سنت وقف در سیرة نبوی 

17 دی 1404
از جمله باغ‌های معروف مخیریق، باغ «حسنی» بود که از موقوفات پیامبر(ص) در مدینه به شمار می‌آمد. این باغ در منطقة عوالی مدینه، در ناحیة «قفّ» قرار داشت که با آب وادی «مهزور» مشروب می‌شد. صافیه و برقه و دلال هم از دیگر باغ‌های معروف مخیریق بودند که در بالای «صورین» واقع شده بود و با آب مهزور آبیاری می‌شدند.

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

سنت وقف در سیرة نبوی 

منبع: ویکی فقه

وقف تصدّقی است دائمی‌ و مستمر و بدون ریا، از رسول خدا(ص) نقل شده که می‌فرمودند: «هرگاهانسان بمیرد رشتة عمل او دردنیا قطع می‌شود؛ مگر از سه چیز: صدقة جاریه(وقف) یا عملی که از آن سود برده شود و یا فرزند صالحی که برای او دعا کند».

  1. مقدمه

وقف عملی است،صالح و باقیو مصداق روشنی است از تعاون وتعاضد و انفاقی است، عاری ازمنت و احسانی است خالی از اذیت و به‌ دور ازتحقیر شخصیت دیگران و تصدّقی است دائمی‌ و مستمر و بدونریا و وامی‌ است بدوناضطراب باز پرداخت و تعدیل ثروتی است بارضا و رغبت که از طریق آن با کنز المال وتکاثر و بروز اختلافات طبقاتی فاحش به نحو معقولی مبارزه می‌شود. تمامی‌ قوانین مالی و اجتماعی اسلام، گویای این واقعیت است کهاهل ایمان موظفنند که از هرجهت یکدیگر را حفظ و حراست کنند و نیازهای هم را اعم از عاطفی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، و... برطرف سازند. در اسلام منابع مالی متعددی معین شده است تا زندگی مناسبی برای جامعة اسلامی‌ و همة کسانی فراهم شود که در حد رفاه لازم نیستند از جمله خمس، زکات، زکات، صدقات، وقف، هبه، و ...

وقف یا حبس، به عنوان یکی از این منابع از مستحبات اسلام است و آن قرار دادنمنفعت یکملک برای اشخاص معین یا عموم در مدت معین یا برای همیشه است. وقف درلغت به معنای «ایستاندن ملک یا منافع آن برای گروه یا هدفی خاص است».1

  1. نخستین وقف در اسلام

از واقدی نقل شده اولینصدقه در اسلام وقفی بود کهپیامبر اکرم(ص) فرمود و آن چنان بود که مخیریق یهودی که ازاحبار و علمای بزرگ یهود مدینه بود، بعد از مسلمان شدن به همراه رسول‌ خدا(ص) در جنگ احد شرکت جست؛ مخیریق مردی ثروتمند با باغاتنخل بسیار بود.2 او به هنگام جنگ احد،وصیت کرده بود که اگر کشته شدم تمام اموال من از آن رسول‌ خدا(ص) خواهد بود که به هر طریق که خداوند به او نشان دهد مصرف نماید. مخیریق در جریان غزوة احد بهشهادت رسید و طبق وصیتش اموال او که شامل نخلستان‌های هفتگانة اعواف، صافیه، دلال، میثَب (منبت – میثم)، بُرقَه، حُسنی، مشربه‌ ام ‌ابراهیم بود به پیامبر(ص) رسید3،4،5،6،7،8 رسول‌ خدا(ص) این اموال را در سال هفتم هجری وقف نمودند.9

گفته شده موقوفات رسول‌خدا(ص) در مدینه عموماً از همین اموال مخیرق بود10و11 در روایتی ازامام صادق(ع) نقل شده که «حیطان هفتگانة اعواف، صافیه، دلال، میثب، برقه، حسنی، مشربهة ام ابراهیم موقوفه یا موقوفات رسول‌ اکرم(ص) بود که بعد از رحلت آن حضرت در اختیار حضرت فاطمه(س) بود که بعدها دعوایی در مورد آنها مطرح شد وحضرت علی(ع) بر وقفیت آنها شهادت داد و حضرت فاطمه(س) نیز آنها را موقوفه معرفی فرمود»12و13 و عایدات آن را برایبنی‌هاشم و بنی‌مطلب قرارداد14و15 از ثامن‌الائمه، امام رضا(ع) نیز روایت مشابهی نقل شده که فرمودند: «رسول‌ خدا(ص) اموالی را وقف حضرت فاطمه(س) نمودند تا از آن به ضعفای قوم خود و کسانی را که بعد ایشان هستند،انفاق کنند.16

بعدوفات پیامبر(ص)عباس- عموی پیامبر(ص) - بر سر تصاحب آن با حضرت فاطمه(س) به مخاصمه پرداخت. امام علی(ع) و دیگران شهادت دادند که آن وقف حضرت فاطمه(س) است».17و18

1-2. باغ‌های هفتگانة مخریق

از جمله باغ‌های معروف مخیریق، باغ «حسنی» بود که از موقوفات پیامبر(ص) در مدینه به شمار می‌آمد.19 این باغ در منطقة عوالی مدینه، در ناحیة «قفّ» قرار داشت که با آب وادی «مهزور» مشروب می‌شد.20 صافیه و برقه و دلال هم از دیگر باغ‌های معروف مخیریق بودند که در بالای «صورین» واقع شده بود و با آب مهزور آبیاری می‌شدند.21 مشربة‌ ام ابراهیم نیز از آب وادی مهزور مشروب می‌شد.22 این باغ به خاطر این به این نام معروف شد کهماریة قبطیه مادر ابراهیم فرزند رسول ‌خدا(ص) و همسر مکرمة رسول ‌خدا(ص) در این باغ زندگی می‌کرد؛ او ابراهیم را در این محل به دنیا آورده بود.23

باغ دیگر، اعواف نام داشت که این باغ نیز از آب وادی مهزور آبیاری می‌شد.24 گفته شده «دلال» از آن زنی یهودی ازبنی نضیر بود. وی باسلمان فارسی که بردة او بود قرار گذاشت که اگر آن رااحیاء کند، آزاد است. سلمان این موضوع را به اطلاع پیامبر(ص) رساند؛ آن حضرت(ص) به «دلال» رفت و کنار گودال‌هایی که برای کاشت نهال کنده بودند، نشست و سلمان و دیگر مسلمانان برای آن حضرت نهال خرما می‌آوردند و ایشان با دست خود آن راغرس می‌کردند. همة این نهال‌ها گرفت و به زودی طلع و شکوفه برآورد. بعدها خداوند این باغ را نصیب رسول خدا(ص) ساخت25،26،27

  1. دیگر موقوفات پیامبر

چاه «اعواف» نیز یکی دیگر از موقوفات پیامبر بود. این چاه که با وضوی رسول‌ خدا(ص) متبرک شده بود، سال‌ها جریان داشت.28 بلاذری از قول عده‌ا‌ی از بنی‌حارث بن عبدالمطلب خبر داده است که باغ «الحدیقه» نیز از دیگر موقوفات پیامبر است.29 بلاذری در ادامه می‌آورد من نمی‌دانم که آن جزء اموال مخیریق بوده است یا نه.30

  1. پیامبر و تشویق اصحاب به وقف

رسول‌ خدا(ص) علاوه بر این که خود در امر وقف پیش‌قدم بودند، دیگر مسلمانان را نیز به این امر خیر تشویق می‌کردند، تا حدی که جابربن عبدالله انصاری نقل کرده که از اصحاب پیامبر(ص) کسی نبود که توانی مالی داشته باشد و چیزی را وقف نکند. از رسول‌ خدا(ص) نقل شده که می‌فرمودند: «إِذَا مَاتَ اِبْنُ آدَمَ اِنْقَطَعَ عَمَلُهُ إِلاَّ مِنْ ثَلاَثةٍ: صَدَقَةٍ جَارِيَةٍ اَو عِلْمٍ يُنْتَفَعُ بِهِ اَو وَلَدٍ صَالِحٍ يَدْعُو لَهُ؛31و32 هرگاه انسان بمیرد، رشتة عمل او دردنیا قطع می‌شود؛ مگر از سه چیز: صدقة جاریه(وقف) یا عملی که از آن سود برده شود و یا فرزند صالحی که برای او دعا کند». در صحیح بخاری از انس بن‌ مالک روایت شده است که ابوطلحه توانگرترین انصار بود و از همة اموال خود باغ بیرحاء را که سمتقبلة مسجد نبوی قرار داشت، بیشتر دوست می‌داشت. پیامبر(ص) گاه داخل این باغ می‌شد و از آب گوارای چاه آن می‌نوشید. انس‌بن مالک- خادم حضرت- می‌گوید: «وقتی آیة ۹۲ سورة آل عمران نازل شد:«لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْ‌ءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ؛33 شما هرگز به مقام نیکوکاران و درجات عالیة  بهشت نخواهید رسید؛ مگر آن‌که از آنچه دوست می‌دارید در راه خدا انفاق کنید که همانا خدا بر آنچه انفاق می‌کنید، آگاهست». ابوطلحه برخاست و گفت: یا رسول الله! محبوب‌ترین اموال من «بیرحاء» است و آن را در راه خدا صدقه می‌دهم و امیدوارم ثواب آن ذخیرة آخرتم باشد. آن را در هر مصرفی که خدا تو را بدان راه نماید قرار ده. پیامبر(ص) فرمودند: آنچه گفتی شنیدم؛ چه مال سودمندی؛ نظر من آن است که آن را وقف نزدیکان خود قرار دهی. ابوطلحه گفت: یا رسول ‌الله! همین کار را می‌کنم پس آن را میان پسر عموها و نزدیکان خود تقسیم کرد.34 واقدی نقل کرده که چاه «رومه» از آن مردی از قبیلة مزینه بود که در قبال دریافت پول به مردم آب می‌داد. روزی پیامبر(ص) به آن چاه نظر افکند و فرمود: «چه صدقه و وقف خوبی است اگر مسلمانی این چاه را از این مرد بخرد و بر مسلمانان وقف کند». عثمان‌بن عفان آن را به چهارصد دینار از آن مرد خرید و آن را وقف کرد. همو نقل می‌کند، چون رسول‌ خدا(ص) درجنگ غابه به کنار چاه «همّ» رسید، مسلمانان گفتند: «ای رسول‌ خدا(ص) آیا این چاه را مصادره نمی‌کنید؟» فرمودند: «خیر ولی یک نفر این چاه را بخرد و بهای آن را صدقه دهد.» طلحه بن‌ عبیدالله آن را خرید و وقف کرد.35 همچنین مورخین نقل کرده‌اند که در خیبر، زمینی معروف به باغ «ثمغ»، نصیب عمربن خطاب شد؛ او نزد پیامبر(ص) آمد و در مورد آن از ایشان نظر خواست و گفت: این زمینی که در خیبر نصیب من شده، بهترین مزرعة من است؛ دربارة آن چه دستوری می‌فرمایید. رسول ‌خدا(ص) فرمودند: «اصل آن را وقف کن و در آمدش را صدقه تعیین کن». عمر نیز چنان کرد که اصل آن مزرعه غیر قابل فروش و غیر قابل بخشیدن وارث بردن باشد و در آمد آن را مخصوص فقیران و ارحام و بستگان نیازمند و آزاد کردن بردگان و جهاد در راه خدا و برای درماندگان و پذیرایی از میهمانان قرار داده شود و...36و37و38و39 از واقدی نقل شده است که پس از وقف باغات هفت‌گانه، از سوی رسول ‌خدا(ص)، مسلمانان نیز به امر وقف راغب شده، برخی از اموال خود را وقف بر اولاد و نوادگان خود کردند.

  1. ثبت اوقاف

عده‌ای از مورخین در کتب خود آورده‌اند که رسول‌ خدا(ص) زبیربن عوام را مأمور ثبت اموال صدقات خود کرده بودند. هرگاه او نبود و یا عذری داشت جهیم بن‌صلت یاحذیفةبن یمان این کار را بر عهده می‌گرفتند40و41و42 توجه حضرت به ثبت و ضبط اوقاف خود شاهد اهمیت و اهتمام آن حضرت به موضوع وقف است.

  1. علی(ع)شاگرد بارز مکتب نبوی

امیرالمؤمنین علی(ع) شاگرد ممتاز مکتب نبوی(ص) است. او درس انفاق و وارستگی را به خوبی از محضر رسول‌ خدا(ص) آموخته بود؛ موقوفاتی از ایشان درتاریخ به ثبت رسیده است که در اینجا به دو نمونه از این موقوفات اشاره می‌کنیم:

از جمله موقوفات علی(ع) «عین ابی نیزر» است؛ این چاه پر آب که به دست خود حضرت در منطقة «ینبع» در مدینه احداث شده بود، در واقع گنجی محسوب می‌شد، هنگفت و ثروتی بود، سرشار که مژدة خیر و برکتش می‌توانست هر صاحبی را به وجد ‌آورد؛ اما امیرالمؤمنین علی(ع) به محض حفر این چاه با کمال اخلاص فرمودند: «خدا را گواه می‌گیرم که این چشمه را صدقه (وقف) قرار دادم» سپس کاغذ و قلم طلبید و بر آن وقف‌نامه‌ای نوشته، وقف فقرای مدینه و در راه‌ماندگان و... کردند43و44 وقف منزلشان در محله بنی‌زریق را نیز می‌توان از دیگر موقوفات علی(ع) در مدینه برشمرد45و46

  1. پانویس
  1. ابن منظور، لسان العرب، بیروت، دارصادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴، ج۹، ص۳۵۹.
  2. ابن هشام، السیره النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه، بی‌تا، ج۲، ص۳۶۲.
  3. واقدی، مغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسه اعلمی، چاپ سوم، ۱۹۸۹، ج۱، ص۳۷۸.
  4. حموی، یاقوت، معجم البلدان، بیروت، دارصادر، چاپ دوم، ۱۹۹۵، ج۵، ص۲۴۱.
  5. بلاذری، فتوح البلدان، بیروت، دارو مکتبه الهلال، ۱۹۸۸، ص۲۷.
  6. سمهودی، نورالدین علی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۲۰۰۶، ج۳، ص۱۵۱.
  7. بلاذری، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶، ج۱، ص۵۱۸.
  8. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، تحقیق محمد عبد القادر عطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰، ج۱، ص۳۸۸.
  9. سمهودی، نورالدین علی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۲۰۰۶، ج۳، ص۱۵۲.
  10. واقدی، مغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسه اعلمی، چاپ سوم، ۱۹۸۹، ج۱، ص۳۷۸.
  11. ابن هشام، السیره النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه، بی‌تا، ج۲، ص۳۶۲.
  12. محدث نوری، مستدرک الوسائل، قم، آل البیت، ۱۴۰۸، ج۱۴، ص۵۱.
  13. تمیمی‌مغربی، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، مصر، دار المعارف، ۱۳۸۵ق، ج۲، ص۳۴۱.
  14. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، تهران، دار الکتب العلمیه، ۱۳۶۵، ج۷، ص۴۸.
  15. عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، تحقیق عبد الرحیم ربانی شیرازی، بیروت، دارالتراث العربی، ج۱۹، ص۱۷۳.
  16. تمیمی‌مغربی، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، مصر، دار المعارف، ۱۳۸۵ق، ج۲، ص۳۴۱.
  17. سمهودی، نورالدین علی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۲۰۰۶، ج۳، ص۱۵۱.
  18. بلاذری، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶، ج۱، ص۵۱۹.
  19. حموی، یاقوت، معجم البلدان، بیروت، دارصادر، چاپ دوم، ۱۹۹۵، ج۵، ص۲۴۱.
  20. سمهودی، نورالدین علی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۲۰۰۶، ج۳، ص۱۵۰.
  21. سمهودی، نورالدین علی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۲۰۰۶، ج۳، ص۱۵۰.
  22. سمهودی، نورالدین علی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۲۰۰۶، ج۳، ص۱۵۰.
  23. سمهودی، نورالدین علی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۲۰۰۶، ج۳، ص۱۵۰.
  24. سمهودی، نورالدین علی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۲۰۰۶، ج۳، ص۱۵۱.
  25. ابن هشام، السیره النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه، بی‌تا، ص۲۲۰.
  26. سمهودی، نورالدین علی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۲۰۰۶، ج۳، ص۱۵۲.
  27. دیار بکری، شیخ حسین، تاریخ خمیس فی احوال انفس النفیس، بیروت، دارصادر، ج۱، ص۴۶۹.
  28. سمهودی، نورالدین علی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۲۰۰۶، ج۳، ص۱۲۴.
  29. بلاذری، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶، ج۱، ص۵۱۸.
  30. بلاذری، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶، ج۱، ص۵۱9.
  31. دیلمی، حسن، ارشاد القلوب، قم، انتشارات رضی، ۱۴۱۲، ج۱، ص۴۶.
  32. شعیری، محمد بن محمد، جامع الاخبار، قم، رضی، ۱۳۶۳ش، ص۱۰۵.
  33. آل عمران/سورة۳، آیة۹۲.
  34. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح، تحقیق عبدالعزیز عبدالله بن باز، بیروت، دار الفکر، ج2، ص119.
  35. واقدی، مغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسه اعلمی، چاپ سوم، ۱۹۸۹، ج۲، ص۵۴۷.
  36. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح، تحقیق عبدالعزیز عبدالله بن باز، بیروت، دار الفکر، ج۴، ص۱۰ 37.
  37. سمهودی، نورالدین علی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۲۰۰۶، ج۴، ص۴۱.
  38. ابن سعد، طبقات الکبری، تحقیق محمد عبد القادر عطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰، ج۳، ص۲۷۲.
  39. بلاذری، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶، ج۱۰، ص۲۹۵.
  40. مسعودی، التنبیه و الاشراف، تصحیح عبدالله اسماعیل الصاوی، قاهره، دارالصاوی، بی‌تا، ص۲۴۵.
  41. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۵، ج۱، ص۶۲۶.
  42. مقریزی، احمد بن علی، امتاع الاسماع، تحقیق محمد عبدالحمید النمیسی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۹، ج۹، ص۳۸۰.
  43. حموی، یاقوت، معجم البلدان، بیروت، دارصادر، چاپ دوم، ۱۹۹۵، ج۴، ص۱۷۵ – ۱۷۶.
  44. سمهودی، نورالدین علی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۲۰۰۶، ج۴، ص۱۱۹.
  45. شیخ صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۱۳، ج۴، ص۲۴۸.
  46. شیخ طوسی، ممدبن حسن، التهذیب، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365، ج9، ص131.
سنت وقف در سیرة نبوی 
54
| | |
| 0 رای

نظرات

  • نظرات ارسالی پس از تایید منتشر خواهد شد
  • پیام‌های حاوی توهین و تهمت منتشر نمی‌شود

آرشیو مطالب

Skip Navigation Links.

دسته بندی ها

Skip Navigation Links.