وقف در سیرة نبوی
رسول خدا(ص) علاوه بر این که خود در امر وقف پیشقدم بودند، دیگر مسلمانان را نیز به این امر خیر تشویق میکردند، تا حدی که جابربن عبدالله انصاری نقل کرده که از اصحاب پیامبر (ص) کسی نبود که توانی مالی داشته باشد و چیزی را وقف نکند.
بسماللهالرحمنالرحیم
وقف در سیرة نبوی
منبع: ویکی فقه
وقف تصدّقی است دائمی و مستمر و بدون ریا، از رسول خدا(ص) نقل شده که میفرمودند: «هرگاه انسان بمیرد رشتة عمل او در دنیا قطع میشود؛ مگر از سه چیز: صدقة جاریه(وقف) یا عملی که از آن سود برده شود و یا فرزند صالحی که برای او دعا کند».
1. مقدمه
وقف عملی است، صالح و باقی و مصداق روشنی است از تعاون و تعاضد و انفاقی است، عاری از منت و احسانی است خالی از اذیت و به دور از تحقیر شخصیت دیگران و تصدّقی است دائمی و مستمر و بدون ریا و وامی است بدون اضطراب بازپرداخت و تعدیل ثروتی است بارضا و رغبت که از طریق آن با کنزالمال و تکاثر و بروز اختلافات طبقاتی فاحش به نحو معقولی مبارزه میشود.
تمامی قوانین مالی و اجتماعی اسلام، گویای این واقعیت است که اهل ایمان موظفنند که از هرجهت یکدیگر را حفظ و حراست کنند و نیازهای هم را اعم از عاطفی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، و... برطرف سازند. در اسلام منابع مالی متعددی معین شده است تا زندگی مناسبی برای جامعة اسلامی و همة کسانی فراهم شود که در حد رفاه لازم نیستند؛ از جمله خمس، زکات، صدقات، وقف، هبه و ... . وقف یا حبس، بهعنوان یکی از این منابع از مستحبات اسلام است و آن قرار دادن منفعت یک ملک برای اشخاص معین یا عموم در مدت معین یا برای همیشه است.
وقف در لغت به معنای «ایستاندن ملک یا منافع آن برای گروه یا هدفی خاص» است.1
2. نخستین وقف در اسلام
از واقدی نقل شده اولین صدقه در اسلام وقفی بود که پیامبر اکرم(ص) فرمود و آن چنان بود که مُخَیریق یهودی که از احبار و علمای بزرگ یهود مدینه بود، بعد از مسلمان شدن به همراه رسول خدا(ص) در جنگ احد شرکت جست؛ مخیریق مردی ثروتمند با باغات نخل بسیار بود.2
او به هنگام جنگ احد، وصیت کرده بود که اگر کشته شدم تمام اموال من از آن رسول خدا(ص) خواهد بود که به هر طریق که خداوند به او نشان دهد مصرف نماید.
مخیریق در جریان غزوة احد به شهادت رسید و طبق وصیتش اموال او که شامل نخلستانهای هفتگانة اعواف، صافیه، دلال، میثَب (منبت – میثم)، بُرقَه، حُسنی، مشربة ام ابراهیم بود به پیامبر(ص) رسید.2،3،4،5،6،7،8 رسول خدا(ص) این اموال را در سال هفتم هجری وقف نمودند.9 گفته شده موقوفات رسولخدا(ص) در مدینه عموماً از همین اموال مخیرق بود.10،11
در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده که «حیطان هفتگانة اعواف، صافیه، دلال، میثب، برقه، حسنی، مشربة ام ابراهیم موقوفه یا موقوفات رسول اکرم(ص) بود که بعد از رحلت آن حضرت در اختیار حضرت فاطمه(س) بود که بعدها دعوائی در مورد آنها مطرح شد و حضرت علی(ع) بر وقفیت آنها شهادت داد و حضرت فاطمه(س) نیز آنها را موقوفه معرفی فرمود».12،13 و عایدات آن را برای بنیهاشم و بنیمطلب قرار داد.14،15
از ثامنالائمه، امام رضا(ع) نیز روایت مشابهی نقل شده که فرمودند: «رسول خدا(ص) اموالی را وقف حضرت فاطمه(س) نمودند تا از آن به ضعفای قوم خود و کسانی را که بعد ایشان هستند، انفاق کنند.16
بعد وفات پیامبر(ص) عباس- عموی پیامبر(ص) - بر سر تصاحب آن با حضرت فاطمه(س) به مخاصمه پرداخت. امام علی(ع) و دیگران شهادت دادند که آن وقف حضرت فاطمه(س) است».17،18
1-2. باغهفتگانة مخریق
از جمله باغهای معروف مخیریق، باغ «حسنی» بود که از موقوفات پیامبر(ص) در مدینه به شمار میآمد.19 این باغ در منطقة عوالی مدینه، در ناحیة «قفّ» قرار داشت که با آب وادی «مهزور» مشروب میشد.20
صافیه و برقه و دلال هم از دیگر باغهای معروف مخیریق بودند که در بالای «صورین» واقع شده بودند و با آب مهزور آبیاری میشدند.21
مشربة ام ابراهیم نیز از آب وادی مهزور مشروب میشد.22 این باغ بهخاطر این به این نام معروف شد که ماریة قبطیه- مادر ابراهیم فرزند رسول خدا(ص) و همسر مکرمة رسول خدا(ص) - در این باغ زندگی میکرد؛ او ابراهیم را در این محل به دنیا آورده بود.23
باغ دیگر، اعواف نام داشت که این باغ نیز از آب وادی مهزور آبیاری میشد.24
گفته شده «دلال» از آن زنی یهودی از بنینضیر بود. وی با سلمان فارسی که بردة او بود قرار گذاشت که اگر آن را احیاء کند، آزاد است. سلمان این موضوع را به اطلاع پیامبر(ص) رساند؛ آن حضرت به «دلال» رفت و کنار گودالهایی که برای کاشت نهال کنده بودند، نشست و سلمان و دیگر مسلمانان برای آن حضرت نهال خرما میآوردند و ایشان با دست خود آن را غرس میکردند. همة این نهالها گرفت و به زودی طلع و شکوفه برآورد. بعدها خداوند این باغ را نصیب رسول خدا(ص) ساخت.25،26،27
3. دیگر موقوفات پیامبر(ص)
چاه «اعواف» نیز یکی دیگر از موقوفات پیامبر(ص) بود. این چاه که با وضوی رسول خدا(ص) متبرک شده بود، سالها جریان داشت.28
بلاذری از قول عدهای از بنیحارث بن عبدالمطلب خبر داده است که باغ «الحدیقه» نیز از دیگر موقوفات پیامبر(ص) است.29 بلاذری در ادامه میآورد من نمیدانم که آن جزء اموال مخیریق بوده است یا نه.30
4. پیامبر(ص) و تشویق اصحاب به وقف
رسول خدا(ص) علاوه بر این که خود در امر وقف پیشقدم بودند، دیگر مسلمانان را نیز به این امر خیر تشویق میکردند، تا حدی که جابربن عبدالله انصاری نقل کرده که از اصحاب پیامبر (ص) کسی نبود که توانی مالی داشته باشد و چیزی را وقف نکند.
از رسول خدا(ص) نقل شده که میفرمودند:
«إِذَا مَاتَ اَلْإِنْسَانُ اِنْقَطَعَ عَمَلُهُ إِلاَّ مِنْ ثَلاَثٍ عِلْمٍ يُنْتَفَعُ بِهِ أَوْ صَدَقَةٍ تَجْرِي لَهُ أَوْ وَلَدٍ صَالِحٍ يَدْعُو لَهُ؛31،32 هرگاه انسان بمیرد رشتة عمل او در دنیا قطع میشود؛ مگر از سه چیز: صدقة جاریه(وقف) یا عملی که از آن سود برده شود و یا فرزند صالحی که برای او دعا کند».
در صحیح بخاری از انس بن مالک روایت شده است که ابوطلحه توانگرترین انصار بود و از همة اموال خود باغ بیرحاء را که سمت قبلة مسجد نبوی قرار داشت، بیشتر دوست میداشت. پیغمبر(ص) گاه داخل این باغ میشد و از آب گوارای چاه آن مینوشید. انسبن مالک- خادم حضرت- میگوید: «وقتی آیة ۹۲ سورة آل عمران نازل شد:
«لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ؛33 شما هرگز بهمقام نیکوکاران و درجات عالیة بهشت نخواهید رسید؛ مگر آنکه از آنچه دوست میدارید در راه خدا انفاق کنید که همانا خدا بر آنچه انفاق میکنید، آگاه است». ابوطلحه برخاست و گفت: یا رسول الله! محبوبترین اموال من «بیرحاء» است و آن را در راه خدا صدقه میدهم و امیدوارم ثواب آن ذخیرة آخرتم باشد آن را در هر مصرفی که خدا تو را بدان راه نماید قرار ده. پیامبر(ص) فرمودند: آنچه گفتی شنیدم؛ چه مال سودمندی؛ نظر من آن است که آن را وقف نزدیکان خود قرار دهی. ابوطلحه گفت: یا رسول الله! همین کار را میکنم پس آن را میان پسر عموها و نزدیکان خود تقسیم کرد.34
واقدی نقل کرده که چاه «رومه» از آن مردی از قبیلة مزینه بود که در قبال دریافت پول به مردم آب میداد. روزی پیامبر(ص) به آن چاه نظر افکند و فرمود: «چه صدقه و وقف خوبی است اگر مسلمانی این چاه را از این مرد بخرد و بر مسلمانان وقف کند». عثمانبن عفان آن را به چهارصد دینار از آن مرد خرید و آن را وقف کرد.
همو نقل میکند، چون رسول خدا(ص) در جنگ غابه به کنار چاه «همّ» رسید، مسلمانان گفتند: «ای رسول خدا! آیا این چاه را مصادره نمیکنید؟» فرمودند: «خیر ولی یک نفر این چاه را بخرد و بهای آن را صدقه دهد.» طلحة بن عبیدالله آن را خرید و وقف کرد.35
همچنین مورخین نقل کردهاند که در خیبر، زمینی معروف به باغ «ثمغ»، نصیب عمربن خطاب شد؛ او نزد پیامبر(ص) آمد و در مورد آن از ایشان نظر خواست و گفت: این زمینی که در خیبر نصیب من شده، بهترین مزرعة من است. دربارة آن چه دستوری میفرمایید. رسول خدا(ص) فرمودند: «اصل آن را وقف کن و درآمدش را صدقه تعیین کن». عمر نیز چنان کرد که اصل آن مزرعه غیر قابل فروش و غیر قابل بخشیدن و ارث بردن باشد و در آمد آن را مخصوص فقیران و ارحام و بستگان نیازمند و آزاد کردن بردگان و جهاد در راه خدا و برای درماندگان و پذیرایی از میهمانان قرار داده شود و....36،37،38،39
از واقدی نقل شده است که پس از وقف باغات هفتگانه، از سوی رسول خدا(ص)، مسلمانان نیز به امر وقف راغب شده، برخی از اموال خود را وقف بر اولاد و نوادگان خود کردند.
5. ثبت اوقاف
عدهای از مورخین در کتب خود آوردهاند که رسول خدا(ص) زبیربن عوام را مأمور ثبت اموال صدقات خود کرده بودند. هرگاه او نبود و یا عذری داشت جهیم بنصلت یا حذیفةبن یمان این کار را بر عهده میگرفتند40،41،42 توجه حضرت به ثبت و ضبط اوقاف خود شاهد اهمیت و اهتمام آن حضرت به موضوع وقف است.
6. علی، شاگرد بارز مکتب نبوی(ص)
امیرالمؤمنین علی(ع) شاگرد ممتاز مکتب نبوی(ص) است. او درس انفاق و وارستگی را بهخوبی از محضر رسول خدا(ص) آموخته بود؛ موقوفاتی از ایشان در تاریخ به ثبت رسیده است که در اینجا به دو نمونه از این موقوفات اشاره میکنیم:
از جمله موقوفات علی(ع) «عین ابی نیزر» است؛ این چاه پر آب که به دست خود حضرت در منطقة «ینبع» در مدینه احداث شده بود، در واقع گنجی محسوب میشد، هنگفت و ثروتی بود، سرشار که مژدة خیر و برکتش میتوانست هر صاحبی را به وجد آورد؛ اما امیرالمؤمنین(ع) به محض حفر این چاه با کمال اخلاص فرمودند: «خدا را گواه میگیرم که این چشمه را صدقه (وقف) قرار دادم» سپس کاغذ و قلم طلبید و بر آن وقفنامهای نوشته، وقف فقرای مدینه و در راهماندگان و... کردند.43،44
وقف منزلشان در محلة بنیزریق را نیز میتوان از دیگر موقوفات علی(ع) در مدینه برشمرد.45،46
7. پانویس
1. ابن منظور، لسان العرب، بیروت، دارصادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴، ج۹، ص۳۵۹.
2. ابنهشام، السیرةالنبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه، بیتا، ج2، ص362.
3. واقدی، مغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة اعلمی، چاپ سوم، 1989، ج1، ص378.
4. حموی، یاقوت، معجمالبلدان، بیروت، دارصادر، چاپ دوم، 1995، ج5، ص241.
5. بلاذری، فتوحالبلدان، بیروت، دار ومکتبةالهلال، 1988، ص27.
6. سمهودی، نورالدین علی، وفاءالوفاء باخبار دارالمصطفی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 2006، ج3، ص151.
7. بلاذری، انسابالاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، 1996، ج1، ص518.
8. ابنسعد، محمد، طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ج1، ص388.
9. سمهودی، نورالدین علی، وفاءالوفاء باخبار دارالمصطفی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 2006، ج3، ص152.
10. واقدی، مغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة اعلمی، چاپ سوم، 1989، ج1، ص378.
11. ابنهشام، السیرةالنبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه، بیتا، ج2، ص362.
12. محدث نوری، مستدرکالوسائل، قم، آلالبیت، 1408، ج14، ص51.
13. تمیمی مغربی، نعمانبن محمد، دعائمالاسلام، مصر، دارالمعارف، 1385ق، ج2، ص341.
14. کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، تهران، دارالکتبالعلمیه، 1365، ج7، ص48.
15. عاملی، شیخ حر، وسائلالشیعه، تحقیق عبدالرحیم ربانی شیرازی، بیروت، دارالتراثالعربی، ج19، ص173.
16. تمیمی مغربی، نعمانبن محمد، دعائمالاسلام، مصر، دارالمعارف، 1385ق، ج2، ص341.
17. سمهودی، نورالدین علی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۲۰۰۶، ج۳، ص۱۵۱.
18. بلاذری، انسابالاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، 1996، ج1، ص519.
19. حموی، یاقوت، معجمالبلدان، بیروت، دارصادر، چاپ دوم، 1995، ج5، ص241.
20. سمهودی، نورالدین علی، وفاءالوفاء باخبار دارالمصطفی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 2006، ج3، ص150.
21. سمهودی، نورالدین علی، وفاءالوفاء باخبار دارالمصطفی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 2006، ج3، ص150.
22. سمهودی، نورالدین علی، وفاءالوفاء باخبار دارالمصطفی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 2006، ج3، ص150.
23. سمهودی، نورالدین علی، وفاءالوفاء باخبار دارالمصطفی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 2006، ج3، ص150.
24. سمهودی، نورالدین علی، وفاءالوفاء باخبار دارالمصطفی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 2006، ج3، ص151.
25. ابنهشام، السیرةالنبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه، بیتا، ص۲۲۰.
26. سمهودی، نورالدین علی، وفاءالوفاء باخبار دارالمصطفی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 2006، ج3، ص152.
27. دیاربکری، شیخ حسین، تاریخ خمیس فی احوال انفس النفیس، بیروت، دارصادر، ج1، ص469.
28. سمهودی، نورالدین علی، وفاءالوفاء باخبار دارالمصطفی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 2006، ج3، ص124.
29. بلاذری، انسابالاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، 1996، ج1، ص518.
30. بلاذری، انسابالاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، 1996، ج1، ص519.
31. دیلمی، حسن، ارشادالقلوب، قم، انتشارات رضی، 1412، ج1، ص46.
32. شعیری، محمدبن محمد، جامعالاخبار، قم، رضی، 1363ش، ص105.
33. آل عمران/سورة 3، آیة 92.
34. بخاری، محمدبن اسماعیل، صحیح، تحقیق عبدالعزیز عبدالله بن باز، بیروت، دارالفکر، ج2، ص119.
35. واقدی، مغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة اعلمی، چاپ سوم، 1989، ج2، ص547.
36. بخاری، محمدبن اسماعیل، صحیح، تحقیق عبدالعزیز عبدالله بن باز، بیروت، دارالفکر، ج4، ص10.
37. سمهودی، نورالدین علی، وفاءالوفاء باخبار دارالمصطفی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 2006، ج4، ص41.
38. ابنسعد، محمد، طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ج3، ص272.
39. بلاذری، انسابالاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، 1996، ج10، ص295.
404 مسعودی، التنبیه والاشراف، تصحیح عبدالله اسماعیل الصاوی، قاهره، دارالصاوی، بیتا، ص245.
41. ابن حجر عسقلانی، احمدبن علی، الاصابه فی تمیزالصحابه، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ج1، ص626.
42. مقریزی، احمدبن علی، امتاعالاسماع، تحقیق محمد عبدالحمید النسیمی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1999، ج9، ص380.
43. حموی، یاقوت، معجمالبلدان، بیروت، دارصادر، چاپ دوم، 1995، ج4، ص175-176.
44. سمهودی، نورالدین علی، وفاءالوفاء باخبار دارالمصطفی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 2006، ج4، ص119.
45. شیخ صدوق، محمدبن علی، من لایحضره الفقیه، قم، جامعة مدرسین، 1413، ج4، ص248.
46. شیخ طوسی، محمدبن حسن، التهذیب، تهران، دارالکتبالاسلامیه، 1365، ج9، ص131.