مقوله‌بندی مفهوم «تحول» در سیرة فرهنگی پیامبر(ص) در قالب نظریة زمینه‌ای

1 خرداد 1405
درفرهنگ قرآن، با بیان جریان‌ها و رویدادهای تاریخی در مبارزات انبیای الهی، قواعد و عبرت‌هایی ارائه می‌شود که تأثیر زیادی بر تحول‌خواهی دارد. این عبرت‌ها شامل تجربه‌های ناکامی و پیروزی ناشی از عواملی مانند تک‌روی، تفرقه، انحراف، افراط و تفریط، نفوذ دیگران، توقف، سستی، شتاب برای رسیدن به اهداف، ضعف‌های اعتقادی یا اخلاقی، جمود و تعصب به‌شیوه‌های خاص، تجدیدنظرطلبی، خستگی و انفعال است که می‌تواند تحول در جامعه را متوقف کند.
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

مقوله‌بندی مفهوم «تحول» در سیرة فرهنگی پیامبر(ص) در قالب نظریة زمینه‌ای
نویسنده: فاطمه مهدوی
منبع: جستارهای تاریخ اسلام، دورة 4، شمارة 7، بهار و تابستان 1403
چکیده
تحول در راستای سعادت، از نیازهای اساسی جوامع بشری است که با طراحی خط‌مشی مناسب محقق می‌شود. جوامع مسلمان نیز به این تحول نیاز دارند و می‌توانند با الهام از سیرة پیامبر اکرم(ص) به این هدف دست یابند. این نوشتار به بررسی مفهوم تحول در سیرة فرهنگی پیامبر(ص) پرداخته است و تلاش دارد تا ابعاد و مصادیق آن را تبیین کند. براین‌اساس، با استفاده از روش‌شناسی تحقیقات کیفی و نظریة زمینه‌ای، مفاهیم مرتبط با سیرة فرهنگی پیامبر(ص) استخراج و روابط آنها تحلیل شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مفهوم تحول در سیرة پیامبر(ص)، در دو حیطة خانواده و جامعة عصر نبوی قابل مشاهده است. این تحول به‌عنوان یک تغییر مثبت تفسیر می‌شود که برخی مقولات آن به شکل تأیید و برخی به شکل اصلاح، پذیرفته شده‌اند. همچنین گونه‌های مختلف مفهوم تحول شامل تبدیل، تکامل و اضمحلال نیز شناسایی شده‌اند.
واژگان کلیدی
تحول فرهنگی، سیرة نبوی، خانواده، جامعه، نظریة زمینه‌ای
مقدمه
سرزمین حجاز در آستانة ظهور دین اسلام، فرهنگی را تجربه می‌کرد که در آن، انحرافات وآداب و رسوم نادرست، به‌دور از عقلانیت، اخلاق و انسانیت رواج داشت. با آمدن دین اسلام، تحولی در این فرهنگ به‌وجود آمد و آداب و رسوم نادرست آنها تحت تأثیر فرهنگ غنی اسلامی دگرگون شد. در جامعه‌ای که تبعیض نژادی و ثروت و قدرت به عنوان معیارهای برتری به‌شمار می‌رفتند، پس از ظهور اسلام، تقوا ملاک برتری انسان‌ها گردید. همچنین باتوجه به سفارش‌های اسلام و سیرة نبوی، دختران و زنان به‌مقام والایی دست یافتند. دراین میان، هرچند جامعة عرب جاهلی با مطلوب نهایی اسلام فاصله داشت، ولی تحولی از نظر فرهنگی درمیان مردم حجاز شکل گرفت. حال باید دید که چه عاملی باعث شد مردم عرب آن زمان چنین متحول شوند؟ هستة این تحول چه بود؟ درک این هسته می‌تواند به تمامی مسلمانان و حتی بشریت کمک کند تا از جاهلیت زمان خود رهایی یابند و شیرینی معارف عمیق اسلام، به عنوان کامل‌ترین دین را به‌خوبی درک کنند.
حال این سؤال مطرح می‌شود که مفهوم تحولی که در عصر نبوی رخ داد، چه مقولاتی را تحت پوشش خود قرارمی‌دهد؟ در بررسی مقوله‌های مفهوم تحول، ممکن است به این نتیجه برسیم که برخی از این مقولات، درواقع تحول نیستند و به امور دیگری مربوط می‌شوند. گسترة مفهومی تحول به چه میزان است؟ آیا می‌توانیم این دگرگونی‌های فرهنگی عصر رسول‌الله(ص) را تحت عنوان تحول نام‌گذاری کنیم؟
مقوله‌بندی مفهومی در سیرة نبوی، به فهم دقیق‌تر سیرة فرهنگی پیامبر(ص) کمک می‌کند. مفاهیم متعددی می‌توانند در این مقوله‌بندی مورد بحث قرارگیرند، اما در این پژوهش، هدف ما مقوله‌بندی مفهوم اساسی «تحول» در سیرة فرهنگی پیامبر(ص) است.
در حیطة تحول فرهنگی، مطالعات و تحقیقاتی انجام شده است که در قالب کتاب‌ها و مقالات به‌چاپ رسیده‌اند: کتاب «درآمدی بر اصول تحول فرهنگی؛ با الهام از نزول تدریجی قرآن»، اثر عبدالکریم بهجت‌پور (1388)، اصول تحول فرهنگی باتوجه به نزول تدریجی قرآن را مد نظر داشته است. مقالة «مبانی و سازوکارهای دگرگونی فرهنگی در عصر نبوی» نوشتة فاطمه جان‌احمدی (1385)، به بررسی چگونگی تغییر و دگرگونی از جامعة جاهلی به جامعة اسلامی پرداخته است. مقالة «واکاوی و فهم اصول اسلامی خط‌مشی‌گذاری فرهنگی در سیرة حکومتی پیامبر(ص)» به قلم میثم آغداغی و همکاران(1397) به بررسی اصول و مبانی خط‌مشی‌گذاری فرهنگی در سیرة حکومتی پیامبراکرم(ص) توجه داشته است. این مقاله، به تحلیل روش‌ها و استراتژی فرهنگی پیامبر(ص) در ایجاد و ترویج ارزش‌های اسلامی در جامعه می‌پردازد و سعی دارد اصول اسلامی را که می‌تواند به‌عنوان راهنمایی برای خط‌مشی‌گذاری فرهنگی در عصر حاضر مورد استفاده قرارگیرد، شفاف‌سازی کند. مقالة «پیامبر اسلام(ص) و تغییر ساختار فرهنگی جامعة جاهلی» نوشتة محمود حاجی احمدی (1385)، به بررسی شیوة تحول جامعة جاهلی به جامعة توحیدی تحت هدایت پیامبر اکرم(ص) می‌پردازد. این مقاله، شرایط ظهور اسلام و ابعاد مختلف جامعة جاهلی را بیان کرده و به تحلیل تغییرات فرهنگی ایجادشده توسط پیامبر(ص) توجه کرده است.
تفاوت نوشتار حاضر با دیگر آثار، نگاه به مقولة تحول در قالب نظریة زمینه‌ای است. روش تحقیقی که در این پژوهش به‌کار گرفته می‌شود، کیفی است و براساس نظریة زمینه‌ای، که همان نظریة داده‌محور است، داده‌ها جمع‌آوری می‌شوند. نظریة زمینه‌ای این امکان را به‌پژوهشگر می‌دهد که به‌طور مستقیم از داده‌هایی که به‌دست آورده است، به‌تحلیل برسد. در این روش، ابتدا داده‌ها جمع‌آوری می‌شوند، سپس تحلیل صورت می‌گیرد و در پایان، به‌نظریة نهایی دست می‌یابیم. ذکر این نکته دارای ضرورت است که این مراحل باهم در ارتباط تنگاتنگ هستند. محقق در این روش، پژوهش خود را با نظریه‌ای که پیش‌تر در ذهن داشته است آغاز نمی‌نماید؛ بلکه کار تحقیقی خود را در یک فضای واقعی شروع می‌کند و این فرصت را می‌دهد تا نظریه از درون داده‌های جمع‌آوری شده به‌تدریج نمایان شود.(ر.ک: استراوس و دیگران، 1390، ص37)
در این پژوهش، برای آغاز سیر تحقیق، ابتدا به گردآوری داده‌های موجود در سیرة نبوی می‌پردازیم. البته ممکن است برای دستیابی به نقطة مطلوب، به‌طور محدود از آیات نیز استفاده کنیم، اما تمرکز اصلی پژوهش، بر سیرة پیامبر اعظم(ص) خواهد بود. در مرحلة بعد، پس از تحلیل داده‌ها، به‌مقولاتی می‌رسیم که باهم هم‌معنا هستند و قابلیت تجمیع در موضوعات مختلف را دارند. به‌این ترتیب، این مقولات را در یک راستا قرارمی‌دهیم و به تحلیل آنها می‌پردازیم که درواقع، مرحلة کدگذاری محوری نام دارد. در تحقیق کیفی، از چهارچوب مفهومی برای پاسخ به پرسش‌ها یا پرسش‌های تحقیق استفاده می‌شود. براین اساس، به‌مفاهیمی اشاره می‌شود که با موضوع تحقیق ارتباط دارند.
1. مفهوم شناسی
1-1. تحول
چالمرز جانسون تحول را به عنوان تغییرات ارزشی و محیطی تعریف می‌کند و معتقد است که تحول زمانی اتفاق می‌افتد که ارزش‌ها و شرایط محیطی یک جامعه باهم ناسازگار باشند(جانسون، 1363، ص73). هگل وجود تناقض دریک موجود یا جامعه را عامل حرکت و تحول می‌داند. هگل نظریات هراکلیتوس را که بر تغییرات دائمی و عدم ثبات تأکید دارد، در دیالکتیک خود به‌کار گرفته است. هراکلیتوس معتقد است که دراین جهان، هیچ‌چیز ثابت نیست و همه‌چیز درحال تغییر است(ر.ک.توماس، 1390، ص429). با این حال می‌توان از نظریة هگل درمورد تناقض و حرکت بهره برد. اما نمی‌توان مفهوم خاص تحول مورد نظر این تحقیق را از آن استخراج کرد؛ زیرا این پژوهش به بررسی هرنوع حرکت و تحولی نمی‌پردازد.
درمیان اندیشمندان مسلمان، علامه محمدتقی جعفری دونوع تحول را معرفی می‌کند: تحول درون ذاتی و تحول برون ذاتی. تحول درون ذاتی به حالتی اشاره دارد که فرد از درون خود، احساس نیاز به حرکت و پیشرفت می‌کند، حتی اگر در بالاترین سطح آرمانی باشد. تحول برون ذاتی به واقعیت‌هایی اشاره دارد که خارج از ذات انسان قراردارند و با نمودهای مختلف در جهان هستی قابل مشاهده یا اثبات هستند(ر.ک: جعفری، 1360، ص9-10)
از دیگر اندیشمندان مسلمان، مقام معظم رهبری، تحول را به‌معنای دگرگونی و زیر و روشدن می‌دانند. این دگرگونی، شامل تغییر نقاط معیوب و تکیه بر نقاط قوت است(سخنرانی تلویزیونی به مناسبت سی و یکمین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) 14/3/1399). مقام عظم رهبری معتقدند که تحول ابتدا در ذهن و درون انسان رخ می‌دهد و سپس به واقعیت جهانی منتقل می‌شود؛ زیرا تحول انسان، اساس همة تحولات عالم است. ایشان همچنین تحول را نقطة بالاییِ تحرک به‌سمت جلو . پیشرفت می‌دانند(بیانات درجمع نیروهای بسیجی شرکت‌کننده در اردوی رزمی- فرهنگی علویّون، 21/8/1380 و بیانات در دیدار رمضانی دانشجویان، 29/1/1402).
باتوجه به این‌که موضوع پژوهش دربازة زمانی حیات پیامبر اعظم(ص) و ظهور اسلام است، نظر اندیشمندان مسلمان دربارة مفهوم تحول، دقیق‌تر و برای موضوع تحقیق مورد نظر، قابل فهم‌تر است.
مفهوم تحول درمیان اندیشمندان غربی، دارای معنای عام‌تری است و شامل هر تغییر و حرکتی می‌شود که برای این پژوهش مناسب نیست. در اسلام، اصول تحول‌گرا ذاتی هستند و موجب تحول می‌شوند. تحول فرهنگی دارای چهار عنصر است:
الف) اصل بینشی: نگرش توحیدی را به‌دنبال دارد.
ب) سلوک فردی(جهاد نفس): محتوای فرهنگی اسلام، ویژگی‌های منحصربه‌فردی دارد که بر تحول شخصیت افراد تأثیر می‌گذارد.
ج) راه‌کارهای کلان: به‌تدوین استراتژی‌های کلان برای تحول فرهنگی اشاره دارد.
د) عبرت‌های تاریخی: درفرهنگ قرآن، با بیان جریان‌ها و رویدادهای تاریخی در مبارزات انبیای الهی، قواعد و عبرت‌هایی ارائه می‌شود که تأثیر زیادی بر تحول‌خواهی دارد. این عبرت‌ها شامل تجربه‌های ناکامی و پیروزی ناشی از عواملی مانند تک‌روی، تفرقه، انحراف، افراط و تفریط، نفوذ دیگران، توقف، سستی، شتاب برای رسیدن به اهداف، ضعف‌های اعتقادی یا اخلاقی، جمود و تعصب به‌شیوه‌های خاص، تجدیدنظرطلبی، خستگی و انفعال است که می‌تواند تحول در جامعه را متوقف کند(ر. ک: ذوعلم، 1389، ص112).
1-2. سیرة فرهنگی
سیره به‌معنای حالتی پایدار برای انسان یا غیر انسان است که به‌عنوان روش، رفتار و طریقت نیز شناخته می‌شود. (راغب اصفهانی، 1374، ج2، ص276 و ابن منظور، 1414، ج4، ص390). این مفهوم به دوام و استمرار در شیوه‌ها و روش‌ها اشاره دارد، نه صرفاً تکرار عمل(مطهری، 1380، ص47 و زرین‌کوب، 1387، ص89-90). تعاریف فرهنگ نیز متفاوت و تحت تأثیر جهان‌بینی جوامع است. درهمین راستا، نوع تعریف انسان و ارتباطات چهارگانة او (باخویشتن، با خدا، با همنوعان و با هستی‌پیرامون) درهرجامعه، در تعریف آن از فرهنگ مؤثر است. ادوارد بارنت تایلور فرهنگ را مجموعة پیچیده‌ای از دانش‌ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هرچه که فرد به‌عنوان عضوی از جامعة خویش فرامی‌گیرد، تعریف می‌کند(ر.ک: آقداغی و همکاران، 1397، ص118).
بنابراین، سیرة فرهنگی در این پژوهش به‌عنوان شیوة پیامبر(ص) در ترویج اندیشه‌های اسلامی و آداب و سنن تأثیرگذار تعریف می‌شود که می‌تواند به تغییرات بنیادین در باورها و رفتارهای فردی و اجتماعی منجرگردد و هویتی جدید برای جامعه ایجاد نماید.
2. کدگذاری
کدگذاری، در سه مرحلة باز، محوری و گزینشی انجام می‌گیرد و به‌دنبال یافتن گزاره‌ها و مفاهیم مرتبط با موضوع است تا درنهایت، به‌شناسایی مقوله یا مقولات اصلی در مفهوم تحول در سیرة نبوی برسد. درمرحلة کدگذاری باز، تنها به دنبال مقولات و مفاهیمی می‌رویم که تصور می‌کنیم با موضوع ارتباط دارند. به‌عنوان مثال، درگام اول، به‌سراغ سیرة پیامبر(ص) می‌رویم و گزاره‌های تاریخی را که درآن تحول رخ داده است، جمع‌آوری می‌کنیم. البته تمام این گزاره‌ها به‌صورت مستند جمع‌آوری می‌شوند.
درمرحلة بعد، یعنی کدگذاری محوری، مفاهیم یا گزاره‌های تاریخی مشترک راتلفیق، و حد مشترک آنها را در کدگداری محوری وارد می‌کنیم. دراین مرحله، به‌مقوله‌بندی دست می‌یابیم. سپس در مرحلة کدگذاری گزینشی، ازمیان مقولات کدگذاری محوری، به این نتیجه می‌رسیم که یک یا چند مقولة اصلی، مفهوم تحول هستند و سایر مقولات، حول آنها می‌چرخند.
2-1. کدگذاری باز
دراین مرحله، مفاهیم و مقولات اولیة مرتبط با عنوان را به‌همراه ذکر منبع آنها در جدولی قرارمی‌دهیم. در جدول ذیل، در ستون عبارت، به متن، مفاد تلویحی، تفسیر آیه یا نقل تاریخی اشاره شده است که در راستای کد(مفهوم) مقابل آن قراردارد. در ستون کدها، آن دسته مفاهیمی فهرست شده‌اند که در فرایند تحول، تأثیرگذارند.
ردیف عبارت منبع توضیحات کدها(مفاهیم)
1 گستردگی و جایگاه شرب خمر در میان عرب جاهلی حموی، 1381، ج2، ص843؛ جواد علی، 1391، ج9، ص117 و
یوسفی غروی، 1417، ص162 علاقة عرب جاهلی به شراب به‌قدری زیاد بود که برخی از آنان به‌خاطر نهی قرآن از آن، از مسلمان شدن خودداری می‌کردند و حتی پس از ورود اسلام نیز به نوشیدن شراب ادامه می‌دادند. دراین راستا، خداوند در چهار مرحله، خمر را بر مسلمانان حرام کرد که آیات قرآن گواه این امر هستند: مرحلة اول: نحل:67؛ مرحلة دوم: بقره:219؛ مرحلة سوم: نساء: 43؛ و مرجلة چهارم: مائده:90. حرمت تدریجی شرب خمر
2 پایین بودن ارزش زن در عرب جاهلی کلینی، 1367،ج6، ص406؛ جواد علی، 1391، ج4، ص619 به بعد و آلوسی، بی‌تا، ج1، ص324 وج3، ص51 زن درعصر جاهلی عرب، تقریباً در هیچ‌یک از حوزه‌های فردی یا اجتماعی جایگاهی نداشت و همچون کالایی بین مردان قبیله، خرید و فروش می‌شد. همچنین برخی دختران زنده‌به‌گور می‌شدند. زن، عنصری والا و ارزشمند در اسلام و عدم انفعال
3 انحراف در مناسک عبادی حج کلینی، 2000، ص9؛ جواد علی، 1391، ج6، ص347 به بعد و ص357 حج سکوت، حج مکان‌های مقدس عرب جاهلی، حج بت‌ها، حج عریان، متصل بودن درحج با طناب به یکدیگر و... حج یک عمل عبادی جهانی
4 ماه‌های حرام بقره، 194و 217؛
و مائده، 2.و97؛
توبه، 5. قتال در ماه‌های حرام در زمان جاهلیت قبل از اسلام جایز نبود و قرآن این قانون را قبول و تأیید کرد. تکمیل و تأیید قانون‌های خوب
5 عدم ارتباط پدیده‌های طبیعی با مرگ و زندگی افراد برقی، بی‌تا، ج2، ص313 و یوسفی غروی، 1417، ج4، ص459. همزمان با مرگ ابراهیم، پسر پیامبر(ص)، خورشیدگرفتگی رخ داد که مسلمانان این امر را مرتبط با مرگ او دانستند که پیامبر(ص) آنها را نهی کردند. اصلاح نگرش مردم نسبت به مرگ وپدیده‌های طبیعی
6 آداب و رسومی که مغایر با عقلانیت بود صدوق، 1419، ج2، ص286-292
و نوری، 1354، ص503 برای بارش باران، ترس از مریضی، خیانت زنان، حبس شتر کنار قبر میت و ... تبدیل و تغییر خرافات به مباحث عقلانیت: تغییر اختیاری
7 قتل و کشتار در حرم الهی جواد علی، 1391، ج4، ص431. از اموری که سنت حسنة عرب قبل از اسلام به‌شمار می‌رفت، حرمت جنگ وقتال در بیت‌الله‌الحرام بود. تأیید و تکمیل حرمت قتال در حرم امن الهی
8 ازدواج طبری، 1412، ج4، ص217 و
جواد علی، 1391، ج5، ص534. در زمان جاهلیت، ازدواج در شمار اموری قرار داشت که بسیار دستخوش انحرافات بود و انواع ازدواج‌ها وجود داشت. برخی از این رسم‌ها، بعد از اسلام منسوخ گردید و برخی تغییر کرد و یا اصلاح شد. اصلاح، تغییر و تأیید مهم‌ترین پیمان در خانواده.
9 پیامبر(ص) نماز را که در تمام ادیان الهی بود، اصلاح کردند و به رکعات آن اضافه نمودند. کلینی، 1407، ج3، ص487. نماز، عبادتی است که تمام ادیان الهی به آن پایبند بودند و برخی افراد موحد و حنیف در قبل از اسلام نیز آن را به‌جا می‌آوردند. نماز، عبادتی الهی.

باتوجه به جدول کدگذاری باز وکدهایی که از آن دریافت کردیم، مفهوم تحول در سیرة پیامبر(ص)، در چند حیطه، قابل بررسی است:
الف) جامعه: شامل خانواده وعناصر متشکل آن و گاه تشکل‌هایی غیر از خانواده که نقش اساسی در شکل‌گیری وتحول جامعة اسلامی ایفا کرده‌اند.
ب) دین: تغییرات و تحولات در اصول و مبانی دینی که پیامبر(ص) توجه ویژه‌ای به آنها داشته است.
ج) آداب و رسوم: تغییرات فرهنگی و اجتماعی که به‌واسطة سیرة پیامبر(ص) درمیان مردم ایجاد شده است.
د) نمادها: نمادها ونشانه‌هایی که در سیرة پیامبر(ص) به‌کار رفته و تأثیر عمیقی برهویت اجتماعی مسلمانان داشته‌اند.
این چهار حیطه می‌تواند به ما کمک کند تا درک بهتری از تحولات ایجاد شده در دوران پیامبر(ص) و تأثیرات آن بر جامعة اسلامی داشته باشیم.
ه) مناسک: یکی از اموری که در سیرة فرهنگی پیامبر(ص) مورد بررسی قرارمی‌گیرد مناسک وامور عبادی است.
1-1-2. جامعه
جامعه به‌عنوان یک ساختار پیچیده از روابط اجتماعی، به مجموعه‌ای از افراد اطلاق می‌شود که در یک زمان و مکان مشخص زندگی می‌کنند و به‌واسطة ارزش‌ها، هنجارها و فرهنگ‌های مشترک، به یکدیگر وابسته‌اند. از دیدگاه امیل دورکیم جامعه، شبکه‌ای از روابط اجتماعی است که هویت فردی و جمعی را شکل می‌دهد (دورکیم، 1368، ص122). علامه مصباح یزدی جامعه را به عنوان یک نهاد اجتماعی می‌بیند که افراد در آن با یکدیگر تعامل دارند و به‌نوعی به‌هم وابسته‌اند. درنظر ایشان جامعه، تنها به معنای تجمع افراد نیست؛ بلکه به‌روابط و تعاملات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی میان آنها نیز اشاره دارد(مصباح یزدی، 1372، ص21-26).
خانواده
در بررسی تحولات فرهنگی، می‌توان گفت که خانواده به‌عنوان نخستین کانون اجتماعی، همواره در معرض تغییرات و تحولات قرار دارد. این کانون در اسلام از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و تشکیل آن شامل عناصر متعددی است که توجه به موقعیت و جایگاه هریک از این عناصر می‌تواند به آرامش، موفقیت و بهروزی خانواده منجر شود.
یک خانواده، معمولاً از یک زن و مرد تشکیل می‌شود که پس از ازدواج، عنوان همسر را به‌یکدیگر می‌دهند. با ورود فرزندان، عناوین پدری و مادری نیز به این دو افزوده می‌شود و هریک از این عناوین، در دین مبین اسلام وظایف و کارکردهای خاصی را به‌همراه دارد. پیامبر اعظم(ص) در سیرة فرهنگی خود، تمام تلاش خود را به‌کار گرفتند تا این کانون که در دوران جاهلیت دچار انحراف و حتی اضمحلال بود، به‌جایگاه واقعی و درست خود بازگردد.
بنابراین، در این پژوهش به بررسی گزاره‌های تاریخی ناظر به خانواده و عناصر تشکیل‌دهندة آن، شامل همسران و والدین فرزندان خواهیم پرداخت. هدف این بررسی، تحلیل نقش و اهمیت این عناصر در تقویت بنیان خانواده و تأثیر آن برتحولات فرهنگی جامعه است.
الف) زن ومادر
زن به‌عنوان یکی از محورهای مهم خانواده، وظیفة همسری و مادری را برعهده دارد. در عصر جاهلی، زنان از موقعیت مناسبی برخوردار نبودند و به عنوان کالا خرید و فروش می‌شدند. پس از مرگ مرد خانواده، زن در شمار اموال و میراث پسر محسوب می‌شد(کلینی، 1367، ج6، ص406؛ جوادعلی، 1391، ج4، ص619؛ آلوسی، بی‌تا، ج1، ص324 و ج3، ص 51). دراین میان، مادران آزاد در نزد عرب جاهلی از جایگاه بهتری برخوردار بودند و فرزندان به این امر افتخار می‌کردند؛ درحالی‌که مادری که کنیز بود، قابل احترام و افتخار نبود. مادر در عرب جاهلی، قدرت تربیت فرزندان را به‌گونه‌ای داشت که می‌توانست آنها را شجاع یا ترسو تربیت کند.(ر.ک: مشهدی علی‌پور، 1391، ص99).
پیامبر(ص) با عنایت به‌دستورات اسلامی، توجه ویژه‌ای به مقام مادر داشتند و سیرة ایشان این واقعیت را تأیید می‌کند. ایشان بر احترام به مادر تأکید می‌کردند و این احترام، شامل همة مادران، چه آزاد و چه کنیز، می‌شد.
به‌عنوان مثال، ایشان نسبت به فاطمه بنت اسد که زمانی در خانه‌اش بزرگ شده بود، احترام قائل بودند و او را مادر خطاب می‌کردند(کلینی، 1407، ج1، ص453؛ یعقوبی، بی‌تا، ج2، ص11؛ ابن ابی‌الحدید، بی‌تا، ج1، ص14
و اریلی، 1426، ج1، ص132).
مسئلة ازدواج در عصر جاهلی نیز یکی از وجوه مرتبط با زنان بود که در جریان آن، ظلم‌های بسیاری به زنان روا داشته می‌شد و آنها از حقوق خود محروم بودند. پیامبر{ص) در سیرة خود، به زنان اهمیت می‌دادند و براساس اوامر الهی، به حقوق شرعی آنها توجه می‌کردند. آیات مختلف قرآن نیز به این موضوع اشاره دارند و تأکید می‌کنند که حقوق زنان باید داده شود و نباید به آنها اذیت و آزار رساند. پیامبر(ص) با آموزه‌های اسلام، هم به‌صورت گفتاری و هم عملی، به اعراب جاهلی یاد دادند که زن، کالا نیست و او نیز مانند دیگران ارزش انسانی دارد.
ب) مرد و پدر
درجامعة جاهلی، مردان و پدران در خانواده نسبت به زنان از جایگاه بالاتری برخوردار بودند و برخی از آنها از این موقعیت برای ظلم به خانواده استفاده می‌کردند. پیامبر(ص) با تکیه برفرهنگ غنی اسلام، به این افراد هشدار می‌دادند و در عین حال از همسران و فرزندان می‌خواستند که در همة شرایط، به پدران احترام بگذارند، حتی اگر پدران کافر بودند. ایشان مسلمانان را از کشتن پدران مشرک یا منافق خود منع می‌کردند0ابن عبدالبر، 1412، ج3، ص941).
در سیرة فرهنگی پیامبر(ص)، باوجود احترام وجایگاه ویژه‌ای که برای زنان قائل بودند، تأکید خاصی بر حقوق همسران داشتند. به‌عنوان مثال، ایشان درمورد زنی که همسرش خروج از منزل را منوط به اجازة خود می‌دانست، اجازة دیدار او با پدرش را نیز ندادند(کلینی، 1367، ج5، ص513) و خروج زن بدون اذن همسر را موجب لعن ملائک بیان کردند(کلینی، 1367، ج5، ص507 و شیخ صدوق، 1419، ج3، ص442). همچنین پیامبر(ص) بر احترام به شوهر تأکید و موضوع سجده بر همسر را مطرح می‌کردند که این موارد، به استحکام بنیان خانواده کمک می‌کرد(کلینی، 1367، ج5، ص508 و رجبیان، 1395، ص87-109).
پیامبر(ص) با آموزه‌های اسلام، نحوة احترام به پدران و همسران را که پیش از اسلام، گاه به‌وسیلة زور و برخلاف میل باطنی زنان و فرزندان بود، اصلاح کردند. این اصلاحات به‌گونه‌ای بود که نگاه به پدر برای هر مسلمان، به‌عنوان عمل عبادتی مقبول شناخته می‌شد(کلینی، 1367، ج4، ص404).
ج) فرزندان(دختر و پسر)
درمیان اعراب جاهلی، دختران اهمیتی نداشتند و برخی طایفه‌ها حتی اقدام به زنده به‌گور کردن آنها می‌کردند(آلوسی، بی‌تا، ج1، ص324 و ج3، ص51 و جواد علی، 1391، ج4، ص619). این عمل درنظر خداوند متعال به‌قدری زشت بود که در آیاتی به مذمت آن پرداخت؛ مانند این‌که چگونه از شنیدن خبر دختردار شدن، رویشان سیاه می‌شد ویا این‌که به چه گناهی دختران را زنده به‌گور می‌کنند. پیامبر(ص) برای ریشه‌کن کردن این سنت زشت جاهلی، با قرائت آیات الهی و روایات مختلف، به فضیلت داشتن فرزند دختر تأکید کردند. ایشان احترام فوق‌العاده‌ای برای دختر خود،حضرت فاطمه زهرا(س) قائل بودند. احترام به شخصیت حضرت فاطمه(س) علاوه بر مقام والای ایشان، به این دلیل است که پیامبر(ص) با تغییر این اندیشه‌های غلط، براهمیت و ارزش دختران در خانواده تأکید کردند. پیامبر(ص) باتوجه به آیة قرآن که ارزش انسان را تنها منوط به تقوای آنها می‌داند، بر این نکته تأکید می‌کردند که دختران و پسران، هردو نعمت‌های خداوند هستند؛ بنابراین به اصلاح نگرش‌های نادرست در جامعه پرداختند. تحولات در سیرة پیامبر(ص) نشان‌دهندة تغییرات عمیق در نگرش به خانواده و نقش‌های مختلف در آن است و می‌تواند به‌عنوان الگویی مؤثر برای اصلاح و بهبود وضعیت خانواده‌ها در جوامع معاصر، مورد استفاده قرارگیرد.
پیامبر(ص) با آموزه‌های اسلام، هم به‌صورت گفتاری و هم عملی(از جمله رفتار با همسران خود که به‌قدری به خواستة آنها احترام می‌گذارند که مورد خطاب قرآنی قرارمی‌گیرند) به اعراب جاهلی آموختند که زن کالا نیست و او نیز مانند دیگران، ارزشی انسانی دارد. این دیدگاه و رفتار، تغییرات عمیقی در نگرش اجتماعی نسبت به زنان ایجاد کرد.
2-1-2. دین
دین عرب جاهلی در آستانة ظهور اسلام، بت‌پرستی بود و آنان اجسام و اشیایی راکه به‌دست خود ساخته بودند می‌پرستیدند. آنها حتی بت‌های خود را در کنار کعبه که خانة خدا بود، نصب می‌کردند(ابن کلبی،2000، ص24 و جواد علی، 1391، ج6، ص66). پیامبر(ص) بت‌پرستی را به‌طور کلی نفی کردند و دین توحیدی اسلام را تبلیغ و ترویج نمودند و این تحول ایجادشده در دین، باعث تبدیل بت‌پرستی به یکتاپرستی کردید.
3-1-2. آداب و رسوم
هرجامعه دارای آداب و رسومی است که نمایانگر چهرة آن جامعه به دیگران است. جامعة جاهلیت عرب، در آداب و رسوم خود دچار خرافه‌های گوناگون بودند و گاه به‌کارهای دور از عقلانیت می‌پرداختند.آنان برای بارش باران، رفع مریضی، سنجش میزان وفاداری همسران خویش و ... از آداب و رسومی تبعیت می‌کردند که بهره‌ای از منطق و عقل سلیم درآن راه نداشت(نوری،1354، ص503).آداب و رسوم خرافی گوناگونی بر محیط زندگی عرب جاهلی سایه افکنده و دوران سیاه وتاریکی را پدیدآورده بود و مانع از رشد عقل و اندیشة آنها می‌شد. براساس یکی از این رسم‌ها، اعراب جاهلی هنگامی که وارد روستایی می‌شدند و از اجنّه و طاعون می‌ترسیدند، ده مرتبه در بیرون روستا صدای الاغ درمی‌آوردند و تکه‌ای از استخوان یا دندان ... میان دره‌ها رها می‌کردند(یوسفی غروی، 1417، ج1، ص123). یکی دیگر از رفتارهای عرب جاهلی، شرب خمر بود که با آمدن اسلام، به‌طور تدریجی در چهار مرحله به‌طور کل بر مسلمانان حرام شد و حکم آن تغییر کرد(جواد علی، 1391، ج9، ص117). همچنین یکی از آداب و رسوم، مربوط به ازدواج بود. عرب جاهلی، انواع گوناگونی از ازدواج داشت که از این میان، فقط برخی از آنها، مورد تأکید اسلام قرارگرفت و بقیة ازدواج‌ها به دلیل فساد اخلاقی که به‌دنبال داشت مورد تأیید اسلام قرار نگرفت و از بین رفت(طبری، 1412، ج4، ص217 و ر.ک: مهریزی و مشهدی علی‌پور، 1390، ص77).
4-1-2. نماد و پرچم
اعراب جاهلی چون قبیله‌‌ای زندگی می‌کردند، عموماً برای دفاع از خود و قبیله و دلایلی همچون آب و ... با سایر قبایل به جنگ می‌پرداختند و در این جنگ‌ها از نمادها و پرچم‌های گوناگون استفاده می‌کردند(جواد علی، 1391، ج5، ص402). در این میان، اشراف و بزرگان آنها، ازنماد و علامت‌هایی استفاده می‌کردند که آنها را از آدم‌های عادی جدا می‌ساخت یا مردم رفتاری را در مقابل اشراف انجام می‌دادند که در مقابل مردم عادی مرسوم نبود(همان، ص203).
5-1-2. مناسک
دراین مقاله، برای مفهوم شناسی تحول در سیرة فرهنگی پیامبر(ص)، دو عبادت نماز و حج مورد بررسی قرارگرفت که در جاهلیت وجود داشت و بعد از اسلام نیز مسلمانان آن دو را به‌جا می‌آوردند. درباب نماز، پیامبر(ص) نمازی را که در ادیان الهی دیگر بود پذیرفتند و فقط رکعاتی را به آن اضافه و آن‌را تکمیل کردند(کلینی، 1407، ج3، ص487). فریضة حج، به‌عنوان یکی از مناسک ابراهیمی دچار انحرافات مختلفی شده بود. براین اساس، مشرکان انواع حج انحرافی(جواد علی، 1391، ج6، ص347و357 و ابن کلبی، 2000، ص9) همچون: حج سکوت، حج مکان‌های مقدس عرب جاهلی، حج بت‌ها، حج عریان، متصل بودن در حج با طناب به یکدیگر و ... را ابداع کرده بودند که پیامبر(ص) به دستور خدا این انحرافات ایجاد شده را از بین بردند و حج ابراهیمی دوباره احیاء شد(یعقوبی، بی‌تا، ج1، ص255).
2-2. کدگذاری محوری
هدف کدگذاری محوری به‌عنوان مرحله‌ای از فرایندتحلیل داده‌ها، تلفیق و سازماندهی داده‌هایی است که در مرحلة کدگذاری باز خرد شده‌اند. در این مرحله، یکی از مقوله‌های کدگذاری باز به‌عنوان مقوله یا پدیدة اصلی انتخاب می‌شود و در مرکز فرایند قرار می‌گیرد. سپس سایر مقوله‌ها، که به‌عنوان زیرمقوله‌ها شناخته می‌شوند، به این مقولة اصلی مرتبط می‌گردند. این فرایند به پژوهشگر کمک می‌کند تا روابط میان مقوله‌ها را شناسایی و درک کند و ساختار منسجم‌تری از داده‌ها ایجاد نماید.

ردیف مقوله مفهوم مشخصه منبع
1 تغییر تدریجی شرب خمر زوال عقل حموی، 1381، ج2، ص843؛ جوادعلی، 1391، ج9، ص117؛
2 تبدیل: رویکرد غیر منفعلانه پایین بودن ارزش زن در عرب جاهلی عدم احترام در ازدواج، خرید و فروش کالایی، حجم بالای کارهای سخت، نگاه تحقیرآمیز کلینی، 1407، ج6، ص406؛ جوادعلی، 1391، ج4، ص619؛ آلوسی، بی‌تا، ج1، ص324 و ج3، ص51 و نحل:59
3 اصلاح انحراف در حج حج عریان، حج سکوت، طواف بت‌ها و اماکن خودساختة به اصطلاح مقدس جوادعلی، 1391، ج6، ص347-357؛ و ابن کلبی، 2000، ص9.
4 تأیید قتال در ماه‌های حرام قتل و جنگ در ماه‌های حرام در عرب جاهلی حرام بود بقره: 194و217؛ مائده: 2و97
5 اصلاح عدم ارتباط پدیده‌های طبیعی با مرگ و زندگی افراد مرگ یا زندگی افراد سبب تغییر پدیده‌های طبیعی برقی، بی‌تا، ج2، ص313؛ یوسفی غروی، 1417، ج4، ص459.
6 تغییر آداب و رسوم مغایر با عقلانیت بسیاری از آداب و رسوم جاهلی، رنگ و بوی خرافی و خلاف عقل داشت و هیچ وجهی برای آن کار متصور نمی‌شد. صدوق، 1419، ج2، ص286-292؛ نوری، 1354، ص503.
7 تأیید و اضمحلال ازدواج انواع ازدواج‌های مختلف با رویکردی که زن و خانواده در آن اهمیتی نداشت و دارای فساد اخلاقی بود نابودگردید و فقط ازدواج حنفا تأیید شد. جوادعلی، 1391، ج5، ص534؛ طبری، 1412، ج4، ص217 و ر.ک: مهریزی و مشهدی علی‌پور، 1390، ص77.
8 اصلاح وتکمیل نماز نماز عبادتی است که درهمة ادیان وجود داشته و در قرآن، از نماز انبیاء سخن به‌میان آمده است که عبادتی الهی و جهانی به‌شمار می‌رود. کلینی، 1407، ج3، ص487.

پیامبراکرم(ص) در زمینة خانواده، با تأکید بر اصل احترام به والدین، جایگاه پدر و مادر را مورد تأیید قرار دادند و به برخی اصلاحات لازم در این زمینه اقدام کردند. آن حضرت در مورد رفتار با فرزندان، به‌ویژه دختران، با جدیت تمام، موضوع زنده‌به‌گور کردن دختران را نفی و رد نمودند و تغییرات بنیادینی در نگرش به دختران ایجاد کردند. این تغییرات، به‌معنای احترام ویژه قائل شدن برای دختران و تغییر نگاه ارزشی پایین به آنان به یکنگاه مقدس و ارزشمند بود.
3-2. کدگذاری انتخابی
کدگذاری انتخابی، مرحلة پایانی فرایند کدگذاری است که هدف آن دستیابی به یک انسجام فکری ازطریق تحلیل داده‌ها ومقولات پیشین است. در این مرحله، محقق تلاش می‌کند تا با پالایش و زدایش اطلاعات، زمینه را برای تدوین نظریه فراهم آورد. این یکپارچه‌سازی، تعامل میان تحلیل‌گر و داده‌ها را به نمایش می‌گذارد (استراوس و دیگران، 1390، ص166)
اولین گام برای تحقق این بکپارچه‌سازی انتخاب مقولة مرکزی یا هستة اصلی است که قوام نظریه براساس آن بنا می‌شود و سایر مفاهیم به‌گونه‌ای به آن مرتبط می‌گردند. باتوجه به نکات مطرح شده دربارة دقت در انتخاب هستة مرکزی، از میان مقولات مرحلة پیشین، هیتة مرکزی انتخاب می‌شود که سایر مقولات به‌نوعی با آن در ارتباط هستند.
با این حال ممکن است دربرخی موارد، امکان انتخاب مقولة مرکزی از میان مقولات موجود وجود نداشته باشد. دراین صورت، محقق ناگزیر خواهد بود که مقولة مرکزی را از خارج از مقولات انتخاب کند؛ به‌گونه‌ای که شمول بیشتری داشته باشد. درنهایت نظریه و الگوی انتخاب شده از میان داده‌ها و مقولات منتخب و نحوة تعامل و ارتباط آنها شکل خواهد گرفت.
پیامبر(ص) از تغییرات جایگزینی استفاده می‌کردند؛ مانند تغییر اسامی افراد و مکان‌ها. درزمینة مناسک دینی، ایشان با تأکید بر نماز و حج، تغییرات اصلاحی و تکمیلی را به‌اجرا گذاشتند تا این مناسک از انحرافات موجود پاک‌سازی شوند.
در مقولة تحول، عوامل و حوادث متعددی سبب بسترسازی برای دگرگونی از جاهلیت به اسلام شدند. یکی از این عوامل، عدم توجه عرب جاهلی به شخصیت انسانی زن و برخورد شیءگونه با او بود. همچنین، دوری از عقلانیت و افراط در خرافه‌پرستی؛ مانند انجام اقدامات غیر عقلانی برای درخواست بارش باران، از دیگر ویژگی‌های آن دوران بود.
جنگ‌های خونین چندین ساله نیز مردم را خسته کرده بود و ظهور اسلام با آموزه‌های اصیل وحیانی و عقلانی، به‌عنوان راه نجاتی برای اعراب خسته از جنگ و خون‌ریزی مطرح شد. این امر، آغاز یک تحول بزرگ بود. علاوه بر این، ارتباط تجار عرب با دیگر فرهنگ‌ها و تمدن‌ها نیز در این تحول تأثیرگذار بود.
خلق و خوی اعراب، نظام قبیلگی و حمیت و عصبیت‌های قبیله‌ای، از دیگر شرایطی بودند که به تحول فرهنگی در جامعة جاهلیکمک کردند. پیامبر اکرم(ص) باتکیه بر آموزه‌های الهی و باتوجه به شرایط مختلف، راهبردهایی را در پیش گرفتند که این راهبردها در چهارچوب‌های مشخص اما متناسب با زمان ومکان پیامدهای مثبتی به‌همراه داشت. ازجملة این پیامدها، رویش مکارم اخلاق و رفتارهایی بود که با خرافات عصر جاهلی فاصله داشت و بر اهمیت تقوا برای تمامی افراد جامعه تأکید می‌کرد.
البته این پیامدها درهمة افراد جامعه به‌یکسان، ساری نبود و میزان تحول درونی افراد، براساس آموزه‌های اسلام،
تفاوت دتشت. به‌طور کلی، آنچه در سطح جامعة عصر نبوی مشاهده می‌شود، با عصر جاهلی و نمادهای آن، تفاوت‌های قابل توجهی دارد. بر این اساس اگر مسلمانی، حتی به اشتباه، عملی را با تفکر جاهلی انجام دهد، جامعه و خود پیامبر(ص) نسبت به آن هشدار می‌دهند.

نتیجه‌گیری
در مقوله‌بندی مفهومی تحول در سیرة فرهنگی پیامبر(ص) به این نتیجه می‌رسیم که مقولة اصلی در مفهوم تحول، تغییر مثبت و حرکت به‌سوی کمال الهی است که برای تمامی افراد جامعه، اعم از زن و مرد، پدر و مادر، دختر و پسر، کوچک و بزرگ اجرا شد. این تغییر مثبت، از راه‌های گوناگونی اجرا گردید، که به‌طور خلاصه بدین شرح است:
1. تأکید بر ارزش‌های انسانی و اخلاقی: توجه و تأکید پیامبر(ص) بر اهمیت تقوا و رفتار نیکو.
2. تغییر نگرش به زنان: ایجاد احترام و ارزش برای زنان و تغییر نگاه شیءواره به آنان.
3. اصلاح رفتارهای خرافی: ردّ خرافات و رفتارهای غیر عقلانی و ترویج عقلانیّت.
4. تقویت روابط اجتماعی: ایجاد پیوندهای اجتماعی مستحکم براساس اصول اسلامی.
5. آموزش و تربیت: تأکید بر علم‌آموزی و تربیت صحیح در خانواده و جامعه.
این تغییرات به‌تدریج، به‌تحول فرهنگی و اجتماعی عمیقی در جامعة اسلامی منجر شد که آثار آن در تاریخ و فرهنگ اسلامی مشهود است؛ ازجمله:
الف) تغییر مثبت به‌گونة تأیید و تکمیل گزاره.
ب) تغییر مثبت به روند اصلاح پدیده.
ج) تغییر مثبت به‌گونة تبدیل گزارة ناپسند به یک گزاره مورد پسند الهی.
د) تغییر مثبت به روند منسوخ شدن گزاره به دلیل دور بودن از عقل.

فهرست منابع
قرآن کریم
1. ابن ابی‌الحدید، بی‌تا، «شرح نهج‌البلاغه»، قم، کتابخانة آیت‌الله مرعشی نجفی.
2. ابن عبدالبر، یوسف‌بن عبدالله، 1412 ق، «الاستیعاب»، بیروت، بی‌تا.
3. ابن کلبی، هشام‌بن محمد، 2000م، «الاصنام»، قاهره، دارالکتب‌المصریه.
4. ابن منظور، محمدبن مکرم، 1414ق، «لسان‌العرب»، بیروت، دارالصادر.
5. اربلی، علی‌بن عیسی‌بن ابی‌الفتح، 1426ق، «کشف‌الغمه فی معرفةالائمه»، قم، مجمع‌الاهل‌البیت(ع).
6. استراوس، انسلم و دیگران، 1390ش، «مبانی پژوهش کیفی»، ترجمة: ابراهیم افشار، تهران، نشر نی.
7ن اَقداغی، میثم،؛ خنیفر، حسین؛ دانایی فرد، حسن و دلشاد تهرانی، مصطفی، 1397ش، «واکاوی و فهم اصول اسلامی خط‌مشی‌گذاری فرهنگی مبتنی بر سیرة حکومتی پیامبر اکرم(ص)»، مدیریت اسلامی، ش102، بهار، 113-151، Ministry of Science/ISC
8. آلوسی بغدادی، سید محمود، بی‌تا، «بلوغ‌الارب فی معرفة الاحوال‌العرب»، بیروت، دارالکتب‌العلمیه.
9. برقی، احمدبن محمد، بی‌تا، المحاسن، قم، دارالکتب‌الاسلامیه.
10. بهجت‌پور، عبدالکریم، 1388، «درآمدی بر اصول تحول فرهنگی؛ با الهام از نزول تدریجی قرآن»، قم، بوستان کتاب.
11. پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری: Khamenei.ir
12. توماس، هنری، 1390ش، «بزرگان فلسفه»، ترجمة: فریدون بدره‌ای، تهران، علمی فرهنگی.
13. جان احمدی، فاطمه، 1385ش، «مبانی و سازوکارهای فرهنگی درعصر نبوی»، تاریخ اسلام، شمارة 28، زمستان، ص25-48.
14. جانسون، چالمرز، 1363ش، «تحول انقلابی»، ترجمة: حمید الیاسی، تهران، امیرکبیر.
15. جعفری، محمدتقی، 1360ش، «حرکت و تحول از دیدکاه قرآن»، تهران:بنیاد قرآن.
16. حاجی احمدی، محمود، 1385ش، «پیامبر اسلام(ص) و تغییر ساختار فرهنگی جامعة جاهلی»، دانشکدة ادبیات و عام انسانی دانشگاه اصفهان، ش44-45، بهار و تابستان، ص143-164.
17. حموی، یاقوت‌بن عبدالله، 1381ش، «معجم‌الادباء»، ترجمة: عبدالمحمد آیتی، تهران، انتشارات سروش.
18. دورکیم، امیل، 1368ش، «قواعد روش جامعه شناسی»، ترجمة: علی محمد کاردان، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.
19. ذوعلم، علی، 1389ش، «نظریة تحول در اسلام»، تهران، پژوهشگاه فرهنگ واندیشة اسلامی.
20. راغب اصفهانی، حسن‌بن محمد، 1374ش، «مفردات الفاظ‌القرآن»، تهران، نشر مرتضوی.
21. رجبیان، زهره، 1395ش، «اعتبار سنجی روایات سزاواری سجدة زن بر شوهر»، نشریة مطالعات جنسیّت و خانواده، شمارة7، پاییز و زمستان1395، ص87-109.
22. زرین‌کوب، عبدالحسین، 1387ش، «کارنامة اسلام»، تهران، انتشارات امیرکبیر.
23. شیخ صدوق، محمدبن علی، 1419ق، «من لا یحضره الفقیه»، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعة مدسین حوز[ علمیة قم.
24. طبری، محمدبن جریر، 1412ق، «جامع‌البیان فی تفسیرالقرآن»، بیروت، دارالمعرفه.
25. جوادعلی، 1391ق، «المفصل فی تاریخ‌العرب قبل‌الاسلام»، بیروت، دارالعلم، للملایین.
26. کلینی، محمدبن یعقوب، 1367ش، «فروع کافی»، تهران، دارالکتب‌الاسلامیه.
27. ---------------، 1407ق، «اصول کافی»، تهران، دارالکتب‌الاسلامیه.
28. مجلسی، محمدباقر، 1403ق، «بحارالانوار»، بیروت، داراحیاءالتراث العربی.
29. مشهدی علی‌پور، مریم، 1391ش، «بررسی تطبیقی مادر در فرهنگ جاهلی و اسلامی»، تاریخ در آینة پژوهش، شمارة 33، پاییز و زمستان، ص99-118.
30. مصباح یزدی، محمدتقی، 1372ش، «جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن»، قم، مرکز نشر سازمان تبلیغات اسلامی.
31. مطهری، مرتضی، 1380ش، «سیری در سیرة نبوی»، تهران، انتشارات صدرا.
32. مهریزی، مهدی و مشهدی علی‌پور، مریم، 1390ش، «تحلیلی نو بر ازدواج و طلاق در جاهلیت»، سخن تاریخ، شمارة 15، زمستان، ص77-102.
33. نوری، یحیی، 1354ش، «جاهلیت و اسلام»، تهران، مجمع مطالعات و تحقیقات اسلامی.
34. یعقوبی، احمدبن اسحق، بی‌تا، تاریخ‌الیعقوبی، بیروت: دار صادر.
35. یوسفی غروی، محمدهادی، 1417ق، «موسوعةالتاریخ‌الاسلامی»، ترجمة: حسینعلی عربی، قم، مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)

]
مقوله‌بندی مفهوم «تحول» در سیرة فرهنگی پیامبر(ص) در قالب نظریة زمینه‌ای
8
| | |
| 0 رای

نظرات

  • نظرات ارسالی پس از تایید منتشر خواهد شد
  • پیام‌های حاوی توهین و تهمت منتشر نمی‌شود

آرشیو مطالب

Skip Navigation Links.

دسته بندی ها

Skip Navigation Links.