با رسول خدا(ص) در سایة قرآن
در شب معراج گروهى از اهل دوزخ را دیدم که گوشت از پهلویشان مىچیدند و به آنها مىخوراندند، از جبرئیل دربارة اینها پرسیدم: گفت: اینها گروهى از امت تو هستند که کارشان، عیبجویى و تمسخر بود.
بسماللهالرحمنالرحیم
با رسول خدا(ص) در سایة قرآن
نویسنده: سید علیرضا جعفری
منبع: فرهنگ کوثر، 1378، شمارة 29
در قرآن مىخوانیم: «اى کسانى که ایمان آوردهاید، مراقب خویش باشید، هنگامى که شما هدایتیافتید، گمراهى کسانى که گمراه شدهاند به شما زیانى نخواهد رساند، بازگشت همة شما به سوى خداست و شما را از آنچه انجام مىدادید آگاه مىسازد.» آیا این آیه با اصل «امر به معروف و نهى از منکر» منافات دارد؟ «جبیر بن نفیل» مىگوید: در میان جمعى از یاران پیامبر اکرم(ص) نشسته بودم و از همه کم سن و سالتر بودم، صحبت از امر به معروف و نهى از منکر بود که من با تمسک به این آیه خواستم ضرورت امر به معروف و نهى از منکر را زیر سؤال ببرم که همگى یک صدا مرا سرزنش کردند و گفتند: آیهاى از قرآن را بدون اینکه به معنایش پى ببرى، از بقیه جدا کردهاى؟!» آرى! آیة فوق مربوط به شرائطى است که امر به معروف و نهى از منکر کارساز نیست و تاثیرى ندارد، در این مواقع است که انسان نباید نگران گردد، زیرا وظیفة خویش را در حد مقدورش انجام داده و گمراهى آنها به وى زیانى نخواهد رسانید. پیامبر اکرم(ص) دربارة آیة فوق، فرمود: «امر به معروف و نهى از منکر کنید، اما هنگامى که دیدید مردم دنیا را مقدم کردهاند و بخل و هوى و هوس برآنها حاکم گشته و هرکس تنها به رأى خویش عمل مىکند، (و به رأى آمرین به معروف و ناهین از منکر وقعى نمىنهند.) به خویش بپردازید و عوام را رها کنید».
یک سوم قرآن در دو سطر
گاه مىشود که یک کلمه، دنیایى از مفاهیم را در خود جمع مىکند و گوینده با آن یک کلمه، دریایى از معارف را به دیگرى منتقل مىنماید، در مورد قرآن چنین ادعایى، گزاف نخواهد بود چرا که کلمات و حروف آن از جانب حکیم علىالاطلاق، صادر شده است، با تمام اینها برخى از سورهها ویژگیهاى ممتازى دارند، از جمله، «سورة توحید» است که مطالبى ژرف پیرامون خداوند متعال دارد، و از آنجا که اگر کل قرآن را در سه بخش (مبدا، معاد و آنچه میان این دو مىباشد.) تقسیم کنیم، چکیدة معارف مربوط به مبداء متعال در این سوره، متجلى گشته، لذا پیامبر اکرم(ص) آن سوره را برابر با 13 قرآن دانسته و خطاب به اصحاب خویش چنین مىفرمود: «آیا از خواندن یک سوم قرآن در یک شب، عاجزید؟» یکى از حضار عرضه داشت: «اى رسول خدا! چه کسى توانایى آن را دارد؟» پیامبر(ص) فرمود: «سورة قل هو الله را بخوانید».
احترام ملائکه به قارى قرآن
انس با قرآن و تلاوت آمیخته با فهم معانى و مفاهیم آن، انسان را در آسمان معرفت الهى به پرواز درمىآورد و با ملائکه هم سنخ مىکند و ملکوتیان به او عشق مىورزند، افزون بر این برخى سورههاى قرآن خواص ویژهاى نیز به همراه دارند، از جمله در روایتى که امام صادق(ع) نقل فرموده است چنین مىخوانیم: «پس از آنکه رسول خدا(ص) بر جنازة «سعد بن معاذ» نماز گزارد، فرمود: هفتاد هزار فرشته که در میان آنها جبرئیل نیز بود بر جنازة او نماز گزاردند. من از جبرئیل علت این احترام ملائکه را پرسیدم و او گفت: بهخاطر اینکه او در همة حالات: در نشستن، ایستادن، سواره بودن، پیادهروى و رفت و آمد «قل هو الله احد» را تلاوت مىکرد».
واى بر عیبجویان!
در قرآن مىخوانیم: «ویل لکل همزة لمزة» (واى بر هر عیبجوى مسخرهکنندهاى!) در حدیثى از پیامبر اکرم(ص) مىخوانیم: «در شب معراج گروهى از اهل دوزخ را دیدم که گوشت از پهلویشان مىچیدند و به آنها مىخوراندند، از جبرئیل دربارة اینها پرسیدم: گفت: اینها گروهى از امت تو هستند که کارشان، عیبجویى و تمسخر بود.» دربارة «همزه» گفته شده که از مادة «همز» به معناى «شکستن» مىباشد، و عیبجویان در حقیقت در پى شکستن شخصیت دیگران هستند. دربارة عیبجویان پیامبر اکرم(ص) در حدیثى، چنین فرموده: «آیا شما را از شریرترین مردم آگاه نسازم؟» گفتند: «آرى، اى رسول خدا!» فرمود: «آنها که بسیار سخنچینى مىکنند و آنها که در میان دوستان، جدایى مىافکنند و آنها که براى افرادپاک، عیب مىتراشند.» و بالاخره در مورد کسانى که به دیگران بىاحترامى مىکنند فرمود: «اذل الناس من اءهان الناس؛ ذلیلترین مردم، کسى است که به مردم اهانت کند».
از کجا به دست آوردى و در کجا صرف نمودى؟
قرآن دربارة کسانى که براى ریاکارى اموالى را در «امور خیر» صرف مىکردند و منت مىگذاشتند مىفرماید: «ایحسب ان لم یره احد؛ آیا گمان مىکند که کسى او را ندیده (و از نیت او آگاه نمىباشد)؟» آرى، خدا مىداند که اینان چگونه و از چه راهى مال به دست آورده و در چه راهى و با چه نیتى صرف کردهاند. پیامبر اکرم(ص) نیز فرمودهاند: «در قیامت هیچ بندهاى گام نمىنهد، مگر آنکه از وى دربارة چهار چیز، سؤال گردد:
1- از عمرش، که در چه راهى آن را سپرى کرده.
2- از مالش، که از چه راهى بهدست آورده، و در چه راهى مصرف نموده.
3- از عملش، که چه کارهایى انجام داده.
4- از محبت ما اهل بیت.
دست محبتبر سر یتیمان
در قرآن مىخوانیم: «فاما الیتیم فلا تقهر؛... پس یتیم را تحقیر مکن. پیامبر اکرم(ص) مىفرماید: «هنگامى که یتیم اشک ریزد، عرش خدا به لرزه در آید.» خداوند به فرشتگان مىفرماید: «اى ملائکه من! چه کسى این یتیم را که پدرش در خاک جاى گرفته، گریان نموده؟» ملائکه مىگویند: «پروردگارا! تو آگاهترى.» خداوند مىفرماید: «اى ملائکه من! شما را گواه مىگیرم که هرکس گریهاش را خاموش و قلبش را شاد سازد، در روز قیامت او را شاد خواهم کرد.» در حدیث دیگرى از یکى از یاران پیامبر(ص) چنین نقل شده: «ما خدمت رسول خدا(ص) نشسته بودیم، پسرکى نزد وى آمد و چنین گفت: «کودکى یتیم هستم با خواهرى یتیم و مادرى بیوه. از آنچه خدا به تو اطعام کرده به ما اطعام کن، تا خداوند از آنچه نزد اوست بهحدى به توارزانى کند که خشنود گردى.» پیامبر(ص) فرمود: اى پسر! چه زیبا سخن گفتى! سپس رو به «بلال» کرده، فرمود: «برو و از آنچه نزد ماست، بیاور.» بلال بیست و یک خرما با خود آورد، پیامبر(ص) فرمود: «هفت دانه براى تو. هفت دانه براى خواهر و هفت دانه براى مادرت.» «معاذ بن جبل» برخاست و دستى بر سرکودک کشید و گفت: «خداوند یتیمى تو را جبران کند و تو را جانشین نیکوکارى براى پدرت قرار دهد.» پیامبر(ص) به معاذ فرمود: از این کار، چه هدفى داشتى؟» گفت: «محبت و رحمت.» پیامبر(ص) فرمود: «هریک از شما که عهدهدار سرپرستى یتیمى گردد و حق آن را ادا کند و دست بر سر وى کشد، خداوند به عدد هر موئى، حسنهاى براى او مىنویسد و به هر موئى، سیئهاى از او محو کند و به هرموئى، درجهاى به او عطا نماید».
دست فقرا، دستخداست
در قرآن مىخوانیم: «از اموال آنها صدقه (زکات) بگیر تا بهوسیلة آن، آنها را پاکسازى و پرورش دهى...» «آیا نمىدانند که تنها خداوند است که توبه بندگانش را مىپذیرد و صدقات را مىگیرد؟!» زکات (که از آن در آیات فوق به «صدقه» تعبیر شده است.) یکى از احکام مهم اسلامى است که داراى فلسفة اخلاقى، اجتماعى، روانى و غیره مىباشد. انسان را از پستیها و بخل، پاک مىکند. و درخت سخاوت و توجه به دیگران را آبیارى مىنماید و فاصلههاى طبقاتى مرتفع مىگردد و سبب پیشرفت جامعة اسلامى خواهد گشت. جالب این است که در آیة فوق، گیرندة صدقات (زکات)، خدا معرفى شده است. این تعبیر یکى از لطیفترین تعبیراتى است که شکوه و عظمت زکات را بیان مىدارد. لذا افراد نباید به کسى که فقیر است با دیدة تحقیر بنگرند و با دادن زکات، شخصیت آنها را درهم شکنند، بلکه با این نگرش که در واقع، خدا گیرندة زکات است با حالتخضوع، تواضع و ادب زکات را پرداخت نمایند. پیامبر اکرم(ص) مىفرماید: «هیچکس از شما صدقهاى از کسب حلال و پاکیزه نمىپردازد. که خداوند جز مال پاکیزه را نمىپذیرد. مگر اینکه خداوند با دست راستخویش آن را مىگیرد، حتى اگر یک دانة خرما باشد، سپس در دست خدا نمو و رشد مىکند تا از کوه هم بزرگتر مىگردد.» در حدیث دیگرى، پیامبر اکرم(ص) مىفرماید: «صدقه پیش از آنکه در دست نیازمند قرار بگیرد، بهدست خدا مىرسد».