تحلیل و بررسی مدیریت بحران‌های اجتماعی در سیرة نبوی

21 تیر 1405
رسول خدا(ص) در ابتداي ورود به مدينه با چالش عدم اتحاد و نظم و امنيت در فضاي عمومي مواجه بود. آرمان هجرت نبي مكرّم(ص) از مكه؛ يعني برپايي حكومت اسلامي، برپاية يك پيمان‌نامة عمومي ميسر بود كه اين امر مهم با تدبير رسول خدا(ص) ميان مهاجرين از مكه، اهالي يثرب (قبايل اوس و خزرج) و يهوديان اطراف آن منعقد شد.
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

تحلیل و بررسی مدیریت بحران‌های اجتماعی در سیرة نبوی
نویسندگان: محمدرضا محمدی و رضا ابروش
منبع: نشریة حکومت اسلامی، زمستان 1401، شمارة 4
جوامع بشری همواره دچار بحران‌های اجتماعی بوده و لذا به‌دنبال راه‌کارهایی برای برون‌رفت از آن‌ها نیز بوده است. باتوجه به عصمت رسول خدا(ص) و اتصال به منبع وحی، مدیریت رسول خدا(ص) در بحران‌های اجتماعی نیز بهترین الگو برای بشریت است. در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و پژوهش مبتنی بر اسناد کتابخانه‌ای، اقدامات مدیریتی رسول خدا(ص) در بحران‌های موجود را در سه مرحلة پیش از بحران، حین بحران و پس از بحران مورد بررسی قرار داد. مواردی چون تدوین و محوریت قانون، تبیین و شفاف‌سازی امور اجتماعی به عنوان اقدامات پیش از بحران در سیرة نبوی است. ایجاد انسجام اجتماعی، استمداد از خداوند و جلب حمایت‌های سیاسی و اجتماعی و آگاهی بخشی و بصیرت افزایی نیز از اقدامات مدیریتی حین بحران در سیرة نبوی برای مقابله با بحران‌های اجتماعی می‌باشد. تحدید اعتقادات، برخورد قهری و اصلاح فضای جامعه به‌عنوان اقدامات پس از بحران معرفی شده است که هرکدام نقش قابل توجهی در مدیریت بحران‌های اجتماعی دارند.
کلیدواژگان:
بحران‌های اجتماعی، سیرة نبوی، مدیریت بحران در سیرة نبوی.


مقدمه
انسان از آغاز حيات خود تاكنون با مسائل مختلفي مواجه بوده است كه لازم است براي رسيدن به آمال و اهداف خود به حل آنها بپردازد. بهره بردن از تجارب و يافته‌ها و دانش گذشتگان براي حل اين امور گريزناپذير است، اما در هر عصري پيش‌آمدهاي ناگهاني و جديدي نيز براي بشر به‌وجود مي‌آيد كه براي رسيدن به هدف بايد بي‌درنگ و با درك صحيحِ موقعيت به آن پاسخ مناسب دهد و براي حل آن اقدام كند. امروزه به اين پيش‌آمدهاي ناگهاني بحران گويند. عصر نبوت و سال‌هاي آغازين ظهور اسلام نيز مملو از بحران‌هاي پديدآمده از سوي مشركين و اهل كتاب بر ضد رسول خدا(ص) بوده است.
گرچه ويژگي‌ها و اقتضائات ظاهري آن بحران‌ها با پيش‌آمدهاي امروزي متفاوت است، اما بررسي و مطالعة صحيح سيرة نبوي و روش پاسخ‌گويي ايشان به بحران‌هاي فراروي، مي‌تواند ما را به يك مدل مناسب مديريت بحران مبتني بر انديشة وحياني و نبوي برساند. يافته‌هاي اين پژوهش مي‌تواند به ما الگوي مناسبي در مديريت بحران‌هاي اجتماعي ارائه دهد. اين پژوهش با روش كتابخانه‌اي و رويكرد توصيفي ـ تحليلي به دنبال پاسخ به اين پرسش اصلي است كه پيامبر اكرم(ص) بحران‌هاي اجتماعي عصر خود را چگونه مديريت مي‌كرد؟
مفهوم شناسی
شايسته است در مقالات علمي، پيش از شروع به محتواي اصلي مقاله به مفهوم شناسي واژگان آن موضوع پرداخته تا مراد نويسنده از كلمات مورد نظر در اثناي مقاله براي خوانندگان گرامي روشن شود. ازاين‌رو، اكنون سه مفهوم مرتبط با موضوع مقاله را تبيين مي‌نماييم.
بحران اجتماعی
بحران لغتي يوناني است كه در نزد اطبا، تنازع طبيعت با مرض را گويند(دهخدا، 1377، ج3، ص4390). به همين دليل، تغييري كه به واسطة تب در بيمار پديد مي‌آيد را بحران گويند(معين، 1388، ج1، ص474). در نزد پزشكان، بحران تغيير بزرگي است كه يك‌باره در مرض حادث مي‌شود و باعث مي‌شود وضعيت بيمار بدتر گشته و يا بهبود يابد(دهخدا، 1377، ج3، ص4390). بحران در اصطلاح به شرايط، اوضاع يا دوران خطرناك و فاقد اطميناني اطلاق مي‌شود كه با آن تعادل ناپديد مي‌شود و از ظهور اجتناب‌ناپذير شرايط و اوضاعي جديد خبر مي‌دهد. بحران اجتماعي عبارت است از به‌مخاطره افتادن و به‌هم خوردن تبادل عمومي و زندگي اجتماعي كه بر اثر اختلالات يا مقتضيات پديدآمده در جزء يا اجزايي از جامعه به‌وجود مي‌آيد(آراسته‌خواه، 1381، ص274). برخي نيز بحران اجتماعي را بروز يكسري اختلالات در جامعه مي‌دانند كه تعادل عمومي، عملكرد بهنجار و معمول حيات اجتماعي را به مخاطره مي‌اندازد. در نتيجه جامعه فاقد توانايي سامان‌يابي و تأمين و حفظ نظم اجتماعي مي‌شود و در حل مسائل دروني خود ناتوان خواهد شد(واعظي، 1392، ص33) بنابراين، بحران اجتماعي حالتي است كه نظام‌هاي اجتماعي را دچار اختلالات دروني نموده و باعث مخاطره در روابط اعضا و اركان جامعه مي‌شود؛ به‌طوري‌كه مي‌تواند حيات اجتماعي را مختل سازد.
مدیریت بحران
بحران يك پديدة پيچيدة طبيعي و اجتماعي است و به همين دليل تعاريف و تفاسير گوناگوني از سوي نويسندگان و عالمان ارائه شده است. مهارت مديريت بحران به‌طور هم‌زمان باعث پيش‌گيري از آنها
(madzharov, 2001, vo12, p.8) امكان مديريت آنها پس از تبديل شدن به واقعيت مي‌شود؛ چنان‌كه ريچارد برونديج مي‌گويد مديريت بحران نقش‌هايي براي كاهش آسيب‌هاي ناشي از بحران است و حتي در برخي موارد مي‌تواند به‌كلي موجب از بين رفتن يك بحران احتمالي شود(همان). همچنين استيون فينگ مديريت بحران را اين‌گونه توصيف مي‌كند:
مديريت بحران، هنر ازبين بردن خطراتي است كه باعث مي‌شود شما بتوانيد بر سرنوشت خود مسلط شويد(1612007, ,Devlin, 2007, p.)
بديهي است كه مديريت بحران ابعاد گوناگون و گسترده‌اي دارد، ازاين‌رو، برخي آن را برنامه‌اي براي كاهش ظرفيت خرابي و در برخي موارد حذف عوامل ايجادكنندة بحران و خرابي معرفي مي‌كنند(وردي‌نژاد و بهرامي رشتياني، 1388، ص59). آنچه در مديريت بحران بايد مورد توجه قرارگيرد، اقداماتي است كه بايد در اين فرآيند به‌كار گرفته شود.
سیرة نبوی
كلمة سيره، اسم مصدر از ريشة «س ي ر» و جمع آن سِيَر و سِيرات است كه به‌معاني مختلفي به‌كار رفته است. يكي از اين معاني، طريقه و روش است (ابن‌منظور، 1414ق، ج4، ص390). در اصطلاح نيز سيره عبارت است از بناي عملي انسان‌ها در طول تاريخ بر انجام كاري و يا بر ترك آن (مظفر، 1387، ص513). سيرة نبوي اصطلاحي است كه به سبك، روش و نوع رفتار رسول خدا(ص) در جنبه‌هاي مختلف زندگي اطلاق مي‌شود (مطهري، 1383، ص50- 49). در اين پژوهش نيز منظور از سيرة نبوي سبك و رفتار رسول خدا(ص) در عرصه‌هاي اجتماعي است.
پیشینة نظری پژوهش
بحران‌هاي اجتماعي از موضوعاتي است كه در حوزه‌هاي مختلف مورد مطالعه و بررسي قرار مي‌گيرد. تأثير مخرب بحران‌هاي اجتماعي بر نظام‌هاي اجتماعي به حدي است كه پژوهشگران مختلف به مطالعه و بررسي آن از ديدگاه‌هاي مختلف پرداخته‌اند.
برخي از مهم‌ترين مطالعات انجام شده پيرامون بحران‌هاي اجتماعي در نگاره ذيل ارائه مي‌شوند:
عنوان پژوهش نویسنده محل و زمان انتشار یافته‌های پژوهش
درآمدي بر نقش اسلام در حل بحران‌هاي اجتماعي ـ سياسي محمد خطيبي كوشك فصلنامة حصون، شمارة 5 (1383) با استفاده ازروايات اسلامي و سيرة معصومان: و منابع تاريخ اسلام، برنامه‌ريزي و سازمان‌دهي رهبران ديني درمواجهه با بحران‌هاي اجتماعي را مورد بررسي قرار داده است. در اين پژوهش شناسايي عوامل بحران و ايجاد آمادگي‌هاي لازم در مسلمانان را از مهم‌ترين اقدامات رسول خدا(ص) براي مقابله با بحران برمي‌شمارد.
مديريت بحران جمل در سيرة امام علي(ع) ولي‌الله نقي‌پورفر
و رضا ابروش فصلنامة حكومت اسلامي، شمارة 72 (1393) مديريت امام علي(ع) براي بحران جمل در سه مرحله: مديريت پيش از بحران، مديريت حين بحران و مديريت پس از بحران پيگيري مي‌شود. اقدامات ايشان در مرحلة مديريت پيش از بحران، شامل: دقت در انتصابات سازماني، كنترل عوامل بحران‌زا، گفت وگو و احتجاج با عوامل بحران‌زا مي‌شود و اقداماتي كه در حين بحران توسط ايشان انجام گرفت، شامل:
بسيج منابع و امكانات، حذف يا كاهش قدرت عوامل بحران‌زا، اطلاع رساني و آگاه سازي، استمداد از خدا و مشورت و رايزني با تيم مديريت بحران مي‌شود و در نهايت اقداماتي كه ايشان بعد از بحران انجام دادند، شامل اقداماتي از قبيل: شفاف‌سازي، پاك‌سازي بصره از عاملان بحران، ايجاد نظم و آرامش و حمايت از آسيب ديدگان مي‌شود
رهبري و مديريت رسول خدا(ص) در شرايط بحران علي‌محمد ولوي فصلنامة مطالعات راهبردي بسيج در اين پژوهش، حفر خندق را به‌عنوان يك سازوكار دفاعي براي مقابله با بحران اجتماعي مورد تحليل و بررسي قرار مي‌دهد. اهميت حفر خندق و سازماندهي نيروها مهم‌ترين موضوعاتي است كه در اين مقاله مورد تحليل و بررسي قرار گرفته است.
نقش حضرت زینب در مدیریت بحران سیاسي ـ مذهبي دوران اسارت ولي‌الله نقي‌پورفر،
محمد عليزاده،
محمدجواد ياوري سرتختي فصلنامة زن و فرهنگ، شمارة31 (1396) در اين پژوهش تشـخيص درست بحران و زمينه‌هاي آن، باورهاي زيربنايي مديريت بحران، ويژگي‌هاي شخصيتي مؤثر و اقدامات مديريتي، چهار مؤلفة مديريت بحران در سيرة حضرت زينب(س) مطرح شده است.

اگرچه پژوهشگران در مطالعات مختلف سعي در تحليل و بررسي مديريت بحران‌هاي اجتماعي داشتند، اما برخي از اين پژوهش‌ها به سيرة يكي از معصومان، غير از رسول خدا(ص) پرداخته‌اند و برخي ديگر نيز تنها به بررسي يكي از بحران‌ها پرداخته‌اند و پژوهشي كه به‌طور خاص به مديريت بحران‌هاي اجتماعي در سيرة مديريتي رسول خدا(ص) باشد و ساختار مديريتي ايشان را تبيين نمايد، مشاهده نشد.
ازاين‌رو، اين پژوهش با هدف تبيين سيرة مديريتي رسول اكرم(ص) در مواجهه با بحران‌هاي اجتماعي انجام شد.
چارچوب مفهومی پژوهش
در مورد بحران، الگوهاي متعددي ارائه شده است. الگوي چرخشي در مديريت بحران، رويكردي فرآيندي به بحران دارد؛ به همين دليل، مديريت بحران را در يك رويكرد فرآيندي در سه مرحله؛ اقدامات پيش از بحران، حين بحران و پس از بحران مورد توجه و بررسي قرار مي‌دهد(روشن‌دل اربطاني؛ پورعزت و قلي‌پور، 1388، ش2، ص73-77). هريك از اقدامات مذكور براي كنترل و حل بحران از اهميت ويژه‌اي برخوردار مي‌باشد. اين مجموعه اقدامات سه‌گانه در مديريت بحران، به مثابه يك سيستم، ارتباط تنگاتنگي با هم دارند؛ به‌طوري‌كه عدم توجه به يك نوع از اقدامات مي‌تواند باعث غلبة بحران گردد. چنانچه در بحران‌هاي اجتماعي، اقدامات پيش از بحران و حين بحران توسط مديران به‌طور مطلوب اجرا شوند، ولي اقدامات پس از بحران در مواردي كه نياز به آن است، مورد توجه قرار نگيرد، ممكن است بحران جديدي شكل بگيرد و از اين طريق، آنها با بحران‌هاي جديدي مواجه خواهند شد.
همچنين اگر اقدامات پيش از بحران به‌طور جدي مورد توجه و ملاحظه قرار نگيرند و تنها به اقدامات حين بحران و پس از بحران اكتفا شود، ممكن است مديران و نهادهاي مرتبط با مديريت بحران‌هاي اجتماعي را دچار هزينه‌هاي سرسام آور و شكست در بحران نمايد. بنابراين، در اين چارچوب مفهومي، هريك از اقدامات پيش از بحران، حين بحران و پس از بحران به اقتضاي شرايط موجود براي برون‌رفت از بحران‌هاي اجتماعي حائز اهميت فراواني است.
رويكرد فرآيندي به مديريت بحران به مديران كمك مي‌كند تا درك درستي از هريك از عوامل شكل‌گيري بحران به‌دست آورند و اقدامات مديريتي كارآمدي را براي حل و مهار بحران اتخاذ نمايند. در واقع هريك از اين اقدامات سه‌گانه نقش مهمي در مهار بحران‌هاي فراروي خواهد داشت. به همين دليل، مديريت بحران در گرو اجراي اقدامات پيش از بحران، اقدامات حين بحران و اقدامات پس از بحران مي‌باشد. مديريت بحران‌هاي اجتماعي در سيرة نبوي نيز قابل تبيين در رويكرد فرآيندي هستند. در واقع در رويكرد فرآيندي مديريت بحران، بهتر مي‌توان اقدامات رسول خدا(ص) را مورد تبيين و بررسي قرار داد. در اين پژوهش نيز بررسي و تبيين مديريت بحران‌هاي اجتماعي در سيرة نبوي، بر اساس اقدامات سه‌گانة پيش، حين و بعد از بحران مي‌باشد.
روش پژوهش
اين پژوهش از نظر هدف پژوهش، توسعه‌اي است. اطلاعات به روش كتابخانه‌اي گردآوري مي‌شود. روايي داده‌هاي گردآوري شده در گرو صحت داده‌ها و اطلاعات به‌دست آمده است. به همين دليل، محقق با مراجعه به منابع معتبر و همچنين استفاده از قرآن و منابع معتبر روايي اقدام به گردآوري اطلاعات صحيح و معتبر مي‌نمايد. در اين پژوهش براي گردآوري اطلاعات آن دسته از روايات و مستنداتي كه به نوعي مرتبط با بحث بحران‌هاي اجتماعي مي‌باشند، مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در واقع آن دسته از گزاره‌هاي موجود در منابع معتبر روايي و تاريخي كه مرتبط با فعاليت‌هاي اجتماعي رسول خدا(ص) بود، مورد توجه قرار گرفت و با توجه به چارچوب مفهومي پژوهش در قالب اقدامات مديريتي پيش از بحران، حين بحران و پس از بحران مورد تحليل قرار گرفتند. روش تحليل اطلاعات در اين پژوهش نيز روش توصيفي ـ تحليلي است. يكي از روش‌هاي مهم در تشخيص و حل مسأله، رويكرد تحليلي است. استفاده از اين روش در نزد انديشمندان مسلمان پيشينه‌اي طولاني دارد. منظور از رويكرد تحليلي، روشي است كه با استفاده از تحليل‌هاي منطقي به شناخت و حل مسأله مي‌انجامد (فرامرز قراملكي، 1387، ص251). روش‌هاي تحليلي عمدتاً با توصيف داده‌هاي پژوهشگر به دنبال پژوهش همراه است. زيرا در روش توصيفي ـ تحليلي1 چگونه بودن موضوع است و مي‌خواهد بداند پديده يا موضوع مورد نظر چگونه است. ازاين‌رو، بر اساس اسناد و مدارك موجود، تحليل و نتايجي را ارائه مي‌كند (رضواني، 1390، ص151). در اين پژوهش، داده‌هاي احصاشده از سيرة نبوي در قالب چارچوب مفهومي پژوهش، توصيف و سپس مورد تحليل قرار گرفت.
یافته‌های پژوهش
با بررسي‌هاي به‌عمل آمده و داده‌هاي جمع‌آوري شده از منابع معتبر تاريخي و سيرة نبوي، يافته‌هاي پژوهش مورد تحليل قرار گرفت و اقدامات پيامبر اكرم(ص) به‌عنوان نمونه و شواهدي براي مديريت بحران‌هاي اجتماعي ارائه مي‌شود:
اقدامات مديريتي رسول خدا(ص)پيش از بحران
مي‌توان گفت بهترين اقدامات در مقابل بحران‌ها، اقدامات پيش‌گيرانه و حل آن پيش از وقوع است؛ چراكه در بحران‌ها ممكن است آسيب‌هايي در اجتماع و اذهان افراد جامعه ايجاد شود كه با حل بحران، تمامي آثار آن از بين نرود . لذا پيش‌گيري از وقوع بحران با تدبير صحيح و به‌جا مي‌تواند در تقويت سلامت جمعي و فردي جامعه مؤثرتر باشد. پيامبر رحمت(ص) نيز در جامعة مدني خود، در مواردي دست به اقداماتي زد كه نسبت به بسياري از نزاع‌ها و بحران‌هاي احتمالي جنبة پيش‌گيرانه داشته است كه بدان مي‌پردازيم.
تدوين قانون و نظارت بر اجراي آن
ضرورت تدوين و حكومت قانون، از همان زماني در زندگي انسان احساس شد كه بشر به درك تداوم زندگي در ساية همبستگي و نياز به مناسبات اجتماعي و تقسيم كار واقف شد، اما تمايلات نفساني او همچون برتري جويي، رفاه‌طلبي و فزون‌خواهي باعث بر هم خوردن تعادل در تعاملات اجتماعي شد و جامعة بشري به‌سوي نزاع و ناامني رفت. حل اين اختلافات و حركت به‌سوي تعاون و تعادل در پرتو قانون ميسر بود. در واقع براي برون‌رفت از بحران‌هاي اجتماعي، قانون ملجأ ايمني است. قانون نشان مي‌دهد كه هر شخص حقيقي و حقوقي چه جايگاه و حقوقي دارد و از زياده‌خواهي ممانعت مي‌كند. مي‌توان مهم‌ترين هدف قانون را ايجاد فضاي امنيت، آرامش، اتحاد و تبيين حيطة اختيارات اجتماعي ميان افراد جامعه دانست. لذا تمسك به قانون عاملي براي پيش‌گيري از بحران‌هاي اجتماعي و هم برون‌رفت از بحران است و پيامبر(ص) با تدوين قوانين سعي داشتند تا حيطة عملكرد و رفتارهاي اجتماعي را تعيين نمايند و از اين طريق، رفتارها را هدايت و مورد كنترل قرار مي‌دادند.
رسول خدا(ص) در ابتداي ورود به مدينه با چالش عدم اتحاد و نظم و امنيت در فضاي عمومي مواجه بود. آرمان هجرت نبي مكرّم(ص) از مكه؛ يعني برپايي حكومت اسلامي، برپاية يك پيمان‌نامة عمومي ميسر بود كه اين امر مهم با تدبير رسول خدا(ص) ميان مهاجرين از مكه، اهالي يثرب (قبايل اوس و خزرج) و يهوديان اطراف آن منعقد شد. در اين پيمان‌نامه، امور اجتماعي محور بيانات رسول خدا(ص) بوده است و ايشان بر موضوعاتي چون حفاظت مسلمانان و مؤمنان از يكديگر، محوريت احسان و عدالت در تعاملات، ياري يكديگر در مشكلات مالي و برادري و برابري همة آنان تأكيد نمودند و پيروان اين سند به مثابه يك امت مطرح شده‌اند و داخل يثرب براي آنان به مثابه «حرم» قلمداد شده است (ابن‌هشام، بي‌تا، ج1، ص502-503). بدين معنا كه حرمت شهر مكه و اطراف كعبه كه براي اهل حجاز مسلّم بوده است را به شرافت اسلام به داخل شهر يثرب (مدينه) تسرّي بخشيد تا ماية امنيت و آرامش اهالي آن شود. در واقع پيامبر اكرم(ص) با تدوين قانون اساسي و پيمان‌نامة عمومي ميان ساكنان يثرب (اعم از مسلمانان و غيرمسلمانان)، در صدد كنترل اوضاع اجتماعي آنجا بوده تا در ساية تدوين قانون اوليه و اتحاد مدني و سپس پيگيري و نظارت بر اجراي قوانين مطرح شده، مانع از بروز بحران‌هاي اجتماعي شود؛ چراكه در عصر جاهليت، با توجه به عصبيت قومي و معيارهاي جامعة عصر جاهلي، بروز بحران‌هاي اجتماعي امري شايع بوده است. ازاين‎‌رو، رسول خدا(ص) با تدوين قانون، شاخصه‌هاي رفتاري و عملكردي را براي مردم و آحاد افراد جامعه مشخص نمود و با پيگيري در اجراي صحيح آن، از بروز انحرافات و بحران‌هاي اجتماعي پيش‌گيري نمود.
براي نمونه از قوانين مطرح شدة راه‌گشا در سال‌هاي بعد و نظارت و جديت در اجراي آن، قانون «لاضرر و لاضرار» است كه ماجراي آن در كتاب شريف «الكافي» آمده است (به اختصار):
سمرة بن جندب در جوار خانة يكي از صحابي انصار درخت نخلي داشت كه به بهانة رسيدگي به آن درخت، مكرر بدون اجازه وارد زمين آن انصاري مي‌شد. وقتي ماجرا به رسول خدا(ص) گفته شد، ايشان به سمرة بن جندب پيشنهاد فروش به ده برابر قيمت و عطيه در بهشت داد كه او نپذيرفت و در نهايت رسول خدا(ص) براي جلوگيري از تضييع حق، به مرد انصاري فرمود: آن درخت را بكن و جلوي اين شخص بيانداز و قانون لاضرر و لاضرار را تشريع فرمود(كليني، 1407ق، ج5، ص292).
يعني در اسلام احكامي كه موجب ضرر بر بندگان باشد، وجود ندارد(انصاري، 1419ق، ج2، ص460). اين حكم رسول خدا(ص) در واقع پناه بردن به قانون عقلاني جهت پيش‌گيري از آسيب‌هاي برخاسته از لجاجت است كه مي‌توانست عاملي براي بروز اختلافات اجتماعي شود. بنابراين، يكي از راهبردهاي اصيل و غني رسول خدا(ص) براي پيش‌گيري از بحران‌هاي احتمالي، محورقراردادن قانون و تمسك به محتواي آن در همة حالات و وقايع است.
تبيين و شفافسازي امور اجتماعي
ابهام و عدم شفافيت در امور، يكي از عوامل ايجاد و گسترش بحران‌هاست و راه‌كار برون‌رفت از آن، شفاف سازي در امور اجتماعي است. شفافيت مي‌تواند عاملي اميدبخش، اعتمادساز، اتحادآفرين و بحران‌زدا محسوب شود. با توجه به اين آثار شفاف سازي امور اجتماعي در جامعه، مي‌توان مدعي شد كه اين امر يكي از سريع‌ترين هزينه و كم‌ترين راه‌ها براي پيش‌گيري يا برون‌رفت از بحران‌ها است. رسول خدا(ص) نيز از همان ابتدا و در پيمان عقبة اول، به مردمي كه از مدينه نزد ايشان آمده بودند، اصول و مواضع كليدي اسلام را به‌طور شفاف بيان كرده و بر ترك شرك و بت‌پرستي، ترك دزدي و زنا و قتل اولاد و بهتان و همراهي در معروف، از آنان پيمان وفاداري گرفت(ابن‌هشام، بي‌تا، ج1، ص433).
پيرو همين پيمان، پيامبر(ص) مصعب بن عمير را از مكه به همراه آنان به مدينه فرستاد و او در طول يك سال، معارف دين و آموزه‌هاي قرآن را براي آنان تبيين كرد و همين امر باعث مسلمان شدن بسياري از مردم مدينه و تحقق بيعت عقبة دوم شد(همان، ص434و438). در ادامه و در راستاي تبيين معارف قرآن و پيش‌گيري از وقوع بحران‌هاي اجتماعي، پيامبر(ص) مبلّغيني به نواحي خارج از مدينه ارسال نمود. اين مبلّغين مأمور بودند تا كلام خدا و نصايح رسولش را به‌گوش و جان مردم برسانند تا نسبت به محتواي اسلام آگاه شوند. براي نمونه رسول خدا(ص)، عبداالله بن سهيل را به‌سوي بني‌معيص فرستاد، او آنان را در منطقة مدثرا ديدار كرد و دعوت به اسلام كرد. گروهي به همراه آنان به مدينه آمدند و مسلمان شدند(يعقوبي، بي‌تا، ج2، ص73). همچنين عبدالرحمن بن عوف را به‌سوي دومةالجندل فرستاد و او اسلام را بر آنان عرضه كرد و مسلمان شدند(طبري، 1387ق، ج3، ص132).
اقدام ديگر رسول خدا(ص) براي تبيين و شفاف سازي، گفت وگوي مستقيم با فرستادگان و بزرگان قبايل بوده است. اين نمايندگان و بزرگان قبايل عمدتاً در سال نهم هجري به ديدار رسول خدا(ص) آمدند و آن سال را مورخين عام‌الوفود ناميدند. در اين سال، گروهي به نمايندگي از بني تَميم نزد رسول خدا(ص) آمدند و گفت و گو كردند (ابن‌هشام، بي‌تا، ج2، ص562-567). فرآيند گفت‌وگو با بزرگان قبايل مي‌تواند زمينة بروز ابهام را در آن قبايل كاهش دهد و با تبيين و شفاف سازي، زمينة مخالفت‌ها و بحران‌هاي اجتماعي در جامعه از بين برود. در واقع رسول خدا(ص) از طريق ارتباط مستقيم خود و يا نمايندگانش با قبايل عرب و تبيين گفتمان توحيدي اسلام، مباني وحي را تشريع مي‌نمود و اين شفاف سازيِ مباني براي اين اشخاص، عامل مهمي براي همراهي آنها و كاهش رفتارهاي ناهنجار و بحران‌زا محسوب مي‌شود. در واقع يكي از عوامل ايجاد بحران اجتماعي در ميان امت اسلامي، تفرقه‌افكني، دسيسه و حتي مبارزة نظامي قبايل خارج از مدينه بر ضد مسلمانان بوده است. لذا تبيين و شفاف سازي مباني دين و اسلام آوردن اين مناطق و قبايل علاوه بر گسترش حكومت اسلامي، باعث ايمن‌سازي مركز حكومت اسلامي و جلوگيري از ايجاد نزاع و بحران اجتماعي مي‌شد.
اقدامات مديريتي رسول خدا(ص) حين بحران
پس از تلاش‌هاي مجدانة پيامبر(ص) در بستر فرهنگ جاهليت جهت ايجاد ساختار نظام‌مند و قوي اسلامي، در برخي موارد جامعة اسلامي و مسلمانان دچار بحران‌هاي اجتماعي مي‌شدند كه رسول خدا(ص) با اقدامات مدبرانة خود در حين بحران‌ها براي حل و اتمام آن تلاش مي‌كرد. در ذيل به برخي از اين موارد مي‌پردازيم.
ايجاد انسجام اجتماعي
بحران همچون موج خروشاني خود را بر ساحل آرام مي‌ريزد و اين ساحل است كه با ثبات و استقامت خود اين موج را بر زمين مي‌نشاند و آرام مي‌كند. در انقلاب‌هاي تحول‌خواه همواره كساني به تقابل با آن برمي‌خيزند و در اين راه از هر وسيله‌اي جهت وصول به اهداف خود استفاده مي‌كنند؛ چنانكه امروزه درخصوص انقلاب اسلامي ايران اين امر را شاهديم. در صدر اسلام با بعثت پيامبر خدا(ص) اين مخالفت‌ها نيز پديد آمد و سالانه بر شدت آن افزوده مي‌شد، اما آنچه باعث موفقيت پيامبر(ص) و مسلمانان مي‌شد، ايمان به خدا، اعتماد به او و استقامت همراه با انسجام بود.
نمونة بارز آن را مي‌توان در بحران شعب ابيطالب مشاهده كرد. قريش با توجه به واكنش بني‌مطلب و بني‌هاشم به سختي مي‌توانست تصميم بر قتل رسول خدا(ص) بگيرد. لذا تصميم بر اعمال فشارهاي اقتصادي و اجتماعي بر بني‌هاشم گرفته و حاصل آن پيمان‌نامة قريش مبني بر قطع همكاري اقتصادي و اجتماعي با بني‌هاشم؛ يعني قطع تجارت و ازدواج و... با آنان شد كه در ابتداي سال هفتم بعثت محقق شد(ابن‌سعد، 1408ق، ج1، ص163) گرچه فشارهاي اقتصادي و عاطفي در شعب، طاقت‌فرسا و عاملي جدي براي ايجاد بحران اجتماعي در ميان بني‌هاشم بود، ولي تقويت روحية استقامت و ايجاد اتحاد برخاسته از عصبيت قومي و ديني در حين بحران توسط رسول خدا(ص)، اين امكان را فراهم ساخت تا محتواي تبليغي و آموزه‌هاي خود را با بني‌هاشم و مسلمانان در ميان نهد و به تأليف قلوب مشركان از بني‌هاشم و تقويت قلوب مسلمانان بپردازد. لذا برخي از بزرگان قريش همچون مطعم بن عدي، عدي‌بن قيس، زمعةبن الأسود و ابوالبختَري، ادامة اين تحريم را به صلاح جبهة خود ندانستند و تصميم بر پايان بخشيدن به حصر مسلمانان گرفتند(همان). چشم‌انداز مشركان از اين تحريم اقتصادي و اجتماعي، برهم‌زدن، نااميدكردن و تضعيف روحية مسلمانان و اقناع بني‌هاشم براي پا پس كشيدن از حمايت همه‌جانبه از حضرت محمد(ص) بوده است، اما در اين بحران طاقت‌فرسا، رسول خدا(ص) با تدبير صحيح و هوشيارانه توانست به ايجاد انسجام اجتماعي ميان محصوران شعب بپردازد و اين امر، باعث جلوگيري از نفوذ افكار شيطنت‌آميز مشركان شد.
استمداد از خدا
براي برون‌رفت از بحران‌ها، انسان بايد از امكانات و اقتضائات موجود و تدبير دقيق ياري گيرد، اما اين امور نمي‌تواند همواره راه‌گشاي كاملي باشد. لذا انسان بايد همواره در خوشي و ناخوشي‌هاي زندگي به ريسمان الهي چنگ زند و از خداي عالم طلب ياري كند. در واقع امكانات مورد استفاده در مديريت بحران هميشه از سنخ امكانات مادي نيست. بلكه اين امكانات در متن و سيرة نبوي علاوه بر امكانات مادي، امكانات معنوي نيز مي‌باشد. يكي از مهم‌ترين منابع و امكانات معنوي در مديريت بحران‌هاي اجتماعي در سيرة نبوي، استمداد و ياري از خداوند متعال است. رسول خدا(ص) همواره در اثناي مشكلات و بحران‌ها از خداي متعال جهت موفقيت در رسالت و برون‌رفت از چالش‌هاي پيش‌رو ياري مي‌طلبيد و اين امر عامل اصلي در پيروزي انقلاب ديني پيامبر خدا(ص) در عصر جاهليت بوده است. از چالش‌هاي نگران‌كننده براي پيامبر اكرم(ص) اعلام وصايت و جانشيني اميرالمؤمنين(ع) در حجةالوداع بوده است. پس از نزول جبرئيل(ع) و ابلاغ دستور الهي مبني بر لزوم اعلام وصايت علي بن ابيطالب(ع) «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ»(مائده(5): 67)، آن حضرت نگران تكذيب و تمرّد عده‌اي از مسلمانان (قريش) به جهت بغض و عداوت نسبت علي(ع) بود . ازاين‌رو، از خداي متعال حفظ مردم از فتنة منافقين را استمداد نمود : «وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ».(مائده(5): 67) و با نصرت الهي اين ابلاغ وحي در غدير خم اجرا شد (طبرسي، 1403ق، ج1، ص57).
از ديگر مواردي كه پيامبر اكرم(ص) در حين بحران با استمداد از خداوند آن را كنترل كرد، موضوع هجرت از مكه و پناه بردن به غار، هنگام تعقيب مشركان بود. آنجا كه مكيان بر ورودي غار ايستادند، ولي با استعانت الهي با نزول آرامش قلبي و ايجاد تصور خطاي مشركان، برخاسته از تارهاي به‌هم‌تنيده بر ورودي غار، جان پيامبر(ص) ايمن ماند(ابن‌خلدون، 1408ق، ج2، ص421 و سيوطي، 1404ق، ج3، ص240). چنان‌كه قرآن كريم در اين زمينه فرمود: «إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا» (توبه9: 40).
بنابراين، با استمداد از خداوند در حين تعقيب و سوء قصد مشركان، اين بحران و چالش، از پيامبر(ص) دفع شد و سرآغازي براي انقلاب ديني ايشان در مدينه شد.
جلب حمايت‌هاي سياسي و اجتماعي
انبياي بزرگ الهي همواره در مسير انسان سازي و تكامل روحي بشريت با چالش‌هاي فراواني از طرف جنود جهل مواجه بودند كه باعث ايجاد موانع جدي در جهت رسيدن به اهداف الهي مي‌شد. رسول خدا(ص) نيز از اين قاعده مستثنا نبود و در مسير تبليغ دين در شهر مكه با بن‌بست جدي تبليغي مواجه شد. اسلام در شهري ظهور كرد كه در آن تفاخر و اشرافي‌گري يك اصل بود و ارزش‌ها بر محور حسب و نَسب سنجيده مي‌شد، نه خصايص انساني. مردماني داشت كه نه از روابط افسارگسيختة جنسي ابايي داشتند و نه از خوردن خزندگان و ريختن خون انسان‌ها. مردماني كه خواندن و نوشتن نزدشان مهجور و صرفاً به آموزه‌هاي پدران خود پايبند بودند و انديشيدن به صحت و سقم آن را مذموم مي‌دانستند. در چنين شرايطي رسول خدا(ص) تلاش فراواني جهت تحول دروني و بيروني در مكه نمود، اما پس از سال‌ها تلاش، تعداد اندكي پوسته‌هاي جاهليت را دريدند و رويش تازه‌اي را آغاز كردند. در اين شرايط كه مصداق بارز بحران اجتماعي ميان امت مسلمان و بن‌بست تبليغي بوده است، رسول خدا(ص) به‌عنوان رهبري آگاه به فكر جلب حمايت‌هاي سياسي و اجتماعي در سرزمين ديگر افتاد؛ چراكه امت مسلمان براي يافتن هويت مستقل و تغيير بستر اجتماعي برجاي‌مانده از جاهليت، نياز مبرم به حمايت‌هاي سياسي توسط يك نظام سياسي قدرتمند داشتند.
در همين راستا، اولين جايي كه پيامبر(ص) براي جلب حمايت سياسي انتخاب نمود، حبشه بود. آنجا سرزمين مسيحيان با حاكمي ملقّب به نجاشي بود كه مطابق گزارشات موجود، رسول خدا(ص)به اصحاب وعدة عدالت‌گستري و ظلم‌ستيزي او را داده بود(ذهبي، 1413ق، ج1، ص66). مسلمانان در آنجا با روي خوش نجاشي مواجه شدند و اما با فشار و تهديد مسيحيان آن سرزمين بر وي كه ناشي از گمان آنان از مسلمان شدن نجاشي بود، مهاجرين آنجا را ترك و به مكه بازگشتند(ابن‌هشام، بي‌تا، ج1، ص431). پس از بي‌نتيجه‌ ماندن مهاجرت به حبشه، رسول خدا(ص)به شهر طائف سفر كرد كه با بي‌مهري مردم آنجا، پس از ده روز اقامت، به ناچار به مكه بازگشت (مقدسي، بي‌تا، ج4، ص155). در سومين اقدام، پيامبر(ص) به‌سوي قبيلة بني‌عامر از بدويان حجاز رهسپار شد و به آنان پيشنهاد اسلام و ياري خود و مسلمانان در مقابل دشمنان را داد. آنان درخواست پيامبر(ص) را مشروط به اعطاي جانشيني به آنان پذيرفتند كه رسول خدا(ص) در پاسخ فرمود:
اختيار اين امر با خداست و او آن را هرجا كه بخواهد، قرار خواهد داد(ابن‌كثير، 1407ق، ج3، ص139).
اين سخن پيامبر اكرم(ص) باعث انكار اسلام از سوي بني‌عامر شد و سومين تلاش حضرت براي برون‌رفت از بحران تبليغ در مكه بي‌ثمر ماند. تا آن‌كه در سال دوازدهم و سيزدهم بعثت، تعدادي از مردم يثرب در ايام حج با رسول خدا(ص) در عقبه ديدار كردند و با ايشان هم‌پيمان شدند و بستر حمايت اجتماعي براي برون‌رفت از بحران‌هاي اجتماعي فراهم شد(ابن‌خلدون، 1408ق، ج2، ص348). اين بحران و بن‌بست تبليغي براي پیامبر اكرم(ص) و مسلمانان بسيار آزاردهنده و پرهزينه بود و در اين مسير، برخي از مسلمانان به شهادت رسيدند. لذا پيامبر(ص) با نااميدشدن از تحقّق آرمان توحيدي خود در مكه و درك بحران فقدان نظام سياسي ديني، همواره به فكر انتقال محل تبليغي و حكومت سازي خود در بستري ديگر بوده است. در واقع پيامبر اكرم(ص) با هجرت به يثرب (مدينه)، مهم‌ترين بحران اجتماعي امت نوپاي اسلامي؛ يعني فقدان پايگاه قوي سياسي و اجتماعي جهت حمايت از مسلمانان، حل معضلات اجتماعي و نشر معارف دين را برطرف كرد.
آگاهي‌بخشي و بصيرت‌افزايي
يكي از مهم‌ترين اقدامات براي حل بحران‌هاي اجتماعي، آگاه‌سازي افراد در جامعه است. بحران‌هاي اجتماعي به‌دليل اجتماعي بودنشان، آحاد افراد جامعه را درگير نموده و به نوعي آنها را به كنشگران فعال در بروز بحران‌هاي اجتماعي تبديل مي‌نمايد. ازاين‌رو، يكي از اقداماتي كه در زمان وقوع بحران مي‌تواند مورد توجه قرار گيرد، آگاهي‌بخشي و بصيرت‌افزايي است. از جمله اقدامات مديريتي پيامبر اكرم(ص) حين بحران، آگاهي‌بخشي و بصيرت‌افزايي نسبت به حوادث و رويدادهاي اجتماعي بود. رويكرد رسول خدا(ص) همواره استفاده از عقلانيت در تصميم‌گيري‌ها بود. پيامبر(ص) در مواردي قبل از تحقق بحران، به تبيين و شفاف‌سازي مباني اسلام مي‌پرداخت و با اقدامات مديريتي خود از تحقق آن پيش‌گيري مي‌كرد، اما در مواردي نيز بحران اجتماعي محقق مي‌شد و موضوعي باعث كدورت گروهي مي‌شد و پيامبر اكرم(ص) با آگاهي‌بخشي به آنان، بحران اجتماعي پديدآمده را مديريت مي‌نمود.
بعد از جنگ حنين كه پس از فتح مكه رخ داد، رسول خدا(ص)غنايم به‌دست‌آمده را ميان سران قريش همچون ابوسفيان و پسرش معاويه، حكيم‌بن حزام، صفوان‌بن اميه، حارث‌بن هشام و... و ديگر قريشيان جهت تأليف قلوبشان به‌سوي اسلام تقسيم كرد و به انصار چيزي داده نشد. آنها آزرده‌خاطر شدند و برخي از آنان گفتند: «به خدا پيامبر(ص) به قوم خود رسيد»! و سعدبن عباده را نزد پيامبر اكرم(ص) فرستادند تا گله‌مندي انصار را به پيامبر(ص) منتقل كند. پيامبر(ص) از سعد خواست كه انصار را جمع كند و پس از جمع‌شدن انصار، پيامبر(ص) ميان آنان رفت و با سخنراني خويش و بيان اُنس و علقة خود نسبت به انصار، از آنان دلجويي كرد و آنان از اعتراض خود پشيمان گشتند(ابن‌اثير، 1385ق، ج2، ص271). انصار همان اولين مجاهدان غير مكي بودند كه با پناه‌دادن مسلمانان در خانه‌هاي خود و همدلي با آنان، بستر تحقق حكومت نبوي را فراهم ساختند. اما كدورت پديدآمده و گمان بي‌عدالتي در حكومت نبوي، نزديك بود به باوري در آنان تبديل شود كه در اين صورت، جامعة نوپاي اسلامي شاهد دلسردي، نااميدي، تفرقه و پا پس‌كشيدن عده‌اي از انصار از باورهاي ديني‌شان مي‌شد كه اين امر، همان نقطة مطلوب دشمنان اسلام بود. اما رسول خدا(ص) با سنجش دقيق شرايط و پيامدهاي خطرناك آن به روشنگري و بصيرت‌بخشي انصار پرداخت و آنان را از شبهة تبعيض و ادامة بحران اجتماعي در مدينه نجات داد و ياران ديرين خود را همچنان ثابت‌قدم در دين و همراه خود نگه‌داشت.
همچنين از ديگر مواردي كه رسول خدا(ص) با تدبير، ياران را نسبت به جهل و اشتباه خود آگاه كرد، منازعه‌اي بود كه در سال ششم هجري در بازگشت از غزوة بني‌مصطَلق با فرماندهي رسول خدا(ص) ميان مهاجرين و انصار روي داد كه نشان‌دهندة فتور در مراتب اعتقادي عده‌اي از مسلمانان بود. در آغاز اين منازعه، جهجاه بن مسعود (اجير عمر بن خطاب براي كشيدن اسب او) به سنان بن وبر از انصار سيلي زد. در ميان آنان تفسير اين سيلي، سيلي مهاجرين به انصار بود و در پي آن، تعدادي از انصار به ياري سنان و تعدادي از مهاجرين به ياري جهجاه آمدند و نزديك بود كه آتش جنگ داخلي شعله‌ور شود و بر هم شمشير كشند؛ تا آن‌كه با دخالت رسول خدا(ص) و اصحاب صديق ايشان، منازعه خاتمه يافت، اما در اين بين، عبداالله بن اُبي مهاجرين را تهديد به اخراج از مدينه كرد و به دنبال دسيسه به همراه منافقين بود. رسول خدا(ص) براي تغيير فضاي آلوده به غضب در ميان سپاهيان، دستور حركت به سوي مدينه به‌صورت تمام‌وقت را صادر كرد و مسافت طولاني را در تمام روز و شب طي كردند و بعد از توقف اجباري از شدت خستگي در روز بعد، اصحاب به خواب فرو رفتند و پس از بيداري آتش كينه و خشم جاي خود را به الفت گذشته داد و فتنه خاموش شد(ابن‌هشام، بي‌تا، ج2، ص290-292). رسول خدا(ص) با آگاه‌سازي و هوشيارسازي اصحاب، توانست يك بحران برخاسته از ريشه‌هاي جاهليت را در ميان اصحاب خود كنترل و مديريت كند و با تدبير خود، اُلفت ميان آنان را يادآوري و بازگرداند.
اقدامات مديريتي رسول خدا(ص)پس از بحران
رسول خدا(ص) دعوت به توحيد را در بستري شروع كرد كه شرك، خرافات و جاهليت در دل و جان قاطبة مردم رسوخ كرده بود و بيرون ريختن آن از قلوب، كاري بس دشوار و زمان‌بر بود. لذا در عصر نبوي عليرغم شور و اشتياق‌هاي بندگي، در مواردي هم ريشه‌هاي كهنة جاهليت باعث بحران‌ها و چالش‌هايي مي‌شد كه نياز به بازسازي اعتقادات داشت. از سوي ديگر، مشركان و اهل كتاب نيز به عناد و عصبيت جاهلي خود ادامه داده و به دنبال ضربه‌زدن به جامعة اسلامي بودند. در نتيجة اين امر باعث ايجاد بحران‌ها و چالش‌هايي مي‌شد كه نياز به حل بحران از سوي پيامبر(ص) ضروري مي‌نمود كه به چند مورد از اقدامات حضرت اشاره مي‌كنيم:
تحديد اعتقادات
با توجه به نوظهوربودن دين اسلام در ميان اقوامي كه سنن جاهلي در ميان آنان ريشه دوانده بود، كاملاً طبيعي و قابل پيش‌بيني بود كه رسول رحمت(ص)در روزگار مسلماني اين اقوام نيز با برخي از رفتارهاي به‌جامانده از جاهليت روبه‌رو شود. در چنين شرايطي رسول خدا(ص)براي مديريت بحران‌ها و چالش‌هاي پديدآمده به مرزبندي صريح اعتقادات و تعيين حدود آن اقدام مي‌كرد. ماجراي كشتار خالد در يوم الغَميصاء از اين نوع است. با تسليم قريش و فتح مكه، قبايل كوچك اطراف مكه نيز در اعتقاد به شرك دچار تزلزل شده بودند. در چنين شرايطي پيامبر اكرم(ص)براي دعوت قبايل اطراف مكه، بخشي از مسلمانان را به سوي آنان روانه مي‌كرد كه از جملة آن سرية خالد بن وليد معروف به سوي بني‌جذيمه بود كه با حادثة تلخي در تاريخ با نام يوم الغَميصاء معروف شده است.
ماجرا آن است كه پيامبر(ص)، خالد را با 350 نفر از مهاجرين و انصار به سوي بني‌جذيمه روانه ساخت؛ در حالي كه به او دستور قتل را نداده بود(مسعودي، بي‌تا، ص234). او آنان را به اسلام دعوت كرد، ولي بني‌جذيمه به دليل سوابق خالد در بدعهدي و كينة او نسبت به خودشان دچار ترديد شدند و در نهايت تسليم شدند و پذيرفتند تا مسلمان شوند، اما خالد پس از گرفتن سلاح‌هاي آنان، در نيمه شب به آنان حمله كرد و آنان را اسير و عده‌اي از آنان را كشت. در بازگشت رسول خدا(ص) با شنيدن اين واقعة تلخ، موضع خود را نسبت به اين جنايت اعلام كرد. پيامبر(ص) با صداي بلند در ميان حاضران در مكه در بارة اين عمل خالد فرمود:
«خداوندا از رفتار خالد و آنچه انجام داده است، در پيشگاه تو بيزاري و تبري مي‌جويم و سپس خون‌بهاي آنان را پرداخت كرد و به دل‌جويي از آن قبيله پرداخت(بيهقي، 1405ق، ج5ف ص114-115).
اين بيان صريح پيامبر(ص) در اعلام برائت از رفتار خالد در ميان مسلمانان و اهالي مكه و دل‌جويي از بني‌جذيمه نشان‌دهندة جديت رسول خدا(ص)براي مرزبندي ميان اصول اعتقادي اسلام و رفتار منحرافانة برخي مسلمانان است كه در صورت تغافل پيامبر(ص) در اين واقعه هرگز اين مرزبندي به افهام عمومي انتقال داده نمي‌شد و سرمنشأ رفتارهاي جاهلي پس از آن مي‌شد اما رسول خدا(ص) به خوبي واقف بود كه براي جلوگيري از گسترش انحرافات رفتاري در ميان مسلمانان بايد مرز ميان آنان را در مواضع خود نشان دهد تا مردم شدت قبح آن انحرافات را دريابند و از تكرار آن خودداري كنند. با اعلام برائت از رفتار خالد، مردم را از اين نوع رويكرد نشأت گرفته از جاهليت نهي كرده است.
برخورد قهري
رويكرد فرآيندي در مديريت بحران، مديريت بحران را تنها در زمان وقوع بحران مورد توجه قرار نمي‌دهد، بلكه به‌منظور خشكاندن ريشه‌هاي بحران‌هاي اجتماعي، اقداماتي را در مرحلة پس از بحران مورد توجه قرار مي‌دهد. برخورد قهري، يكي از مهم‌ترين اقداماتي است كه در مديريت بحران‌هاي اجتماعي به‌ويژه بحران‌هايي كه جنبة امنيتي دارند، مورد توجه قرار مي‌گيرد. در واقع برخورد قهري مانع رشد و شكل‌گيري بحران‌هاي اجتماعي جديد، پس از حل و مديريت بحران فعلي مي‌شود. به همين دليل، با بررسي‌هاي انجام شده در اين پژوهش، برخي از اقداماتي كه توسط رسول خدا(ص) براي مديريت بحران‌هاي اجتماعي صورت گرفته نشأت گرفته از قدرت قهري ايشان مي‌باشد. بايد توجه داشت كه مسألة امنيت، مهم‌ترين ركن بقاي يك جامعه است كه در ساية آن امكان پيشرفت مادي و معنوي و عدالت فراگير فراهم مي‌شود. از چالش‌هاي مهم و اساسي جامعة نوپاي نبوي، تهديد و ايجاد ناامني قبايل حجاز براي آنان بود كه باعث بحران ناامني براي مسلمانان به سبب تعدي و تجاوز مشركان در فضاي بيرون از جامعة مدني و حتي درون جامعه مي‌شد. امروزه در مديريت بحران‌هاي اجتماعي جهان، برخورد قهري (همچون جريمه و مجازات) به‌عنوان يك عامل بازدارنده شناخته شده است. رسول خدا(ص) نيز در برخي موارد به‌برخورد قهري جهت اصلاح و تأمين امنيت و حل بحران ناامني روي مي‌آورد. نمونة بارز اين رويكرد را مي‌توان در نوع برخورد رسول خدا(ص)با يهوديان ديد. در ابتدا پيامبر اكرم(ص) از راه تسالم با آنان وارد شد و در قالب پيمان‌نامه در بدو ورود به يثرب آنان را جزئي از امت شمرد و پيمان عدم محاربه و حمايت در مقابل خصم منعقد شد، اما با كارشكني قبايل يهود و عزم آنان در ترور پيامبر(ص) و توطئه و همدستي با مشركان در جنگ‌ها عليه مسلمانان، رسول خدا(ص) مصمم به استفاده از برخورد قهري شد و آنان را مجازات كرد(واقدي، 1409ق، ج1، ص176، 263و497). بسياري از سريه‌هاي عصر نبوي از جمله سرية ابوعبيده جرّاح به‌سوي منطقة ذات القصه و محمد بن مسلَمه به‌سوي مشركان قُرَطاء، ازنوع برخورد قهري رسول خدا(ص) براي حل بحران امنيت امت اسلامي بوده است(همان، ج2، ص534).
در اين موارد بحران، همان حملات نظامي و دسيسية مشركان نسبت به مسلمانان در ادوار مختلف بوده كه امنيت اجتماعي امت مسلمان را از بين برده بود و پس از تحقق اين بحران‌ها در ادوار مختلف، رسول خدا(ص) با برخورد قهري و تأديب آنان، امنيت اجتماعي لازم را براي امت نوپاي اسلامي برقرار نمود. در واقع آن حضرت با روي آوردن به برخورد قهري توانست فتنه و تعدي دشمنان امت اسلامي را خنثي و به حل بحران ناامني در جامعة اسلامي بپردازد؛ چراكه دشمناني همچون يهوديان از هرگونه تفرقه‌افكني و ايجاد نفاق و شبهه در ميان مسلمانان خودداري نمي‌كردند و در فرصت مناسب به دنبال واردكردن ضربه به بنيان حكومت اسلامي بودند. بنابراين، رسول خدا(ص) با دورانديشي و توجه به مصلحت عمومي در رفع اين چالش اجتماعي كوشيد و با برخورد قهري با معاندان، ناامني و تعدي مكرر آنان را از بين برد.
اصلاح فضاي جامعه
همان‌طور كه در اقدام قبلي بيان شد، يكي از راه‌كارهاي مديريتي رسول خدا(ص) براي كنترل بحران‌هاي اجتماعي، برخورد قهري مي‌باشد. برخورد قهري در جامعه مي‌تواند فضايي مملو از رعب و وحشت را ايجاد نمايد؛ به‌طوري‌كه افراد بي‌گناه و كساني كه در ايجاد بحران‌هاي اجتماعي نقشي نداشتند را دچار ترس و وحشت نمايد. اين رعب و وحشت مي‌تواند آثار زيان‌باري را براي جامعة اسلامي به‌همراه داشته باشد. ازاين‌رو، در مديريت بحران‌هاي اجتماعي در سيرة رسول خدا(ص) اقدامي مكمل برخورد قهري نياز است تا آن دسته از افرادي كه نقشي در بحران‌هاي اجتماعي نداشتند، نسبت به اسلام و حكومت اسلامي ترس و دلهره نداشته باشند. به همين دليل، با بررسي در سيرة رسول خدا(ص) برخي اقدامات مشاهده شد كه حكايت از لطف، رحمت و رأفت ايشان پس از مديريت بحران‌هاي اجتماعي مي‌باشد. به‌همين دليل، يكي از اقدامات مديريتي رسول خدا(ص) پس از بحران، اصلاح فضاي جامعه است. بحران‌هاي اجتماعي به دليل ايجاد فضاي ترس و وحشت در جامعه نيازمند اين است كه مديران و سياست‌گذاران اين عرصه، بعد از بحران‌هاي اجتماعي، فضايي پرنشاط و اميدوارانه را در جامعه طنين‌انداز نمايند. برخي از اقدامات پيامبر(ص) پس از بحران‌هاي اجتماعي بيانگر اين است كه ايشان سعي داشتند پس از مديريت بحران‌هاي اجتماعي، فضايی پرنشاط و سرشار از رحمت را در جامعه ايجاد كنند. يكي از مهم‌ترين نمونه‌هاي اين اقدام، ماجراي فتح مكه است. رسول خدا(ص) در هنگام ورود به مكه و فتح آن، فرماندهي سپاه را به سعدبن عبادة انصاري سپرد، ناگهان از سپاه سعد شعارهاي انتقام‌جويانه نسبت به قريشي سر داده شد و بعد سعد نيز شعار داد «اليوم يوم الملحمة؛ امروز روز جنگ است»؛ يعني روز انتقام‌گيري. اين خبر را به پيامبر(ص) رساندند و ايشان فرماندهي سپاه را از سعد بن عباده به علي بن ابيطالب(ع) منتقل نمود و در اصلاحِ جملة سعد، فرمود: «اليوم يوم المرحمة؛ امروز روز بخشش و رحمت است(ابن‌خلدون، 1408ق، ج2، ص460 و واقدي، 1409ق، ج2، ص822). پس از ورود، حضرت(ص) اعلام عفو عمومي كرد و جز تعداد قليلي كه جنگيدند و شكست خوردند، ديگر مكيان در خانه ماندند و از جنگ با رسول خدا(ص) خودداري كردند(ابن‌سعد، 1408ق، ج2، ص247). اين اقدام حكيمانة پيامبر(ص) همچون اكسير در جان مشركان مكه اثر كرد و گروه به گروه از آنان به نزد رسول خدا(ص) آمدند و جام شيرين توحيد را چشيدند. در واقع خرَد عميق و روح الهي پيام‌آور رحمت به‌خوبي سنجيد كه در آن شرايط با جاري ساختن جوي خون و بيرق انتقام، نه تنها قلوب مشركين مكه را تسخير نخواهد كرد، بلكه بذر كينه را براي هميشه در جانشان به وديعه خواهد گذاشت. لذا با ايجاد فضاي رحمت در جامعه، درياي رحمت الهي را براي آنان نمايان ساخت و قلوب حيران و وحشت‌زدة آنان را از يك بحران اجتماعي عجين‌شده با جاهليت به‌سوي امت متحد اسلامي هدايت كرد.
نتیجه‌گیری
در مقالة «درآمدي بر نقش اسلام در حل بحران‌هاي اجتماعي ـ سياسي» شناسايي عوامل بحران و ايجاد آمادگي‌هاي لازم در مسلمانان را از مهم‌ترين اقدامات رسول خدا(ص) براي مقابله با بحران برمي‌شمارد. در واقع اقدام و راه‌كار مشخصي براي مديريت بحران توسط پيامبر خدا(ص) ارائه نمي‌شود. در مقالة ديگري كه با عنوان «رهبري و مديريت رسول خدا(ص) در شرايط بحران»، نگارش يافته است، بحران اجتماعي را منحصر در جنگ خندق نموده و راه‌كار برون‌رفت از آن را در حفر خندق بيان مي‌نمايد. البته در مقالات ديگري همچون «مديريت بحران جمل در سيرة امام علي(ع)» و مقالة «نقش حضرت زينب(س) در مديریت بحران سياسي ـ مذهبي دوران اسارت»، برخي از راه‌كارهايي كه توسط اميرالمؤمنين علي(ص) و حضرت زينب(س) براي مديريت بحران انجام شده است را بيان نموده است. ولي در اين دو مقالة اخير، بحران را فقط در سيرة علوي و زينبي مورد بررسي قرار داده و مقصود و منظور از بحران؛ اعم از بحران‌هاي اجتماعي، نظامي، اقتصادي و فرهنگي است. در دو مقالة نخست نيز راه‌كار مشخصي براي مديريت بحران ارائه نشده است. اگرچه در يكي از مقالات، شناسايي عوامل بحران را مي‌توان به‌عنوان يك اقدام مديريتي پيش از بحران در نظر گرفت، ولي در مقالة مذكور به چيزي بيش از اين اشاره نشده است. ازاين‌رو، آنچه در اين پژوهش انجام شده است و وجه تمايز با ساير مطالعات انجام شده مي‌باشد، بررسي مديريت بحران در سيرة نبوي و تبيين راه‌كارهاي پيامبر خدا(ص) براي برون‌رفت از بحران مي‌باشد. همچنين در اين مقاله بحران با رويكرد فرآيندي مورد توجه قرار گرفته است؛ به‌طوري‌كه هريك از مراحل و اقدامات مديريتي پيش از بحران، حين بحران و بعد از بحران، نقش قابل توجهي در مديريت بحران‌هاي اجتماعي دارند. به همين دليل، رسول خدا(ص) براي مديريت بحران‌هاي اجتماعي با استفاده از هريك از راه‌كارهاي پيش، حين و قبل از بحران سعي در مهار و كنترل بحران‌هاي اجتماعي داشتند.
رسول خدا(ص) در ميان مردماني ظهور كرد كه ريشه‌هاي شرك و جهالت در آنان ريشه دوانده بود و قلوب آنان با خرافات و تعصبات جاهلي پيوند عميق يافته بود. در چنين شرايطي پيامبر رحمت(ص)، اسلام را به قلوب انسان‌ها معرفي نمود. با پذيرش اسلام در قلوب عده‌اي از مردم جوياي حق و از سوي ديگر وجود ريشه‌هاي به‌هم‌تنيدة جاهليت در روابط فردي و اجتماعي، باعث بروز بحران‌های اجتماعي براي امت مسلمان شد.
رسول خدا(ص) به‌عنوان مؤسس جامعة اسلامي به دنبال حل اين بحران‌هاي اجتماعي بود . لذا براي حل اين بحران‌ها، اقداماتي را پيش از شكل‌گيري بحران، حين بحران و پس از بحران انجام داده است. بدين معنا كه پيامبر اكرم(ص) در برخي از بحران‌ها با اقدامي مدبرانه در پيش از بحران، از وقوع آن پيش‌گيري مي‌نمود. اقدام به تدوين قانون و نظارت بر اجراي آن و همچنين تبيين و شفاف‌سازي امور اجتماعي نمود. اقدامات پيش از بحران براي پيش‌گيري از وقوع اختلافات و نزاع‌ها و ايجاد بحران اجتماعي بوده است. در برخي موارد نيز پيامبر خدا(ص) در حين بحران با اقداماتي در راستاي حل آن بحران اجتماعي مي‌كوشيد. در اين زمينه پيامبر(ص) با اقداماتي همچون ايجاد انسجام اجتماعي، استمداد از خداوند و جلب حمايت‌هاي سياسي و اجتماعي و آگاهي‌بخشي و بصيرت‌افزايي جهت مديريت بحران‌هاي اجتماعي مبادرت مي‌ورزيد. همچنين در برخي موارد نيز پيامبر(ص) پس از بحران براي حل آن اقدام مي‌نمود. تحديد اعتقادات در مقابل رفتارهاي منحرفانه، برخورد قهري با خاطيان و عوامل بحران‌زا و سرانجام اصلاح فضاي جامعه براي رفع رعب و وحشت ايجادشده در فضاي بحران‌هاي اجتماعي از مهم‌ترين اقداماتي بود كه رسول خدا(ص) براي مديريت بحران‌هاي اجتماعي به‌كار مي‌گرفت. اين اقدامات مديريتي رسول خدا(ص) در سه دسته پيش از بحران، حين بحران و پس از بحران مي‌تواند امروزه راهنما و الگوي مديريتي مناسبي در زمينه‌هاي حكومتي و مديريت بحران‌هاي اجتماعي باشد تا بتوانيم با تمسك به سيرة مديريتي پيامبر(ص) به حل بحران‌هاي اجتماعي بپردازيم.
پیشنهادات پژوهش
1. بررسي ميزان تأثير هريك از اقدامات شناسايي شده در اين پژوهش براي حل بحران‌هاي اجتماعي.
2. بررسي تطبيقي بحران‌هاي اجتماعي زمان رسول خدا(ص) و دوران معاصر.
3. ارائة الگوي مفهومي مديريت بحران‌هاي اجتماعي در سيرة نبوي(ص).
یادداشت‌ها
1. Discriptive analysis.
منابع و مآخذ
1. آراسته‌خواه، محمد، فرهنگ اصطلاحات علمي ـ اجتماعي، تهران: چاپخش، 1381.
2. ابن‌اثير، عزالدين، الكامل في‌التاريخ، ج2، بيروت: دارالصادر، 1385ق.
3. ابن‌خلدون، عبدالرحمن، تاريخ ابن خلدون، ج2، بيروت: دارالفكر، چ2، 1408ق.
4. ابن‌سعد، محمد، طبقات الكبري، ج 1و2، بيروت: دارالفكر، چ2، 1408ق.
5. ابن‌كثير، اسماعيل، البداية و النهاية، ج3، بيروت: دارالفكر، 1407ق.
6. ابن‌منظور، محمدبن مكرم، لسان العرب، ج4، بيروت: دارالفكر، چ3، 1414ق.
7. ابن‌هشام، عبدالملك، السيرة النبوية، ج1و2، بيروت: دارالمعرفة، بي‌تا.
8. انصاري، مرتضي، فرائد الاصول، ج2، قم: مجمع الفكر الإسلامي، 1419ق.
9. بيهقي، احمد بن الحسين، دلائل النبوة، ج5، بيروت: دارالكتب العلمية، 1405ق.
10. دهخدا، علي‌اكبر، لغت‌نامه، ج3، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1377.
11. ذهبي، شمس‌الدين، تاريخ الاسلام، ج1، بيروت: دارالكتاب العربي، چ2، 1413ق.
12. رضواني، حميدرضا، روش تحقيق در مديريت، تهران: مؤسسة مهربان نشر، 1390.
13. روشندل اربطاني، طاهر؛ پورعزت، علي‌اصغر و قلي‌پور، آرين، «تدوين الگوي جامع فراگرد مديريت بحران با رويكرد نظم و امنيت»، نشرية دانش انتظامي، سال دهم، ش2، 1388.
14. سيوطي، عبدالرحمن، الدر المنثور، ج3، قم: كتابخانة آيةالله مرعشي نجفي، 1404ق.
15. طبرسي، احمد بن علي، الإحتجاج علي اهل اللجاج، ج1، مشهد مقدس: نشر مرتضي، 1403ق.
16. طبري، محمد بن جرير، تاريخ الأمم و الملوك، ج3، بيروت: دارالتراث، چ2، 1387ق.
17. فرامرز قراملكي، احد، روش‌شناسي مطالعات ديني، مشهد مقدس: دانشگاه علوم اسلامي رضوي،1387.
18. كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، ج5، تهران: دارالكتب الإسلامية، چ4، 1407ق.
19. مسعودي، علي بن الحسين، التنبيه و الإشراف، قاهرة: دار الصاوي، بي‌تا.
20. مطهري، مرتضي، سيري در سيرة نبوي، تهران: بنياد علمي فرهنگي شهيد مطهري، چ27، 1383.
21. مظفر، محمدرضا، اصول الفقه، قم: بوستان كتاب، چ5، 1387.
22. معين، محمد، فرهنگ فارسي ج1، تهران: انتشارات امير كبير، 1388.
23. مقدسي، مطهر بن طاهر، البدء و التاريخ، قاهرة: مكتبة الثقافة الدينية، بي‌تا.
24. واعظي، محمود، بحران‌هاي سياسي و جنبش‌هاي اجتماعي در خاورميانه، تهران: وزارت امور خارجه، 1392.
25. واقدي، محمد بن عمر، المغازي، ج1و2، بيروت: مؤسسة الأعلمي، چ2، 1409ق.
26. وردي‌نژاد، فريدون و بهرامي رشتياني، شهلا، مديريت بحران و رسانه‌ها، تهران: سمت، 1388.
27. يعقوبي، احمد، تاريخ يعقوبي، ج2، بيروت: دار الصادر، بي‌تا.
28. Madzharov, Stoyan Nikolov, The challenges of the future and the increasing significance of crisis management, Crisisnavigator, lssue2, 2001.
29. Devlin, Edward S, Crisis Management Planning and Execution, Auerbach Publications, 2007.
تحلیل و بررسی مدیریت بحران‌های اجتماعی در سیرة نبوی
22
| | |
| 0 رای

نظرات

  • نظرات ارسالی پس از تایید منتشر خواهد شد
  • پیام‌های حاوی توهین و تهمت منتشر نمی‌شود

آرشیو مطالب

Skip Navigation Links.

دسته بندی ها

Skip Navigation Links.