سیرة نبوی در خانواده

4 شهریور 1405
نقل است شخصى که دو فرزند پسر داشت، در حضور حضرت یکى را بوسید و به دیگرى توجهى نکرد، پیامبر با نگرانى به او فرمود: چرا میان دو فرزندت فرق گذاشتى!؟ و در کلامى گهربار فرمود:
«انّ اللّه تعالى یحبّ ان تعدلوا بین اولادکم حتّى فى القُبل؛ خداوند دوست دارد که میان فرزندان خود حتّى در بوسیدن آن‌ها، به عدالت رفتار کنید».
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

سیرة نبوی در خانواده
نویسنده: سید ابوالحسن مطلبی
منبع: فرهنگ کوثر، 1382، شمارة 58
سیرت و یا سنّت رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم شامل سه بخش عمده است که عبارتند از: گفتارها، رفتارها و تقریرات1 آن بزرگوار2. و بر هر مسلمانى که خواهان رستگارى و سعادت است، سزاوار است که به آنها تمسّک و تأسّى جوید و از آنجا که خانواده‏ها هسته‏هاى تشکیل دهندة جوامع بشرى مى‏باشند، فلاح و سعادت جامعه را باید در بنیاد استوار خانواده جستجو نمود؛ از این رو با الهام گرفتن از بخشى از «سیرت نبوى» که شامل گفتارهاى دُرَرْ بار حضرت ختمى مرتبت صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم است، به قدر میسور و محدود و در چارچوب یک مقاله، تحفه‏هایى ارزشمند از سیرة نبوى دربارة خانواده را زینت بخش این اوراق مى‏گردانیم:
1. تشویق به ازدواج
یکى از سنّت‏هاى نبوى، تشویق و ترغیب به ازدواج و تسهیل در این امر و فراهم سازى بسترى مناسب براى آن است. «ازدواج» مایة صیانت دین، بقا و پاکسازى نسل و خیرات و برکات دیگر است.
در این جا به نمونه‏هایى از رهنمودهاى رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در این باره تبرّک و تیمّن مى‏جوییم:
1-1. «أیُّما شابٍّ تَزَوَّجَ فى حَداثَةِ سِنّه عَجَّ شَیْطانُهُ یا وَیْلَهُ عَصَمَ مِنّى دینَه؛3 هر جوانى که در آغاز جوانى زن بگیرد، شیطان وى بانگ بر آورد: اى واى! دین خود را از دستبرد من محفوظ داشت».
2-1. «مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدِاسْتَکْمَلَ نِصْفَ الایمانِ فَلْیَتّقِ اللّهَ فى النّصْفِ الباقى؛4 هرکه زن بگیرد، یک نیمة ایمان خویش را کامل کرده، از خدا دربارة نیم دیگر بترسد».
3-1. «مَنْ رَزَقَهُ اللّهُ امْرَأةً صالِحَةً فَقَدْ اَعانَهُ عَلى شَطْرِ دینِهِ فَلْیَتَّقِ اللّهَ فِى الشَّطْرِالْباقى؛5 هرکه را خداوند زنى پارسا داده، وى را بر نصف دین خویش یارى کرده و باید دربارة نصف دیگر آن از خدا بترسد».
4-1. «تَزوَّجوا الوَدُودَ الوَلُودَ فَاِنّى مُکاثِر بِکُمُ الاَنْبِیاءَ؛6 زن مهربان و بچه آور بگیرید، زیرا من به کثرت شما بر سایر پیغمبران افتخار مى‏کنم».
5-1. «تَزوّجوا ولا تُطَلِّقوا فَانَّ اللّهَ لایُحِبُّ الذّوّاقین ولا الذّوّاقاتِ؛7 زن بگیرید و طلاق مدهید، زیرا خداوند مردانى را که مکرّر زن گیرند، و زنانى را که مکرّر شوهر کنند، دوست ندارد».
6-1.«مِن افضل الشَّفاعة اَنْ تَشْفَعَ بَین اثنین فى النکاح؛8 از جمله بهترین وساطت‏ها، واسطه شدن میان دو نفر در کار ازدواج است».
7-1. «ما بنى فى الاسلام بناءً احبّ الى اللّه عَزَّوَجَلَّ، و اعزّ من التزویج؛9 هیچ بنیانى در اسلام، نزد خداوند عزّوجل، محبوب‏تر از ازدواج (و تشکیل خانواده) نیست».
8-1. «المتزوّج النّائم افضل عند اللّه من الصّائم القائم العزب؛10 خواب شخص همسردار، در پیشگاه الهى، از روزه و شب زنده‌دارى شخص عزب برتر است».
پر واضح است که منظور روایت، عبادات مستحبّى است و شارع مقدّس هرگز ترخیص نفرموده که همسردار تا طلوع آفتاب آسوده بخوابد و هر روز نماز صبحش قضا شود!
9-1. «شرارکم عزابکم، رکعتان من متأهل خیر من سبعین رکعة من غیر متأهل؛11 بدترین شما، عزب‏هاى شما هستند. دو رکعت نماز از متأهّل بهتر از هفتاد رکعت از غیر متأهّل است».
2. وسعت رزق و روزى در سایة ازدواج
خداوند در سورة نور مى‏فرماید:
«وَانْکِحُوا الأیامى منکم والصّالِحینَ مِن عِبادِکُمْ وَ اِمآئِکُمْ إنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللّهُ وَاسِعٌ علیمٌ؛12
مردان و زنان عزب خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را؛ اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بى‏نیاز مى‏سازد؛ خداوند گشایش دهنده و آگاه است».
برخى از ترس فقر و تنگدستى، تن به ازدواج نمى‏دهند ولى باید توجّه داشت ـ چنان که در آیه به تصریح گذشت ـ خداوند سبحان وعده فرموده کسانى را که قصد ازدواج دارند در مالشان گسترش دهد و آنان را بى‏نیاز کند. روایاتى هم که از رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم رسیده مؤیّد این نوید است:
1-2. «اتّخذوا الأهل فإنّه ارزق لکم؛13 زن بگیرید، که آن مایة روزى بیشتر برایتان است».
2-2. «مَن ترک التزویج مخافة العیلة فلیس منّا؛14 هرکه از ترس تهیدستى ازدواج نکند، از ما نیست».
3-2. «مَن ترک التزویج مخافة الفقر فقد أساء الظن باللّه عزّوجلّ إنّ اللّه عزّوجلّ یقول: «اِنْ یکونوا فقراءَ یُغنِهِمُ اللّه من فضله»؛15 کسى که از ترس تنگدستى ازدواج نکند، به خداى عزّوجلّ سوء ظن نموده است؛ خداوند عزّوجلّ مى‏فرماید: «اگر نیازمند باشند خداوند از فضل خود آنان را بى‏نیاز مى‏کند».
4-2. «ثلاثٌ مَن فَعَلَهُنَّ ثقةً باللّه واحتِساباً کانَ حقّاً على اللّه تعالى أنْ یُعینَهُ و أنْ یُبارِکَ له: مَن سَعى فى فَکاکِ رقبته ثقةً باللّه واحتِساباً کان حقّاً على اللّه تعالى أنْ یُعینَه و أنْ یُبارِکَ لَهُ، و مَن تزوّج ثقةً باللّه واحتساباً کان حقّاً على اللّه أنْ یُعینَه وَ أنْ یُبارِکَ لَهُ، و مَن أَحْیا أرضاً مَیْتَةً ثقةً باللّه واحتِساباً کان حقّاً على اللّه أنْ یُعینَه و أنْ یُبارِکَ لَه؛16 سه کار است که هرکس به اعتماد خدا و به انتظار ثواب انجام دهد، برخدا لازم است که وى را یارى کند و او را برکت دهد:
1-4-2. هرکس در آزاد ساختن خود به اعتماد خدا و به امید ثواب بکوشد، برخدا لازم است که وى را یارى کند و او را برکت دهد.
2-4-2. و هرکه به اعتماد خدا و به امید ثواب ازدواج کند، برخدا لازم است که وى را یارى کند و او را برکت دهد.
3-4-2. و هرکه به اعتماد خدا و به امید ثواب، زمین بایرى را آباد کند، بر خدا لازم است که وى را یارى کند و او را برکت دهد».
5-2. «ثلاثة حقّ على اللّه تعالى عَونُهُم: المجاهد فى سبیل اللّه، والمکاتِب الذى یرید الأداء، والناکح الذى یرید العفاف؛17 سه نفرند که یارى آنها بر خدا [تفضّلاً] لازم است:
1-5-2. آن که در راه خدا جهاد کند.
2-5-2. و بنده‏اى که براى آزادى خود قرارداد بسته و مى‏خواهد قیمت آن را بپردازد.
3-5-2. و کسى که به منظور عفّت، زن مى‏گیرد».
6-2. «تزوّجوا النساءَ فإنّهنّ یأتین بالمال؛18 زن بگیرید که زنان، توانگرى مى‏آورند».
3. انتخاب همسر
براى انتخاب همسرى شایسته، سزاوار است که انسان به صفات کسى که مى‏خواهد با او ازدواج کند، توجّه نموده به آن اهمیت دهد و همسرى برگزیند که خوشنام و خوش اخلاق باشد و تنها به زیبایى و مال او بسنده نشود. بهترین همسر از نگاه رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم خانمى با این ویژگى‏ها است:
1-3. ولود و زایا؛
2-3. ودود و با محبت؛
3-3. عفیف و پاکدامن؛
4-3. عزیز در میان خانوادة خود؛
5-3. متواضع نسبت به شوهر خود؛
6-3. براى همسرش زینت و آرایش کند؛
7-3. نسبت به غیر همسر، نجیب و پاکدامن باشد؛
8-3. حرف شنوى از شوهر داشته، از او اطاعت کند.19
در انتخاب همسر، اصالت و نجابت خانوادگى، کفویت و مسائل ژنتیکى را نیز باید در نظر داشت. ژن‌ها به عنوان عوامل انتقال صفات از نسلى به نسل دیگرند که در برخى روایات تلویحاً بدان اشاره شده است؛ در روایتى از پیامبر خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم آمده است:
«أُنْظُر فى اَىِّ نصابٍ تَضَعُ وَلَدَکَ فإنّ العِرْقَ دسّاسٌ؛20 بنگر فرزند خود را در کجا قرار مى‏دهى؛ زیرا رگ (ژن) تأثیر خود را باقى مى‏گذارد».
در این زمینه به روایت جالب دیگرى از رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم تیمّن مى‏جوییم که مى‏فرمایند:
«تخیّروا لنطفکم فإنّ النّساء یلدن أشباه اخوانهنّ و اخواتهنّ؛21براى انتخاب همسر، تحقیق و بررسى و شناخت برادران و خواهران کسى که مى‏خواهد از او خواستگارى کند، خود یک معیار و ملاک مى‏تواند باشد؛ چه این که همسران همانند برادران و خواهران خویش فرزند مى‏آورند».
مسألة کفویت نیز این چنین مورد توجّه قرار گرفته است:
«تخیَّروا لنطفکم فأنکحوا الأکفاء و أنکحوا إلیهم؛22 در گزینش همسر براى خود، محلّ مناسب انتخاب کنید و از اشخاص هم شأن خود زن بگیرید و به آن‌ها زن بدهید».
خواستگارى از دختران شایسته و واجد شرایط فامیل ـ در لسان برخى از روایات ـ در شمار یک اولویت است، چنان که در این روایت آمده است:
«النّاکح فى قومه کالمُعْشب فى داره؛23 آن که از خاندان خویش زن گیرد، چنان است که در خانة خویش علف چیند».
از مهم‏ترین معیارهاى انتخاب همسر، دین دارى اوست، در روایاتى که از رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و سایر ائمة اطهار علیهم‏السلام به یادگار مانده، مى‏توان بهترین ملاک‏ها و معیارهاى انتخاب را به دست آورد و در پرتو آن رهنمودهاى والا و ارجمند، زندگى سعادتمندانه‏اى پى ریخت. در ذیل، برخى از آن روایات را به‌عنوان راه‌کارهایى بس ارزشمند به خانواده‏هاى مؤمن تقدیم مى‏کنیم:
1. «تُنکَحُ المرأةُ لأرْبَعٍ: لمالها، ولحسبها ولجمالها و لدینها فَاظفر بذات الدین تربت یداک؛24 زن را براى چهار چیز گیرند: مال، شرف، جمال و دین. و تو زن دین دار بجوى».
2. «إذا جاءکم مَن ترضون دینه و أمانته یخطب [الیک/م] فزوّجون...؛25 اگر کسى به خواستگارى (دختر) شما آمد که از دیندارى و امانت دارى او راضى هستید، به او زن دهید...».
4. تربیت فرزند
خانواده، نقش مهم و مؤثرى در تربیت فرزند ایفا مى‏کند. شخصیتِ آدمى عمدتاً در سنین کودکى و از طریق امر و نهى‏هاى والدین و دیگر اعضاى خانواده شکل مى‏گیرد. به‌طور کلّى والدین، فرزندان خود را با آموزش مستقیم و غیر مستقیم تربیت مى‏کنند. فرزندان، بسیارى از الگوهاى رفتارى، خصوصیات اخلاقى، انگیزه‏ها و نگرش‌ها و ارزش‌هاى والدین خود را از طریق فرایندهاى تقلید و همانند سازى کسب کرده و زمان بسیارى را براى مشاهدة رفتار والدین و الگوبردارى از آن صرف مى‏کنند. هنگامى که والدین، با اشتیاق، تعهد و قاطعیت معقولى به وظایف خویش روى مى‏آورند، کودکان تمایل پیدا مى‏کنند که خود را با این جنبه از منش آنان وفق دهند.
اصولاً کودکان موجوداتى پاک و خدا جوى هستند. محیط مناسب خانواده مى‏تواند این فطرت توحیدى را در آنان بارور و شکوفا سازد؛ در حالى که محیط نامناسب، سدّى در برابر رشد و تعالى آن‌ها خواهد بود و یا موجب رشد معیوب، منحرف یا یک بُعدى آنان خواهد شد. شاکلة وجودى انسان و اساس خصوصیات اخلاقى وى از ابتداى کودکى ـ به خصوص در سال‌هاى اولیة عمر ـ در خانواده پى‌ریزى مى‏شود. علاقة فراوان به فراگیرى و انعطاف‌پذیرى عمیق در برابر تأثیرات رفتار و عکس‌العمل‌هاى والدین و اطرافیان، ویژة مرحلة خردسالى و قبل از ورود به دبستان است. به همین دلیل، همة معلومات، عادت‌ها، عکس‌العمل‌ها و ویژگی‌هاى اخلاقى‏اى که در این دوران تحصیل مى‏گردد، به‌طور ریشه‏دار و مستحکم و عمیق، در روح کودک باقى مانده و بناى اصلى شخصیت و سازمان و شاکلة وجودى او را تشکیل مى‏دهد و بر اساس آن، شخصیت او شکل مى‏گیرد. اعضاى بزرگتر خانواده‏ها ـ به‌ویژه پدران محترم و مادران گران‌قدر ـ مسئولیت دارند که با طرح ارزش‌هاى والاى اخلاقى در قالب قصه‏ها و داستان‏ها و مثل‏هایى از تاریخ زندگى ائمة معصومین علیهم‏السلام و بزرگان و با زبانى ساده و دلنشین، کودک را با پاکى‏ها، صداقت‏ها، رشادت‏ها، کرامت‏ها، ایثارها و گذشت‏ها آشنا ساخته و روح و روان او را صیقل دهند. کودکان از همان اوّلین سال‏هاى زندگى خود داراى استعداد قابل توجّهى براى مشاهده، یادگیرى و الگوسازى هستند. پدر و مادر آگاه باید اوّلین تقلیدها و همانندسازى‏هاى مثبت فرزند خود را به فال نیک بگیرند و او را در مسیر مطلوب، هدایت و تشویق کنند.
در متون اسلامى ما نقل شده است: زمانى که پیامبر اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم به سجده مى ‏رفتند، امام حسن و امام حسین علیهماالسلام بازى‏کنان سوار بر دوش رسول‌اللّه صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم مى‏شدند و آن بزرگوار به قدرى سجده خود را طولانى مى‏کرد که آنان خسته شده، پایین بیایند. اى کاش ما نیز در رفتار و گفتار خود، کودکان را جذب کنیم تا آنان نیز به اخلاق و مذهب علاقه‏مند شوند! در هر حال، پدر و مادر باید توجه داشته باشد که اوّلین الگوهاى فرزندان هستند و اگر آنان در وظایف دینى صادق و جدّى باشند فرزندان خود را نیز مى‏توانند مذهبى بار بیاورند. این نکته نیز در خور توجه است که هرچه پدر و مادر در تربیت مذهبى فرزندان خود هماهنگ‏تر باشند و کسانى که با کودک سروکار دارند هماهنگ عمل کنند، رشد گرایش‏هاى اخلاقى و مذهبى در کودکان و نوجوانان سریع‏تر خواهد بود. هماهنگى بعدى باید میان خانه و مدرسه و سرانجام مطلوب‏ترین نتیجه، هنگامى حاصل خواهد شد که خانواده، مدرسه و فرهنگ اجتماعى با یکدیگر هماهنگ باشند و انتظارات‏شان از کودکان و نوجوانان نیز هماهنگ، واقع بینانه و در حدّ توان کودک یا نوجوان باشد.26
یکى از آموزه‏هاى تربیتى در «سیرة نبوى» توزیع عادلانة محبت بین فرزندان است! در این باره روایاتى از آن حضرت نقل شده است از جمله:
«اعدلوا بین اولادکم کما تحبّون ان یعدلوا بینکم فى البرّ و اللطف؛27 بین فرزندانتان به عدالت رفتار کنید، چنان‌که مى‏خواهید [مردم و فرزندان] در نیکى و لطف، با شما به عدالت رفتار کنند».
نقل است شخصى که دو فرزند پسر داشت، در حضور حضرت یکى را بوسید و به دیگرى توجهى نکرد، پیامبر با نگرانى به او فرمود: چرا میان دو فرزندت فرق گذاشتى!؟28 و در کلامى گهربار فرمود:
«انّ اللّه تعالى یحبّ ان تعدلوا بین اولادکم حتّى فى القُبل؛29 خداوند دوست دارد که میان فرزندان خود حتّى در بوسیدن آن‌ها، به عدالت رفتار کنید».
پى‏نوشت‏ها:
1. تقریر پیامبر(ص) و یا ائمه(ع) یعنى کسى کارى انجام دهد و آن بزرگواران ـ در شرایط عادى، نبودن ضیق وقت و به دور از ترس و تقیه و مأیوس نبودن از تأثیر ـ بر کار او صحّه گذارند. ر.ک: اصول الفقه، ج 2، ص 66.
2. همان، ص 61.
3. نهج‌الفصاحه، ص 208، ح 1034.
4. همان، ص 600، ح 2936.
5. همان، ص 615، ح 3016.
6. همان، ص 229، ح1144و 1145و ص236، ح1179.
7. همان، ص 229، ح 1146.
8. همان، ص 624، ح 3073.
9. بحارالانوار، ج103، ص222؛ میزان‏الحکمه، ج4، ص271.
10. بحارالانوار، ج103، ص221؛ میزان‏الحکمه، ج4، ص273.
11. میزان‌الحکمه، ج 4، ص 275.
12. نور/32.
13. بحارالانوار، ج103، ص217؛ میزان‏الحکمه، ج4، ص273.
14. میزان‌الحکمه، ج 4، ص 274.
15. نور/32؛ نوادر راوندى، ج 3، ص 597، نقل از میزان‌الحکمة، ج 4، ص 274، از امام صادق(ع).
16. نهج‌الفصاحه، ص 264 و 265، ح 1272.
17.همان، ص 247، ح 1219.
18. همان، ص 229، ح 1143.
19. رسالة نوین، ج 3، ص 67، با اندکى تصرّف.
20. نهج‌الفصاحه، ص 112، ح 564.
21. میزان‌الحکمه، ج 4، ص 280.
22. همان؛ نهج‌الفصاحه، ص 227.
23. نهج‌الفصاحه، ص 635، ح 3147.
24. همان، ص 237.
25. میزان‌الحکمه، ج 4، ص 280.
26. ر.ک: راهنماى والدین و معلّمان در تربیت و آموزش کودکان، ص 25، 33 ـ 35 و 82.
27و 28. مکارم‌الاخلاق، ص 220.
29. نهج‌الفصاحه، ص 152، ح 754.
 سیرة نبوی در خانواده
2
| | |
| 0 رای

نظرات

  • نظرات ارسالی پس از تایید منتشر خواهد شد
  • پیام‌های حاوی توهین و تهمت منتشر نمی‌شود

آرشیو مطالب

Skip Navigation Links.

دسته بندی ها

Skip Navigation Links.