سادهزیستی در سیرة نبوی
«پیامبرص) در حالی از دنیا رفت که از خویش دینار، درهم، گوسفند و شتری بهجا نگذاشته بود.
بسماللهالرحمنالرحیم
سادهزیستی در سیرة نبوی
نویسنده: محسن ادیب بهروز
منبع: فرهنگ ک.ثر، 1384، شمارة 61
پیامبر(ص) میفرمود:
«اللّهُمَّ أحيِني مِسكيناً، وتَوَفَّنِي مِسكيناً، واحشُرْنِي في زُمرَةِ المَساكينِ؛1 خدایا! مرا مسکین و فقیر، زنده نگاه دار، فقیر بمیران و در زمرة فقیران محشورم نما».
بهراستی این خواست و پیام رسولالله(ص) سیرة عملی وی در زندگی بابرکت و پررحمتش بود که تجلّی آن در تمام سالها، ماهها، روزها، و... در وجود آن خورشید دو عالَم همچنان روشن ماند و میتوان جلوة این اخلاق حضرت را با یک بررسی مختصر در تمامی شئون زندگانی آن حضرت نظاره کرد. قرآن نیز در تبیین جایگاه واقعی و تکوینی رسول گرامی میآورد:
«ای پیامبر! وجود تو برای تمام عالم هستی، رحمت است».2
پیامبر گرامی(ص) نه تنها در زندگی، مسکینگونه زیست؛ بلکه در هنگامة وفات هم فقیرانه بهدیدار معبود شتافت. چنانچه ابن عباس میگوید:
«انّ رَسولُ اللهِ صَلَّیاللهُ عَلَیهِ وآلهِ وَسَلَّم تَوَفَّی وَ دِرعَهُ مَرهُونةً عِندَ رَجلٍ مِن الیَهود عَلی ثَلاثینَ صَاعاً مِن شَعیرٍ أخَذها رِزقاً لِعَیاله؛3 حضرت هنگام وفات، زره مبارک را در برابر 30 پیمانه4 جو (که برای برآوردن نیازهای تغذیهای خانواده، قرض گرفته بود) نزد مرد یهودی در گرو نهاده بود».
عایشه میگوید:
«پیامبرص) در حالی از دنیا رفت که از خویش دینار، درهم، گوسفند و شتری بهجا نگذاشته بود.5
اگر در درستی آنچه که گذشت، تردیدی به خویش راه ندهیم و به توجیه و تأویل نپردازیم، چه بسا بتوان از آنچه که در سیرة رفتاری آن حضرت یافت میشود، بهره جست و برای تحقّق آن در زندگی رهروان و الگوپذیران آن حضرت، به تلاش و کوشش پرداخت و با ارادهای قاطع و نفی هر توجیه و تأویلی، بدان عمل نمود.
در این راستا به کلامی از امام باقر(ع) در بیان نخستین اصلِ اقتصاد در زندگی میپردازیم که میفرماید:
«در بررسی وضعیت اقتصادی خویش ملاک و الگوی خود را آن کس که بیش از تو مال دارد، قرار نده؛ بهگونهای که آرزوی داشتن آنچه را او دارد، بنمایی و بر آنچه خود داری، خشنود نباشی».
در پی این دستورالعمل، امام باقر(ع) به آیاتی از قرآن استناد نموده، و نحوة زندگی رسول گرامی(ص) را یادآور میشود:
«فانّما کان قُوتُه الشَّعیر و حلواه التَّمر و وقودُهُ السَّعف اذا وجده؛6 غذای رسول گرامی، جو و شیرینی ایشان، خرما و سوخت وی برای تهیة غذا و گرما، شاخههای درخت خرما بوده، البته تهیة اینها هم اگر برایش امکانپذیر میبود».
تکیه و تأکید بر جو و خرما7 بهعنوان مهمترین مواد غذایی مورد استفادة حضرت، بیانگر نوع زندگی و سیرة تغذیهای ایشان است. در زمانی که پیامبر خدا(ص) بالاترین جایگاه اجتماعی را دارا بود و رهبری یک حکومت و بزرگترین مسئولیت اجرایی را در دست داشت و ساکنان شهر مدینه، از انواع گوشتها، لبنیات و غذاهای دیگر استفاده میکردند، خرما و جو، ارزانترین و فراوانترین کالای موجود بود که تهیة آن برای محرومترین ساکنان مدینه امکانپذیر بود.
با بررسی بیشتر درمییابیم که این نوع زندگی تنها ویژة شخص ایشان نبوده، بلکه خانوادة آن حضرت نیز همین روش را داشتهاند.
عایشه میگوید:
«والذی بعث محمّداً بالحقّ ما رأی مُنخلاً ولا اَکَلَ خُبزاً منخولاً منذ بعث الله الی ان قُبِضَ (ص) ...؛8 سوگند به خدایی که محمّد(ص) را به حق برگزید، از آن زمان که خداوند وی را به پیامبری برگزیده تا آنگاه که فراخوانده شد، آرد جوی نرم شده (الک شده) و نان جویِ با آرد نرم در منزل ایشان دیده نشده است»!
عروة، تعجّب کنان میپرسد: پس چگونه جویِ سخت را میخوردید؟
عایشه در پاسخ میگوید: پیوسته آخ، آخ، میگفتیم!
پیامبر(ص) زمانی برای خانواده، چنین برنامة غذایی را اجرا مینماید که توانایی استفاده از هر نوع امکانات و لوازم را برای بهترین زندگی اقتصادی دارد. روزی زنی از انصار برای منزل پیامبر(ص) زیراندازی هدیه میآورد، پیامبر(ص) ضمن آنکه از عایشه میخواهد آن را به وی برگرداند، میفرماید:
«فوالله لو شئتُ لأجری الله معی جبال الذّهب والفضّة؛9 به خدا سوگند! اگر اراده میکردم، خداوند برای من کوههای طلا و نقره را فراهم مینمود».
پیامبر گرامی(ص) به ما میفهماند که اینگونه زیستن، براساس نداشتن و محرومیت نیست، بلکه تفکّر و خواست قلبی و عملی خاتم پیامبران(ص) این چنین بوده است. حضرت در کلامی فرمود:
«والقُربة الی الله حُبّ المساکین والدّنو منهم؛10 نزدیکی به پروردگار، با عشقورزیدن و نزدیک شدن به مسکینان به دست میآید».
رسیدن به این «حُبّ» با استفاده از انواع بهترین خوراکیها، صورت نمیگیرد. چگونه میتوان انتظار همنشینی و همراه شدن با مسکین را داشت و از طرف دیگر به مانند آنان زندگی نکرد؟ حضرت فرمودند: دوست داشتن و نزدیک شدن به مسکینان، عاملی در تحقّق قرب به خداوند است. زمانی میتوان به مسکین نزدیک شد که مانند او به تغذیة خویش بپردازیم. گروه مسکین علاوه بر ناتوانی مالی، امکان استفاده از مواد غذایی را بهطور کمّی و کیفی نیز ندارد. در این راستا پیامبر(ص) فرموده است:
«والتّباعد من الله الشّبع؛11 سیر خوردن، باعث دوری از خداوند میشود».
پیامبر(ص) نه تنها خود بر این کلام جامة عمل پوشاند، بلکه در خانواده به چنین سیرهای دست یافت، چنانچه عایشه میگوید:
«ما شبع آل محمّد(ص) غداءً و لاعشاءً من خبز الشّعیر ثلاثة ایام، متتابعات حتی لحق بالله عزّوجلّ؛12 خانوادة محمّد(ص) سه روز پی درپی از نان جو نیز سیر نخوردند، تا اینکه ایشان به خداوند عزّوجل پیوست و رحلت کرد».
عایشه در جای دیگر آورده است:
«خانوادة محمّد(ص)، یک شب با شکم سیر نخوابیدند».13
عایشه در مورد زمان شروع این رفتار پیامبر(ص) به صراحت میگوید:
«از ابتدای ورود به مدینه، این وضعیت موجود بوده است».14
اگر کارگزاران، رهرو و احیاگر سیرة الهی پیامبران(ع) نباشند، چه کسانی توانایی زنده نمودن این تفکّر الهی را دارند، تا بدانسان به سیر نمودن گرسنگان و نجات محرومان دست یازند؟! البته این سخن بدان معنا نیست که این الگو، ویژة مسئولان نظام اسلامی است و بس؛ بلکه هر انسانِ معتقد به خدا و پیرو ادیان الهی باید چنین باشد؛ زیرا پیامبران الهی(ع) نیز در جامعة خویش، اینگونه بودند. چنانچه، یاور محرومان و گرسنگان، امیرمؤمنان (ع) میفرماید:
«وَ إِنْ شِئْتَ ثَنَّيْتُ بِمُوسَى كَلِيمِ اللَّهِ، حَيْثُ يَقُولُ «رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ»15، وَ اللَّهِ مَا سَأَلَهُ إِلَّا خُبْزاً يَأْكُلُهُ، لِأَنَّهُ كَانَ يَأْكُلُ بَقْلَةَ الْأَرْضِ وَ لَقَدْ كَانَتْ خُضْرَةُ الْبَقْلِ، تُرَى مِنْ شَفِيفِ صِفَاقِ بَطْنِهِ لِهُزَالِهِ وَ تَشَذُّبِ لَحْمِهِ؛ و اگر خواهی دومین را موسی(ع) مَثَل آرم که گفت: «پروردگارا! من به چیزی که برایم فرستی نیازمندم.» به خدا، که از او نخواست جز نانی که آن را بخورد که موسی(ع) از سبزی زمین میخورد، چندانکه بهخاطر لاغری تن و تکیدگی گوشت بدن، رنگ آن سبزی از پوست تُنُکِ شکم او نمایان بود؛
وَ إِنْ شِئْتَ ثَلَّثْتُ بِدَاوُدَ صَاحِبِ الْمَزَامِيرِ وَ قَارِئِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، فَلَقَدْ كَانَ يَعْمَلُ سَفَائِفَ الْخُوصِ بِيَدِهِ وَ يَقُولُ لِجُلَسَائِهِ أَيُّكُمْ يَكْفِينِي بَيْعَهَا، وَ يَأْكُلُ قُرْصَ الشَّعِيرِ مِنْ ثَمَنِهَا؛ و اگر خواهی سومین را داود(ع) گویم، خداوند (صاحب) مزامیر و زبور و خوانندة بهشتیان، که به دست خود از برگ خرما زنبیلها میبافت و مجلسیان خویش را میگفت: کدامیک از شما در فروختن آن مرا یاری میکند؟ و از بهای آن زنبیل، گردهای نان جوین میخورد؛
وَ إِنْ شِئْتَ قُلْتُ فِي عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ، فَلَقَدْ كَانَ يَتَوَسَّدُ الْحَجَرَ وَ يَلْبَسُ الْخَشِنَ وَ يَأْكُلُ الْجَشِبَ، وَ كَانَ إِدَامُهُ الْجُوعَ وَ سِرَاجُهُ بِاللَّيْلِ الْقَمَرَ وَ ظِلَالُهُ فِي الشِّتَاءِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا وَ فَاكِهَتُهُ وَ رَيْحَانُهُ مَا تُنْبِتُ الْأَرْضُ لِلْبَهَائِمِ...؛ و اگر خواهی از عیسی بن مریم(ع) گویم: که سنگ را بالین میکرد و جامة درشت به تن داشت و خوراک ناگوار میخورد و نان و خورشت او گرسنگی بود و چراغش در شب ماه، و در زمستان مشرق و مغرب زمین او را سایبان16 بود و جای پناه، و میوه و ریحان17 او آنچه زمین برای چهارپان رویاند از گیاه...».18
بهراستی سیرة رفتاری پیامبر گرامی(ص) و سایر پیامبران(ع) بیانگر چگونه زیستناند.
پینوشتها
1. مشکاة الانوار، ص 228، ح 639.
2. و ما ارسلناک الاّ رحمة للعالمین. (انبیاء/107)
3. مکارم الاخلاق، ج1، ص65، ح66.
4. پیمانهای که به اندازة چهار مُد باشد.
5. توفی رسول الله(ص) و ما خَلَّف دیناراً و لادرهماً و لاشاةً و لابعیراً. (سیرة ابن عساکر، ج4، ص70).
6. اصول کافی، ج2، ص137، ح1، باب القناعه، (با اختلاف اندک در اصول کافی، ج 8، ص 168، ح 189).
7. دانستنیهای تغذیه برای بهبود رشد کودکان، ادارة بهبود تغذیة جامعه، چاپ فروردین1380 ش.
8. سیرة ابن عساکر، ج4، ص71.
9. همان، ص74.
10. مکارم الاخلاق، ج1، ص320، ح1024.
11. همان.
12. سیرة ابن عساکر، ج4، ص71.
13. همان.
14. همان، ص72.
15. قصص/ 24.
16. جائی نداشت که آن را پناه گیرد.
17. ریحان: هر گیاه خوشبو.
18. نهج البلاغه، ترجمة دکتر شهیدی، خ 160، ص 161 و 162.