بسماللهالرحمنالرحیم
شخصیت پیامبراعظم(ص) از منظر نهجالبلاغه
نویسنده: حجت الاسلام والمسلمین عبدالمجید زهادت
منبع: مجلة طلوع نور(طلوع)، زمستان 1385، شمارة29
چکیده
توجه به شرایط جهانی عصر بعثت از منظر حضرت علی(ع) فوائد و آثار ارزشمند انقلاب عظیم نبی مکرم(ص) را آشکارتر میسازد.
از سخنان امام علی(ع) در نهج البلاغه پیرامون شخصیت نبی گرامی اسلام(ص) استفاده میشود که: خداوند تعالی پیامبر اکرم(ص) را از دودمانی پاک برای هدایت بشر برانگیخت و بعثت آن اعظم نیز مهمترین رویداد تاریخ انسانیت است.
واژههای کلیدی: امام علی(ع)، اسوة حسنه، بعثت نبی گرامی(ص)، سیرة نبوی، صفات پیامبر اعظم(ص)، نهج البلاغه.
مقدمه
قرآن کریم میفرماید:
«لَقَدْ كانَ لَكُمْ في رَسُولِ اللهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللهَ كَثيراً؛1البته برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی است برای آنها که امید به رحمت خداوند و روز رستاخیر دارند و خدا را بسیار یاد میکنند».
از آنجا که نبی گرامی اسلام(ص) اسوة حسنه و الگوی مناسب برای همة انسانها در همة اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیرة آن فرستادة الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیکترین انسانها به نبی گرامی اسلام(ص) و آگاهترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم(ص)، امام علی(ع) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم(ص) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(ع) میباشد.
امام علی(ع) در بیان ارتباط خود با نبی گرامی اسلام(ص) میفرماید:
«وَ قَدْ عَلِمْتُمْ مَوْضِعِي مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) بِالْقَرَابَةِ الْقَرِيبَةِ وَ الْمَنْزِلَةِ الْخَصِيصَةِ2 شما بهخوبی موقعیت من را از نظر خویشاوندی و قرابت و منزلت و مقام ویژه نسبت به رسول خدا(ص) میدانید».
نهج البلاغه اقیانوس بیکرانی است از معارف الهی و قرآنی. از جمله دُرهای گرانبها در این بحر مواج مطالبی است پیرامون معرفی نبی گرامی اسلام(ص). ابن ابی الحدید میگوید:
وقتی از استادم ابوجعفر دربارة ذیل خطبة 106 نهج البلاغه پرسیدم که من کلمات و خطبههای اصحاب را دیدهام، ولی هیچکدام پیامبر(ص) را اینگونه که علی(ع) با عظمت یاد کرده مطرح نکردهاند و مانند او به پیامبر دعا نکردهاند، او در پاسخ گفت: صحابه در کجا کلام مدونی دارند تا از آن فهمیده شود که چگونه از پیامبر(ص) یاد کردهاند؟ سپس گفت: علی به پیامبر(ص) ایمان قوی داشت و قویاً او را تصدیق مینمود و به او یقین راسخ داشت و در راه او هیچ تردیدی نداشت و در راه اجرای خواستههای او بود. با تمام این اوصاف، او رسول خدا(ص) را بسیار دوست میداشت؛ زیرا با او نسبت نزدیک داشت و زیر نظر او تربیت یافته بود و موقعیت ویژهای نزد او داشت که دیگر اصحاب نداشتند. به این ترتیب شرافت پیامبر(ص) برای علی(ع) هم هست، زیرا آن دو یک روح در دو بدن بودند. پدر آنها یکی بود (زیرا ابوطالب کفیل پیامبر(ص) بود) و از نظر اخلاقی با هم تناسب داشتند. علی آرزو داشت دعوت اسلام فراگیر شود، پس چگونه پیامبر را تعظیم و احترام نکند و در اعلای کلمة او تلاش ننماید.3
ما در این نوشتار بر طبق نهج البلاغه، نسخة صبحی صالح، نگاهی به شخصیت نبی گرام اسلام(ص) و بعثت آن حضرت خواهیم داشت.
شخصیت نبی گرامی اسلام(ص)
امام علی(ع) دربارة دودمان پاک نبی گرامی اسلام(ص) بیاناتی دارد و از آن جمله میفرماید:
«فَاسْتَوْدَعَهُمْ فِي أَفْضَلِ مُسْتَوْدَعٍ وَ أَقَرَّهُمْ فِي خَيْرِ مُسْتَقَرٍّ، تَنَاسَخَتْهُمْ كَرَائِمُ الْأَصْلَابِ إِلَى مُطَهَّرَاتِ الْأَرْحَامِ. كُلَّمَا مَضَى مِنْهُمْ سَلَفٌ قَامَ مِنْهُمْ بِدِينِ اللَّهِ خَلَفٌ، حَتَّى أَفْضَتْ كَرَامَةُ اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى إِلَى مُحَمَّدٍ (ص) فَأَخْرَجَهُ مِنْ أَفْضَلِ الْمَعَادِنِ مَنْبِتاً وَ أَعَزِّ الْأَرُومَاتِ مَغْرِساً مِنَ الشَّجَرَةِ الَّتِي صَدَعَ مِنْهَا أَنْبِيَاءَهُ وَ انْتَجَبَ مِنْهَا أُمَنَاءَهُ عِتْرَتُهُ خَيْرُ الْعِتَرِ وَ أُسْرَتُهُ خَيْرُ الْأُسَرِ وَ شَجَرَتُهُ خَيْرُ الشَّجَرِ4 خداوند نطفة پاک پیامبران را در بهترین جایگاه به ودیعت نهاد و در بهترین مکانها آنها را مستقر ساخت، صلب کریم پدران آنان را به رَحِم پاک مادران منتقل نمود. هرگاه یکی از آنان بدرود حیات میگفت، دیگری بعد از او برای پیشبرد دین خدا به پای خاست. تا اینکه این منصب بزرگ نبوت از جانب خداوند ـ سبحانه و تعالی ـ به محمد(ص) رسید. او را از بهترین اصلها و مکانها که با ارزشترین روییدنیها از آن به دست میآید استخراج کرد و نهال وجود او را در اصیلترین و عزیزترین سرزمینها غرس کرد و شاخههای هستی او را از همان درختی که پیامبران را از آن آفرید به وجود آورد. از همان شجرهای که امینان درگاه خود را از آن برگزید. فرزندانش بهترین فرزنداناند و خاندانش بهترین خاندان و دودمانش بهترین دودماناند».
منصب نبوت که مقام وساطت میان خداوند و بندگان اوست باید دارای ویژگی و خصوصیات والا باشد تا امر وصایت و هدایت الهی به خوبی محقق گردد. نقص و عیب در دودمان مانع از تأثیرپذیری از تعالیم الهی میشود. خواجه(ره) در بحث لزوم عصمت میگوید:
«و یحب فی النبی العصمة لیحصل الوثوق فیحصل الغرض و عدم السهو و کلما ینفرعنه من دنائة الاباء و عهر الامهات؛5 پیامبر باید معصوم باشد تا سخنان او قابل اعتماد بوده و از این رهگذر هدایت مردم که همانا غرض از ارسال رسل بود حاصل گردد و پیامبر نباید دچار سهو گردد و نباید صفاتی که باعث نفرت مردم میگردد از قبیل پستی پدران و ناپاکی مادران داشته باشد».
این نظر مورد تأیید شارح قوشجی اشعری نیز قرار گرفته6 و دیگر متکلمان اسلامی از جمله فاضل مقداد بر این نکته تأکید دارند.7
ذیل آیة کریمة «لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ»8 از نبی گرامی اسلام(ص) نقل شده است:
«نسباً و صهراً و حسباً لیس فی آبائی من لدن آدم سفاح و کلنا بنکاح؛9 از جهت نسبی و سببی و حسبی در میان پدران من از حضرت آدم(ع) هرگز ناپاک دامنی نبوده و تمام دودمان ما از راه نکاح مشروع بوده است».
بر پاکی مادران و اجداد مادری آن حضرت(ص) نیز تصریح شده است؛ از جمله:
«کتب للنبی علیه الصلاة والسلام خمسمأة ام فما وجدت فیهن سفاها و لاشیئاً مما کان من امر الجاهلیه؛10 برای نبی گرامی اسلام که بر او درود و سلام خدا، باد پانصد مادر نوشته شده که هرگز در میان آنان ناپاک دامنی و آنچه در زمان جاهلیت رواج داشته پیدا نکردم».
تربیت مخصوص نبی گرامی اسلام(ص)
امام علی(ع) دربارة تربیت ویژة نبی گرامی اسلام(ص) از دوران کودکی میفرماید:
«لَقَدْ قَرَنَ اللَّهُ بِهِ(ص) مِنْ لَدُنْ أَنْ كَانَ فَطِيماً أَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلَائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَرِيقَ الْمَكَارِمِ وَ مَحَاسِنَ أَخْلَاقِ الْعَالَمِ لَيْلَهُ وَ نَهَارَهُ؛11 از همان زمان که رسول خدا(ص) را از شیر گرفتند، خداوند بزرگترین فرشته از فرشتگان خویش را مأمور ساخت تا شب و روز وی را به راههای بزرگواری و درستی و اخلاق نیکو سوق دهد».
اما مراد از «اعظم ملک» را میتوان از سخنان امام صادق(ع) به دست آورد. حضرت ذیل آیة کریمة «وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا»12میفرماید:
«خلق والله اعظم من جبرئیل و میکائیل و قد کان مع رسول الله(ص) یخبره و یسدده و هو مع الأئمه یخبرهم و یسددهم؛13 به خدا سوگند، مخلوقی است بزرگتر از جبرئیل و میکائیل و او همواره با رسول خدا(ص) بود و او را آگاه ساخت و راهنمایی مینمود. او با امامان هست و آنها را آگاه میسازد و راهنمایی مینماید».
از امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(ع) نقل شده که فرمود:
«سمعت رسول الله یقول: ما هممت بشیء مما کان اهل الجاهلیة یعملون به غیر مرتین کل ذلک یحول الله بینی و بین ما ارید من ذلک؛14 از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: هیچگاه نخواستم کارهای رایج در زمان جاهلیت را انجام دهم مگر دو بار که در هر بار خداوند میان من و آنچه میخواستم حائلی قرار داد».
و امام صادق(ع) در بارة تربیت ویژة نبی گرامی اسلام میفرماید:
«إنّ اللّهَ أدّبَ مُحَمّداً فأحسنَ تأديبَهُ؛15 خداوند محمد(ص) را ادب نمود و چه خوب او را تربیت کرد».
بعثت پیامبر اکرم(ص)
در عظمت بعثت همین بس که خداوند متعال میفرماید:
«لَقَدْ مَنَّ اللهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ إِذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُواعَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ؛16 خداوند بر اهل ایمان منت نهاد که رسولی از خود آنها در میان آنان برانگیخت که بر آنها آیات خدا را تلاوت کند و نفوس آنها را از نقص و آلایش پاک گرداند و به آنها احکام شریعت و حقایق حکمت را بیاموزد، هرچند قبل از آن در گمراهی آشکار بودند».
همانگونه که در این آیة کریمه برای تبیین عظمت بعثت نبی گرامی اسلام به شرایط مردم در عصر بعثت توجه داده شده، در سخنان امام علی(ع) در نهج البلاغه نیز وضعیت جهان در عصر بعثت مورد عنایت قرار گرفته است.
جهان در عصر بعثت
الف) وضعیت جهان از نظر دینی و اعتقادی
امام(ع) در ترسیم وضعیت دینی جهان درعصر بعثت در موارد متعددی از تعبیر قرآنی «فترت» از آیة کریمة «يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ»17استفاده نمودهاند و از جمله میفرمایند:
«ارسله علی حین فترة من الرسل و طول هجعة من الامم قد درست منار الهدی و ظهرت اعلام الردی؛18
هنگامی خداوند رسالت را برعهدة پیامبر اکرم(ص) گذارد که مدتها از بعثت پیامبران پیشین گذشته بود و ملتها در خواب غفلت فرو رفته بودند».
راغب در معنای فترت میگوید: فتور آرامش پس از تندی و ملایمت پس از شدت و سستی بعد از توان و قدرت است. خدای تعالی میفرماید: ای اهل کتاب، رسول ما آمد تا در روزگاری که پیامبری نبود برای شما دین را بیان کند؛ یعنی مدت زمانی که (پس از حضرت عیسی) هنوز پیامبر خدا (ص) نیامده بود.19
ابن اثیر میگوید: فترت فاصلة زمانی بین دو رسول است؛ آن زمانی که رسالت در آن قطع شده است، مانند فاصله بین عیسی و محمد(ص).20
امام علی(ع) در ترسیم عقاید مردم درآن عصر میفرماید:
«و اهل الارض (الارضین) یومئذ ملل متفرقه و اهواء متشتتة و طریق (طوائف) متشتتة بین مشبه لله بخلقه او ملحه فی اسمه او مشیر الی غیره؛21
در عصر بعثت مردم دارای مذاهب پراکنده و خواستههای گوناگون و جمعیتهای متشتت بودند. گروهی خدا را به مخلوقاتش تشبیه کردند و عدهای در اسمای او تصرف نمودند و جمعی هم معبودهای دیگری غیر از خدای یگانه داشتند».
سه طایفهای که امام(ع) بیان نمودند با آیات کریمة قرآن نیز تطابق دارد:
گروه اول: «مشبه لله بخلقه». آنان کسانی بودند که صفات مخلوقات را برای خداوند ثابت میدانستند. قرآن کریم میفرماید:
«وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللهِ وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسيحُ ابْنُ اللهِ ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قاتَلَهُمُ اللهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ؛22
یهود گفتند عزیر پسر خداست و نصارا گفتند مسیح پسر خداست. این سخنی است که آنها با زبان خود میگویند. این سخن کافرانِ پیش از آنها نیز هست. خدا آنان را بکشد؛ چگونه از حق منحرف شدهاند و به خدا دروغ میبندند».
گروه دوم: «او ملحد فی اسمه». مجلسی در شرح این عبارت میگوید: «اسمی که شایستة مقام خداوند نیست را بر او اطلاق میکنند و به او نسبت میدهند و یا اسم خداوند را بر دیگران اطلاق میکنند».23
گروه سوم: «او مشیر الی غیره» یعنی کسانی که غیر خداوند را در امور مؤثر و مستقل در تأثیر میدانستند، مانند دهریه که طبیعت و حرکات فلکی را مؤثر میدانستند و یا ثنویه که برای عالم دو مبدأ قائل بودند و یا بتپرستان که برای بتهای خود تأثیر قائل بودند.
امام(ع) دربارة رواج بتپرستی در میان مردم عرب میفرماید: «و انتم معشر العرب علی شر دین و شردار والاصنام فیکم منصوبة»24 و در جای دیگر میفرماید: «والاصنام معبودة».25
تاریخ نویس معروف عرب، کلبی، که در سال 206 هجری وفات یافته مینویسد:
«کعبه در حقیقت بتخانة خدایان اعراب جاهلی بود و هر قبیلهای در آنجا بتی داشت و بالغ بر 360 بت به اشکال گوناگون در این خانه بود. حتی نصارا هم در آنجا بر روی ستونها و دیوارها صورت مریم و عیسی و تصویر فرشتگان و داستان ابراهیم را ترسیم کرده بودند».26
امام(ع) در ترسیم وضعیت دین شبه جزیرة عرب در آن روزگاران میفرماید:
«ان الله بعث محمداً(ص) و لیس احد من العرب یقرأ کتابا ولا یدعی نبوة؛27
خداوند هنگامی محمد(ص) رابه نبوت مبعوث ساخت که هیجکس از عرب کتب آسمانی نداشت و ادعای نبوت نمینمود».
و در جای دیگر میفرماید:
«و لیس احد من العرب یقرأ کتاباً و لا یدعی نبوة و لا وحیاً».28
جهل و گمراهی مردم شبه جزیرة عرب و سرتاسر دنیا را فراگرفته بود. در ایران باستان ثنویت و شرک فراگیر بود. در روم باستان تا پیش از مسیحیت، دین رسمی بتپرستی بود و مسیحی شدن روم به معنای خضوع بتپرستی در برابر خداپرستی نبود، بلکه مسحیت تسلیم بتپرستی و مسیحی بتپرست شده بود و در سایر نقاط جهان، اعتقادات شرک آلود و خرافی بر مردم حاکم بود.29
ب) وضعیت اجتماعی در عصر بعثت
امام(ع) در ترسیم زندگی و معیشت سخت آن دوران میفرمایند:
«و انتم معشر العرب علی شر دین و شردار منیخون بین حجارة خشن و حیات صم تشربون الکدر و تأکلون الجشب؛30
خداوند رسول خدا را فرستاد، در حالی که شما جمعیت عرب بدترین آیین را داشتید و در بدترین سرزمینها و میان سنگهای خشن و مارهای خطرناک زندگی میکردید و آبهای آلوده مینوشیدید و غذاهای ناگوار میخوردید».
شارح بحرانی مینویسد: از عربی پرسیدند: شما از چه حیواناتی در بیابان برای خوراک استفاده میکنید؟ وی در پاسخ گفت: ما هر موجودی را که روی زمین حرکت میکند میخوریم مگر ام جبین (به خاطر تلخ بودن مادّة سمی در سر این حیوان) را.31
امام(ع) دربارة رواج قتل و خونریزی بین مردم میفرمایند:
«تسفکون دماءکم و تقطعون ارحامکم؛32
پیوسته خون یکدیگر را میریختند و پیوند خویشاوندی را قطع مینمودید».
و در بیان بینظمی و هرج و مرج اجتماعی در عصر بعثت میفرماید:
«ارسله علی حین فترة من الرسل و طول هجعة من الامم و انتشار من الامور و تلظ من الحروب، والدنیا کاسفة النور ظاهرة الغرور علی حین اصفرا و ایاس من ثمرها و اغورار من ورقها و من مائها قد درست منار الهدی و ظهرت اعلام الردی فهی متجهعمة فی وجه طالبها ثمرها الفتنة و طعامها الجیفة و شعارها الخوف و دثارها السیف؛33
هنگامی خداوند رسالت را بر عهدة پیامبر اکرم(ص) گذارد که مدتها از بعثت پیامبران پیشین گذشته بود و ملتها در خواب عمیقی فرو رفته بودند. فتنه و فساد جهان را فرا گرفته بود و کارهای خلاف در میان مردم منتشر بود و آتش جنگها زبانه میکشید. دنیا بینور و پر از مکر و فریب گشته بود. برگهای درخت زندگی به زردی گراییده و امید باروری آن قطع شده بود و آب حیات زندگی به زمین فرو رفته بود. منارههای هدایت به کهنگی گراییده و پرچمهای هلاکت و بدبختی آشکار شده بود. دنیا با قیافهای زشت و کریه به اهلش مینگریست و با چهرهای عبوس با طالبانش روبهرو بود. میوة درخت دنیا فتنه بود و طعامش مردار. در درون وحشت و اضطراب و در برون شمشیر حکومت میکرد.
در خارج از عربستان هم شرایط اجتماعی بهتر از شبه جزیره نبود و دو امپراتوری بزرگ ایران و روم از دیرزمان در ستیزه و جنگ بودند و نظم اجتماعی مبتنی بر تبعیض و فساد بر آنها حاکم بود.34
بشارت به ظهور نبی گرامی اسلام(ص)
پس از پایان دوران تاریک و جاهلیت و غلبة یأس و نومیدی، توجه به این نکته ضروری است که با تمام این شرایط سخت و رقت بار، بارقة امیدی در اعماق جان بندگان صالح خدا درخشش داشت و آن امید به آمدن نبی خاتم(ص) بود. امام(ع) در این باره میفرمایند:
«الی ان بعث الله سبحانه محمداً رسول الله 6لا نجاز عدته و انتمام نبوته مأخوذاً علی النبیین میثاقه، مشهورة سماته؛35
تا اینکه خداوند محمد رسول الله(ص) را برای وفای به عهد خویش و کامل کردن نبوتش مبعوث ساخت و این در حالی بود که از همة پیامبران دربارة او پیمان گرفته شده و نشانههایش مشهور بود.
از امام علی(ع) ذیل آیة 81 سورة آل عمران روایت شده است که:
«ان الله اخذ المیثاق علی الانبیاء قبل نبینا یخبروا اممهم بمبعثه و نعته و یبشروهم به و یأمرهم بتصدیقه؛36
خداوند از پیامبران بیش از پیامبر خود عهد گرفته است که به پیروان خود بشارت آمدنش را بدهند و صفات و مشخصاتش را بیان کنند و آنان را به تصدیقش امر نمایند».
اهداف و فوائد بعثت در بعد اعتقادی و دینی
امام علی(ع) یکی از فوائد بعثت را هدایت و راهنمایی مردم میشمارد:
«و اشهد ان محمداً عبده و رسوله ارسله بالدین المشهور والعلم المأثور والکتاب المسطور و النور الساطع و الضیاء اللامع والامر الصادع، ازاحه للشبهات و احتجاجاً للبینات و تحذیرا بالآیات و تخویفاً بالمثلات؛37
گواهی میدهم که محمد(ص) بنده و فرستادة اوست، وی را با دینی آشکار و با نشانه و آیینی راستین و کتابی نوشته شده و نوری درخشان و روشنایی تابنده و امری آشکار و بیپرده فرستاد تا شبهات را از بین برد و با دلایل روشن استدلال کند و به وسیلة آیات الهی مردم را از مخالفت خدا برحذر دارد و از کیفر گناهان بترساند.
و در این باره میفرماید:
«ارسله بوجوب الحجج و ظهور الفلج و ایضاح المنهج، فبلغ الرسالة صادعاًبها و حمل علی المحجة دالاعلیهاو اقام اعلام الاهتداء و منار الضیاء، و جعهل امراس الاسلام ومتینة و عری الایمان وثیقه؛36
[پیامبر اکرم(ص) را] با برهانهایی روشن و پیروزی بر کفر و شرک و آشکار نمودن راه راست گسیل داشت و پیامبر نیز رسالت حق را آشکارا ابلاغ نمود و انسانها را به جادة حق رهنمون شد. پرچمهای هدایت را برافراشت و نشانههای روشن را برقرار ساخت. رشتههای اسلام را محکم و دستگیرههای ایمان را استوار گردانید».
امام(ع) تأثیر عمیق هدایتها و تربیتهای نبی گرامی اسلام را اینگونه ترسیم میفرماید:
«و لقد کنا مع رسولالله (ص) نقتل آباءنا و ابناءنا و اخواننا و اعمانما ما یزدنا ذلک الا ایماناً و تسلیما و مضیا علی اللقم و صبراً علی مضض الالم و جداً فی جهاد العدو و لقد کان الرجل منا والآخر من عدونا یتصاولان تصاول الفحلین یتخالسان انفسهما ایهما یسقی صاحبه کأس المنون فمره لنا من عدونا و مرة لعدونا منا فلما رأی الله صدقنا انزل بعدونا الکبت و انزل علینا النصر حتی استقر الاسلام ملقیا جرانه و متبوئا اوطائه؛37
ما در رکاب پیامبر خدا(ص) برای پیشبرد اهداف آن حضرت از هیچ چیز باک نداشتیم. حتی حاضر بودیم پدران و فرزندان و برادران و عموهای خویش را در این راه نابود کنیم و این پیکار بر تسلیم و ایمان ما میافزود و ما را در جادة وسیع حق و صبر و بردباری و در برابر ناراحتیها و جهاد و کوشش پیگیر با دشمن ثابت قدمتر میساخت. گاهی یک نفر از ما و دیگری از دشمنان ما همانند دو قهرمان با یکدیگر نبرد میکردند و هرکدام میخواست کار دیگری را تمام کند تا کدام یک جام مرگ را به دیگری بنوشاند. گاهی ما بر دشمنان پیروز میشدیم و زمانی دشمن برما. اما هنگامی که خداوند راستی و اخلاص را در ما دید، خواری و ذلت را بر دشمنان ما نازل کرد و نصرت و پیروزی را به ما عنایت فرمود تا آنجا که اسلام بر زمینها گسترده شد و سرزمینهای پهناوری برای خویش برگزید».
اهداف و فوائد بعثت در بعد اجتماعی
یکی از فواید بعثت نبی گرامی اسلام(ص) ایجاد روحیة اخوت و برادری است، آن هم در جامعهای که دشمنی و کینهتوزی و ستیزهجویی را طبع ثانویة خود قرار داده بود. امام(ع) در بیان این فائده میفرماید:
«قد صرفت نحوه افئدة الابرار و ثنبت الیه ازمة الابصار دفن الله به الضغائن و اطفأبه الثوائر الف به اخواناً و فرق به اقراناً اعزبه الذلة و اذل به العزة؛40
دلهای نیکوکاران، شیفتة پیامبر اکرم(ص) گشت و چشمهای حقجویان به سوی او متوجه شد و به برکت وجودش کینهها را مدفون ساخت و آتش دشمنیها را فرو نشاند. افراد دور افتاده را بهواسطة او به هم نزدیک ساخت و نزدیکانی که در ایمان و هدف هم آهنگ نبودند از هم دور نمود. ذلیلان محروم در پرتو وجود او عزت یافتند و عزیزان خودخواه ذلیل شدند».
یکی دیگر از فوائد بعثت و آثار آن بهبود زندگی و معیشت مردم بود. امام(ع) در این باره میفرماید:
«فانظرو الی مواقع نعم الله علیهم حیث بعث الیهم رسولاً فعقد طاعتهم و جمع علی دعوته الفتهم کیف نشرت النعمة علیهم جناح کرامتها و اسالت لهم جداول نعیمها و التفت الملة بهم فی عوائد برکتها فاصبحوا فی نعمها غرقین و فی خضرة عیشها فکهین قد تربعت الامور بهم فی ضل سلطان قاهر و آوتهم الحال الی کنف عز غالب و تعطفت الامور علیهم فی ذری ملک ثابت فهم حکام علی العالمین و ملوک فی اطراف الارضین یملکون الامور علی من کان یملکها علیهم و یمضون الاحکام فی من کان یمضیها فیهم لا تغمز لهم قناة و لا تقرع لهم صفاة؛41
به نعمتهایی که خداوند هنگام بعثت پیامبر اکرم(ص) به آنان ارزانی داشت بنگرید که آنان را مطیع و فرمانبردار شریعت او گردانید و در پرتو شریعت او با هم مهربانشان ساخت. بنگرید که چگونه نعمت و آسایش پروبال کرامت و بزرگواری خود را بر آنها گستراند و نهرهای مواهب خود را به سوی آنان جاری نمود و آیین حق با تمام برکاتش آنها را فراگرفت. پس در میان نعمتها غرق گشتند و در زندگی خرّم و شادمان شدند. امور آنان در سایة قدرت کامل استوار گردید و سامان یافت و در سایة عزتی پیروز قرارگرفتند و حکومتی ثابت و پایدار نصیبشان گردید. پس آنان حاکم و زمامدار جهانیان شدند و سلاطین روی زمین گشتند و مالک و فرمانروای کسانی شدند که قبلاً بر آنها حکومت میکردند و قوانین و احکام را دربارة کسانی به اجرا گذاردند که قبلاً دربارة خودشان اجرا مینمودند. کسی قدرت درهم شکستن نیروی آنان را نداشت و احدی خیال مبارزه با آنان را در سر نمیپروراند».
تسلط مردمی که پیش از بعثت ضعیفترین مردم بودند بر سایر امتها و کشورگشایی آن را ادیب الممالک فراهانی اینگونه ترسیم مینماید:
«ماییم که از پادشان باج گرفتیم
زآن پس که از ایشان کمر و تاج گرفتیم
وز پیکرشان دیبه و دیباج گرفتیم
ماییم که از دریا امواج گرفتیم
در چین و ختن ولوله از هیبت ما بود
در مصرو عدن غلغله از شوکت ما بود
در اندلس و روم عیان قدرت ما بود
وز ناحیة غرب به افریقیه راندیم
دریای شمالی را بر شرق نشاندیم
وز بحر جنوبی به فلک گرد نشاندیم».42
پیامبر اکرم(ص) اسوة حسنه
امام علی(ع) دربارة لزوم پیروی و تأسی به نبی گرامی اسلام(ص) در نهج البلاغه تأکیدات فراوانی دارند و از جمله میفرمایند:
«و لقد کان فی رسول الله(ص)کاف لک فی الاسوة... فتأس بنبیک الاطیب الاطهر(ص) فان فیه اسوة لمن تأسی و عزاة لمن تعزی واحب العباد الی الله المتأسی بنبیه والمقتص لأثره؛43
و حقیقتاً مقتدا قراردادن رسول اکرم(ص) برای تو کافی است. از پیامبری که پاکیزهترین و پاکترین مردم است پیروی کن، زیرا راه و رسمش سرمشق و الگویی است برای هرکس تأسی جوید و انتسابی است عالی برای هرکس که بخواهد منتسب گردد، و محبوبترین بندگان خداوند کسی است که از پیامبرش سرمشق گیرد و قدم جای قدم او گذارد».
پیامبر(ص) ملاک ارزشها
امام علی(ع) شیوة زندگی آن نیّر اعظم را به عنوان ملاک ارزشها معرفی مینماید:
«و لقد کان فی رسولالله(ص) کاف لک فی الاسوة و دلیل لک علی ذم الدنیا و عیبها و کثرة مخازیها و مساویها؛ اذ قبضت عنه اطرافها و طئت لغیره اکنافها و فطم عن رضاعها و زوی عن زخارفها... و لقد کان فی رسولالله(ص) مایدک علی مساوی الدنیا و عیوبها اذجاع فیها مع خاصته و زویت عنه زخارفها مع عظیم زلفته فلینظر ناظر بعقله اکرم الله محمداً بذلک ام اهانه فان قال: أهانه فقد کذب والله العظیم بالافک العظیم و ان قال: اکرم فلیعلم أن الله اهان غیره حیث بسط الدنیا و زواها عن اقراب الناس منه؛44
کافی است که پیامبر خدا(ص) را سرمشق خود قرار دهی و او سرمشق توست در بیارزش بودن دنیا و رسواییها و بدیهایش، زیرا دنیا از او گرفته شد اما برای دیگران مهیا گردید. از نوشیدن شیر دنیا وی را جدا ساختند و از زخارف و زیباییهای آن برکنار داشتند... در زندگی رسول خدا(ص) اموری است که تو را بر عیوب دنیا واقف میسازد، زیرا او و نزدیکانش در دنیا گرسنه بودند و با اینکه منزلت و مقامی عظیم در پیشگاه خداوند داشت، زینتهای دنیا را از او دریغ داشت. بنابراین، هرکس با عقل خویش باید بنگرد که آیا خداوند این کار پیامبرش را گرامی داشته یا به او اهانت کرده است. اگر کسی بگوید به او اهانت کرده به خدا سوگند این دروغ محض است و اگر بگوید او را گرامی داشته باید بداند خداوند دیگران را که زینتهای دنیا به آنها داده گرامی نداشته است، زیرا دنیا را برای آنها گسترده و از مقربترین افراد به خودش دریغ داشته است.
صفات نبی گرامی اسلام(ص)
در نهج البلاغه صفات و ویژگیهای نبی گرامی اسلام و فضائل و مناقب آن رسول گرامی مورد توجه فراوان قرار گرفته است. برای نمونه به چند مورد اشاره میگردد:
1. امانت داری
«ان الله بعث محمد(ص) نذیراً للعالمین و امیناً علی التنزیل؛45
خداوند محمد(ص) را به رسالت مبعوث ساخت که جهانیان را بیم دهد و امین آیات کتاب وی باشد».
در جای دیگر میفرماید:
«حتی اوری قبسا لقابس و انار علما لحابس فهو امینک المأمون؛46
تا اینکه خداوند پیامبرش را فرستاد و شعلهای برای آنها که میخواهند روشن گردند برافروخت و چراغی پر فروغ بر سر راه گم شدگان وادی ضلالت و گمراهی قرار داد. خداوندا، پس او امین و مورد اعتماد توست».
2. استقامت و پایداری
پایداری و استقامت در راه هداف و آرمان مقدس رسالت الهی، از صفات بارز نبی گرامی اسلام(ص) است که در نهج البلاغه در مواضع متعدد مورد توجه امام(ع) قرار گرفته است. آن حضرت از جمله میفرمایند:
«ارسله داعیا الی الحق و شاهداً علی الخلق فبلغ رسالات ربه غیر وان و لا مقصر و جاهد فی الله اعداءه غیر واهن و لا معذر امام من اتقی و بصر من اهتدی؛47
خداوند پیامبر اسلام(ص) را فرستاد تا به سوی حق دعوت نماید و گواه اعمال خلق باشد. او بدون سستی و کوتاهی رسالت پروردگارش را رسانید و در راه خدا با دشمنانش بدون عذر نبرد کرد. پیشوای پرهیزکاران و روشنی بخش چشم هدایت شدگان».
امام(ع) در ضمن تعلیم درود فرستادن بر نبی گرامی اسلام(ص) میفرماید:
«اجعل شرائف صلواتک و نوامی برکاتک علی محمد عبدک و رسولک الخاتم لما سبق والفاتح لما انغلق والمعلن بالحق والدافع جیشات الاباطیل و الدامغ. صولات الاضالیل، کما حمل فا ضطلع قائماً بامرک مستوفزاً فی مرضاتک غیر ناکل من قدم و لا واه فی عزم واعیاً لوحیک حافظاً لعهدک ماضیاً علی نفاذ امرک حتی اوری قبس القابس و اضاء الطریق للخابط و هدیت به القلوب بعد خوضات الفتن والاثام و اقام بموضحات الاعلام و نیرات الاحکام؛48
خداوندا، گرامیترین درودها و افزونترین برکات خود را بر محمد(ص) بنده و فرستادهات قرار ده. همان فرستادهای که ختم کنندة وحی و رسالت بود و بازکنندة راه بستة سعادت بشری و آشکار کنندة دین حق به وسیلة حق و برهان و بازدارندة جنب و جوشهای باطل و شکننده و از میان برندة هجومهای گمراهان. همانگونه که سنگینی بار رسالت بر عهدة او قرار داده شد با تمام قدرت به انجام آن پرداخت و به فرمانت قیام کرد و به سرعت در راه رضا و خشنودیات گام برداشت و حتی یک قدم هم عقب گرد نکرد و ارادة محکمش سست نشد. وحی و رسالت تو را به خوبی دریافت و پیمان رسالتت را حافظ و نگهدار بود. آن چنان در اجرای فرمانت کوشش کرد که شعلة فروزان حق را آشکار و راه را برای جاهلان و گمراهان روشن ساخت و دلهایی که در فتنه و گناه فرو رفته بودند به واسطة او هدایت گردیدند. پرچمهای حق را برافراشت و احکام زندة اسلام را برپا نمود».
3. شجاعت و فداکاری
امام(ع) در این باره میفرماید:
«کنا اذا احمر البأس اتقینا برسولالله(ص) فلم یکن احد منا اقرب الی العدو منه؛49
هرگاه جنگ شعلهور و سخت میشد ما به رسول خدا(ص) پناه میبردیم و در آن هنگام هیچیک از ما به دشمن نزدیکتر از او نبود».
و در جای دیگر میفرماید:
«و کان رسولالله(ص) اذا احمر البأس و احجم الناس قدم اهل بیته، فوقی بهم اصحابه حر السیوف و الاسنة فقتل عبیدة بن الحارث یوم بدر و قتل حمزة یوم احد و قتل جعفر یوم موتة و اراد من لو شئت ذکرت اسمه مثل الذی ارادوا من الشهادة و لکن آجالهم عجلت و منیته اجلت؛50
هرگاه آتش جنگ شعله میکشید و حملة شدید دشمن باعث عقب نشینی سپاه میشد، پیامبر خدا(ص) اهلبیت خود را پیشاپیش لشکر قرار میداد تا اصحابش از آتش شمشیر و نیزه مصون بمانند. لذا پسر عموی پیامبر عبیدة بن حارث روز بدر و حمزه عموی پیامبر روز احد و جعفر پسرعموی آن حضرت روز جنگ موته کشته و شهید شدند و کسانی هم بودند که اگر میخواستم نامشان را میبردم که دوست داشتند همانند آنان شهادت نصیبشان گردد اما مقدور بود زنده بمانند و مرگشان به تأخیر افتد».
4. رسول رحمت
یکی از اوصاف مهم نبی مکرم اسلام(ص) آن است که رسول رحمت الهی است. قرآن کریم میفرماید: «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ».51
امام باقر(ع) از امیرالمؤمنین(ع) چنین روایت فرموده است:
«کان فی الارض امانان من عذاب الله و قد رفع احدهما فدونکم الآخر فتمسکوا به اما الامان الذی رفع فهو رسولالله(ص) و اما الامان الباقی فالاستغفار قالالله تعالی: وَ ما كانَ اللهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فيهِمْ وَ ما كانَ اللهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ؛52 در زمین دو امان و وسیلة نجات از عذاب الهی بود که یکی از آنها برداشته شد، دومی را دریابید و به آن چنگ زنید. اما امانی که برداشته شد رسول خدا(ص) بود و امانی که باقی مانده استغفار است. خداوند تعالی میفرماید: خداوند آنها را عذاب نمیکند تا تو در میان آنها هستی و خداوند آنها را عذاب نمیکند در حالی که استغفار میکنند».
از روایت امام باقر(ع) وجه امان و رحمت بودن پیامبر (ص) معلوم گردید. اما بنابر آیة کریمة قرآن او «رَحْمَةً لِلْعالَمينَ» است و جهتش آن است که آنچه را موجب سعادت ابدی مردم است برای آنها آورده و این حتی برای کفار و مشرکان نیز رحمت محسوب میگردد، زیرا به مثابه سفرهای است از طعام گسترده ولی بعضی از مردم از غذاهای آن استفاده نمیکنند.53
5. برترین پیامبران
حضرت در این باره میفرماید:
«ارسله بالضیاء و قدمه فی الاصطفاء؛54 او را با نور و روشنایی فرستاد و از میان مخلوقاتش برگزید و بر همه مقدم داشت».
و در جای دیگر میفرماید:
«و اشهد ان محمد عبده و رسول المجتبی من خلائقه؛55 و گواهی میدهم که محمد(ص) بنده و فرستادة برگزیدة خداوند از میان مخلوقات اوست».
6. خاتم پیامبران
حضرت در این باره میفرماید:
«الی ان بعث الله سبحانه محمداً(ص) لانجاز عدته و اتمام نبوته؛56 تا اینکه خداوند سبحان برای وفای به عهد خود و کامل گردانیدن نبوت محمد(ص) را به عنوان فرستادة خویش مبعوث ساخت».
و نیز میفرماید: «و رسولک الخاتم لما سبق؛57 همان پیامبری که تمام کنندة سلسلة پیامبران و شرایع آسمانی بود.» و در جای دیگر تصریح به این وصف میفرماید:
«ایها الناس خذوها عن خاتم النبیین(ص)؛ انه یموت من مات منا و لیس بمیت و یبلی من یبلی منا و لیس ببال؛58 ای مردم، این حقیقت را از خاتمالنبیین بیاموزید که هرکس از ما میمیرد در حقیقت نمرده و آن کس که جسدش کهنه میشود در حقیقت کهنه نشده است».
و هنگام وداع با پیامبر اعظم(ص)، آنگاه که آن حضرت را غسل میداد، عرضه داشت:
«بابی انت و امی لقد انقطع بموتک مالم ینقطع بموت غیرک من النبوة والأنباء و اخبار السما؛59 پدرم و مادرم فدایت ای پیامبر خدا، با مرگ تو چیزی قطع شد که با مرگ دیگران قطع نشد و آن نبوت و اطلاع رسانی از عالم غیب و اخبار آسمانی بود».
پی نوشتها:
1.احزاب: 21.
2. نهج البلاغه، خطبة 192.
3. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج7، ص174، چاپ دارالاحیاء الکتب العربیة، بیروت.
4. نهج البلاغه، خطبه 94.
5. کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص349 با تعلیقه حسن زاده، چاپ اول، دفتر انتشارات اسلامی.
6. شرح تجرید العقاید، ص359، انتشارات شریف رضی، قم.
7. اللوامع الالهیة، ص311.
8. توبه: 128.
9. الشفاء بتعریف حقوق المصطفی، ج1، ص24و77و سایر مصادر از جمله الوفاء باحوال المصطفی، ص72و75؛ دلائل النبوة، ج1، ص147، باب ذکر شرف اصل رسول الله و نسبه؛ بحارالانوار، ج15، ص117و119.
10. طبقات الکبری، ج1، ص60، دارصادر، بیروت.
11. نهج البلاغه، خطبه 192.
12. شوری: 52.
13. اصول کافی، ج1، ص273؛ بحارالانوار، ج8، ص254.
14. تاریخ طبری، ج2، ص34؛ سیره حلبی، ج1، ص122، باب ما حفظه فی صغره؛ دلائل النبوة، ج2، ص30، باب ما جاء فی حفظ الله تعالی رسوله فی شبیبته من اقذار الجاهلیة و معائبها.
15. تهذیب الاحکام، ج9، ص279؛ بحارالانوار، ج16، ص210؛ ر.ک، جامع الصغیر، ج1، ص15؛ کنزالعمال، ج11، ص406.
16. آل عمران: 164.
17. مائده: 19.
18. نهج البلاغه، خطبه89 و در خطبه 158 همین عبارت به اضافه «انتقاض من المبرم» آمده است.
19. مفردات راغب، ماده ف ت ر.
20. النهایة فی غریب الحدیث والاثر، ماده فتر.
21. نهج البلاغه، خطبه اول.
22. توبه: 30 و آیات دیگری نظیر سوره انعام آیه 100 و سوره نحل آیه 57.
23. بحارالانوار، ج18، ص217.
24. نهج البلاغه، خطبه 26.
25. همان، خطبه 129.
26. کتاب الاصنام، ص206.
27. نهج البلاغه، خطبه 33.
28. همان، خطبه 104.
29. ر.ک. کتاب جهان درعصر بعثت.
30. نهج البلاغه، خطبه 26.
31. شرح نهج البلاغه، ابن میثم بحرانی، ج2، ص24.
32. نهج البلاغه، خطبه 26،
33. همان، خطبه 89.
34. ر.ک، فروغ ابدیت، ج1، ص73؛ جهان در عصر بعثت، ص53.
35. نهج البلاغه، خطبه اول.
36. مجمع البیان، ج2، ص486؛ ر.ک، الدرالمنثور، ج2، ص47.
37. نهج البلاغه، خطبه 2.
38. همان، خطبه 185.
39. همان، خطبه56؛ نظیر این کلام شریف، خطبه 122.
40. همان، خطبه96.
41. همان، خطبه 192.
42. از صبا تا نیما، ج1، ص140
43. نهج البلاغه، خطبه160.
44. همان.
45. همان، خطبه26.
46. همان، خطبه 106.
47. همان، خطبه 116
48. همان، خطبه72.
49. همان، غریب کلمه9.
50. همان، نامه9.
51. انبیاء: 107.
52. نهج البلاغه، حکمت88.
53. ر.ک. تفسیر مجمع ا لبیان، ج4، ص67.
54. نهج البلاغه، خطبه213.
55. همان، خطبه178.
56. همان، خطبه اول.
57. همان، خطبه72.
58. همان، خطبه78.
59. همان، خطبه235.
کلمات کلیدی
پیامبر | خدا | خداوند | بعثت | امام | نبی | پیامبر اعظم ( ص ) | بعثت نبی گرامی | نبی گرامی اسلام |