پیامبر(صلّىاللّه عليه و آله و سلّم) در آیینة نهج البلاغه
یکی از مهمترین منابعی که نویسندگان و راویان سیرت پیامبر اکرم(صلّىاللّه عليه و آله و سلّم)را با ویژگیهای شخصیتی رسول گرامی اسلام(صلّىاللّه عليه و آله و سلّم) آشنا میسازد کتاب شریف نهجالبلاغه است که صاحب آن گفتارها یعنی علی(علیهالسلام) همانطور که خود فرموده بیش از هرکس دیگری با پیامبر(صلّىاللّه عليه و آله و سلّم) انس و الفت داشته.
بسماللهالرحمنالرحیم
پیامبر(صلّىاللّه عليه و آله و سلّم) در آیینة نهج البلاغه
علی اکبر اشعری
خدای حکیم در قران کریم راه مستقیم به سوی خود و سرّ آفرینش را عبادت ذکر فرموده است. «وأنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ» (يس:61) و همچنین «َمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ»( ذاريات:56). و برای رهروان این مسیر پیامبراکرم(ص) را به عنوان اسوه و الگو قرارداده است تا با تأسی از رفتار و گفتار ایشان راه را گم نکنند. «لَقَد كانَ لَكُم في رَسولِ اللَّهِ أُسوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَن كانَ يَرجُو اللَّهَ وَاليَومَ الآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثيرًا» (احزاب 21). امیرالمؤمنین(علیهالسلام) نیز بر کفایت پیامبر(صلّىاللّه عليه و آله و سلّم) در اسوه بودن تأکید میفرمایند: «وَ لَقَدْ كَانَ فِي رَسُولِ اللَّهِ كَافٍ لَكَ فِي الْأُسْوَةِ» (خطبة160). پیامبری که خود بندة خالص خداست و از همین راه بندگی به مقام رسالت رسیده است؛ آنگونه که در هر تشهد نمازمان در پیشگاه خداوند میگوییم: «وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسوُلُهُ».
یکی از مهمترین منابعی که نویسندگان و راویان سیرت پیامبر اکرم(صلّىاللّه عليه و آله و سلّم)را با ویژگیهای شخصیتی رسول گرامی اسلام(صلّىاللّه عليه و آله و سلّم) آشنا میسازد کتاب شریف نهجالبلاغه است که صاحب آن گفتارها یعنی علی(علیهالسلام) همانطور که خود فرموده بیش از هرکس دیگری با پیامبر(صلّىاللّه عليه و آله و سلّم) انس و الفت داشته. از کودکی که «پيامبر(صلىاللّه عليه و آله و سلّم) مرا در دامن خويش مینشاند در حالي که کودک بودم و در آغوش پر مهر خود میگرفت و در بستر مخصوص خود میخوابانيد. بوي پاکيزه و دلانگيز خودرا به من ميبويانيد. وگاهي غذا را لقمه لقمه در دهانم ميگذارد»(خطبة192)، تا هنگام آغاز رسالت پيامبر(صلّىاللّه عليه و آله و سلّم)، که «من نور وحى و رسالت را مىديدم، و بوى نبوّت را مىبوييدم. هنگامى كه وحى بر پيامبر(صلّىاللّه عليه و آله و سلّم) فرود مىآمد، نالة شيطان را شنيدم، گفتم: اى رسول خدا، اين نالة كيست گفت: شيطان است كه از پرستش خويش مأيوس گرديد و فرمود: على تو آنچه را من مىشنوم، مىشنوى، و آنچه را كه من مىبینم، مىبینی، جز اينكه تو پيامبر نيستى، بلكه وزير من بوده و به راه خير میروى»(همان). در خلوت گزيني پر راز و رمز پيامبر(صلّىاللّه عليه و آله و سلّم) در حرا و عبادتهاي او قبل از بعثت حضور داشت؛ «در هر سال چند ماه را در حرا ميگذراند تنها من او را مشاهده ميکردم و کسي جز من او را نميديد.» و نهایتاً در پايان عمر پربرکت پیامبر رحمت و در لحظة عروج ملکوتيش سر مطهرش روي سينة علي(علیهالسلام) بود.
آن حضرت جريان ارتحال پيامبر(صلّىاللّه عليه و آله و سلّم) را اينگونه بيان فرمود: «رسول خدا(صلىاللّه عليه و آله و سلّم) در حالي که سرش بر روي سينهام بود ، قبض روح گرديد وجان او در کف من روان شد آن را برچهرة خويش کشيدم . متصدي غسل پيامبر(صلىاللّه عليه و آله و سلّم) من بودم و فرشتگان مرا ياري ميکردند. گويا در و ديوار خانه فرياد ميزد. گروهي از فرشتگان فرود ميآمدند و گروهي ديگر به آسمان پرواز ميکردند. گوش من از صداي آهستة آنها که برآن حضرت نماز ميخواندند پربود. تا آنگاه که اورا در حجرهاش دفن کرديم.» (همان.خطبة188)