تبیین و تبلیغ در سیرة نبوی از منظر علامه طباطبایی رحمةالله علیه
اعتمادسازی مهمترین ابزار پیامبر(ص) درعرصة تبلیغ دین بود و ایشان در این عرصه، فعل و عملشان یکی بود. هرمکتبی پیامی برای جامعه دارد و مردم را به پذیرش آن فرامیخواند و در این جهت از روشهای ویژهای بهره میجوید که با اهداف اصلی آن مکتب وابسته است.
بسماللهالرحمنالرحیم
تبیین و تبلیغ در سیرة نبوی از منظر علامه طباطبایی رحمةالله علیه
نویسنده: رضا اردبیلی
منبع: فصلنامة کتاب و سنت، دورة 6، شمارة 15.
چکیده
پیامبر اسلام(ص) در طول تاریخ، انواع روابط سیاسی، اجتماعی و... با اقوام و ملّت ها و در تمامی برخوردهای سیاسی، اجتماعی و... و همچنین در تبیین و تبلیغ با نمایندگان آنها و سران کشورها، همواره موفق بود و هرگز از خصلتهای ضد ارزش استفاده نکرد و همواره از سادگی و صداقت بهره گرفت. پیامبر گرامی اسلام(ص) در راه تبیین و تبلیغ فرامین الهی آنچنان با اخلاق نیک با مردم به مدارا و مهربانی رفتار میکرد که همه را مجذوب خود ساخته بود و طوایف و قبایل مختلف که همه دشمن یکدیگر بودند، به گرد او جمع شدند. در این تحقیق، از روش آمیزهای و اسناد نوشتاری و سامانههای رایانهای و نرمافزارهای علمی و روش دادهپردازی توصیفی بهره برده شده است. در نوشتار پیش رو، نتایج تبیین و تبلیغ در سیرۀ نبوی از منظر علّامه طباطبایی مورد ارزیابی قرار میگیرند که عبارتاند از: نقش تبیین و تبلیغ در مبارزه با اهداف طاغوت؛ تأثیر اخلاق حسنه و سعۀ صدر در تبیین و تبلیغ؛ نقش بیان شیوا و زبان لین در تبیین و تبلیغ؛ جایگاه بصیرت، پشتوانه و ضمانت اجرایی در تبیین و تبلیغ؛ تبیین و تبلیغ با انواع ابزارهای رسمی و غیر رسمی.
کلیدواژهها: تبیین، تبلیغ، سیرة نبوی، علامه طباطبایی
مقدمه
اعتمادسازی مهمترین ابزار پیامبر(ص) درعرصة تبلیغ دین بود و ایشان در این عرصه، فعل و عملشان یکی بود. هرمکتبی پیامی برای جامعه دارد و مردم را به پذیرش آن فرامیخواند و در این جهت از روشهای ویژهای بهره میجوید که با اهداف اصلی آن مکتب وابسته است. تمامی پیامبران از حضرت آدم(ع) تا حضرت خاتم(ص) از جانب خداوند مبعوث شدند تا انسان را از ظلمت و جهل به نورعلم و هدایت و از تنگنای طبیعت به وادی بیانتهای معنویت و از ظلم و شقاوت بهعدل و کرامت و از پرستش بتها بهعبادت خدا و از اطاعت اغیار و اشرار به استجابت اولیا و رسولان رهنمون شوند. پیام الهی پیامبران با توجه به شرایط اجتماعی و فرهنگی جوامع، بر سه محور: توحید، نبوت و معاد پایهگذاری شده است. وجه تمایز این دعوتها در کیفیت بیان آن محورها و تبیین مسائل فرعی مطابق با فهم و شعور مردم است. گرچه روش تبلیغی هریک از پیامبران دارای ارزش ویژة خود است. (طباطبایی،1390: 4/152)
در این مقاله درصدد پاسخگویی به این سؤال هستیم که: تبیین و تبلیغ در سیرة نبوی از منظر علامه طباطبایی چگونه بوده است؟ برای پاسخ به این پرسش و برخی ابهامها تلاش میشود تا نشان داده شود اگرچه تبیین و تبلیغ در سیرة نبوی از منظر علامه طباطبایی، بهعنوان مهمترین بُعد حیات و بهعنوان یکی از منابع دین است، اما آنچه که هویت آن را تشکیل داد و تبیین و تبلیغ در سیرة نبوی را به معنای واقعی، اسلامی ساخت، تغذیة فراوان آن از قرآن بود.
1-1. هدف پژوهش
هدف این تحقیق، آشکارسازی ابعاد مهم تبیین و تبلیغ در سیرة نبوی از منظر علامه طباطبایی(ره) است که این مهم نه تنها در قرون گذشته محقّق شده، بلکه این قابلیّت وجود دارد تا مسلمانان عصر حاضر با بازگشت به قرآن و بازاندیشی تفکر عقلانی خویش و شکل دادن یک جهانبینی عقلی و دینی منسجم و کارآمد، خود را ازعقب ماندگی علمی و معنوی در جهت تبیین و تبلیغ در سیرة نبوی نجات دهند.
2-1. روش پژوهش
این مقاله به روش توصیفی ـ تحلیلی وکتابخانهای به تحلیل، تبیین و تبلیغ در سیرة نبوی از منظر علامه طباطبایی میپردازد.
1-3. پیشینة پژوهش
در موضوع تبیین و تبلیغ در سیرة نبوی از منظر علامه طباطبایی، کتاب، مقاله و پایاننامة جداگانهای یافت نشد و تنها برخی مقالات هستند که به گوشههایی از موضوع مورد بحث اشاره کردهاند که از آنها در اینجا یاد میشود:
سعید سالاری در مقالة «نُه اصل کلیدی تبلیغ و تربیت در سیرة پیامبر(ص)» معتقد است انسان موجودی است که به دلیل برخورداری از قوة فکر و قدرت تمییز نیک و بد، میتواند با انتخاب مسیردرست یا نادرست، آیندة حیات خود را در دو سویة تاریکی یا روشنایی تعیین نماید. در همین وادی انسانیت، آدمیانی یافت میشوند که پس از یاری خویش و یا در هنگامة آن، بنای ِ یاری دیگری یا دیگرانی را دارند. این مبلغان و مربیان توحیدی برای توفیق در رسالت خویش علاوه بر فراهم نمودن مقدمات اولیه، بهصورت ضروری، نیازمند شناختن برترین مربی و مبلغ موحد، یعنی حضرت ختمی مرتبت هستند؛ یگانهای که لحظهلحظة زندگیاش دریایی از نکتههای تربیتی و اخلاقی است و بیشک قدم زدن در این اقیانوس، سپاس و ستایش باریتعالی را خواسته یا ناخواسته و از تمام وجود برمیانگیزاند و پایههای تشکیل و ترویج معارف دینیاند.
حسن جمشیدی نیز در مقالة «روش دعوت پیامبر(ص) از دیدگاه علامه طباطبایی»، بر این عقیده است که پیامبرگرامی اسلام(ص) در راه تبلیغ فرامین الهی، آنچنان با اخلاق نیک با مردم به مدارا و مهربانی رفتار میکرد که همه را مجذوب خود ساخته بود و طوایف و قبایلی را که دشمن یکدیگر بودند، گرد هم جمع کرده بود. پیامبر اکرم(ص) در تبلیغ و اعلان دین اسلام و گسترش معارف الهی، از بهترین روش ممکن بهره گرفت و در نتیجه در مدت نهچندان زیادی توانست بنیانگذار یکی از دینهای پرطرفدار جهان باشد و پیام الهی را به گوش همه برساند.
نوآوری تحقیق پیشِ رو، در این است که به تبیین و تبلیغ در سیرة نبوی در همة ابعاد زندگی ایشان از جمله خوشبختی و نیکی و سلامتی اخلاقی و معنوی و... با تأکید بر دیدگاه علامه طباطبایی میپردازد، درحالیکه تحقیقات پیشین، تنها برخی ابعاد را مورد پژوهش قرار دادهاند و یا به هیچکدام از این ابعاد نپرداختهاند و این تحقیق از این منظر، بکر و جدید است.
1-4. مفهومشناسی
در این قسمت به مفهومشناسی واژگان کلیدی مقاله پرداخته میشود.
1-4-1. تبیین
واژة «تبیین» بهمعنای هویدا شدن، پیدا شدن، پیداوآشکار شدن، روشنگری، بیان منطقی، مستدل و دور از هیاهو و جنجال است (دهخدا، 1365: 5/1257). درصحاح اللغة آمده است که «بین» به دو معنای متضاد میآید: گاه بهمعنای جدایی وگاه بهمعنای اتصال است؛ ولی بهنظر میرسد که معنای اصلی، همانگونه که در دیگر کتب لغت آمده است، بهمعنای جدایی و فراق است. منتها چون جدایی از چیزی چهبسا باعث پیوستن به امری دیگر میشود، به لازمة آن نیز اطلاق شده است (جوهری، 8:1984). چونکه عدم شناخت حقیقت، عامل ِ مهم گمراهی انسان است، بههمین جهت بایستی حقیقت را آشکارکرد و گرههای ذهنی را بازنمود(خامنهای: 1394) که در اصطلاح به آن تبیین گفته میشود. البته دیگران بر این نظرند که «تبیین» بهمعنای پردهبرداری از چیزی است، خواه بهوسیلة نطق یا نوشتن یا اشاره یا شاهد حال بوده باشد(مکارم شیرازی، 1386: 1/213) در این تحقیق و معنای منتخب از «تبیین» این است که پیدا و آشکار شدن، روشنگری، بیان منطقی از مطلبی باشد که چهرة جهل را از آن پاک میکند.
1-4-2. تبلیغ
تبلیغ در لغت چنین آمده است: از ریشة «بلغ» بهمعنای رسیدن است و از باب تفعیل به معنای رساندن چیزی است؛ واژة تبلیغ به معنای رساندن نامه یاغیر آن نیز به کار برده میشود(فراهیدی،1408: 1/190). همچنین رسانیدن، وصل کردن، رسانیدن عقاید دینی یاغیر آنها با وسایل ممکنه (دهخدا، 1365: 2/306). در اصطلاح، تبلیغ چنین تعریف شده است: رساندنِ کاملِ پیام، خبر، سخن، فکر و اندیشه به دیگری و فراخواندن او به یک دین، ایده،عقیده، مسلک و روش است. مبلّغ دینی نیز کسی است که با تمام توان میکوشد تا محتوای پیام دینی را به فکر و دل مخاطبان خود برساند (وزینی، 1387ک 40). همچنین نگاشتهاند: تبلیغ در بهترین و اصولیترین شکل آن، یک فعالیت آموزشی است که به منظور نشردانش و آگاهیهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و نشر ارزش و سجایای اخلاقی صورت میگیرد (زورق، 1390: 18) در این تحقیق، مقصود نگارنده از «تبلیغ»، رساندن پیام و فراخواندن فرد یا افراد جهت نشرعلم و دادههای دین، ایده، عقیده و همچنین نشر اطلاعات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، ارزشها و سجایای اخلاقی است.
1-4-3. سیره
سیره در لغت عرب به معنای رفتن، جریان داشتن و در حرکت بودن بهکار برده شده است(زبیدی، 1414: 2/۵۴؛ ابن منظور، 1414: 1/۲۵۲) و بر این اساس، بسیاری نیز واژة «سیره» را به نوع حرکت و شیوة جریان داشتن و یا بهعبارتی نوع، سبک و شیوة رفتار و کردار تعریف کردهاند(راغب اصفهانی، 1400: ۷۲۴) که نوعی دوام و استمرار در این معنا نهفته است. سیره در اصطلاح، گوناگون تعریف شده که به برخی از آنها اشاره میشود: سیره در اصطلاح دینی به معانی طریقه، روش و رفتار و اخلاق عملی بهکار رفته است(محدثی، 1389: 70). برخی نگاشتهاند: سیره عبارت است از: بنای ِ عملی انسانها در طول تاریخ برانجام دادن کاری و یا بر ترک کردن آن(قلی زاده، ۱۳۷۹: 120) یا استمرار روش و شیوة مستمرعملی در میان مردم بر انجام کاری و یا ترک عملی (مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ۱۳۸۹: 494). نتیجه اینکه مقصود از سیره در این تحقیق، همان نوع سبک زندگی، رفتار وکردار و اخلاق فرد است در میان مردم یا امّت بهصورت دادمهدار و مستمر.
1-4-4. سیرة نبوی(ص)
برای تعریف اصطلاحی سیرة نبوی، تعاریف گوناگون و مختلفی آمده است که به برخی از آنها اشاره میشود: شهید مطهری معتقد است: سیرة نبوی اصطلاحی است که به روش و نوع رفتار پیامبر اسلام(ص) در جنبههای مختلف زندگی اطلاق میشود(مطهری، ۱۳۸۱:54) علامه طباطبایی درکتاب سننالنبی، سیرة نبوی را همان آداب الهی و التزام و پایبندی به آنها و آراسته شدن به ظاهر و باطن دانسته است (طباطبایی، ۱۳۶۰: 93). برخی نگاشتهاند: مقصود از سیرة نبوی، سبک و رفتار پیامبر اعظم(ص) در ابعاد مختلف عبادی، سیاسی، فرهنگی وغیر آن است (هاشمی شاهرودی، ۱۳۸۵: 4/574). بنابراین منظور از سیرة نبوی در این تحقیق، روش، نوع رفتار و سبک زندگی در جنبههای گوناگون زندگی نبی مکرم(ص) است که از آن به «سنّت» یاد میشود.
2. تبیین وتبلیغ در سیرة نبوی ازمنظر علامه طباطبایی
هرمکتبی پیامی برای جامعه دارد و مردم را به پذیرش آن فرامیخواند و در این جهت از روشهای ویژهای بهره میجوید که با اهداف اصلی آن مکتب وابسته است. تمامی پیامبران از حضرت آدم(ع) تا حضرت خاتم(ص) از جانب خداوند مبعوث شدند تا انسان را از ظلمت و جهل به نورعلم و هدایت و از تنگنای طبیعت به وادی بیانتهای معنویت و از ظلم و شقاوت بهعدل و کرامت و از پرستش بتها بهعبادت خدا و از اطاعت اغیار و اشرار به استجابت اولیا و رسولان رهنمون شوند. پیام الهی پیامبران را با توجه به شرایط اجتماعی و فرهنگی جوامع بر سه محور: توحید، نبوت و معاد پایهگذاری شده است. وجه تمایز این دعوتها درکیفیت بیان آن محورها و تبیین مسائل فرعی مطابق فهم و شعور مردم است. گرچه روش تبلیغی هریک از پیامبران، دارای ارزش ویژة خود است، در این قسمت به تبیین و تبلیغ در سیرة نبوی از منظر علامه طباطبایی پرداخته میشود.
2-1. نقش تبیین وتبلیغ درمبارزه با اهداف طاغوت
عقل و فهم، یک موهبت الهی و زبان مشترک بین همة مردم است؛ مردم از این طریق میتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و تبلیغ به زبان امروزی به معنای رسانه است. هر شخصی که میخواهد کاری انجام دهد یا کالایی ارائه کند، بهطور قطع تبلیغ کار یا کالای خود را انجام میدهد و نقاط مثبت و مزایای آن را بیان میکند تا پس از آن بتواند کار یاکالای خود را عرضه کند. بر این اساس میتوان گفت تبیین و تبلیغ، امری کاملاً فطری است و این خود نشاندهندة اهمیت تبیین و تبلیغ در راستای اهداف الهی و مبارزه با اهداف طاغوت در سیرة پیامبر(ص) است.
قرآن در این زمینه میفرماید: «وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ؛ (نحل: 36) ما در هرامتی رسولی برانگیختیم که: خدای یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید! خداوند گروهی را هدایت کرد و گروهی ضلالت وگمراهی دامانشان راگرفت».
علامه معتقد است که کلمة «طاغوت» در اصل مانند طغیان، مصدر و به معنای تجاوز از حد بدون حق بوده است و جملة «أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ» بیان بعثت رسول است و معنایش این است که حقیقت بعثت رسول، جز این نیست که بندگان خدا را به تبیین و تبلیغ در راستای اهداف الهی و مبارزه با اهداف طاغوت دعوت کند؛ زیرا امر و نهی از یک بشر به سایر افراد بشر است، مخصوصاً وقتی که آمر و ناهی رسول باشد (طباطبایی، 1390: 12/353)
علامه مؤکداً مینگارد: نبی مکرم بر این است که با تبیین و تبلیغ در راستای اهداف الهی و مبارزة با اهداف طاغوت که تمامی امتها، مانند امت اسلام، منقسم به دو طایفه بودند، یک طایفه، آنهایی که خدا هدایتشان کرده و بهعبادت او و اجتناب از طاغوت موفق شدند؛ طایفة دوم از امتها و امت اسلامی، آنهایی هستند که ضلالت بر آنان ثابت و لازم شده و این آن ضلالتی است که خود انسان به سوء اختیارش درست میکند، نه آن ضلالتی که خدا بهعنوان مجازات، آدمی را بدان مبتلا میسازد، بهدلیل اینکه دربارة آن، تعبیر به اثبات و لزوم کرده است و واسطه و رسالت این امر بر عهدة نبی مکرم است که با تبیین و تبلیغ در راستای اهداف الهی و مبارزه با اهداف طاغوت، آنها را آشکار و روشن میکند (همان: 354 و 355)
خدای تعالی در اصل خلقت بشر، استعداد هدایت و امکان رشد را در او نهاده بهطوریکه اگر برطبق فطرتش قدم بردارد و فطرت خود را مریض نکند و استعداد هدایت خود را با پیروی از هوا و ارتکاب گناهان باطل نکند و بر فرض هم که گناهی از او سر بزند، نقیصهای که از این راه بر فطرتش وارد شده با ندامت و توبه جبران نماید، خدای تعالی هدایتش میکند؛ این هدایت، هدایت پاداشی و از ناحیة خدای تعالی است، همچنان که استعداد اولی و فطریاش هدایت اولی او بود و اگر هوای نفس خود را پیروی نماید و پروردگار خود را نافرمانی کند و به تدریج استعداد فطری را که برای هدایت داشت باطل سازد، خداوند هم هدایت را به وی افاضه نمیفرماید. این، آن ضلالتی است که به سوء اختیار خود برای خود درست کرده است؛ حال اگر ندامتی به وی دست ندهد و توبه نکند، خداوند هم او را بر حالی که دارد باقی میگذارد و ضلالتش را تثبیت میکند و این آن ضلالت خدایی و مجازاتی است و این جز با رسالت نبوی و با تبیین و تبلیغ در راستای اهداف الهی و مبارزه با اهداف طاغوت، شدنی نیست(همان: 356)
طبق نظر علامه، ویژگی تبیین و تبلیغ در راستای اهداف الهی و مبارزه با اهداف طاغوت شدن این است که مانند شمشیر، دو لبه دارد، به این معناکه هم میتوان از آن استفادة درست برد و هم استفاده منفی از امر تبلیغ داشت؛ بنابراین هم کسی که قصد غرض مثبت دارد میتواند از تبیین و تبلیغ بهره بگیرد، هم کسی که قصد و نیت منفی دارد از آن بهرهمند شود. بر این اساس، تبیین و تبلیغ یک امر خنثی و یک ابزار است. هم پیامبر از این روش برای اهداف الهی خود استفاده میکرد، هم در برابر، طاغوتها، فرعونها و شیاطین از تبیین و تبلیغ به نفع خود و خدای خود بهره میبردند. خداوند متعال به آدمیان، هنرو ابزار تبیین و تبلیغ را داده است؛ هم مؤمنان در راستای اهداف الهی و مبارزه با اهداف طاغوت و هم کفار در جهت اهداف غیرالهی و طاغوت میتوانند از این ابزار استفاده کنند. در این صحنه هرکس بهتر و بیشترعمل کند، پیروزتر خواهد بود.
2-2. تأثیر اخلاق حسنه و سعة صدر در تبیین وتبلیغ
اخلاق حسنه و سعة صدر، یکی دیگر از سیرههای پیامبر(ص) در تبیین و تبلیغ است که علامه طباطبایی بدان اشاره کرده است. پیامبر اعظم(ص) از همان ابتدای نبوت خود را با اخلاق حسنه و سعة صدر مطرح فرمودند. قرآن هم از پیامبر خدا چنین یاد میکند: «وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ؛(قلم،4) و تو اخلاق عظیم و برجستهای داری»
علامه بر این نظر است که تبیین و تبلیغ با اخلاق حسنه و سعة صدر نبی مکرم اسلام(ص) همان ملکة نفسانی ایشان است که خلق نیکو از آن فهمیده میشود(طباطبایی، ۱۳۹۰: 19/619)
طبق نظر صاحب المیزان، مقصود از آیه این است که: ای پیامبر! سجایای اخلاقی عظیمی همچون اخلاق حسنه و سعة صدر داری که به وسیلة آنها میتوانی تبیین و تبلیغ بکنی و این آیة شریف هرچند بهخودی خود حسن خلق رسول خدا(ص) را میستاید و آن را بزرگ میشمارد، لیکن نسبت به اخلاق پسندیدة اجتماعی رسول خدا(ص) نظر دارد؛ اخلاقی که مربوط به معاشرت است، از قبیل استواری برحق، صبر در مقابل آزار مردم و خطاکاریهای اراذل و عفو و اغماض بر آنان، سخاوت، مدارا، تواضع و امثال اینها(همان: 620)
پیامبر اعظم(ص) وقتی که میخواستند اسلام را به شهرهای مختلف آن زمان جزیرة العرب عرضه کنند، هیجگاه شمشیر نکشیدند و به جنگ نپرداختند؛ بلکه با تبیین و تبلیغ اخلاق حسنه و سعة صدر توانست اسلام را پیش ببرد. پیامبر(ص) برای این منظور، مبلغان و قاریان قرآن را به شهرهای مختلف میفرستادند تا معجزة الهی را که قرآن کریم است برای مردم آن شهرها با صدای خوش و زیبا عرضه کنند. همچنین پیامبر(ص) همواره به مبلغان خود بررعایت اخلاق حسنه و سعة صدر تأکید داشتند. تقریباً میتوان گفت امر تبیین و تبلیغی پیامبر(ص) همان جهاد تبیینی است که مقام معظم رهبری به آن تأکید دارند(خامنهای: 1394)
2ـ.3. نقش بیان شیوا و زبان لین در تبیین وتبلیغ
تبلیغ یکی از وظایف ذاتی و سازمانی بود که خداوند متعال برعهدة پیامبر(ص) گذاشته بود، چنانکه در قرآن میفرماید: «وَ ما عَلَيْنا إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ؛ (عنکبوت:18) و بررسول نیست جز ابلاغ روشن»
علامه معتقد است برای اینکه تکذیب کردن پیامبر(ص) همانند سنت جاری در همة امتهای مشرک است و بنای مشرکان همیشه بر آن بوده، شما هم یکی از آنها و آخرین آن امتهایید و در این میان، هیچ وظیفهای متوجه من نیست؛ چون من رسول هستم و بدان جهت که رسولم جز ابلاغ، هیچ مسئولیتی ندارم و تنها یار و یاورم خداست که تکذیب کردنش سودی ندارد(طباطبایی، ۱۳۹۰: 16/172 و173) و پیامبر(ص) برخلاف مشرکان، با بیان شیوا و زبان لیّن، تبیین و تبلیغ میکردند.
نمونة بارز موفقیت پیامبر(ص) در جریان فتح ّ مکه نمایان است (ابنهشام، بیتا: 2/317). اهل مکه و قریش خیلی پیامبر(ص) را اذیت و آزار کردند تا جایی که چندین مرتبه، قصد ترور پیامبر(ص) را داشتند؛ بیش از ده مرتبه، سوء قصد به جان مبارک پیامبراعظم(ص) کردند تا وجود ایشان را ازعرصة روزگار محوکنند. این نشان میدهد که پیامبر(ص) انگیزه داشتند که با آنها وارد مقابلة فیزیکی و جنگ شوند و در جریان فتح مکه، پیامبر(ص) به راحتی میتوانستند همة آنها را از بین ببرند. عرف و قانون آن زمان نیزمؤید این کار بود؛ اما پیامبر(ص) بدون هرگونه جنگ و خونریزی وارد ّ مکه شدند. پیش از آن با رفت و آمد مبلغان پیامبر(ص) به مکه و رفتارهایی که مردم مکه از پیامبر(ص) شنیده بودند، طوری بود که همه ناخودآگاه شیفتة پیامبر شدند و همینکه شنیدند پیامبر(ص) وارد مکه میشود، اسلحهها را بر زمین گذاشتند. بعضی از اصـحاب پیامبر(ص) فریاد میزدند: «الیوم یوم الملحمة؛ امروز روز انتقام است». وقتی این سخن بهگوش پیامبر(ص) رسید فرمودند: «الیوم یوم المرحمة؛ امروز روز رحمت است». همین کلام شیوای پیامبر(ص) بهلحاظ سجع کلامی که همآوا با آن جملة اصحاب است، یکی از تبلیغات و فنون تبلیغی رسول خداست که لفظ «مرحمة» را با لفظ «ملحمة» جایگزین میفرمایند و بعد هم اعلام عفو عمومی میکنند(ابن ابیالحدید، ۱۴۰۴: 17/272)
بنابراین پیامبر(ص) حقایق را با زبان لیّن و شیوا بهگونهای تبیین و تبلیغ میکرد که در قلوب مردم تثبیت شود و وظیفة ذاتی پیامبر اکرم(ص) بود و ایشان در این عرصه، بسیار موفق بودند.
2ـ.4. جایگاه بصیرت، پشتوانه و ضمانت اجرایی در تبیین وتبلیغ
نکتة مهم در امر تبیین و تبلیغ پیامبر(ص) این است که سیاستگذاریها در این خصوص با رهبر جامعه است؛ چرا که رهبر جامعه میداند چه مسئلهای و در چه زمانی باید مطرح بشود تا هدف رسالت محقق شود. خداوند متعال در این باره میفرماید: «قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي وَ سُبْحانَ اللَّهِ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ (یوسف، 108) بگو: این راه من است؛ من و پیروانم با بصیرت کامل، همة مردم را به سوی خدا دعوت میکنیم! منزه است خدا و من از مشرکان نیستم»
علامه معتقد است که خدای سبحان بعد از آنکه فرمود ایمان محض و توحید خالص بسیارعزیزالوجود و اندک است، رسول خدا(ص) را مأمور نمود تا راه خود را اعلام بدارد و آن عبارت است از دعوت به چنین توحیدی؛ دعوتی که دارای بصیرت، پشتوانه و ضمانت اجرایی است و در حقیقت، اعلام راه اوست. این دعوت بهسوی خدا دعوتی نیست که به هر طوری که شد صورت گیرد؛ بلکه دعوتی است که بر اساس توحید خالص، با بصیرت، پشتوانه و ضمانت اجرایی صورت میگیرد و به هیچ وجه، از توحید بهسوی شرک گرایش نمییابد و در چنین سبیلی، تنهاکسانی شرکت دارند که در دین، مخلص برای خدا باشند و عالم به مقام ربالعالمین و دارای بصیرت و یقین بوده باشند(طباطبایی، ۱۳۹۰: 11/378 و 379)
طبق نظر علامه بعضی گمان میکنند تبیین و تبلیغ، کاری شبیه کار تبشیریهای ادیان دیگر است که فقط از مصائب و رنجهای بزرگان آن دین بگویند و هیچ بصیرت، پشتوانه و ضمانت اجرایی هم وجود نداشته باشد؛ این نگاه، خلاف دیدگاه رسول خدا(ص) در امرتبیین و تبلیغ است. در شیوه و روش پیامبر اعظم(ص) تبیین و تبلیغ باید بصیرت، پشتوانه و ضمانت اجرایی داشته باشد؛ تبیین و تبلیغ، امری مستحبی یا حاشیهای نیست که فقط کسی بیاید و از خوبی کارهای خوب و بدی کارهای بد بگوید و هیچ اتفاقی نیفتد. پیامبر(ص) برای اینکه بتواند احکام الهی را در جامعه پیاده کند، ابتدا ذهنها و دلها را آماده میکند که این تبیین و تبلیغ با بصیرت، پشتوانه و ضمانت اجرایی است تا مردم متوجه بشوند قرار است اتفاقی بیفتد و تحولی در جامعه ایجاد شود؛ بنابراین اگر اطلاعرسانی، تبیین و تبلیغ به خوبی، با بصیرت، پشتوانه و ضمانت اجرایی انجام شود، حقایق و معارف در قلوب مردم تثبیت میشود و بعد از آن بر جسم و اجتماع اثر میگذارد.
2ـ.5. تبیین وتبلیغ با انواع ابزارهای رسمی و غیر رسمی
پیامبر(ص) برای تبیین و تبلیغ دو نوع ابزار داشتند؛ بخشی از ابزارهای پیامبر(ص) ابزار رسمی و بخشی غیررسمی بودند.
2ـ5ـ.1. تبیین وتبلیغ با انواع ابزارهای رسمی
شعرا، قاریان قرآن، مساجد، نماز جمعه و امثال اینها ابزارهای رسمی جامعة زمان پیامبر(ص) بودکه پیامبر(ص) به خوبی از آنها در جهت رسالت تبلیغی خود استفاده میکرد. مساجد در زمان پیامبر(ص) شلوغ بود. در مسجد النبی ـ که مسجد اصلی به شمار میرفت ـ نمازهای یومیه، سخنرانیها و نماز جمعه برگزار میشد. پیامبر(ص) تأکید فراوان داشتند در مساجد دیگری که مبلغان در آنها مشغول فعالیت بودند نیز اصول تبلیغی رعایت شود از جمله اینکه ـ ّ مبلغ به حقایق دین آگاهی داشته و خوشصورت و خوشسیرت باشد و از صدای زیبایی برخوردار باشد. مواردی که ذکر شد ابزارهای ظاهری و رسمی بود که توسط پیامبر(ص) مطرح میشد. یکی دیگر از ابزارهای رسمی پیامبر(ص) در تبیین و تبلیغ، زبان شعرو شعرا بود. پیامبر اعظم(ص) هرجا که میرفتند، حقایق و معارف دین را با بهترین بیان و ابزار ارائه میکردند. در آن زمان پیامبر(ص) درکنار قاریان قرآن، از ابزار شعرا نیز استفاده میکردند. آن دوران که اینترنت، روزنامه و رادیو و تلویزیون نبود؛ مهمترین رسانه، اشعار شاعران بود. شعر یکی از ابزارهایی بود که در آن زمان، خبرها را به مناطق مختلف منتقل میکرد. پیامبر(ص) از این ابزار بهنحو احسن استفاده کردند؛ از شعرای متعهد سود بردند تا بتوانند حقایق نبوت و معارف الهی را به گوش مردم برسانند.
برای نمونه پیامبر اکرم(ص) به شاعران متعهد، صله میداد و آنان را تشویق میکرد که شعر مذهبی بسرایند و در مورد اشعاری اینچنین فرمود: «والذی نفس محمّد بیده فکأنّها تنهضونهم بالنبل؛ به آن کسی که جان محمد در دست قدرت اوست، با این اشعار، گویی تیر بهسوی آنان پرتاب میکنید» (شیبانی، 1421: 3/460)
در مورد یکی از شعرا اینچنین فرمود: «اهجم فإنّ جبرئیل معک؛ آنها را هجوکن که جبرییل با توست» (همان: 4/299). پیامبر اکرم(ص) شعر شاعران متعهد را جهاد با زبان نامیده است به هنگامیکه آیات 227-224 سورة شعراء که حاوی نکوهش شاعران غیر متعهد است نازل شد: «وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ، أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ، وَ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ ما لا يَفْعَلُونَ، إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ ذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيراً وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ...؛[پیامبر اسلام شاعر نیست] شاعران کسانی هستند که گمراهان از آنان پیروی میکنند، آیا نمیبینی آنها در هر وادی سرگردانند؟، و سخنانی میگویند که [به آنها] عمل نمیکنند؟! مگر کسانی که ایمان میآورند وکارهای شایسته انجام میدهند و خدا را بسیار یاد میکنند و به هنگامی که مورد ستم واقع میشوند به دفاع از خویشتن [و مؤمنان] برمیخیزند [و از شعردر این راه کمک میگیرند...]
طبق نظر علامه، تبیین و تبلیغ با ابزار و زبان شعر و شعرا توسط نبی مکرم اسلام(ص) بهکار میرفته است؛ اما قرآن در ابتدا دروغگویان و گمراهان آنان را مذمت میکند و در ادامه از مؤمنان و نیکوکاران و یادکنندگان خداوند تمجید میکند که میتوان گفت براین اساس، منش و سیرة پیامبر اسلام در زمینة تبیین و تبلیغ با ابزار و زبان شعر و شعرا مثبت و مورد تأیید خداوند محسوب میشود.
علامه طباطبایی در تفسیر آیة فوق بر این نظر است که این سه آیة نخست، پاسخ تهمتی است که مشرکان به رسول خدا(ص) میزدند و او را شاعر میخواندند و این جواب در برابر تهمت دوم ایشان است و اولی، این بود که میگفتند او شیطانی دارد که قرآن را به وی وحی میکند. «غاوون» جمع اسم فاعل است و مفرد آن «غاوی» و مصدرش «غی» است و معنایی دارد که خلاف معنای رشد است و در نتیجه، «غوی» کسی است که راه باطل را برود و از راه حق منحرف باشد و «غوایت» از مختصات صناعت شعر است که اساسش بر تخیل و تصویر غیر حق و غیر واقع است به صورت حق و واقع؛ به همین جهت کسی به شعر و شاعری اهتمام میورزد که غوی باشد (طباطبایی، ۱۳۹۰: 15/470)؛ درحالی که پیامبر(ص) در تبیین و تبلیغ با ابزار و زبان شعر و شعرا از غوایت و تصویر غیر حق و غیر واقع استفاده نمیکرد.
همچنین علامه بر این اعتقاد است که شعرای باطل، افسارگسیختگی در سخن دارند، حد و مرزی در شعر نمیشناسند، چه بسا که باطل و مذموم را مدح کنند که این عدول از راه فطرت است. در ادامة آیة چهارم، مؤمنان و نیکوکاران و یادکنندگان خداوند از شاعران استثنا شدهاند؛ چون ایمان وعمل صالح، آدمی و شعرا را طبعاً از ترک حق و پیروی باطل، جلوگیری میکند و اینکه فرموده: خدا را بسیار ذکر میکنند، برای این است که ذکر کثیر خدا، آدمی را همواره به یاد خدا میاندازد و او را به سوی حق، آن حقی که مایة رضایت اوست میبرد و از باطل که او دوست نمیدارد بندگان به آن مشغول باشند، برمیگرداند؛ در نتیجه چنین کسانی دچار آن گمراهیها نمیشوند که آن دستة دیگر دچارش هستند (همان: 471). این صفات نیز به دور از پیامبری است که در تبیین و تبلیغ از ابزار و زبان شعر و شعرا بهره میگیرد و مانند قرآن چنین سیرة باطل، دروغین و افسارگسیختهای را مذموم میداند.
2ـ5ـ.2. تبیین وتبلیغ با انواع ابزارهای غیر رسمی
پیامبر خدا(ص) ابزارهای تبیین و ِ تبلیغی دیگری هم داشتند که ابزارهای غیررسمی به حساب میآمدند، مانند اینکه ایشان به صورت سرزده بهعیادت مریض یا جانبازان جنگ میرفتند، به فقرا سرمیزدند، پیاده در بین مردم تردد میکردند و به اصطلاح امروزی، طرح چهره به چهره داشتند که به نوعی تبیین و تبلیغ با ابزار غیر رسمی محسوب میشد. قرآن هم پیامبر اسلام را َ چنین یادآور میشود: « فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ؛ (آل عمران: 159)؛ به [برکت] رحمت الهی، در برابر آنان (مردم) نرم [و مهربان] شدی! و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده میشدند»
علامه معتقد است که خداوند متعال در این آیه میفرماید: رسول خدا(ص) به لطف و مرحمت از ناحیة ما نسبت به مسلمانان، مهربان شده است و به همین جهت با این سیرة نبی مکرم(ص) در تبیین و تبلیغ با ابزار غیر رسمی از جنبة اخلاقی و غیر آن میتوان مشاهده کرد که نبی اسلام(ص) چگونه موفق به جذب مردم به دین مبین اسلام شد (طباطبایی، ۱۳۹۰: 4/86)
نمونة دیگر بهرهگیری از ابزارهای تبیین و تبلیغی غیررسمی میتوان به این مورد اشاره کرد که: پیامبر(ص) از نزدیک با اقشار مختلف مردم ارتباط برقرار میکردند و هیچگاه از موضع بالا با مردم صحبت نمیکردند؛ بلکه همیشه با مردم میجوشیدند و این جوشش باعث شده بود که آن تبیین و تبلیغها و سخنرانیها بر دل مردم بنشیند و از او چهرهای موفق در زمینة تبیین و تبلیغ بسازد.
2ـ.6. تبیین وتبلیغ با سرمایة اعتماد مردم و اثرگذاری بر آنان
پیامبر اعظم(ص) توانست در میان آن عرب متوحش جاهلی که دختران خود را زندهبهگور و زنان را تحقیر میکردند، رسالت خود را با تبیین و تبلیغ گسترش دهد و مردم را به سخنان خود متوجه کند؛ قبایلی که به یکدیگر رحم نمیکردند و گاهی چندین ماه یا چندین سال با هم درگیر بودند. اینکه پیامبر(ص) چطور توانست در میان این مردم نفوذ کند یک جواب بیشتر ندارد و آن جلب اعتماد مردم با تبیین و تبلیغ بود؛ پیامبر(ص) توانسته بود با تبیین و تبلیغ، اعتماد مردم را به خود جلب کند.
پیامبر اکرم(ص) اعتماد مردم را به راحتی به دست نیاورده بود؛ بلکه در این مسیر رنجها و خون دلهای فراوانی خورد تا این نتیجه حاصل شد و توانست به سطحهای مختلف فرهنگی مردم نفوذ کند. مردم از هر سطحی که بودند پیامبر(ص) را امین و مورد اعتماد خود میدانستند. به همین خاطر است که هیچکس نتوانست از پیامبر(ص) نقطة ضعفی بهدست بگیرد که مثلاً بگوید پیامبر(ص) خودش میگوید دزدی نکنید و نعوذ بالله فرزندانش دزدی میکنند. قول و فعل پیامبر(ص) یکی بود و همین باعث میشد که مردم بیش از خود به پیامبر(ص) اعتماد داشته باشند.
تبیین کننده و تبلیغ کننده، آنچه راکه تبیین و تبلیغ میکند، باید خود انجام داده باشد و در صورت عدم انجام آن، تبیین و تبلیغش تأثیری نخواهد داشت. قرآن دربارة تبیین و تبلیغ برخلاف سیرة پیامبر(ص) به دور از سرمایة اعتماد مردم و تأثیر آن میفرماید «أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ؛ (بقره: 44) آیا مردم را به نیکی [و ایمان به پیامبری که صفات او آشکارا در تورات آمده] دعوت میکنید، اما خودتان را فراموش مینمایید».
علامه بر این اعتقاد است که پیامبری که تبیین و تبلیغش با اعتماد مردم و امانتداری او عیان شده است، نمیآید با دعوت و تبیین و تبلیغ خلاف واقعیت و حقیقت، خود و نبوتش را زیر سؤال ببرد (طباطبایی، ۱۳۹۰: 1/228). برای مثال، وقتی که پدری همراه پسرش خدمت پیامبر(ص) مشرف شدند، پدر به پیامبر(ص) عرض کرد که پسرش بسیار خرما میخورد و تقاضاکرد که به پسرش، توصیه نماید تا زیاد خرما نخورد. پیامبر(ص) فرمود: «پسرت را فردا بیاور!». مرد همراه پسرش، فردا خدمت پیامبر(ص) رسیدند و رسول خدا(ص) به آن پسر توصیه نمودند که زیاد خرما نخورد. مرد پرسید که: یا رسول الله! چرا دیروز این توصیه را نفرمودید؟ پیامبر(ص) فرمود: «دیروز خودم، خرما خورده بودم»رضوانی، 201:1386)
پیامبر(ص) برای اینکه مردم جزیرة العرب را به توحید، یکتاپرستی و سعادت دنیوی و اخروی دعوت کند، از برهانهای فلسفی، صدیقین و منطقیون استفاده نکرد؛ بلکه با مردم با تبیین و تبلیغ از طریق جلب اعتماد وارد شد. پیامبر(ص) قبل از اینکه پیامبر باشد، محمد امین نام داشت؛ مردم به او اعتماد کامل داشتند تا جایی که حضرت را با این نام میشناختند. وقتی پیامبر(ص) توانست اعتماد مردم را که سرمایهای عظیم است به دست بیاورد، به مردم گفتند: «اگر من بگویم پشت این کوه خطری شما را تهدید میکند، آیا حرف من را میپذیرید؟م. مردم گفتند: بله! سپس پیامبر(ص) فرمودند: نمحمد امین به شما میگوید که خدای واحدی وجود دارد و بتها را کنار بگذارید». این نشان میدهد که پشتوانة امرتبیین و تبلیغ پیامبر(ص) سرمایة عظیمی به نام اعتماد مردم بود. یکی از معجزات پیامبر(ص) قبل از قرآن کریم و شقالقمر همین جلب اعتماد مردم بود؛ اعتمادی که بسیاری از سخنان ایشان را در امر تبیین و تبلیغ تثبیت میکرد.
طبق نظر صاحب المیزان یکی از نکاتی که در سیرة پیامبر(ص) در تبیین و تبلیغ بسیار اهمیت دارد، مسئلة اثرگذاری است (طباطبایی، ۱۳۹۰: 1/229). اگر تبیین و تبلیغی اثرگذار نباشد، اصلاً تبیین و تبلیغ نیست؛ بلکه تخریب است. تبیین و تبلیغ وقتی تبیین و تبلیغ است که ِ اثرگذاری مثبتی داشته باشد. در آیین اسلام تبیین و تبلیغ مساوی با تأثیرگذاری است و تبیین و تبلیغ زمانی اثرگذار است که پیش از آن اعتماد مردم جلب شده باشد. مُبلّغ هرچه بگوید و هرقدر هم سخنانش درست و صحیح باشد اگر مستمع او را قبول نداشته باشد، نمیتواند سخنش را نیز بپذیرد؛ بنابراین اعتماد و اطمینان مردم، سرمایة اصلی اسلام و فرستادة آن است. امروز و در این زمان هم این قاعده وجود دارد: اگر بهکسی اعتماد داشته باشیم هرچه بگوید حتی اگر نتوانیم برخی از گفتههایش را به صورت ملموس درک کنیم، باز از او میپذیریم؛ بنابراین اعتماد، سرمایة اصلی تبیین و تبلیغ است.
3. نتیجهگیری
این مقاله به بررسی تبیین و تبلیغ در سیرة نبوی از منظر علامه طباطبایی پرداخت. مجموعة تعالیم قرآن در حوزههای شناخت کل هستی با تبیین و تبلیغ نبوی، موجب گسترش آن شد. در این مقاله پس از واکاوی و بررسی تبیین و تبلیغ در سیرة نبوی از منظر علامه طباطبایی به این نتیجه رسید که پیامبر(ص) در راه تبیین و تبلیغ فرامین الهی آنچنان با اخلاق نیک با مردم به مدارا و مهربانی رفتار میکردکه همه را مجذوب خود ساخته بود و طوایف و قبایل مختلف را که همه دشمن یکدیگر بودند، گرد خود جمع کرد و توانست دین اسلام و قرآن را به بهترین شکل ممکن، به جهانیان بنمایاند. پیامبر(ص) در جهت مبارزه با طاغوتیان، با داشتن اخلاق حسنه و سعة صدر، با بیان شیوا و زبان لیّن، از طریق جایگاه بصیرت، پشتوانه و ضمانت اجرایی و با انواع ابزارهای رسمی وغیر رسمی کوشید و در راه تبیین و تبلیغ آموزههای قرآن و فرامین الهی پیروز میدان شد. اسلام با توجه به تبیین و تبلیغ در سیرة نبوی، علیرغم تغذیة آن از قرآن، از سوی مسلمانان در پرتو آموزههای الهی قرآن مورد استقبال قرارگرفت و به بار نشست و به همین دلیل به نبی مکرم اسلام(ص) بهعنوان اولین معلم و مفسر قرآن نگاه میشود که یکی از مباحث وی تبیین و تبلیغ در سیرهاش بود. در عصرکنونی میتوان با رجوع دوباره به قرآن، سنت تبیین و تبلیغ در سیرة نبوی و خِرَدِ جمعی مسلمانان، به بازسازی عناصر معرفتی تبیین و تبلیغ در سیرة نبوی و اسلامی اقدام کرد.
كتابنامه
* قرآن کریم، ترجمة: ناصر مکارم شیرازی
1. ابن ابیالحدید، عبدالحمید، (۱۴۰۴ق)، شرح نهجالبلاغه، تصحیح: محمدابوالفضل ابراهیم، قم: آیةالله مرعشی نجفی.
2. ابنمنظور، محمد بن مکرم، (1414ق)، لسان العرب، بیروت: دار صادر.
3. ابنهشام، عبدالملک، (بیتا)، السیرة النبویة، بیروت: دارالمعرفة.
4. جوهری، اسماعیل بن حماد، (1404ق)، تاج اللغة و صحاح العربیة، بیروت: دارالعلم للملایین.
5. خامنهای، سیدعلی، (1394ش)، «بیانات در دیدار ائمة جمعة سراسرکشور». 14/10/۱۳۹۴.
6. دهخدا، علی اکبر، (1365ش)، لغتنامه، تهران: مؤسسة فرهنگی مدرسة برهان.
7. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، (1404ق)، المفردات فی غریب القران، بیجا: دفتر نشرالکتاب.
8. زبیدی، مرتضی، (1414ق)، تاجالعروس من جواهر القاموس، بیروت: دار الفکر.
9. زورق، محمدحسن، (1390ش)، مبانی تبلیغ، تهران: انتشارات سروش.
10. شیبانی، أحمد بن محمد، (1421ق)، مسند أحمد بن حنبل، تحقیق: شعیب اْلارنؤوط، بیروت: مؤسسة الرسالة.
11. طباطبایی، سید محمدحسین، (۱۳۹۰ق)، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت: مؤسسة اْلأعلمی للمطبوعات.
12ـــــــــــــــــــــــــــ،(۱۳۶۰ش)، سنن النبی، ترجمة: حسین استادولی، تهران: پیام آزادی.
13. فراهیدی، خلیل بن احمد، (1408ق)، کتاب العین، بیروت: مؤسسة اْلأعلمی للمطبوعات.
14. قلیزاده، احمد، (۱۳۷۹ش)، واژهشناسی اصطلاحات اصول فقه، تهران: بنیاد پژوهشهای علمی فرهنگی نور االصفیاء.
15. محدثی، جواد، (1389ش)، فرهنگنامة دینی، قم: نشرمعروف.
16. مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، (1389ش)، فرهنگنامة اصول فقه، قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
17. مطهری، مرتضی، (۱۳۸۱ش)، سیری در سیرَ نبوی، تهران: انتشارات صدرا.
18. مکارم شیرازی، ناصر، (1386ش)، پیام قرآن، تهران: دارالکتب الاسلامیه.
19. هاشمی شاهرودی، محمود، (۱۳۸۵ش)، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)، قم: مؤسسة دائرةالمعارف فقه اسلامی.
20. وزینی، علی، (1387ش)، تعریف تبلیغ، قم: مؤسسة فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان.