجاب (پوشش اسلامی زنان در مقابل نامحرمان) قبل از مسلمان شدن ایرانیان نازل شده است. در عهد جاهلیت نیز – همانطور که ویل دورانت میگوید12 و کتب تفسیر شیعه و سنی13 تأیید میکنند - اعراب چنین پوششی نداشتند و عادتشان تبرّج و خودنمایی بود که اسلام آن را ممنوع ساخت: «وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى».14
آنچه از قدیم بهویژه نزد فقها در بحث نماز (کتاب الصلوة) و ازدواج (کتاب النکاح) رواج داشته، واژة «ستر» و «ساتر» به معنای پوشش و وسیلة پوشش زن در مقابل نامحرمان بوده است.
بنابراین، وظیفة پوشش اسلامی بانوان به معنای حبس و زندانی کردن و قرار دادن آنان پشت پرده و در نتیجه عدم مشارکت این گروه عظیم در فعالیتهای اجتماعی نیست. این وظیفه بدان معنا است که زن در معاشرت با مردان بدنش را بپوشاند و به جلوهگری و خودنمایی نپردازد و مشارکتش در فعالیتها بر اصول انسانی و اسلامی استوار باشد.15
ضرورت پوشش اسلامی در قرآن
پوشش اسلامی از احکام ضروری اسلام16 است و هیچ مسلمانی نمیتواند در آن تردید کند؛ زیرا هم قرآن مجید به آن تصریح کرده است و هم روایات بسیار بر وجوب آن گواهی میدهند. به همین جهت، فقیهان شیعه و سنی به اتّفاق به آن فتوا دادهاند. همانطور که نماز و روزه به دورانی خاص اختصاص ندارد، دستور پوشش نیز چنین است و ادعای عصری بودن آن بیدلیل و غیرکارشناسانه مینماید.
خداوند متعال در آیة 30 سورة نور نخست به مردان مسلمان و سپس در آیة بعد به زنان مسلمان فرمان میدهد از چشمچرانی اجتناب کنند و در رعایت پوشش بدن از نامحرمان کوشا باشند: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ؛ [ای پیامبر] به مردان مؤمن بگو دیدگان خود فرو خوابانند و عفت پیشه ساخته، دامن خود را از نگاه نامحرمان بپوشانند. این کار برای پاکی و پاکیزگیشان بهتر است و خداوند بدانچه میکنند، آگاه است».
«غضّ» در لغت عرب - چنان که مرحوم طبرسی در مجمع البیان17 و راغب اصفهانی در مفردات18 گفتهاند - به معنای «کاستن» است و «غضّ بصر» یعنی کاهش دادن نگاه، نه بستن چشم. البتّه متعلق این فعل و اینکه از چه چیز چشمان خود را فرو بندند، ذکر نشده است؛ امّا با توجّه به سیاق آیات، بهویژه آیة بعد، روشن میگردد مقصود آن است که خیره خیره زنان نامحرم را تماشا نکنند و از چشمچرانی19 بپرهیزند. از سوی دیگر، ممکن است مقصود از «حفظ فرج» در این آیه پاکدامنی و حفظ آن از آلودگی به زنا و فحشا باشد؛ ولی عقیدة مفسران اولیة اسلام و نیز مفاد روایات از جمله سخن امام صادق(ع)20 این است که مراد از «حفظ فرج» در همة آیات قرآن کریم پاکدامنی و حفظ آن از آلودگی به فحشا است؛ جز در این دو آیه که به معنای حفظ از نظر و وجوب پوشش در مقابل نامحرم است. آنگاه خداوند متعال فلسفة این آموزه را نظافت و پاکی روح میداند و برخلاف اهل جاهلیت قدیم و جدید - مانند «برتراند راسل» که این ممنوعیت را یک نوع محرومیت و اخلاق بیمنطق و به اصطلاح «تابو» (تحریمهای ترسآور رایج در میان ملل وحشی) میداند – میگوید: این پوشش بهمنظور طهارت روح بشر از این که پیوسته دربارة مسائل مربوط به اسافل اعضا بیندیشد،21 واجب شده است. سپس در آیة بعد میفرماید:
«وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛ [ای پیامبر] به زنان مؤمن بگو دیدگان خود فروخوابانند و عفت پیشه ساخته، دامن خود را از نگاه بیگانگان بپوشانند و زیور خویش را جز برای شوهران و سایر محارم آشکار نکنند، مگر آنچه پیدا است؛ و روسریهای خویش را به گریبانها اندازند تا سر و گردن و سینه و گوشها پوشیده باشد و پاهاشان را به زمین نکوبند تا آنچه از زینت پنهان میکنند، معلوم شود. ای بندگان مؤمن، همه بهسوی خدا توبه کنید تا رستگار شوید.»
در این آیه خداوند تعالی، در خصوص پوشش بانوان، آنچه را بر مردان مؤمن لازم است، به دو شکل گسترش می دهد:
پوشیدگی سر و گردن؛
پوشاندن زینتها.
«خُمُر» جمع «خِمار» و بهمعنای روسری و سرپوش22 است. «جیوب» از واژة «جیب» به معنای قلب و سینه و گریبان است.23 در تفسیر مجمعالبیان چنین میخوانیم: زنان مدینه اطراف روسریهای خود را به پشت سر میانداختند و سینه و گردن و گوشهای آنان آشکار میشد. براساس این آیه، موظف شدند اطراف روسری خود را به گریبانها بیندازند تا این مواضع نیز مستور باشد.24 فخر رازی یادآور میشود: خداوند متعال با بهکارگرفتن واژههای «ضَرب» و «عَلی» که مبالغه در القا را میرساند، در پی بیان لزوم پوشش کامل این نواحی است.25 ابن عبّاس در تفسیر این جمله میگوید: «یعنی زن مو و سینه و دور گردن و زیر گلوی خود را بپوشاند>»26
برخی ادّعا می کنند، حجاب بهمعنای مقابله با برهنگی را قبول داریم؛ ولی در هیج جای قرآن از پوشش مو سخن به میان نیامده است؛ نا درستی این سخن آشکار مینماید؛ زیرا، با چشمپوشی از گفتار ابن عبّاس و نیز شأن نزول آیه، این واقعیت که زنان مسلمان حتّی قبل از نزول این آیه موهای خود را میپوشاندند و آشکار بودن گردن و گوش و زیر گلو و گردنشان تنها مشکل بهشمار میآمد، تردیدناپذیر است. در آیه از روسری سخن به میان آمده است، باید پرسید: آیا روسری جز آنچه بر سر میافکنند و موها را میپوشانند، معنایی دارد. افزون بر این، حکم میزان پوشش در روایات متعدد وارد شده است.27 اگر قرار باشد مانند برخی از صحابه یا گروهی روشنفکرمآبان جدید فقط به قرآن اکتفا کنیم، در کشف جزئیات ضروریترین احکام مانند رکعات نماز نیز ناکام میمانیم.
در خصوص «زینت» پرسشی مهم مطرح است. آیا مفهوم آن واژة «زیور» فارسی (زینتهای جدا از بدن مانند جواهرات) را نیز در بر میگیرد یا تنها آرایشهای متصل به بدن، مانند سرمه و خضاب، را شامل میشود.؟28 در پاسخ باید گفت: حکم کلی آن است که خودآرایی جایز و خودنمایی در مقابل نامحرم ممنوع است.
آرایش امری فطری و طبیعی است29 و حسّ زیباییدوستی سرچشمة پیدایش انواع هنرها در زندگی بشر شمرده میشود. این گرایش طبیعی، افزون بر آن که آثار مثبت روانی در دیگران پدید میآورد، به تحقق آثار گرانبهای روانی در شخص آراسته نیز میانجامد. آراستن خود و پرهیز از آشفتگی و پریشانی در نظام فکری و ذوق سلیم انسان ریشه دارد. پرهیز از خودآرایی نه دلیل وارستگی از قید نفس است و نه علامت بیاعتنایی به دنیا.
وضع ژولیده و آشفته و عدم مراعات تمیزی و نظافت ظاهری، خود به خود شخصت افراد را در نگاه دیگران خوار میسازد و زبان طعن و توهین دشمن را میگشاید.30 بر این اساس، پوشیدن جامة زیبا، بهرهگیری از مسواک و شانه، روغن زدن به مو و گیسوان، معطر بودن، انگشتر فاخر به دست کردن و سرانجام آراستن خویش هنگام عبادت و معاشرت با مردم از مستحبات مؤکد و برنامههای روزانة مسلمانان است.31 حضرت امام حسن مجتبی(ع) بهترین جامههای خود را در نماز میپوشید و در پاسخ کسانی که سبب این کار را میپرسیدند، میفرمود: «اِنَّ اللَّهَ جَمیلٌ وَ یُحِبُّ الْجَمالَ فَاَتَجمَّلُ لِرَبّی؛ خداوند زیبا است و زیبایی را دوست دارد. پس خود را برای پروردگارم زیبا میسازم.»32
بنابراین، خداوند زینت و خودآرایی را نهی نمیکند؛ آنچه در شرع مقدس ممنوع شده است، تبرّج و خودنمایی و تحریک و تهییج بهوسیلة آشکار ساختن زینت در محافل اجتماعی است؛ چنانکه میفرماید: «وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى.»33
و نیز میفرماید: «وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ.»34
این آیه زنان عرب را که معمولاً خلخال به پا میکردند و برای این که بفهمانند خلخال گرانبها دارند، پای خود را محکم به زمین میکوفتند، از این کار نهی میکند. فقیه بزرگوار علامه مطهری میگوید: «از این دستور میتوان فهمید هرچیزی که موجب جلب توجّه مردان میگردد، مانند استعمال عطرهای تند و همچنین آرایشهای جالب نظر در چهره، ممنوع است. بهطور کلی زن در معاشرت، نباید کاری بکند که موجب تحریک و تهیج و جلب توجّه مردان نامحرم گردد.»35
در آیة 31 سورة نور میفرماید: «وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا.» زینتهای زن دو گونه است:
یک نوع زینتی که مانند لباس و سرمه و انگشتر و دستبند آشکار است و پوشانیدن آن واجب نیست؛ و نوع دیگر زینتی که پنهان است مگر آنکه عمداً بخواهد آن را آشکار سازد؛ مانند گوشواره و گردن بند. پوشانیدن خصوص پوشش بانوان سالمند و از کار افتاده که امید زناشویی ندارند، سهلگیری کرده، به آنها اجازه داده است روی سرها را برگیرند؛37 ولی در عین حال آنها نیز اجازة خودنمایی و تهییج ندارند: «وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ.»38
آیات دیگری که با صراحت کامل دستور پوشش اسلامی و فلسفة آن را بیان میکنند، چنین است:
«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا؛ ای پیامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: پوششهای (روسری و چادر) خود را برخود فروتر گیرند. این برای آنکه شناخته گردند و اذیت نشوند، [به احتیاط] نزدیکتر است؛ و خدا آمرزنده و مهربان است.»39
با این حال، ممکن است گروهی از ارازل و اوباش به هتک حیثیت زنان مؤمن ادامه دهند. در این صورت، حاکم اسلامی وظیفه دارد با شدت تمام با این افراد بیمار دل برخورد کند. بنابراین، مسألة حفظ پوشش و عدم مزاحمت برای بانوان تنها یک توصیة اخلاقی نیست و حکمی اسلامی و حکومتی به شمار میآید: «لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا؛ اگر منافقان و بیماردلان و کسانی که در شهر نگرانی به وجود میآورند، از کارهای خود دست برندارند، ما تو را علیه آنها برخواهیم انگیخت و تو را سخت بر آنان مسلط میکنیم تا جز مدتی اندک در همسایگی تو زندگی نکنند؛ از رحمت خدا دور گردیدند و هرکجا یافت شوند دستگیر و به سختی گشته خواهند شد.»40
در این آیات، سه مطلب مهم قابل توجّه مینماید:
جلباب چیست و نزدیک کردن آن یعنی چه؟
فلسفة پوشش اسلامی
مجازات افراد مزاحم
چه نوع پوششی توصیه شده است؟
در مفهوم جلباب اختلاف نظر وجود دارد. آنچه، با توجّه به کتب لغت42 و گفتار مفسران شیعه مانند علامه طباطبایی43 و فیض کاشانی44 و اهل سنّت مانند قرطبی45 صحیحتر به نظر میرسد، آن است که «جلباب» ملحفه و پوششی چادر مانند است نه روسری و خمار. از ابن عبّاس و ابن مسعود روایت شده که منظور عبا است. پس جلباب لباس گشاد و پارچهای است که همة بدن را میپوشاند. ضمناً همانطور که مفسران بزرگ مانند شیخ طوسی و طبرسی فرمودهاند، در گذشته دو نوع روسری برای زنان معمول بود:
روسریهای کوچک که آنها را «خِمار» یا «مقنعه» مینامیدند و معمولاً در خانه از آن استفاده میکردند؛ و روسریهای بزرگ که مخصوص بیرون خانه بهشمار میآمد. زنان با این روسری بزرگ که جلباب خوانده میشد و از «مقنعه» بزرگتر و از «رداء» کوچکتر است و به چادر امروزین شباهت دارد، مو و تمام بدن خود را میپوشاندند.46
نزدیک ساختن جلباب- «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ» - کنایه از پوشیدن چهره و سر و گردن با آن است.47 یعنی چنان نباشد که چادر یا رو پوشهای بزرگ (مانتو) تنها جنبة تشریفاتی و رسمی داشته باشد و همة پیکرشان را نپوشاند. زنان حق ندارند چنان چادر بپوشند که نشان دهد اهل پرهیز از معاشرت با مردان بیگانه نیستند؛ از نگاه چشمهای نامحرم نمیپرهیزند و از مصادیق «کاسیات عاریات»48 شمرده میشوند. قرآن فرمان میدهد: بانوان با مراقبت جامهشان را بر خود گیرند و آن را رها نکنند تا نشان دهد اهل عفاف و حفظ به شمار میآیند. تعلیل پایانی آیه نیز بیانگر همین امر است؛ یعنی آن پوششی مطلوب است که خود به خود دورباش ایجاد میکند و ناپاکدلان را نومید میسازد.49
2. چرا پوشش ضرورت دارد؟
خداوند متعال دربارة علت ضرورت پوشش اسلامی میفرماید: «ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ.» برخی این آیه را چنین معنا کردهاند: «بدین وسیله شناخته میشوند آزادند نه کنیز؛ پس با آزار و تعقیب جوانان رو به رو نمیشوند. بنابراین، در عصر حاضر که مسألة بردگی از میان گرفته، این حکم نیز منتفی میشود؛ ولی باید گفت:50 ایجاد مزاحمت و آزار کنیزان نیز روا نیست. حقیقت آن است که وقتی زن پوشیده و با وقار از خانه بیرون رود و جانب عفاف و پاکدامنی را رعایت کند، فاسدان و مزاحمان جرأت هتک حیثیت او را در خود نمییابند. بیمار دلانی که در پی شکار میگردند، فرد دارای حریم را شکاری مناسب نمیبینند. در روایات آمده است: «المَرأَةَ رَيحانَةٌ؛51 زن همچون ریحانه یا شاخه گلی ظریف است.» بیتردید اگر باغبان او را پاس ندارد، از دید و دست گلچین مصون نمیماند. قرآن کریم، زنان ایدهآل را که در بهشت جای دارند، به مروارید محجوب و پوشیده در صدف تشبیه میکند: «كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ.»52 افزون بر این، گاه آنها را به جواهرات اصیلی چون یاقوت و مرجان که جواهر فروشان در پوششی ویژه قرار میدهند تا همچون جواهرات بَدَلی به آسانی در دسترس این و آن قرار نگیرند و ارزش و قدرشان کاستی نپذیرد، تشبیه میکند.53 بر این اساس، مرحوم علامه طباطبایی54 همین تفسیر را برمیگزیند. استاد شهید مطهری در اینباره میفرماید: «حرکات و سکنات انسان گاهی زباندار است. گاهی وضع لباس، راه رفتن، سخن گفتن زن معنا دار است و به زبانِ بی زبانی میگوید: دلت را به من بده، در آرزوی من باش، مرا تعقیب کن؛ گاهی برعکس، با زبان بیزبانی میگوید: دست تعرّض از این حریم کوتاه است.»55
پینوشتها:
1. انسانیت از دیدگاه اسلامی، مصطفوی، ص 129.
2. نحل (16): 80.
3. نور (24): 31 و 30 و 59؛ احزاب (33): 59 و 60.
4. اعراف (7): 26.
5. ر. ک: المفردات فی غرائب القرآن، راغب اصفهانی و قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی.
6. در اصطلاح تاریخ و حدیث اسلامی، هر جا نام «آیة حجاب آمده است مقصود این است نه آیات سورة نور که در خصوص پوشش اسلامی است.
7. احزاب (33): 53.
8. مسألة حجاب، مرتضی مطهری، ص 74.
9. واژة حجاب هفت بار در قرآن کریم به کار رفته است؛ ولی هرگز به معنای حجابِ اسلامی مصطلح نیست.
10. مسألة حجاب، ص 73.
11. تاریخ تمدن؛ ویل دورانت، مترجمان احمد آرام (و دیگران)، ج 1، ص 433 و 434.
12. مسألة حجاب، ص 22.
13. ر. ک: تفاسیر مجمع البیان (طبرسی) و کشّاف (ز مخشری) ذیل آیات 33 احزاب و 60 نور.
14. احزاب (33): 33.
15. مسألة حجاب، ص 73. نیز ر. ک: تفسیر نمونه، ج 17، ص 401 – 403.
16. اصل قانون حجاب اسلامی، صرفاً از ضروریات فقه نیست؛ بلکه از ضروریات دین مبین است؛ چه این که نصّ صریح قرآن بر آن گواهی میدهد و تنها ظهور آیات قرآن دلیل بر آن نیست تا جای اختلاف برداشت و محل تردید باشد.
17. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، ج 7 - 8، ص 216.
18. المفردات فی غریب القرآن؛ راغب اصفهانی، ص 361.
19. مسألة حجاب، ص 125 – 128.
20. تفسیر مجمع البیان، ص 216 و 217.
21. مسألة حجاب، ص 129.
22. المفردات فی غرائب القرآن، ص 159؛ مجمع البیان، ص 217.
23. مجمع البیان، ص 217.
24. همان.
25. التفسیر الکبیر، ج 23، ص 179.
26. مجمع البیان، ص 217. (قال ابن عبّاس: تفطّی شعرها و صدرها و ترائبها و سوالفها).
27. ر. ک: تفسیر الصافی، فیض کاشانی، ج 3، ص 430 و 431.
28. مسألة حجاب، ص 131.
29. علامه طباطبائی(ره) در تفسیر آیة 32 سورة اعراف میفرماید: خدای متعال در این آیه زینتهایی را معرفی میکند که برای بندگان ایجاد و آنان را فطرتاً بهوجود آن زینتها و استعمال و استفاده از آنها ملهم کرده است؛ و روشن است که فطرت جز به چیزهایی که وجود و بقای انسان نیازمند آن است، الهام نمیکند. (ر. ک: المیزان، ج 8، ص 79).
30. آیین بهزیستی در اسلام، احمد صبور اردوبادی، ج 1 (جنس پوشاک)، ص 57.
31. حلیة المتقین، محمدباقر مجلسی، ص 3 - 5 و 10 - 12 و 91 – 107.
32. مجمع البیان، ج 4 - 3، ص 673.
33. احزاب(33): 33.
34. نور(24): 31.
35. مسألة حجاب، ص 146 – 147.
36. ر. ک: تفسیر الصافی، ج 3، ص 430 و 431.
37. وسایل الشیعه، حر عاملی، ج 14، ص 140.
38. نور (24): 60.
39. احزاب(33): 59.
40. احزاب (33): 60 و 61.
41. مجازات اینگونه افراد از نظر اسلام بسیار شدید است و بعد از ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر، چنانچه این بیماردلان از عمل زشت خویش دست برندارند، باید از جامعة اسلامی تبعید شوند؛(مسألة حجاب، ص 164) و در صورت استمرار، در ردیف محاربان با حکومت اسلامی جای میگیرند و به حکم قرآن اعدام میگردند. (المیزان فی تفسیر القرآن، ج 8، ص 361 و 362).
42. ر. ک: مسألة حجاب، ص 158 و 159؛ قاموس قرآن، قرشی، ج 2، ص 41 و 42. (این کتابها کلمات اهل لغت را ذکر کردهاند؛ مانند تعبیر به «الجلباب: القمیص أوالثواب الواسع» یا «الجلباب ثوب اوسع من الخمار دون الردّاء تُغطّی به المرأة رأسها و صدرها).
43. المیزان فی تفسیر القرآن، ج 16، ص 361. (هو ثوب تشتمل به المرأة فیغطّی جمیع بدنها).
44. تفسیر الصافی، فیض کاشانی، ج 4، ص 203.
45. الجامع لأحکام القرآن، قرطبی، ج 14؛ ص 156.
46. دربارة جلباب گفتهاند: آن روسری خاصی که بانوان هنگامی که برای کاری به خارج از منزل میروند، سر و روی خود را با آن میپوشند؛ «الجلباب خمارالمرأة الذی یفطّی رأسها و وجهها اذا خرجت لحاجة» (التبیان فی تفسیر القرآن، طوسی ج 8، ص 361؛ مجمع البیان، ج 8 - 7، ص 578).
47. مجمع البیان، ص 580؛ المیزان، ج 16، ص 361.
48. زنانی که ظاهراً پوشیده هستند ولی در واقع برهنهاند، روی عن رسول اللّه(ص): صنفان من اهل النار لم أرهما قوم معهم سیاط کأذناب البقر یضربون بها الناس و نساء کاسیات عاریات، ممیلات مائلات، رؤسهنّ کأسنمة البُخت المائلة....» (میزان الحکمة، ری شهری، ج 2، ص 259).
49. مسألة حجاب، ص 160 و 161.
50. آسیب شناسی حجاب، ص 19.
51. وسائل الشیعة، ج 14، ص 120.
52. واقعه(56): 23.
53. گسترة عفاف به گستردگی زندگی، حمیده عامری، کتاب زنان، شورای فرهنگی اجتماعی زنان، ش 12، ص 117.
54. المیزان، ج 8، ص 361.
55. مسألة حجاب، ص 163.