تبیین راهبردهای اقتصاد مقاومتی در سیرة پیامبر اکرم(ص)

8 فروردین 1405
یکی از دغدغه‌های اصلی اقتصاددانان و سیاست‌مداران بازگرداندن اقتصاد کشورها به شرایط ثبات و پایداری است. در مبانی نظری اقتصاد متعارف دربارة فشارهای خارجی که به اقتصاد کشورها وارد می‌شود، مطالعات فراوانی انجام گرفته و از مفاهیم خاصی برای سنجش و ارزیابی ورود این فشارها و میزان تحمل و مقاومت اقتصادها در برابر فشارها بهره گرفته شده است.
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

تبیین راهبردهای اقتصاد مقاومتی در سیرة پیامبر اکرم(ص)
نویسندگان: صدیقه شریفی، ولی‌الله تقی‌پورفر، محمدرضا حمیدی زاده
منبع: فصلنامة علمی پژوهشی مطالعات مدیریت راهبردی، دورة 8، شمارة 32
چکیده
با توجه به اتخاذ تحریم‌های گستردة غرب علیه ایران و شرایط وخیم اقتصادی دهک‌های پایین درآمدی و با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری در حیطة اقتصاد مقاومتی، باید در برخی رفتارهای اقتصادی، چه از جانب ملت و چه از جانب دولت تجدیدنظر صورت گیرد؛ زیرا در یک نظام اسلامی، ملاک رفتار انسان تطابق با معیارها و ارزش‌های اسلامی است؛ بنابراین پیروی از سیرة نبوی و علوی می‌تواند یک الگوی رفتاری مناسب برای انسان اسلامی باشد. از امتیازهای اساسی و برجستگی‌های ممتاز سیرة معصومین(ع) در بخش اقتصاد، داشتن مجموعه الگوهای رفتاری اقتصادی برگرفته از آموزه‌های قرآن است که متناسب با نیازهای واقعی انسان در هر دوره و زمانی است. این مجموعة غنی، دست‌مایة تحول عظیم جامعة جاهلی و تغییر بنیادین آن به سمت جامعة نمونة اسلام در طول تاریخ اسلام شد. معصومین(ع)، با اتخاذ روش‌های مناسب و با بهره‌گیری از تعالیم وحیانی، جریان هنجارسازی رفتارهای اقتصادی را شکل دادند. این رفتارها در برهه‌ای از تاریخ اسلام، به‌خصوص در زمان حکومت نبوی و علوی، جلوه‌ای خاص از خود به نمایش گذاشت. مقالة پیش رو با بررسی ابعاد اقتصاد مقاومتی به ارائة الگو و راهنماهایی از سیرة پیامبر اکرم(ص) در هریک از ابعاد پرداخته است. روش تحقیق مطالعة کتابخانه‌ای بوده و بررسی و تحلیل داده‌ها به صورت توصیفی تحلیلی و با رویکرد تاریخی و استناد به آیات و روایات اسلامی است.
کلیدواژه‌ها: اقتصاد مقاومتی؛ سیرة پیامبر(ص)؛ مدیریت اسلامی؛ اقتصاد اسلامی
مقدمه
شناخت و پیروی از سیرة عملی و نظری پیامبر اعظم(ص) آن‌قدر ارزشمند است که خداوند در قرآن فرموده است: «قطعاً براى شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقى نیکوست براى آن‌کس که به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد می‌کند» [34] بهترین راه و رسم‌هاست؛ رفتارتان را با سیره و روش پیامبر(ص) تطبیق دهید که هدایت کننده‌ترین روش‌هاست» [2] و نیز فرمودند: «بنابراین از پیامبر پاک و پاکیزه‌ات(ص) پیروی کن؛ زیرا سیره و راه و رسمش سرمشقی است برای آن کسی که بخواهد تأسی جوید و انتسابی است(عالی) برای کسی که بخواهد منتسب شود و محبوب‌ترین بندگان نزد خداوند کسی است که از پیامبرش سرمشق گیرد و قدم به جای قدم او گذارد» [2] بدین ترتیب پیروی از سیرة اسوة جامع و کامل در همة ابعاد به‌ویژه در اقتصاد عصر حاضر نیز ضروری است.
پیامبر اسلام(ص) انسان کامل و الگوی تمام عیار فضیلت و انسانیت است. گفتار و رفتارش در همة ابعاد زندگی بشر درس‌آموز و راهنماست. رسول خاتم(ص) برجسته‌ترین فیض الهی است که خداوند دین کامل و جاوید را بر او نازل فرمود تا معلم بشر و مدبر آنان در مسیر رشد و رستگاری باشد. خداوند در قرآن ایشان را مظهر خیر و برکت و رحمت برای جهانیان و صاحب اخلاق والا معرفی فرموده است.
در دنیای مدرن که انسان فریفتة تکنولوژی شده است و غفلت و انحراف از مسیر انسانیت او را در ورطة سقوط قرار داده است، بازگشت به قرآن و تأسی به الگوهای کمال تنها راه نجات‌بخش است. یکی از ابعاد درس‌آموز و هدایت‌گر سیرة قولی و عملی پیامبر گرامی اسلام(ص)، بعد اقتصادی است. اقتصاد از جنبه‌های مهم زندگی انسان است که اگر در مسیر درست هدایت نشود، نه‌تنها آخرت، بلکه دنیای انسان را نیز به تباهی می‌کشد. مسائلی همچون کار و تولید، توزیع، سرمایه‌گذاری و چگونگی مصرف، تجارت و ده‌ها موضوع دیگر محورهای اقتصادی هستند که دقت و توجه به این موارد در سیرة رسول خدا(ص) ما را به حیات طیبه رهنمون می‌نماید.
اقتصاد و دین، در معنابخشیدن به زندگی مادی و معنوی بشر و نیل به او به مدارج عالی کمال روحی، نقش تعیین‌کننده‌ای دارند و می‌توان گفت، در این جهت مکمل یکدیگرند. از سویی زندگی فردی و اجتماعی انسان‌ها، بدون اقتصاد شکوفا و رشدیافته، بسی تلخ، دشوار و قرین نکبت و بدبختی است. اقتصاد بیمار، زمینه‌ساز نابودی ارزش‌های دینی و استیلای سایة فقر، فساد، فحشا، جرم و جنایت بر زندگی بشر است. چه‌بسا انسان‌هایی که واماندة گردة نانی برای قطع نشدن رگ حیات خود هستند، نتوانند به تعالی معنوی بیاندیشند و از آرمان‌های انسانی و فضائل و مکارم اخلاقی، تصور و ترسیم روشن و شایسته‌ای داشته باشند. بر این مبنا، رسول خدا(ص) تهی‌دستی را سخت‌تر از قتل و امیرمؤمنان علی(ع)، مردن و زیر خاک رفتن را بهتر از نادانی دانسته‌اند.
از سوی دیگر، رفاه روزافزون مادی و تسلط لجام‌گسیختة پول و سرمایه، اگر به‌وسیلة ایمان به خدا و پای‌بندی به فضائل اخلاقی و ارزش‌های معنوی مهار نشود، آنچنان آدمی را در باتلاق خور و خواب و خشم و شهوت فرومی‌برد که به‌کلی همة کرامت‌های روحی و استعدادهای تکامل‌بخش خدادادی خویش را به فراموشی می‌سپرد و به شکل حیوانی ثروتمند و رفاه‌طلب مسخ می‌شود: همان حقیقت روشنی که قرآن کریم درباره‌اش می‌فرماید: «به‌یقین انسان طغیان می‌کند همین‌که خود را بی‌نیاز پندارد» [34] از میان رفتن توازن و تعادل منطقی در اقتصاد، کار را به افراط و تفریط می‌کشاند. فقر، حد تفریط و حاکمیت بی‌قیدو شرط سرمایه، حد افراط است. در این دو حد است که اخلاق، فضیلت، علم و فرهنگ، تباه و قربانی می‌شود. هم فقر اقتصادی می‌تواند مانع اساسی رشد فکری و تعالی فرهنگی شود و هم تکاثر و مال‌اندوزی عامل فساد، سقوط و انحطاط معنوی است.
1. مبانی و چارچوب نظری پژوهش
یکی از ایده‌آل‌ها که همواره در مباحث اقتصاد کلان مطرح می‌شود، ثبات و پایداری اقتصاد کشورهاست. همواره امکان دارد بر اثر عوامل خارجی یا تحت تأثیر برخی عوامل داخلی این ثبات و پایداری با تهدید مواجه و حالت بی‌ثباتی در اقتصاد حاکم شود. یکی از دغدغه‌های اصلی اقتصاددانان و سیاست‌مداران بازگرداندن اقتصاد کشورها به شرایط ثبات و پایداری است. در مبانی نظری اقتصاد متعارف دربارة فشارهای خارجی که به اقتصاد کشورها وارد می‌شود، مطالعات فراوانی انجام گرفته و از مفاهیم خاصی برای سنجش و ارزیابی ورود این فشارها و میزان تحمل و مقاومت اقتصادها در برابر فشارها بهره گرفته شده است. مفاهیمی مانند تاب‌آوری، آسیب‌پذیری اقتصادی، شکنندگی اقتصادی، پایداری و تداوم، استحکام و پیوستگی متقابل، ثبات، مقاوم بودن مدل‌ها و نهادها و وضعیت یکنواخت اقتصاد کلان به نحوی به بحث ورود فشارهای خارجی به اقتصاد و نحوة واکنش اقتصاد کلان به این فشارها می‌پردازد. از سوی دیگر در اقتصاد ایران بعد از اعمال تحریم‌های اقتصادی و جنگ اقتصادی که کشورهای مستکبر در دهة اخیر علیه ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران راه انداختند، رهبر معظم انقلاب در سال 1389 اولین بار در سخنان خود در جمع کارآفرینان واژة «اقتصاد مقاومتی» را به‌کار بردند و به‌تدریج مؤلفه‌های این نوع اقتصاد را تبیین کردند.[29] ابلاغ سیاست‌های کلی «اقتصاد مقاومتی» بر اساس بند یک اصل صدودهم قانون اساسی توسط رهبر انقلاب، راهبرد حرکت صحیح اقتصاد کشور در دهة پیشرفت و عدالت را ترسیم می‌کند. ایشان هدف از ابلاغ این سیاست‌ها را تأمین رشد پویا و بهبود شاخص‌های مقاومت اقتصادی و دست‌یابی به اهداف سند چشم‌انداز بیست‌ساله معرفی کرده‌اند و رویکردی جهادی، انعطاف‌پذیر، فرصت‌ساز، مولد، درون‌زا، پیشرو و برون‌گرا را در این سیاست‌ها مدنظر دارند.[8]
هدف سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی، ایجاد بستر مناسب برای حرکت اقتصاد در یک مسیر رشد پایدار است. برنامه‌ریزی بر مبنای اقتصاد مقاومتی، ایجاب می‌کند با هرگونه عوامل برهم‌زنندة رشد پایدار برخورد شود و راهبردهای برنامه به‌گونه‌ای انتخاب شود که خطرپذیری‌ها و نااطمینانی‌های تحقق اهداف آن به حداقل برسد.[6]
منظور از تفکر اقتصاد مقاومتی، آن است که از جهت نرم‌افزاری و سخت‌افزاری کلیة کسانی که در بخش اقتصاد جامعه فعالیت می‌کنند، ابتدا درصدد تشخیص حوزه‌های فشار اقتصادی؛ به‌ویژه در شرایط کنونی و به دنبال آن به‌کاربستن نهایت سعی و تلاش خویش جهت ایستادگی و مقاومت در برابر تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی غرب و تبدیل چنین فشارهایی به فرصت با تکیه بر خودباوری، مشارکت همگانی و اعمال مدیریت‌های عقلایی.
بر اساس متن ابلاغیة رهبر معظم انقلاب به رؤسای قوای سه‌گانه، سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی به شرح زیر است:
1) تأمین شرایط و فعال‌سازی کلیة امکانات و منابع مالی و سرمایه‌های انسانی و علمی کشور به‌منظور
توسعة کارآفرینی و به حداکثر رساندن مشارکت آحاد جامعه در فعالیت‌های اقتصادی با تسهیل و تشویق همکاری‌های جمعی و تأکید بر ارتقاء درآمد و نقش طبقات کم‌درآمد و متوسط.
2) پیشتازی اقتصاد دانش‌بنیان، پیاده‌سازی و اجرای نقشة جامع علمی کشور و سامان‌دهی نظام ملی
نوآوری به‌منظور ارتقاء جایگاه جهانی کشور و افزایش سهم تولید و صادرات محصولات و خدمات دانش‌بنیان و دستیابی به رتبة اول اقتصاد دانش‌بنیان در منطقه.
3) محور قراردادن رشد بهره‌وری در اقتصاد با تقویت عوامل تولید، توانمندسازی نیروی کار، تقویت
رقابت‌پذیری اقتصاد، ایجاد بستر رقابت بین مناطق و استان‌ها و به‌کارگیری ظرفیت و قابلیت‌های متنوع در جغرافیای مزیت‌های مناطق کشور.
4) استفاده از ظرفیت اجرای هدفمندسازی یارانه‌ها در جهت افزایش تولید، اشتغال و بهره‌وری، کاهش
شدت انرژی و ارتقاء شاخص‌های عدالت اجتماعی.
5) سهم‌بری عادلانة عوامل در زنجیرة تولید تا مصرف متناسب با نقش آنها در ایجاد ارزش، به‌ویژه با
افزایش سهم سرمایة انسانی از طریق ارتقاء آموزش، مهارت، خلاقیت، کارآفرینی و تجربه.
6) افزایش تولید داخلی نهاده‌ها و کالاهای اساسی(به‌ویژه در اقلام وارداتی) و اولویت‌دادن به تولید
محصولات و خدمات راهبردی و ایجاد تنوع در مبادی تأمین کالاهای وارداتی با هدف کاهش وابستگی به کشورهای محدود و خاص.
7) تأمین امنیت غذا و درمان و ایجاد ذخایر راهبردی با تأکید بر افزایش کمی و کیفی تولید(مواد اولیه و
کالا.
8) مدیریت مصرف با تأکید بر اجرای سیاست‌های کلی اصلاح الگوی مصرف و ترویج مصرف کالاهای
داخلی همراه با برنامه‌ریزی برای ارتقاء کیفیت و رقابت‌پذیری در تولید.
9) اصلاح و تقویت همه‌جانبة نظام مالی کشور با هدف پاسخ‌گویی به نیازهای اقتصاد ملی، ایجاد ثبات در
اقتصاد ملی و پیشگامی در تقویت بخش واقعی.
10) حمایت همه‌جانبة هدفمند از صادرات کالاها و خدمات به تناسب ارزش افزوده و با خالص ارزآوری
مثبت.
11) توسعة حوزة عمل مناطق آزاد و ویژة اقتصادی کشور به‌منظور انتقال فناوری‌های پیشرفته، گسترش و
تسهیل تولید، صادرات کالا و خدمات و تأمین نیازهای ضروری و منابع مالی از خارج.
12) افزایش قدرت مقاومت و کاهش آسیب‌پذیری اقتصاد کشور.
13) مقابله با ضربه‌پذیری درآمد حاصل از صادرات نفت و گاز.
14) افزایش ذخایر راهبردی نفت و گاز کشور به‌منظور اثرگذاری در بازار جهانی نفت و گاز و تأکید بر
حفظ و توسعة ظرفیت‌های تولید نفت و گاز، به‌ویژه در میادین مشترک.
15) افزایش ارزش‌افزوده از طریق تکمیل زنجیرة ارزش صنعت نفت و گاز، توسعة تولید کالاهای دارای
بازدهی بهینه(بر اساس شاخص شدت مصرف انرژی) و بالابردن صادرات برق، محصولات پتروشیمی و فرآورده‌های نفتی با تأکید بر برداشت صیانتی از منابع.
16) صرفه‌جویی در هزینه‌های عمومی کشور با تأکید بر تحول اساسی در ساختارها، منطقی‌سازی اندازة
دولت و حذف دستگاه‌های موازی و غیرضرور و هزینه‌های زاید.
17) اصلاح نظام درآمدی دولت با افزایش سهم درآمدهای مالیاتی.
18) افزایش سالانة سهم صندوق توسعة ملی از منابع حاصل از صادرات نفت و گاز تا قطع وابستگی
بودجه به نفت.
19) شفاف‌سازی اقتصاد و سالم‌سازی آن و جلوگیری از اقدامات، فعالیت‌ها و زمینه‌های فسادزا در
حوزه‌های پولی، تجاری، ارزی و....
20) تقویت فرهنگ جهادی در ایجاد ارزش افزوده، تولید ثروت، بهره‌وری، کارآفرینی، سرمایه‌گذاری و
اشتغال مولد و اعطای نشان اقتصاد مقاومتی به اشخاص دارای خدمات برجسته در این زمینه.
21) تبیین ابعاد اقتصاد مقاومتی و گفتمان‌سازی آن به‌ویژه در محیط‌های علمی، آموزشی و رسانه‌ای و
تبدیل آن به گفتمان فراگیر و رایج ملی.
22) دولت مکلف است برای تحقق سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی با هماهنگ‌سازی و بسیج پویای همة
امکانات کشور، اقدامات زیر را معمول دارد:
ـ شناسایی و به‌کارگیری ظرفیت‌های علمی، فنی و اقتصادی برای دسترسی به توان آفندی و اقدامات مناسب.
ـ رصد برنامه‌های تحریم و افزایش هزینه برای دشمن.
ـ مدیریت مخاطرات اقتصادی از طریق تهیة طرح‌های واکنش هوشمند، فعال، سریع و به‌هنگام در برابر مخاطرات و اختلال‌های داخلی و خارجی.
23) شفاف و روان‌سازی نظام توزیع و قیمت‌گذاری و روزآمدسازی شیوه‌های نظارت بر بازار.
24) افزایش پوشش استاندارد برای کلیة محصولات داخلی و ترویج آن.
براساس آنچه گفته شد به‌طور خلاصه می‌توان اقدامات زیر را از دیدگاه مقام معظم رهبری به‌عنوان الزامات اقتصاد مقاومتی از دو منظر بلندمدت و کوتاه‌مدت برشمرد:
اقدامات بلندمدت:
ـ تکیه بر مردم؛
ـ مقاوم‌بودن اقتصاد؛
ـ اقتصاد دانش‌بنیان؛
ـ کاهش وابستگی به نفت؛
ـ تبیین دانشگاهی و آکادمیک اقتصاد مقاومتی.
اقدامات کوتاه‌مدت:
ـ حمایت از تولید ملی؛
ـ مدیریت منابع ارزی؛
ـ مدیریت مصرف؛
ـ استفادة حداکثری از زمان و منابع و امکانات؛
ـ حرکت بر اساس برنامه.
بررسی عملکرد اقتصاد ایران طی دهه‌های اخیر نشان می‌دهد که علاوه بر پایین‌بودن معدل عملکرد متغیرهای کلیدی، اقتصاد ایران از نوسانات بالایی نیز برخوردار است. ریشة عملکرد پایین و نوسانی‌بودن آن به دو عامل اصلی یعنی سیاست‌های اقتصادی نامناسب و همچنین تکانه‌های ناشی از تحریم‌های خارجی برمی‌گردد. وجه مشترک این دو عامل یعنی سیاست‌های اقتصادی نامناسب و تحریم‌ها، ریشه در چگونگی استفاده از منابع نفتی دارد. وابستگی درآمد دولت و همچنین درآمد ارزی کشور به درآمد نفت و خام‌فروشی آن، مشکل اصلی کشور است و تا موقعی که راه‌حلی برای آن پیدا نشود، ناپایداری در اقتصاد ایران تداوم خواهد یافت. بدیهی است استفاده از راه‌حلی بلندمدت جهت کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی در برنامة ششم توسعه با استفاده از راهبردهای اقتصاد مقاومتی ضروری است. با توجه به چشم‌انداز جهانی نفت استفاده از نفت در بخش‌های حمل‌ونقل، صنعت به‌ویژه پتروشیمی، مصارف خانگی، تجاری و کشاورزی و تولید برق به‌جای فروش نفت خام، می‌تواند راه‌گشای مشکل باشد.[6]
اردکانی و همکاران ضمن توجه به این سیاست‌ها، مفهوم، ابعاد، ویژگی‌ها، چالش‌ها و راهبردهای اقتصاد مقاومتی را واکاوی نموده و بر این اساس، برخی موانع تحقق آن را کسری بودجه مزمن، ناکارآمدی، نظام مالیاتی، پولی و بانکی، ضعف‌های زیرساختی و گمرک، فقدان الگوهای مصرف بهینه، حمایت نکردن از حقوق مصرف کنندگان، فساد مالی و اقتصادی و پیشگیری نکردن از آن، واردات بی‌رویه و بوروکراسی اداری می‌دانند. آنها راهبردهای مهم در رشد اقتصاد مقاومتی را بودجه‌بندی مناسب، نظام مالیاتی کارآمد، هدفمندی یارانه‌ها، کارآمدی سیاست‌های پولی و مالی، مدیریت واردات و توسعة صادرات، تثبیت نرخ ارز، اشتغال‌زایی، ثبات قیمت‌ها و اصلاح ساختار دولتی، مدیریت مصرف، قناعت و ترجیح مصرف کالای داخلی بر کالای خارجی قلمداد می‌نمایند.[8]
سیرة حکومتی پیامبر اکرم(ص) و لزوم آشنایی با آن
مجموعه فعالیت‌ها و تلاش‌های عملی پیامبر(ص) را که به‌منظور به‌کارگیری دستورات اسلام و در راه گسترش و بسط آن، در شرایط گوناگون زمانی و مکانی به وقوع پیوسته است، «سیرة نبوی» می‌نامند؛ به‌طورکلی سیره به دو قسمت اصلیِ سیرة فردی و سیرة اجتماعی تقسیم می‌شود. در سیرة فردی، به روش رفتار فردی رسول خدا(ص) و یا معصوم(ع) پرداخته می‌شود؛ اما سیرة اجتماعی آن قسمت از سیره را تشکیل می‌دهد که رسول خدا(ص) در برخورد با مردم در صحنة اجتماع رفتار می‌نمود. مهم‌ترین قسمت سیرة اجتماعی آن حضرت «سیرة حکومتی» ایشان است که در دوران رسالت خویش در مدینه، تحقق پذیرفت و این قسمت، بخش عظیمی از سیره را دربرمی‌گیرد و شامل نحوة رفتار با مؤمنان، کفار، اهل کتاب و منافقان و... است. برخی از مبانی و اصول اساسی در سیرة اجتماعی و حکومتی آن حضرت عبارت‌اند از: عطوفت و مهربانی، تواضع و فروتنی، حلم و بردباری، عفو و گذشت، احترام به آراء دیگران، مشورت با دیگران، اصل مساوات و برابری، عدالت و انصاف، قانون‌مداری و اجرای حدود الهی.[25]
آشنایی با سیرة پیامبر(ص) از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ زیرا همان‌طور که در مقدمه اشاره شد، خداوند در قرآن می‌فرماید: «قطعاً برای شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقی نیکوست برای آن کس که به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد می‌کند» [34] این آیه به روشنی لزوم الگوبرداری از زندگی و راه و روش پیامبر(ص) و ائمة اطهار را بیان می‌کند؛ بنابراین، انسان نه‌تنها در وصول به سعادت اخروی، بلکه در تنظیم مناسبات اجتماعی خویش، نیازمند انبیاء(ع) است.
پیشینة پژوهش
یثربی نائینی و مهدیان مقدم(1392) در پژوهشی به بررسی شرایط اقتصادی صدر اسلام و عصر حضرت یوسف که شباهت‌های زیادی به شرایط فعلی کشور داشته‌اند، پرداخته و سپس دیدگاه قرآن در سورة یوسف در خصوص شرایط مدیریت در فضای بحرانی اقتصاد مقاومتی بیان نموده و به نقش مردم در تحقق اقتصاد مقاومتی کشور اشاره کرده‌اند. این‌که در صدر اسلام تحریم‌ها زمانی آغاز شد که مشرکان کم کم با دین اسلام آشنا شده بودند و چون آن را که حرف از حقوق برابر و عدالت می‌زد مغایر با اهداف خود می‌دانستند و تحمل سطح زندگی برابر برای مردم عصر خود را نداشتند پیامبر(ص) و یارانش را به مدت سه سال در شعب ابیطالب در تحریم قرار دادند تا دست از ترویج دین اسلام بردارد. در حال حاضر شرایط مشابهی در کشور اسلامی ایران نیز به‌وجود آمده است و ملت ایران درگیر تحریم‌های اقتصادی تحمیل شده از طرف دشمنان می‌باشند. از آنجاکه ابرقدرت‌ها آشنایی کامل با مزایای انرژی هسته‌ای را دارند تحریم‌ها علیه ایران از زمان عدم توقف پیشرفت برنامة اتمی ایران شکل گرفت و آنها نیز تحمل برابری ملت‌ها را ندارند و خواستار پایداری قدرت متمرکز در دست خودشان می‌باشند؛ لذا از ابراز تحریم جهت رسیدن به خواسته‌های خود استفاده کردند. همان‌طور که تحریم در صدر اسلام بی‌فایده بود و حتی باعث بازتابی فراتر از مرزهای عربستان شد، تحریم‌ها علیه ایران نیز باعث خودکفائی و موفقیت‌های بیشتر در این کشور خواهد شد.[37]
نوغانی(1392) در پژوهشی با تکیه بر سیرة حکومتی پیامبر اکرم(ص) و با توجه به بهبود شرایط اقتصادی جامعه به دلیل مبارزه با مشکلات و ایستادگی در برابر تحریم‌ها و فشارها در دوران حکومت حضرت، تلاش نموده است الگویی جهت رشد و بالندگی اقتصاد در زمان حال ارائه نماید. نوغانی نشان می‌دهد علیرغم مشکلات زیادی که مسلمانان صدر اسلام در ابتدای هجرت به مدینه با آن روبه‌رو بوده‌اند و ازنظر غذا، مسکن و شغل در مضیقه به سر می‌بردند، پیامبر اکرم(ص) با ایجاد انگیزه از طریق تشویق کار و تأمین معاش و تقبیح بی‌کاری و خلق نهادهایی برای تسریع دادوستد همانند تشکیل بیت‌المال و وضع قوانین و مقرراتی برای هدایت فعالیت‌های اقتصادی همانند حق مالکیت بر منابع طبیعی، احکام مربوط به معاملات و جلوگیری از انحراف‌ها و نیز اجرای سیاست‌هایی برای رسیدن به عدالت اقتصادی و نیز مبارزه با مفاسد اقتصادی توانستند اقتصاد آن روز را توسعه بخشند.[25]
سیاست اصلاح الگوی مصرف آحاد جامعه و به‌ویژه جامعة روستایی کشور نیز به‌مثابه یکی از سیاست‌های اصولی نظام جمهوری اسلامی و در راستای بهره‌وری بهینه از منابع به‌خصوص در سالیان اخیر، مورد توجه قرار گرفته است. در این راستا توکلی و همکاران(1392) آسیب‌شناسی الگوی مصرف خانوارهای روستایی و تطبیق آن با سیرة نبوی را بررسی نموده و با شاخص‌های استنتاج شده از متون و آموزه‌های دینی و سیره به بررسی میزان این انطباق پرداخته‌اند.[33]
حسنعلیان(1392) دیدگاه‌ها و آرای پیامبر گرامی اسلام(ص) در خصوص فقر و محرومیت را بررسی نموده و نشان می‌دهد که آن حضرت در این خصوص حساسیت ویژه‌ای داشته و همیشه بر امر رسیدگی به محرومان و فقیران و ایجاد عدالت و توازن اجتماعی در جامعه تأکید نموده‌اند. همان‌طورکه در رفتار و عمل ایشان نیز شاهد برخورد عادلانه با فقرا، رسیدگی به امور ایشان و رفع نیازمندی‌شان هستیم. مهم‌ترین یافته‌های این پژوهش بیانگر این حقیقت است که رسول اکرم(ص) با توجه به اصل کرامت انسانی و این‌که هر شخصی به‌نوبة خود دارای حق و ارزش بوده با در پیش‌گرفتن راه‌هایی سعی در ریشه‌کن نمودن آفت فقر و محرومیت در جامعه بودند. حسنعلیان ازجمله اصول مهمی که حضرت درمسئلة فقر به آن توجه داشتند به موارد زیر اشاره می‌کند:
ـ ایشان با قشربندی اقتصادی مخالفتی نداشتند، چنان‌که آن را ناشی از تفاوت‌های موجود در طبیعت و اجتماع می‌دانستند.
ـ در نگاه رسول خدا(ص) انجام اصلاحات در نظام بازار، توجه و رسیدگی به امور بازاریان و برخورد قاطع با متخلفان و گران‌فروشان و نیز توجه به سرمایه‌های مردمی و به‌کارگیری آنها با یک مدیریت صحیح و کارآمد در آبادساختن زمین‌ها و توسعة امر تولید، توجه به اصل کوشش و تلاش و تحمل سختی‌ها می‌تواند در برکندن ریشة فقر از جامعه مفید باشد.
ـ توجه به فرهنگ صرفه‌جویی و دوری از اسراف و تجمل‌گرایی و توجه به دنیا در حد نیاز مانع از فقیرشدن عده‌ای در جامعه می‌شود چنان‌که همان عدة فقیر مجبور نیستند زحمت افزون‌خواهی و زیاده‌طلبی برخی را بر دوش بکشند.[13]
در سیرة رسول مکرم اسلام(ص) فعالیت‌های اقتصادی افراد ارزش والایی دارد؛ بنابراین حمیدیان(1392) به بررسی آموزه‌های اقتصادی در سیرة نبوی پرداخته و نشان داده‌اند که ساده‌زیستی، تلاش در جهت خودکفایی افراد، توکل به خدا، حلال بودن کسب وکار، رسیدگی به نزدیکان و صلة ارحام، ترویج انفاق و صدقه، امانت‌داری، قناعت و دوری از اسراف و تبذیر، ذکر یاد خدا در حال فعالیت‌های اقتصادی، ازجمله اصولی است که در سیرة اقتصادی پیامبر اسلام(ص) تجلی دارد. اقدامات حضرت محمد(ص) نسبت به تهی‌دستان و تأمین معیشت آنان، تقسیم غنایم جنگی به‌صورت عادلانه، مصرف انفال و اموال عمومی در مصالح عامه، برخورد با ثروت‌های نامشروع، مبارزه با پدیدة شوم ربا، ترویج کار و تلاش و تولید، ترویج انفاق و قرض‌الحسنه تنها بخشی از سیرة اقتصادی حضرت محمد(ص) بوده است. پیامبر اکرم(ص) با تعلیم آیین اقتصادی اسلام، انگیزه‌های صحیح اقتصادی را جایگزین انگیره‌های جاهلی نمود و اقدامات مؤثری را جهت ایجاد عدالت اقتصادی و اجتماعی انجام داد. در اخلاق اقتصادی پیامبر اکرم(ص) اصولی مانند اصل کار و تلاش برای تولید و کسب روزی به چشم می‌خورد که بسیار درس‌آموز است. در سیرة آن حضرت برای جلوگیری از دنیازدگی مردم و جهت‌دهی معنوی به فعالیت‌های مادی و اقتصادی، عوامل معنوی را نیز هم‌زمان با فعالیت‌های مادی در برنامه‌های خود قرار داده است و این وجه تمایز اقتصاد اسلامی با سایر مکاتب مادی است.[11]
مبارزه با فقر در جهت ایجاد عدالت اقتصادی و اجتماعی از شیوه‌های اصولی پیامبر اکرم(ص) در مبارزه با مفاسد اجتماعی بوده است. ایشان ضمن تأکید و تشویق بر کار و فعالیت، کسب ثروت از راه‌های نامشروع، اسراف و بی‌اعتنایی به محرومین را ممنوع نمود و بدین‌وسیله بخشی از مفاسد اجتماعی، اقتصادی را نابود کرد. در مقابل زکات، خمس و انفاق که ایجادکنندة اعتدال در جامعة بشری است را مطرح نمود. مبارزه با بی‌کاری و ایجاد زمینة اشتعال از شیوه‌های مؤثر رسول خدا(ص) در مبارزه با مفاسد اقتصادی بوده است.
در سیرة پیامبر(ص) اصل دائمی اقتصادی عبارت است از اصل خودکفایی؛ یعنی سیرة پیامبر(ص) این نیست که با این بخشش‌ها و انفاق‌ها و توزیع زکات، یک عده گدای دائمی بپرورد. به این صورت که این عده کار نکنند، تلاش نکنند و فقط چشم‌شان به این باشد که یک ثروتمندی به آنها انفاق بکند یا فصل زکات برسد و زکات به ایشان تعلق بگیرد؛ بلکه آن حضرت با تشویق به کار و کارآفرینی، به مسئلة خودکفایی و برابر دیگران نبودن عنایت خاص داشته است.
شعبانی اصل و سلیمانی(1392) سیرة اقتصادی پیامبر اکرم(ص) را با هدف بررسی نقش سرمایه‌های اجتماعی در اقتصاد بررسی نموده و نشان داده‌اند، در عصری که سرمایه‌های اجتماعی ازجمله اعتماد، همکاری، تعاون، به سمت نابودشدن می‌رفت، آن حضرت با درایت بسیار زیاد تلاش نمود به‌نوعی این سرمایه‌ها را احیا کند تا موجب شوند، اقتصادی که در اسلام وسیله است نه هدف رونق یابد. ایشان تأکید می‌نمایند که الگوی سرمایة اجتماعی و اقتصادی حضرت بی‌تردید نوعی «علاج همة مشکلات» در همة عصرها قلمداد می‌شود.[30]
نصرتی ناهوک و همکاران(1392) نیز در پژوهشی دیگر به ارائة رهنمودهای پیامبر اکرم(ص) درزمینة کار و تلاش به‌عنوان یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های انسانی پرداخته و دست‌یابی به فضل و نعمات الهی را در سایة حرکت و کار با ایمان و توکل بر خداوند مهربان میسر می‌دانند. پیامبر اکرم(ص) بی‌کاری، سستی و تنبلی و تن‌پروری را دشمنی با خدا دانسته و لذا خیر دنیا و آخرت را در سایة کار و تلاش به‌عنوان یک فرهنگ عامه تعریف می‌کند.[26]
شهرکی و همکاران(1392) نیز در پژوهشی مشابه با تکیه بر منابع اصیل اسلامی به‌بررسی اهمیت و جایگاه کار و اشتغال در سیرة پیامبر اعظم(ص) پرداخته و نشان داده‌اند که رسول گرامی اسلام(ص) و امیرالمؤمنین علی(ع) و سایر امامان معصوم(ع) از کارکردن به‌عنوان عملی دنیوی و اخروی که داری اجر و ثواب بسیار است یاد نموده و نسبت به آن توصیه‌های بسیار کرده‌اند. پیامبر اکرم(ص) نه‌تنها با راهنمایی‌ها و زمینه‌سازی‌های خود موجب هدایت افراد به‌سوی میدان‌های کاری شد، بلکه خود عملاً وارد صحنه گردیده و هم‌دوش با دیگران کار می‌کرد؛ لذا رفتار اقتصادی ایشان می‌تواند شیوه‌ای موفق و کارآمد برای چگونه زیستن باشد.[31]
علیزاده و همکاران(1392) نیز بررسی و تحلیل و شناسایی الگوهای رفتار اقتصادی ازجمله شیوة کسب درآمد، تخصیص و مصرف مردم منطبق بر آموزه‌های اسلامی و به‌ویژه سیرة نبوی و علوی پرداخته و الگوی به‌دست‌ آمده در این تحلیل را با یک نمونة آماری از سرپرست خانوارهای دارای شغل آزاد ساکن در مرکز شهر خرم آباد، تحلیل و ارزیابی نموده و نشان می‌دهد که بیشتر رفتارهای ایشان، منطبق با نظریة رفتارهای اقتصادی اسلامی است.[1]
غلامی فیروزجائی(1392) به بررسی نگاه اقتصادی رسول خدا(ص) به بازار و تجارت به‌ویژه بعد از هجرت به مدینه پرداخته است. فیروزجائی ازجمله اقدامات بنیادی و اصلاحی رسول خدا(ص) درزمینة اقتصادی را، ایجاد و بازسازی بازارهایی می‌داند که بیشتر در اختیار یهودیان مدینه قرار داشت. با این اقدامات اصلاحی و بنیادی پیامبر(ص)، امور تجاری- بازرگانی در درازمدت از انحصار یهودیان بیرون رفت و با تشویق مسلمانان در امر واردات و صادرات و خریدوفروش، هرگونه دریافت مالیات از بازار مسلمانان مردود اعلام شد و تجار به‌منزلة مجاهدان راه خدا تلقی گردیده و تجارت بر پایة قوانین اسلام در بین قبایل و کشورهای هم‌جوار گسترش یافت که از درون این بازار، خرده بازارهای مختلفی هم ایجاد و برپا شد. ایشان با ابداعات و تصمیمات مهم، باعث رونق اقتصادی مدینه و عربستان و گسترش آبادی و بالارفتن سطح رفاه جامعه شدند. در تداوم عملیات، اهتمام ویژة پیامبر(ص) در تدوبن برنامه‌ای صحیح، هوشمندانه و عملی زمینة رشد و ظهور احکام و مبانی اسلام را فراهم کرد.[9]
فرزندی اردکانی(1392) سیرة پیامبر اسلام(ص) را از جنبة مدیریت، برنامه‌ریزی و ارائة راه‌کار بررسی نموده و از مهم‌ترین برنامه‌هایی که پیامبر(ص) در مورد جامعة زمان خودشان به‌کار گرفتند به برنامه‌ریزی سیاسی، برنامه‌ریزی اجتماعی، برنامه‌ریزی فرهنگی، برنامه‌ریزی مشارکتی، برنامه‌ریزی در امور نظامی و برنامه‌ریزی در امور مملکت‌داری اشاره نموده و به بیان راهبردهای خاصی که حضرت برای اجرای هریک از این برنامه‌ها به‌کار گرفته‌اند می‌پردازد.[8]
همان‌طورکه ملاحظه می‌شود، در سال‌های اخیر پژوهش‌های متعددی درخصوص ابعاد اقتصاد مقاومتی در سیرة حکومتی حضرت صورت گرفته است که برای نمونه به برخی از آنها اشاره می‌شود، لکن هنوز ابعاد زیادی از اقتصاد مقاومتی وجود دارد که امکان استفاده از سیرة حضرت در آن وجود دارد و لازم است پژوهشگران بیشتر در این زمینه فعالیت نمایند.
2. روش‌شناسی پژوهش
روش گردآوری داده‌ها بر این مبنا که تحقیق از نظر روش جنبة هرمنوتیک تفسیری؛ اسناد معتبر ذهن محقق و توصیفی دارد به دو گروه تفکیک می‌شود. برای گردآوری منابع علمی به کلیة منابع دست اول اسلامی نظیر قرآن مجید و احادیث مبارک نبوی و کلام معصوم(ع)، اسناد بالادستی، منابع اینترنتی و کتابخانه‌ای مراجعه کرده و با گردآوری نکات، آیات، احادیث، مقاله‌ها، کتب، مشاهده‌ها و مطالعات تحقیقات مشابه، مباحث پاسخگویی به سؤالات تحقیق پیگیری و تدوین می‌شوند؛ البته نمونه‌های هدفمند نظری انتخاب و مورد داده‌کاوی ایده‌پردازی قرار می‌گیرند؛ بنابراین داده‌های مربوط جنبة نظری دارند.
روایی. منظور از روایی و قابلیت اعتبار ابزار اندازه‌گیری، تبیین شیوة اندازه گیری مفادی است که باید مطرح شود و این مفاد باید آن جنبه‌ها و زمینه‌هایی را عرضه دارد که مدعی تبیین آن است؛ بنابراین یکی از اهداف اصلی در سؤالات پژوهش، بالا بودن روایی آن است. در تحقیق حاضر نیز، سؤالات تحقیق متناسب با اهداف و مبانی نظری و با توجه به کیفیت تعاریف نظری و عملیاتی هریک از متغیرها تنظیم شده است. در تعیین روایی آن نیز، از روش اعتبار صوری و مشاوره با صاحب‌نظران و محققان مرتبط با موضوع پژوهش که در این زمینه آگاهی داشتند، استفاده شده است.
هدف بنیادی این پژوهش، مشخص و روشن کردن موقعیت‌های نامعین نحوة تبیین راهبردهای اقتصاد مقاومتی در سیرة پیامبر اکرم(ص) و تبدیل آنها به موقعیت‌های معین در چارچوب مفاهیم، تعاریف، فرآیندها و الگوهای تبیین راهبردهای اقتصاد مقاومتی در سیرة پیامبر اکرم(ص) است؛ بنابراین براساس اطلاعات حاصل، با تقریر و نگارش، انتظارات تحقیق را برآورده ساخته و دستاوردهای آن را تدوین کرده است.
تحقیق از نظر روش و ماهیت داده‌های مستخرج از منابع و آرایش ایده‌ها، جنبة تعریف، توصیف و تبیین دارد؛ زیرا کلیة مراحل ضروری در فرآیند تحقیق برای تبیین مسائل و موضوع تحقیق، براساس تبیین نظریه‌ها و نظریه‌پردازی، ارائة مدل‌ها و مدل‌سازی، تدوین الگوها و کارکردهای تبیین راهبردهای اقتصاد مقاومتی در سیرة پیامبر اکرم(ص) طراحی و اجرا می‌شود.
به‌هرحال، تحقیق از نظر روش، جنبة تعریف، توصیف و تبیین دارد. روش، مسیر حرکت مطالعه، تحلیل، هدایت نتایج و دستاوردها است که ساخته و برساختة ادراک حاصل از فهم و درک رفتار و عملکرد شناختی در چارچوب واقعیت‌های مورد مطالعه به مثابه 1)تجسمی از تصویر واحد مورد مطالعه، 2) ساخت واقعی، 3) فرآیند واقعی، 4) میدان زمین‌های اطلاعات، 5) قلمرویی از گفتمان نمادی و 6) ساخت اجتماعی است. تعریف، بیان(ماهوی و مفهومی) تبیین راهبردهای اقتصاد مقاومتی در سیرة پیامبر اکرم(ص) است؛ در حالی‌که توصیف، بیان چگونگی بودن موضوع تحقیق است. توصیف تحلیلی تحقیق از طریق برهان اثبات می‌شود و توصیف انضمامی از طریق مدل‌ها و الگوهای برآمده از مشاهده‌ها و تجارب به‌دست می‌آید. تعریف را می‌توان از طریق تقسیم‌بندی مباحث به‌دست آورد و از آن در ارائة کارکردها، از لایه‌پردازی مفاهیم و ایده‌ها در سطوح مورد انتظار استفاده می‌شود؛ بنابراین با به‌کاربردن این روش از توصیف، به معنای مصادره به مطلوب فراوان استفاده به عمل می‌آید.
3. تحلیل یافته‌ها
ابعاد اقتصاد مقاومتی در سیرة پیامبر اکرم(ص)
بر اساس توصیفی که در بخش قبلی از اقتصاد مقاومتی، الزامات، اقدامات بلندمدت و کوتاه مدت صورت گرفت، در این بخش بر آنیم تا مصادیق موارد فوق در سیرة پیامبر اکرم(ص) را هرچند نه به قدر بزرگی و عظمت حضرتش بلکه به قدر بضاعت خود به رشتة تحریر درآوریم. در ادامه به فرازهایی از الزامات و برنامه‌های فوق که نمودهایی در سیرة پیامبر داشته‌اند پرداخته می‌شود:
تکیه بر مردم
تکیه بر مردم یکی از مهم‌ترین اصول اقتصاد مقاومتی است. از آنجاکه اقتصاد مقاومتی اقتصاد درون‌زا و برون‌نگر است، محور اصلی این اقتصاد تکیه بر توان و همت مردم است. مقام معظم رهبری در بیانات متعدد دانشمندان دانشگاه‌ها و نیز نخبگان سیاسی امت اسلامی را به تکیه بر مردم و دوری از بیگانگان و دشمنان اسلام فراخوانده و همواره تأکید کرده‌اند: «امروز مهم‌ترین مسئله در دنیای اسلام، وحدت است.» ایشان در بیانات‌شان با اشاره به خروج تدریجی ملت‌های مسلمان از زیر بار سلطة مستقیم استعمارگران، هشدار می‌دهند: «مستکبران درصددند منافع دوران سلطة مستقیم را با سلطة غیرمستقیم سیاسی، فرهنگی و اقتصادی تأمین کنند.» که هدف استعمارگران در سایة چشم امید مسئولین به خارج مرزها تأمین می‌شود. مقام معظم رهبری همچنین می‌فرمایند: «ازجمله خصوصیات مهم رژیم طاغوت بى‌اعتنایى به مردم بود؛ مردم به‌هیچ قیمت به‌حساب نمى‌آمدند. ما در دوران عمرمان، در دوران جوانى در رژیم گذشته، یکبار هم نه در انتخاباتى شرکت کرده بودیم، نه از مردم کوچه و بازار معمولى مى‌شنیدیم که شرکت کنند؛ انتخاباتى وجود نداشت. در یک برهه‌اى خیلى صریح، در یک برهه‌اى کمتر صریح، دخالت‌هاى آنها بود؛ یک‌مشت مزدور را می‌بردند، مى‌نشاندند آنجا و توسط آنها در مجلس شورا و مجلس سنا کار خودشان را انجام می‌دادند. مردم اصلاً نمی‌دانستند چه کسى در رأس کار است؛ اصلاً رابطة بین مردم و حکومت قطع بود. آگاهى مردم، اطّلاع مردم از مسائل کشور، از مسائل سیاسى که شما امروز مى‌بینید، این درست نقطة مقابل آن چیزى است که آن روز وجود داشت؛ رژیم خبیث به‌کل منقطع بود با آحاد مردم». «بی اعتنائى به پیشرفت علمى، ترویج خودکم‌بینى ملّى و بزرگ‌نمایى غربى؛ حالا کار علمى که پیشرفت نمی‌کرد، حرکت علمى به معناى واقعى کلمه که اصلاً وجود نداشت، در رسانه‌ها ذائقة مردم را به واردات عادت دادند که این عادت متأسفانه تا امروز باقى است. عادات طولانی‌مدتى که براى مردم به‌وجود مى‌آید، به‌آسانى از بین نمی‌رود. اینها به‌جای کشاندن کشور به سمت احیاى تولیدات داخلى و منابع حقیقى یک ملّت، مردم را با پول نفت عادت دادند به واردات؛ ذائقة مردم را عوض کردند؛ کشاورزى کشور را نابود کردند، صنایع واقعى و ملّى کشور را از بین بردند، کاملاً کشور را وابسته کردند به خارج و به دشمنان این ملّت. ملّت را تحقیر کردند، توانایى‌هاى ملّت را دستِ کم گرفتند، به زبان آوردند، فرهنگ غربى را بزرگ‌نمایى کردند.» «این عزت ملى، این حرکت عظیم مردمى، این آگاهى و بصیرت عمومى، این پیشرفت علمى، این جایگاه برجستة ایران در جهان و در منطقه، اینها همه و همه به‌خاطر این است که آن مانع بزرگ از پیش پاى ملّت برداشته شد و این را مردم انجام دادند؛ این را دین انجام داد؛ این را اعتقادات انجام داد.« «امروز آن چیزى که لازم است براى ملّت ما، اولاً اتحاد و اتفاق ملى است. دودسته‌کردن مردم، جداکردن مردم، شعارهاى تفرقه‌انگیز دادن میان مردم ـ به هر عنوانى ـ خطا است؛ این بر ضد منافع ملت ایران و بر ضد آرمان‌هاى ملت ایران است. اتحاد و اتفاق مردم مسئولین را کمک کنند، دولت را کمک کنند. دولتى‌ها هم بدانند که آنچه می‌تواند آنها را بر انجام وظیفة خودشان قادر کند تکیه بر نیروى داخلى است؛ تکیه بر نیروى مردم است. من بارها این را عرض کردم در جلسات عمومى و همچنین در جلسات خصوصى با مسئولین دولتى، نگاهشان به دست بیگانه نباشد. بله امروز دشمنان براى ملّت ایران با تحریم مشکل درست کردند».
جمهوری اسلامی ایران و در رأس آن امام خمینی(ره) در مقام یک مرجع دینی، با پایه‌گذاری نظام اسلامی در ایران ثابت کرد که اسلام و دموکراسی نه‌تنها هیچ تباین و تضادی با هم ندارند، بلکه این دو با هم قابل جمع و تعامل‌اند و اسلام دموکراتیک‌ترین شیوه را برای ادارة جامعه با تکیه بر مردم دارد. اگر دموکراسی را روشی تعریف کنیم که بر اساس آن ارادة آزاد انسان‌ها در انتخاب حاکمان خود و یا برکناری آنها و تعیین سرنوشت خود، دخیل باشد و درواقع شیوة حکومت بر مبنای رأی اکثریت باشد، این مطلب با مبانی امام(ره) در تضاد نیست. امام دراین‌باره می‌گوید: «اینجا آرای ملت حکومت می‌کند. این ملت است که حکومت را در دست دارد و تخلف از حکم ملت برای هیچ‌یک از ما جایز نیست و امکان ندارد»
امام خمینی(ره) با همة عظمتش از سلالة پاکش مکتب نبی مکرم اسلام و ائمة طاهرین سرمشق گرفت. مؤید این معنا آیاتی است که دربارة مشورت پیامبر(ص) با مردم و مشارکت دادن آنان در مسائل سیاسی – اجتماعی و بهره‌گیری از نظریات آنان و آزادی عقیده و بیان نازل شده است.
اسلام، اساساً دینی مردمی است و از صدر اسلام با تکیه بر پایگاه مردمی و استفاده از اصول مشخص دینی، چه برای قیام برای و چه برای مبارزه (نظیر مبارزات پیامبر اکرم(ص) یا قیام امام حسین(ع)) با کفر و مستکبران و چه برای تشکیل حکومت و دوام و قوام جامعه از کمک مردم استفاده نموده است. در این میان اما ایستادگی مردم حتی در شرایط سخت یکی از مهم‌ترین نقاط قوتی بوده که اسلام را حتی در شرایط دشوار از آفت بدخواهان حفظ نموده است. در این مجال به‌عنوان نمونه به دو مقولة مشورت در سیرة پیامبر(ص) به‌عنوان یکی از راهبردهای ایشان در خصوص تکیه بر مردم در تصمیم‌گیری و نیز تحمل، ایستادگی و تاب‌آوری مسلمانان در شعب ابیطالب به‌عنوان همراهی مردم با پیامبر(ص) و تکیة پیامبر(ص) بر ایشان در اجرای راهبردها اشاره می‌نماییم:
مشورت با مردم
نبی اکرم(ص) در امور مختلف مشورت می‌کرد و سپس تصمیم می‌گرفت و عمل می‌کرد. چنانچه امام رضا(ع) فرمود: «انّ رسول اللّه(ص) کان یستشیر اصحابه ثم یعزم علی ما یرید.»[58]
البته مشورت نبی اکرم(ص) در امور مربوط به خدا و رسولش که حکم صریح داشت و به‌عنوان نص ارائه می‌شد، صورت نمی‌گرفت، بلکه مشورت‌ها در امور مربوط به امت تحقق می‌یافت. ضمیر «هم» در آیة «وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ» به این نکته اشاره دارد؛ زیرا اجتهاد در مقابل نص جایز نیست و آیات متعددی از قرآن آن را باطل می‌داند. «نه، به خدایت سوگند، ایمان نمی‌آورند تا تو را در اختلاف‌های خویش حاکم کنند؛ سپس در دل‌های خود از آنچه حکم کرده‌ای، ملالی نیابند و کاملاً تسلیم گردند. [34] در ادامه نمونه‌هایی از مشاوره‌های نبی اکرم(ص) و جانشینانش را نقل می‌کنیم:
مشاوره در امور فرهنگی و مسائل نظامی
از نمونه‌های برجستة سیرة مشاورة پیامبر(ص) جنگ بدر است که دربارة اصل جنگ، تعیین مکان نبرد و اسیران جنگ با یاران خود مشورت کرد و فرمود: «ای مردم آراء خود را برایم بگوئید»
جنگ بدر در سال دوم هجری روی داد. به پیامبر(ص) گزارش رسید که کاروانی از قریش اموال فراوان به‌طرف شام می‌برد. حضرت به‌منظور مقابله به مثل از مدینه خارج شد، به تعقیب کاروان پرداخت و به آن دست نیافت. کاروان قریش به شام رفت، پس از مدتی گزارش دادند که کاروان قریش در حال بازگشت است. پیامبر(ص) با 313 تن در ماه مبارک رمصان سال دوّم برای مصادرة اموال قریش، در مقابل اموال مصادره شدة مسلمانان؛ از مدینه خارج شد، نیروی کمکی مکه با تجهیزات کامل برای کمک با کاروان قریش حرکت کرد. پیامبر(ص) اصحاب خود را گرد آورد و در مورد این‌که آیا دشمن را تعقیب کنند یا با گروه نظامی قریش روبه‌رو شوند و یا به مدینه بازگردند، با آنان مشورت کرد.
در این جریان نخست ابوبکر برخاست و نظر خویش را مبنی بر جنگ با دشمن اعلام کرد. سپس عمر نظری مشابه نظر او داد. آن‌گاه مقداد برخاست و گفت: «ای رسول خدا، آنچه خداوند برایت مقرر فرموده عمل کن؛ ما با تو هستیم. به خدا سوگند، ما آنچه را که بنی‌اسرائیل به موسی گفتند به تو نمی‌گوئیم که «تو با پروردگارت بروید و خودتان جنگ کنید که ما اینجا نشسته و منتظریم.» ما می‌گوییم: تو و پروردگارت بروید و بجنگید و ما هم به امر شما جنگ می‌کنیم.[34]
رسول خدا(ص) مقداد را ستود، در حقش دعا کرد و باز فرمود: «اشیروا علیّ ایها النّاس» و مقصود حضرت، انصار بودند؛ زیرا از طرف آنان، اکثریت بودند و از طرفی در عقبه با پیامبر(ص) پیمان دفاعی بسته بودند. پیامبر(ص) می‌خواست نظر آنان را در این خصوص بداند. سعد ابن معاذ برخاست نظر خویش را مبنی بر حرکت رسول خدا(ص) و اطاعت مطلق از وی است و جنگ با دشمن اعلام کرد. سخنان سعد، انبساطی در رسول خدا(ص) ایجاد کرد و او را خشنود ساخت. پس فرمود: «به راه افتید و بشارت باد شما را که خداوند (پیروزی بر) یکی از این دو گروه را به من وعده داده است (یا تصاحب کاروان و یا پیروزی بر قریش). سوگند به خدا، گویا هم‌اکنون جای کشته‌شدنشان را پیش روی خود می‌بینم».[59]
رسول خدا(ص) با به‌کارگیری این جلسة مشورتی از منزل «ذفران» حرکت کرد؛ از گردنه‌ای که موسوم به «اصافر» بود، گذشت؛ به‌سوی قریه‌ای که در پایین گردنه قرار داشت، سرازیر شد؛ نزدیک بدر فرود آمد و به کسب اطلاعات پرداخت.
در دشت بدر آب‌های مختلفی به‌وسیلة چاه‌هایی که در آن حفر شده بود، وجود داشت و به همین جهت محل توقف کاروان‌ها بود، مسلمان‌ها زودتر از قریش کنار چاه‌ها فرود آمده بودند، واقدی می‌گوید:
پس از فرودآمدن در کنار اولین چاه، پیامبر(ص) از اصحاب خود مشورتی خواست و فرمود: «اشیروا علیّ فی المنزل؟ نظر مشورتی شما دربارة این مکان چیست؟» حباب بن منذر برخاست و نظر خویش را مبنی بر عدم مناسبت این مکان برای نبرد با دشمن اعلام کرد و گفت: «اکنون که فرمان خاص در مورد این مکان نرسیده و صرفاً تدبیر جنگی است، دستور دهید تا آخرین چاه که به دشمن نزدیک است، پیشروی کنیم و در آنجا اردو بزنیم.
رسول خدا(ص) فرمود: «رأی صواب همان است که گفتی». در این داستان به مشاورة اصحاب نیز با نبی‌اکرم(ص) اشاره شده است.
بدین ترتیب، با استفاده از یکی از اصول و مبانی مدیریت و رهبری حکیمانه و عمل به اصل اساسی مشورت و بهره‌گیری از روش‌های نظامی به‌جا و روح ایمان، مسلمانان با وجود نیروی کم در مقابل نیروی بسیار دشمن به پیروزی چشمگیری دست یافتند و اسیران بسیار گرفتند. پیامبراسلام(ص) دربارة اسیران و امور دیگر مربوط به جنگ نیز بارها با اصحاب خود مشورت فرمود.
مشاوره شیوة عملی رسول خدا(ص) در جنگ‌های مختلف بود که به نمونه‌های دیگری اشاره می‌کنیم:
ـ در نبرد احزاب یا خندق نیز همین شیوه به‌کار رفت و حضرت رسول(ص) با اصحاب خود، جلسة مشورتی تشکیل داد.
ـ در پیکار بنی قریظه، در مورد کیفیت و کمیّت جنگ با یهودیان مدینه، مشورت کرد.
ـ در پیکار بنی نضیر، در برخورد با یهودیان مدینه، نیز چنین کرد.
ـ در روز حدیبیّه نیز در موضوع‌های مختلفی به مشورت پرداخت.
ـ در فتح مکه، هنگامی‌که آمدن ابوسفیان به حضرت گزارش شد، مشورت کرد.
ـ در غزوة طائف، پس از محاصرة آنها، پیامبر اسلام(ص) با اصحاب خود مشاوره کرد و سپس تصمیم گرفت.
ـ در غزوة تبوک، در امور مختلف، با اصحاب خود به مشورت پرداخت؛ «اشیروا علیّ» فرمود و نظرهای صائب و آرای صحیح و نوین اصحاب را موردستایش قرار داد.
ـ در جنگ احد دربارة این‌که سپاه اسلام در مدینه مستقر شود یا بیرون رود؛ با اصحاب مشورت کرد و بااین‌که خود موافق نبود نظر اصحاب را پذیرفت.
این نمونه‌ها و ده‌ها نمونة دیگر، حاکی از مشاورة نبی اکرم(ص) در امور جنگ بود.
مشاوره در امور غیرنظامی و مسائل غیرجنگی
مورخان ده‌ها نمونة دیگر از مشورت‌های نبی اکرم(ص) در امور غیرنظامی و مصالح غیرجنگی در عرصه‌های مختلف فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و امور فردی و خانوادگی و غیره نقل کرده‌اند. این موارد بیانگر آن است که شورا و مشورت به‌عنوان یک امر اساسی در مسائل مدیریت و حکومت و فرماندهی منحصر نیست؛ بلکه در همة شئون مربوط به امت راه دارد و ثمرات درخشانی در پی خواهد داشت.
پیامبر(ص) در مورد اعزام افراد برای تبلیغ و ادارة امور یک منطقه و اعطای مسئولیت به افراد به‌منظور فرمانداری و استانداری و مدیریت و حکومت بخشی از مناطق تحت ادارة خویش با اصحاب مشورت می‌کرد
اصحاب آن حضرت نیز، با پیروی از این سنت نیکو، نه‌تنها با رسول اکرم(ص) در امور مختلف به مشورت می‌پرداختند؛ بلکه با همدیگر نیز مشورت می‌کردند.
آنچه گذشت، به‌خوبی نشان می‌دهد که پیامبر اسلام(ص) با وجود آن‌که معصوم بود و از نظر فکر و تدبیر و تصمیم‌گیری به مشورت نیاز نداشت، برای احیای این سنت و آموزش و پرورش امت، پیوسته با اصحاب خویش مشورت می‌کرد.
ایستادگی در محاصرة اقتصادی شعب ابیطالب
برای کوبیدن اقلیت‌های یک اجتماع، وسیلة آسان و طریق بی‌دردسر؛ همان مبارزة منفی است که شالودة آن‌را اصل اتفاق و اتحاد تشکیل می‌دهد. مبارزة مثبت به وسائل گوناگونی نیاز دارد؛ زیرا باید گروهی رزمنده دست به سلاح روز بزنند و با دادن تلفات جانی و مالی و هموارساختن صدها پستی و بلندی به‌سوی مقصد پیش روند، ناگفته پیداست که این نوع مبارزه با صدها رنج و بلا؛ هم‌آغوش است زمام‌داران خردمند پس از اتخاذ تدابیر لازم و آمادگی کامل، دست به چنین مبارزه‌ای می‌زنند و تا کارد به استخوان نرسد، چاره منحصر به جنگ نگردد چنین برنام‌های را اجرا نمی‌کنند.
ولی مبارزة منفی در گرو این‌گونه مطالب نیست، فقط یک عامل نیاز دارد و آن اتفاق و اتحاد اکثریت است. یعنی گروهی که هدف و ایده دارند از صمیم دل، با هم، هم‌پیمان و هم‌قسم متفق و متحد می‌شوند که همه‌گونه روابط خود را با اقلیت مخالف قطع کنند و خرید و فروش با آنها را تحریم نمایند، ارتباط زناشویی موقوف شود و در کارهای اجتماعی آنها را دخالت ندهند و در امور شخصی با آنان همکاری ننمایند، در چنین هنگام زمین با آن پهناوری برای آنان بسان یک زندان کوچک و تنگی می‌گردد که هر آنی فشار آن، آنها را به نابودی تهدید می‌نماید.
اقلیت مخالف در چنین گیرودار، گاهی تسلیم می‌شوند و از نیمة راه برگشته و فرمانبردار ارادة اکثریت می‌گردند؛ ولی یک چنین اقلیت باید گروهی باشند که مخالفت آنها روی هدف معنوی نبوده و مبارزة آنها جنبة اصولی و عقیده‌ای نداشته است مثلاً به‌منظور به‌دست‌آوردن ثروت پست‌های حساس و مقامات رسمی، مخالفت می‌کردند، چنین گروهی هنگامی‌که احساس خطر کنند و با رنج و درد زندان محاصره روبرو شوند چون محرک روحانی و ایمانی ندارند و فقط محرک آنها امر مادی است، از این لحاظ، لذت زودگذر موقت را بر لذت بیشتر احتمالی، ترجیح داده و تسلیم خواست اکثریت می‌گردند.
ولی دسته‌ای که شالودة مخالفت آنان را، ایمان به هدف تشکیل می‌دهد، هرگز با این بادها نمی‌لرزند؛ فشار محاصره ریشة ایمان آنها را محکم‌تر می‌سازد ضربات دشمن را با سپر صبر و استقامت پاس می‌دهند. صفحات تاریخ بشریت، گواهی می‌دهد که نیرومندترین عامل برای استقامت، پایداری اقلیت‌ها در برابر ارادة اکثریت، همان نیروی ایمان و اعتقاد است که گاهی با ریختن آخرین قطرة خون، نقش پایداری را ایفا می‌کنند و ما برای این گفتار صدها گواه و شاهد در اختیار داریم.
سران قریش، از نفوذ پیشرفت حیرت‌انگیز آئین یکتاپرستی سخت ناراحت بودند و در فکر چاره و راه‌حلی بودند. اسلام آوردن امثال حمزه و تمایل جوانان روشن‌دل قریش و آزادی عمل که در کشور حبشه نصیب مسلمانان شده بود، بر حیرت و سرگردانی حکومت وقت افزوده بود و از این‌که از نقشه‌های خود بهره‌ای نمی‌بردند، سخت اندوهناک بودند، به فکر نقشة دیگری افتاده و خواستند، به‌وسیلة «محاصرة اقتصادی» که نتیجة آن بریدن رگ‌های حیاتی مسلمانان بود، از نفوذ و پخش اسلام بکاهند و پایه‌گذار و هواداران آئین خداپرستی را در میان این حصار، خفه سازند؛ لذا، سران حکومت عهدنامه‌ای به امضای هیئت عالی قریش، در داخل کعبه آویزان کرده و سوگند یاد کردند ملت قریش تا دم مرگ طبق مواد زیر رفتار کنند:
ـ همه‌گونه خرید و فروش باید با هواداران محمد تحریم شود؛
ـ ارتباط و معاشرت با آنان اکیداً ممنوع باشد؛
ـ کسی حق ندارد با مسلمانان ارتباط زناشویی برقرار کند؛
ـ در تمام پیش‌آمدها باید از مخالفان محمد طرفداری کرد.
متن پیمان فوق با شدت هرچه تمام‌تر به مورد اجرا گذارده شد، یگانه حامی صاحب رسالت ابوطالب از عموم خویشاوندان (فرزندان هاشم و مطلب) دعوتی به عمل آورد؛ و یاری پیامبر(ص) را بر دوش آنها گذارد و تصمیم گرفت که عموم فامیل از محیط مکه بیرون رفته و در دره‌ای که در میان کوه‌های مکه قرارداشت و به شعب ابیطالب معروف بود و خانه‌های محقر و سایبان‌های مختصری در آنجا وجود داشت سکنی گزینند و از محیط زندگی مشرکان دور باشند و برای جلوگیری از حمله‌های ناگهانی قریش برج‌های مراقبت در نقاط مخصوصی تأسیس شود و افرادی در آنجاها برای دیدبانی گماشته شوند تا آنها از هرگونه پیش‌آمد گزارش دهند.
فشار گرسنگی به حدی رسیده بود که «سعد وقاص» می‌گوید: شبی من از میان دره بیرون آمدم، درحالی‌که نزدیک بود تمام قوا را از دست بدهم. ناگهان پوست خشکیدة شتری را دیدم، آنرا برداشتم و سوزاندم و کوبیدم و بعد با آب مختصری خمیر کرده و از این طریق سه روز به سر بردم! جاسوسان قریش در تمام راه مراقب بودند که مبادا کسی خوارباری به شعب ابیطالب ببرد؛ ولی با این کنترل کامل، گاه و بی‌گاهی حکیم بن حزام برادرزادة خدیجه و ابوالعاص بن ربیع و هشام بن عمر نیمه‌شب‌ها مقداری گندم و خرما بر شتری حمل کرده و تا نزدیکی شعب می‌آوردند، سپس افسار آنرا دور گردنش می‌پیچیدند و رها می‌کردند و گاهی همین مساعدت موجب گرفتاری آنها می‌گردید. شدت عمل قریش در اجرای عهدنامه ذره‌ای از صبر و برد باری مسلمانان نکاست و سرانجام نالة جان‌گداز فرزندان و کودکان و وضع رقت‌بار عموم مسلمانان گروهی را تحت‌تأثیر قرار داد و از امضاء عهدنامه پشیمان شدند و در فکر حل قضیه افتادند. جلسة قریش، با شرکت زهیر و گروهی از هم‌رازان او منعقد گردید، وی مهر خاموشی را شکست و گفت: باید قریش امروز این لکة ننگین را از دامن خود پاک گرداند، باید امروز این نامة ظالمانه پاره گردد؛ زیرا وضع جگرخراش فرزندان هاشم همه را ناراحت کرده است. این بحث با مخالفت شدید ابوجهل مواجه شد، لکن وقتی مطعم به محل صحیفه‌نامه‌ای که پیمان در آن نوشته بود رفت، دید موریانه ورقه را خورده و فقط از آن؛ کلمة «بسمک اللهم» که قریش نامه‌های خود را با آن آغاز می‌نمودند، باقی‌مانده است. ابوطالب، آن روز جریان را از نزدیک می‌دید و منتظر ختم جریان بود؛ لذا پس از آن‌که کار یکسره گردید، جریان را حضور برادرزادة خود معروض داشت و با تصمیم و مشورت ابوطالب، گروه پناهنده به شعب، بار دیگر به منازل خود بازگشتند.[32]
این داستان نمونه‌ای از ایستادگی یاران رسول‌الله تا سرحد جان در پای اسلام و آرمان‌های رسول‌الله را بازگو می‌نماید.
مقاوم بودن اقتصاد
تاریخ حکومت پیامبر اکرم(ص) شاهد ایستادگی، مقاومت و شجاعت‌های فراوانی برای تثبیت ارزش‌ها و مبارزه با فساد موجود بود؛ چراکه اسلام تازه در حال شکل‌گیری بوده و موانع بسیاری در راه تشکیل و توسعة نهال نوپای اسلام وجود داشت. در این راه پیامبر(ص) و یارانشان متحمل سختی‌ها و مرارت‌های بسیاری شده‌اند تا بتوانند حکومت اسلامی را برپا کرده و اقتصاد فقیر و متزلزل آن روز را توسعه بخشند، با توجه به اوضاع اقتصادی در عصر نبوی و اوایل تأسیس حکومت اسلامی، این سؤال مطرح می‌شود که چگونه پیامبر(ص) توانستند بر مشکلات و سختی‌های اقتصادی زمان خود غلبه کنند؟ پاسخ به این سؤال اصول حاکم در سیرة حکومتی از نگاه اقتصادی و نیز سیاست‌هایی است که پیامبر(ص) برای توسعه و مقاومت در شرایط سخت اقتصادی آن زمان به کار می‌بردند که عبارت‌اند از رعایت عدالت، مبارزه با مفاسد اقتصادی، توجه به سرمایه‌های انسانی، توجه به کار و اشتغال، مدیریت مصرف و....[25].
تاریخ اسلام از صدر تاکنون پر است از نمونه‌های فشارهای اقتصادی وارد آمده بر مسلمانان که از مهم‌ترین آنها همان‌طور که در بخش قبل اشاره شد به ماجرای شعب ابیطالب و دیگری محاصرة اقتصادی مدینه در سال‌های ابتدایی تشکیل حکومت اسلامی می‌توان اشاره کرد. تحریم‌هایی که شاید از نظر سختی و رنج‌آور بودن چیزی کم از تحریم‌های امروز ایران نداشت؛ اما چگونه شد که اسلام و پیامبر خدا(ص) از آن مسائل هرچند سخت اما با پیروزی خارج شد.
شعب ابیطالب
در شعب ابیطالب همة مسلمانان در دره‌ای جمع و محاصره شدند تا هیچ‌کس با آنان رابطه نداشته باشد و از زور فشار گرسنگی تسلیم شوند. در همان روزها پیامبر(ص) در راستای تقویت مقاومت مردم در شرایط تحریم آن روز، حضرت 11 راهبرد را در پیش گرفتند:
ـ صبر در سختی‌ها؛
ـ پایداری در برابر مستکبران؛
ـ راهبرد صرفه‌جویی و مدیریت مصرف؛
ـ صرف همة توان داشت در راه دین؛
ـ همدلی و همراهی با مردم؛
ـ رهبری به‌جای مدیریت؛
ـ اتخاذ راهبرد فعال به‌جای منفعل؛
ـ تشویق و تقویت فرهنگ کار و تلاش؛
ـ تقویت اخلاقیات در جامعه (عدالت، قناعت، وحدت، انفاق، صدقه، خمس و زکات)؛
ـ مبارزه با رذایل اخلاقی (کم‌فروشی، گران‌فروشی، احتکار، اسراف و تبذیر)؛
ـ مداومت و پای‌مردی در امور است نه صرفاً آغازکردن کارها.
پیامبر(ص) با پایداری خود، خانواده و نزدیکانش به مسلمانان آن زمان فهماند که باید برای اسلام کار کرد و در این راه باید تحمل خود را در برابر سختی‌ها افزود؛ لذا می‌بینیم که در شعب گاهی تا 5 مسلمان فقط از یک خرما طی یک روز تغذیه می‌کردند. همچنین او به مصداق آیة «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ ...» (انفال،60) از تمام توان مالی خود، همسر و عمویش در این راه استفاده نمود و این درسی است برای ما که اگر مسلمانان در اقصی نقاط کشورمان ایران یا جهان نیازمند کمک بودند بی‌تفاوت نباشیم. نکتة مهم دیگر این‌که پیامبر(ص) در این راه با مردم همراهی و همدلی نمود، نه این‌که خود و خانواده‌اش را درجای امنی قرار داده و از مردم تحمل سختی‌ها را طلب کند! این یعنی پیامبر(ص) در آن روزگار رهبری می‌کرد و خود در خط مقدم قرار داشت نه این‌که از دور مدیریت نماید. از آنجاکه پیامبر(ص) همدل و همزبان با مردم بود، او بر دل‌ها رهبری می‌کرد و حمایت مردم از او لسانی و ظاهری نبود، لذا می‌بینیم که مردم تا پای جان بر سر آرمان او وفادار می‌مانند. از سوی دیگر پیامبر(ص) بعد از آن‌که مردمش را آماده کرد، از طریق امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب(ع) راه ارتباط با خارج شعب را پیدا کردند و از آن طریق و به کمک حضرت علی(ع) کمک‌هایی به ایشان و مسلمانان دربند می‌شد. این یعنی این‌که پیامبر(ص) ساکت ننشست که ظلم وارد آمده را تحمل کند بلکه با اتخاذ راهبرد فعال تلاش نمود فریاد مظلومیت مسلمانان و قساوت کفار را به گوش دیگران برساند که خودش در تبلیغ اسلام مؤثر بود و در آخر کار به علت اخلاص عمل از فضل خداوند به غنا رسیدند و روسیاهی بر صورت ذغالی کفار قریش ماند.
هرچند به بیان مقام معظم رهبری ما امروز در شرایط بدر و خیبریم و نه شعب ابیطالب، لکن پرداختن به این موضوعات تاریخی بسیار درس‌آموز است:
اتخاذ تولید به‌عنوان اساس اقتصاد؛
تلاش جهادگونه در تولید ثروت؛
قناعت در مصرف؛
وحدت و اخوت.
مدینة تازه مسلمان شده
نمونة دیگر این فشارهای اقتصادی در مدینة تازه مسلمان شده می‌بینیم. مدینه‌ای که سال‌ها درگیر جنگ داخلی و طایفه‌ای اوس و خزرج بود حالا مهاجرین فقیر و ندار هم اضافه شده‌اند. جنایات منافقین مدینه و یهودیان آن و در کنار آنها جنگ‌هایی که کفار تحمیل می‌کردند نیز نباید از نظر دور بماند. حالا در این شرایط که حکومت نوپای اسلامی در مدینه پا گرفته، کفار قریش تصمیم به تحریم و محاصرة اقتصادی مدینه می‌گیرند. مدینه کاملاً محاصره می‌شود. هیچ کاروان اقتصادی به مدینه راه ندارد و هیچ مال‌التجاره‌ای از اهالی مدینه به خارج نه راه دارد و نه امنیت. در این شرایط پیامبر(ص) دست به کار می‌شود. ایشان به‌عنوان یکی از راهبردهای اقتصادی خویش در آن شرایط، اساس اقتصاد را بر «تولید» می‌نهند و به امت اسلامی دستور کار و فعالیت اقتصادی می‌دهند و البته خود ایشان هم جهادگونه در این امر وارد می‌شوند. ایشان از مردم می‌خواهند که با توجه به شرایط باید مایحتاج خود را خودشان تولید کنند و به نبود آنچه در مدینه توان تولیدش نیست عادت کنند. ایشان در آن سال‌ها از دستورات و سیاست‌های اقتصادی اسلام به‌تدریج پرده برداشته و در انتها می‌بینیم رونق اقتصادی نصیب مردم مدینه می‌شود.
در مدینة تحریم شده پیامبر(ص) عهد اخوت اقتصادی بین مردم می‌خواند و می‌گوید هر مرد انصاری باید یک مرد مهاجر را در کنار خود حمایت کند و به برادری گیرد. این یعنی در اقتصاد مقاومتی ما باید به هموطنانمان به چشم برادرانی بنگریم که خیر ما در خیر رساندن به آنهاست. نه با احتکار و گران‌فروشی و کم‌فروشی در حقشان ظلم کنیم و مال دیگران را بخوریم آن‌هم بدون ترس و واهمه... در مدینة تحریم شده پیامبر(ص) با تمام وجود اخلاق رذیله مانند مصرف‌گرایی، اسراف، بریز و به پاش و تجملات را مورد نقد و نکوهش قرار می‌دهند و آنها را باعث فلاکت و بدبختی می‌دانند. این یعنی در اقتصاد مقاومتی امروز ایران ما نیز باید به‌شدت از این آسیب‌ها دوری کنیم. در آن شرایط پیامبر(ص) دربرابر رذایل اقتصادی فعالیت‌های نیکویی چون صدقه، انفاق، خمس و زکات را معرفی می‌کنند. ایشان مردم را به رعایت قناعت دعوت می‌نمایند. یقیناً در اقتصاد مقاومتی باید اغنیای جامعه در این امر وارد شده تا می‌توانند تلاش کنند. یقیناً هیچ‌کس که تاکنون اهل انفاق و صدقه بوده دچار فقر نشده، شاید به جایی هم نرسیده و غنایی نیافته اما خداوند اجازه هم نداده به فقر و تنگدستی و بی‌آبرویی دچار شود.
پیامبر(ص) در مدینه با کمک نیروهای امنیتی به‌شدت تهدیدکنندگان امنیت اقتصادی مردم و زالوهای اقتصادی را تنبیه و مجازات می‌کردند. کم‌فروشان، گران‌فروشان، محتکران، دزدان، حرامیان، رباخواران و رشوه‌بگیران هیچ‌کدام نه امنیت داشتند و نه تاب مقاومت در برابر شدت عمل رسول‌الله(ص) را. ایشان در عین این‌که رحمت للعالمین بود با منافقین و کفار و حرامیان اشداء علی‌الکفار بود. ایشان نیز با کمک نیروهای امنیتی و اطلاعاتی زبدة خود فضا را برای کاروان‌های تجاری مکه و قریش ناامن می‌ساخت و در برابر تحریم آنها و محاصره عمل متقابل به‌مثل انجام می‌داد. خوب که دقت می‌کنیم می‌بینیم آن رفتارها در 1400 سال پیش دوای امروز دردهای ماست به شرطی که کمی اهل مقاومت اقتصادی باشیم و فقط به رفاه فکر نکنیم.
آنچه در مدیریت درست و اصول‌گرا اهمیت اساسی دارد مداومت امور است نه صرفاً آغاز کردن کارها. آنهایی که روحیة استقامت در کار و پایداری تا به انجام رسیدن آن را ندارند هرگز به مقصد نمی‌رسند. پیامبر خدا(ص) و پیروانش برای رسیدن به مقصد و انجام گرفتن کامل برنامه‌ها، مأمور به استقامت هستند، استقامتی خالی از افراط و تفریط و زیادی و نقصان، استقامتی که در آن طغیان وجود نداشته باشد. هنگامی‌که آیة 112 سورة هود نازل شد «فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَ مَن تَابَ مَعَک...»، پیامبر(ص) فرمود: «شَمّروا شَمّروا؛ دامن به کمر زنید، دامن به کمر زنید» یعنی وقت کار و تلاش بسیار و جدیت است که بدون آن بار به مقصد نخواهد رسید و به‌درستی که موفقیت و پیروزی و وسعت روزی و نعمت بسیار در سایة پایداری در مسیر حق به دست می‌آید.[7]
مدیریت مصرف/ اصلاح الگوی مصرف. ازآنجاکه مصرف فقط تابعی از تولید و توزیع نیست، بلکه از جهتی، تولید و توزیع هم تابع مصرف است، الگوی مصرف در زندگی فردی و اجتماعی تأثیر فراوانی بر دیگر عرصه‌های اقتصادی خواهد داشت. بنابراین، رفتار مصرف کننده و چگونگی تخصیص درآمد، نقش بسزایی در شکل‌دهی فعالیت‌های اقتصادی خواهد داشت. به‌طورکلی جوامعی که توان تولید بالا و میانه‌روی در مصرف را دارند، از پیشرفت بیشتر و بهتری برخوردارند. از این‌رو، مصرف‌گرایی یکی از آفات مهم اقتصاد در جوامع به‌حساب می‌آید. توصیه و دستور پیامبر گرامی اسلام(ص) در مصرف، اعتدال و کفاف بود و آن حضرت مسلمانان را به این شیوه دعوت می‌فرمود و از این شیوه به‌عنوان یک ضابطه در همة فعالیت‌های اقتصادی استفاده می‌کرد. هرچند اعتدال و میانه‌روی زیربنای تعالیم اسلام است و اصولاً اسلام با افراط و تفریط در تمام ابعاد زندگی بشر مبارزه کرده است.[35]
ساده‌زیستی. یکی از دستورات حیات‌بخش اسلام و سیرة عملی پیامبر اسلام(ص) و ائمة طاهرین(ع) بوده و جملگی بر این امر تأکید داشته‌اند. سیرة رسول خدا(ص) سراسر ساده‌زیستی و پرهیز از هرگونه اسراف و تبذیر بود چنانچه پیرامون شخصیت پیامبر(ص) این‌گونه نقل می‌کنند که حضرت در زندگی ساده‌زیستی را انتخاب کرده بود و به همین جهت با اسراف و رفاه‌طلبی به‌شدت مبارزه می‌کرد و چنانچه در کتب تاریخی بیان شده است هدیة پیامبر به افراد رفاه‌طلب یک زمین خشک و بی‌علف بود که از آنها می‌خواست که آن را آباد کنند.
حضرت علی(ع) در بیان ساده‌زیستی پیامبر اسلام(ص) می‌فرمایند: پیامبر(ص) روی زمین غذا می‌خورد و [با تواضع] همچون بردگان می‌نشست؛ با دست خویش کفش و لباسش را وصله می‌کرد، بر مرکب برهنه سوار می‌شد و [حتی] کسی را پشت سر خویش سوار می‌نمود. او با تمام قلب خویش از [زرق و برق] دنیا اعراض کرد و یا آن را در وجودش می‌راند. وی سخت علاقه‌مند بود که زینت‌ها و زیورهای دنیا از چشمش پنهان شود تا از آن لباس زیبایی تهیه نکند و آن را قرارگاه همیشگی نداند؛ و امید اقامت دائم در آن نداشته باشد؛ لذا آن را از روحش بیرون راند، از قلبش دور ساخت و از چشمش پنهان داشت. [آری] چنین است کسی که چیزی را منفور می‌دارد، نگاه کردن و یادآوری آن را نیز منفور می‌شمرد. آن حضرت نمی‌خواست که هیچ چیز میان او و محبوبش حائل شود و نیازش را به او در غفلت برد و اتصالش را به حق مانع شود، پس درویشانه زیست.[7] پیامبران و ائمة(ع) علاوه بر بی‌اهمیت دانستن زرق و برق و زخارف دنیوی، زندگی ساده را اساسی‌ترین عامل در حرکت به‌سوی آرمان‌های بلند الهی می‌دانستند. گوشه‌ای از سیرة پیامبر(ص) در این خصوص از زبان امام خمینی(ره) بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران خالی از لطف نیست، آنجا که می‌فرمایند: «پیغمبر که خلیفةالله بود، همه او را قبول داشتند، وقتی‌که توی مسجد می‌نشست نمی‌شناختندش، کسی که از خارج می‌آمد، نمی‌شناخت برای این‌که بالا و پائینی در کار نبوده، آن‌وقت حتی یک همچو چیزی هم نبوده است که بیندازد زیرش... روی یک حصیر، اگر خوب بود حصیر و الا روی زمین می‌نشست، اسلام این است. ما دلمان می‌خواهد یک همچو، البته قدرت ما نداریم که این‌که هست عرضه کنیم، اما هرچه، هرچه آدم بخواهد به مبدأ خیر نزدیک بشود، باید خودش را نزدیک کند، حالا من نتوانستم مثل مالک اشتر عمل کنم خوب، هرچه بتوانم خودم را نزدیک کنم به آنها، باز خوب است و من امیدوارم که مملکت ما یک مملکت اسلامی بشود، جوان‌های ما، یک جوان‌های مسلم، معتقد به اسلام بشود و اگر این ایمانی که ما را پیش برد، باقی باشد، احدی دیگر نمی‌تواند به شما تعدی کند و انشاءالله نخواهد توانست». این کلام رهبر یک نظام است که ساده‌زیستی او شهرة عام و خاص بود.
یکی از پیامدهای این ساده‌زیستی و تواضع، به‌ویژه در خصوص مسئولین، همانا نزدیکی قلوب آحاد جامعه با رهبری و سران نظام است. این پیوند معنوی، عامل مهمی در بقاء و استحکام نظام جمهوری اسلامی از ابتدا تاکنون بوده است. این همان چیزی است که از آن به‌عنوان رمز نفوذ فرمان رهبری نظام در عمق دل و جان مردم می‌توان تعبیر کرد.
«پیوند حقیقی با مردم، مستلزم حضور در میان آنان و دور نشدن از سطح متوسط زندگی آنان است. ساده‌زیستی و پرهیز از اسراف و پرهیز از هزینه کردن بیت‌المال در امور شخصی و غیرضروری، شرط لازم برای حفظ این پیوند است. ترویج فرهنگ اشرافی‌گری و تجمّل و سفرهای پرهزینه و بیهودة خارجی از کیسة مردم، دور از شأن نمایندگی و عامل گسیخته شدن پیوند نماینده با مردم است.» همچنین باید به این نکتة مهم توجه کرد که ساده‌زیستی فقط با توصیة کلامی و بر سر زبان میسر نیست. این‌طور نباید باشد که مسئولین توصیه کنندة ساده‌زیستی باشند اما خود در زندگی شخصی خود تجملاتی باشند.
از دیگر سو اشرافی‌گری مسئولین از این نظر نکوهیده است که باعث تشویق مردم به اشرافی‌گری می‌شود، زیرا که: «اّلنّاس علی دینِ مُلوکِهِم». روزی پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(ص)، در محلة قبا حضور داشت و هنگام افطار که فرارسید، آن حضرت درخواست نوشیدنی نمود، شیر آمیخته با عسل برای آن حضرت آوردند، فرمود: دو نوشیدنی که به یکی از آنها می‌توان بسنده کرد، نه آن را می‌نوشم و نه تحریمش می‌کنم و لکن در پیشگاه الهی تواضع می‌کنم که هرکس تواضع کند خداوند او را رفعت بخشد و هرکس که تکبر ورزد خداوند او را فرود آورد و هرآن کس که در زندگی اهل میانه‌روی باشد خداوند روزی‌اش دهد و هرآن‌کس که اهل تبذیر باشد خداوند محرومش سازد و هرآن‌کس که یاد مرگ بسیار کند خداوند او را دوست دارد.[60]
ساده‌زیستی رهبران دو نتیجه و پیامد مثبت دارد و عدم رعایت آن دو خطر بزرگ: در صورت اول فقیر می‌تواند با نگاه و تأمل در زندگی حاکمان و رهبران، زندگی آمیخته به فقر خویش را به‌راحتی تحمل کند و احساس تبعیض ننماید تا زمانی که فقر از همة جامعه زدوده شود؛ و ثروتمندان جامعه گستاخ نشده و طغیان نمی‌کنند و طبیعی است در صورت دوم یعنی در جامعه‌ای که حاکم اسلامی و هیئت حاکمه کاخ‌نشین باشند، انسان‌های فقیر و مستضعف تحمل‌شان طاق شده و دیگر نمی‌توانند صبر کنند و همچنین ثروتمندان طغیان کرده، گستاخ شده و دست به چپاول می‌زنند.[7]
نهی از اسراف و تبذیر. قرآن در نهی از زیاده‌روی در مصرف می‌فرماید: ای فرزندان آدم، زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود بردارید و بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که خدا مسرفان را دوست نمی‌دارد(اعراف:31)؛ همچنین رسول خدا(ص) می‌فرماید: «بخورید، بیاشامید، بپوشید و صدقه دهید ولی اسراف نکنید.» و نیز فرمودند: «بدترین امت من مرفهان خوش‌گذرانی هستند که جسم‌های‌شان بر اسراف می‌روید». حضرت همواره میانه‌روی را ضامن بی‌نیازی می‌دانست و از مصرف بیش از حد نیازمندی نهی می‌کرد. ایشان می‌فرمودند: «ای علی! چهار چیز بی‌ارزش و زیان‌بار است که یکی از آنها خوردن در حال سیری است.«بی‌شک خوب زیستن مستلزم زیاده‌روی در خوراک و پوشاک نیست، بلکه به میزان نیاز مصرف کردن و برطرف کردن نیازمندی‌ها با حداقل مصرف است. چه‌بسا افرادی که مال و ثروت فراوانی دارند، اما نه‌تنها در آسایش و راحتی نیستند، بلکه گرفتاری‌ها و مشکلات بی‌شماری دارند که روزبه‌روز هم بیشتر می‌شود. پیامبر اکرم(ص): «خوشا به حال آن مسلمانی که درآمدش به‌قدر کفاف باشد»[16]
رسول اکرم(ص) در بیان نتایج اسراف و تبذیر می‌فرمایند: «هرکس تبذیر [ریخت و پاش و اسراف] کند خدا او را [از روزی] محروم کند.» و یا در بیان دیگری می‌فرمایند: «هرکس تبذیر کند خدا او را فقیر کند».[16]
در سیرة اقتصادی معصومین(ع) در باب مصرف، پرهیز از دو پدیدة اسراف و تبذیر به‌وضوح دیده می‌شود تا جایی که در رفتار اقتصادی پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(ص) آمده است که آن حضرت حتی هنگام تناول خرما از دور ریختن هسته‌های آن اجتناب کرده و آن را به مصرف خوراک دام می‌رساند.
اعتدال و کفاف. اعتدال و میانه‌روی به‌عنوان یک ضابطه، در تمامی تلاش‌ها و رفتارهای اقتصادی در آموزه‌های دینی مورد توجه است. بدین‌جهت است که در آموزه‌های دینی به همان اندازه که به اعتدال و میانه‌روی سفارش شده از اسراف، اتلاف و تبذیر نیز منع گردیده است. در اسلام، چه برای مصرف شخصی و چه برای مصرف اجتماعی، دو حد پایین و بالا در نظر گرفته شده است که حد بالا عبارت است از اسراف و حد پایین عبارت است از بخل. حضرت ختمی‌مرتبت(ص) می‌فرماید: «طوبى لمن اسلم و کان عیشه کفافا؛ خوشا به حال آن انسانى که اسلام آورد و معاش او به قدر کفاف باشد»، یعنى درآمدش براى زندگیش وافى و کافى باشد. همچنین در بیان دیگری فرمودند: «میانه‌روی در نفقه و هزینة زندگی نیمی از معیشت است».[16]
روایت است رسول اکرم(ص) با جمعى در بیابان به کسى که شترانى را به چرا برده گذر کردند، حضرت از او درخواست کرد که مقدارى شیر بدهد که آنان بنوشند، جواب داد: شیرى که در پستان شتر است براى صبحانه است و آنچه دوشیده‌ام، در ظرف است براى شب است و شام ما است، خلاصه به پیامبر و یارانش شیر نداد، پیامبر(ص) دربارة او دعا کرد و گفت: «اللهم اکثر ماله و ولده؛ بارالها مال و فرزندان او را زیاد کن». اخلاق اسلامى و پیامبرى آن حضرت اقتضایش این بود که نه‌تنها عکس‌العملی به خرج نداد، بلکه در حقش دعا کرد که خداوند مال و اولادش را بیفزاید؛ و پیامبر(ص) با یارانش ازآنجا گذشتند و به گوسفندچرانی رسیدند که به چرانیدن گوسفندان مشغول بود، براى گرفتن شیر نزد او فرستاد، آن مرد رفت و آنچه در پستان‌های گوسفندان بود دوشید و آنچه را هم که در دست داشت نیز آورد. به حضرت تقدیم نمود و بعد هم گوسفندى آورد و گفت: اینها چیزى بود که در نزد من بود و اگر میل دارید باز زیادتر کنم. پیامبر(ص) فرمود: «اللهم ارزقه الکفاف؛ بارالها به او به‌قدر کفایت عنایت فرما». در حقیقت در حقش دعاى خیر کرد: خداوند روزى کفاف بر او مرحمت فرماید، آن روزى و رزقى که براى او حفظ آبرو نماید. ولى بخیلان زراندوز، که به‌روزی کفاف اکتفا و قناعت نمی‌کنند؛ در حقیقت پیامبر(ص) در حق آن مرد شترچران نفرین کرد و فرمود خدایا تو مال و اولادش را زیاد کن که او به کم قانع نیست. بعضى از اصحاب به اعتراض، عرض کردند: یا رسول‌الله دربارة کسى که خواستة شما را رد کرد دعایی نموده‌ای که تمام ما آن دعا را دوست داریم و دربارة کسى که تمام شیر گوسفندانش را با گوسفندى به شما اعطا نمود؛ دعایی فرمودى که هیچ‌یک از ما به آن دعا میل نداریم. حضرت فرمود: آنچه کم باشد؛ و امر زندگى را کفایت کند بهتر از بسیار است که آدمى را غافل کند و منحرف سازد. بنابراین دعاى پیامبر(ص) براى آن کس که دست رد به سینة آن حضرت زد و ایثار نکرد و شیر شام و صبحانه‌اش را به پیامبر(ص) نداد؛ حضرت در حقیقت او را نفرین کرد، مثل کسانى که مال و اولاد براى آنها فتنه معرفى شده و آن کس که شیر اختصاصى شام و صبحانه‌اش را با گوسفندى به آن حضرت هدیه داد و ایثار کرد پیامبر(ص) دعاى کفاف را در حق او عنایت کرد و به او دعاى خیر کرد.[62]
مصرف کالای داخلی. سیرة پیامبر اکرم(ص) این بود که همیشه به افراد یک جامعه توصیه می‌کرد تا از دسترنج خود بخورید و فوائد زیادی را برای این کار بیان می‌کردند؛ ازجمله این‌که هر فردی از دست‌رنج خودش بخورد خداوند متعال با نظر رحمت به او نگاه می‌کند و او را عذاب نمی‌کند؛ «از دست‌رنج خویش بخورید و هرکس از دست‌رنج خویش بخورد خداوند با نظر رحمت به او نگاه خواهد کرد و او را عذاب نمی‌کند». همچنین تأکید فراوان داشتند بر این‌که «کارهای خود را خود انجام دهید و هرگز از دیگران، اندازة یک چوب مسواک، کمک نخواهید».[16]
به تحقیق می‌توان این دستورات و توصیه‌های رسول خدا را که در حوزة فردی بیان کرده‌اند را در حوزة اجتماع و همچنین جامعة اسلامی عمومیت داد و رمز موفقیت جامعة اسلامی را در این نکته دانست که جامعه‌ای می‌تواند به موفقیت دست پیدا کند و در برابر ابرقدرت‌های دنیا مبارزه کند که همة مایحتاج خود را خودش تهیه کند و حتی به‌اندازة یک چوب مسواک محتاج دیگران نباشد. در کلامی دیگر از پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(ص) دراین‌باره چنین آمده است: «ما أکل احد طعاماً قط خیرا من ان یاکل من عمل یده و ان النبی داود کان یاکل من عمل یده؛ هیچ غذایی گواراتر از غذایی که انسان با کار کردن با دست خویش به دست آورد نیست. بی‌تردید داود پیامبر از طریق کار با دست، روزی خود را تأمین می‌کرد».
پیامبر عظیم‌الشأن(ص) خود قبل و بعد از بعثت، به فعالیت‌های اقتصادی مشغول بود.
استفادة حداکثری از زمان و منابع و امکانات. نبی مکرم اسلام(ص) فرمودند: «انسان، در روز قیامت قدم از قدم برنمی‌دارد، مگر آن‌که از چهار چیز پرسیده می‌شود: از عمرش که چگونه گذرانده است، از جوانی‌اش که چگونه سپری کرده، از ثروتش که از کجا به‌دست آورده و چگونه خرج کرده است و از دوستی ما اهلبیت».
سیرة رسول خدا(ص) بر این بود که از تمام ظرفیت‌های جامعه به‌خوبی استفاده کند تا امور به سرانجام برسد و به همین جهت از افراد مختلف برای نهایی شدن کارها استفاده می‌کرد. از ثروت حضرت خدیجه(س) گرفته تا شمشیر و درایت امیرالمؤمنین(ع) و همچنین مشورت با افراد متعهد و متخصص ازجمله اقدامات پیامبر اعظم(ص) در این راستا بوده است. رسول خدا(ص) فرمود: دوستى با مردم نصف عقل است و پرسش نیکو نیمى از دانش و برنامه داشتن در هزینه‌ها نصف زندگانى و شادمانى است.
اما این جملة معروف که اسلام با شمشیر امیرالمؤمنین(ع) و ثروت خدیجه(س) پابرجا ماند نیاز به تأمل دارد. توجه کنید که ثروت حضرت خدیجه(س) هیچ‌گاه به‌عنوان رشوه بر پذیرش اسلام به مردم داده نشد و برای جذب قلوب کافران پرداخت نگردید. بلکه صرف حفظ جان مسلمانی گشت که به خاطر اسلام و آرمانش، با بزرگ‌ترین مشکلات و دردها مواجه بود. همان مردم مسلمانی که قریش در ستیز با او از هر سلاح غیرانسانی و اخلاقی که در توان داشت استفاده کرد، حتی از سلاح فقر و گرسنگی نیز علیه او کوتاهی نکرد. همچنین باید به این نکته توجه داشت که آن سرمایه‌ای که از خدیجه(س) در «محاصره» مصرف گردید، غالباً از آن مواردی بود که برای نجات جان گرسنه و پوشش بدن برهنه قابلیت داشت [از اندوخته‌های غیرنقدی] و اما بقیة سرمایة او [اموال نقدی] احتمالاً در آن جهت به‌کار گرفته نشد؛ زیرا مسلمانان در شرایط شعب ابوطالب امکان خرید و فروش را در بیشتر ایام نداشتند.(21[
عاقبت نیز همان‌طور این صبر و شکیبایی و استقامت در راه پیامبر اسلام(ص) و یاران راستین وی بود که موجب پیروزی ایشان و شکست کفار شد.
استفادة حداکثری از منابع فقط معطوف به امکانات مادی نمی‌شود، بلکه منابع انسانی به‌عنوان باارزش‌ترین منبع همواره در گلوگاه‌های سخت به‌ویژه در شرایط بحرانی کارگشا بوده‌اند. به‌عنوان مثال می‌توان از حمایت‌های معنوی حضرت ابوطالب، عموی بزرگوار پیامبر(ص) و بزرگ‌مرد مکه یاد نمود. او حامی و یاور پیامبر(ص) از دوران کودکی بوده و در دفاع از او، آیین و رسالت وی از دست و زبان و جان و مال خویش فروگذار نبود. موارد زیر گوشه‌ای از حمایت‌های فداکارانة ابوطالب است:
ـ ابوطالب مجبور شد برای حمایت از پیامبر(ص) از موقعیت خود در بین قوم خویش دست بردارد و در وضعیتی ]درست[ ضد آن به سر برده و دشمن قوم خود و دیگر اقوام آن شهر و بلکه دشمن همة دنیا شود؛ و بالاتر این‌که او تبعید و انزوای اجتماعی را به خاطر حضرت و هرکه به او پناه برد، تحمل نموده و هرگز سازش نکرد؛
ـ ابوطالب به گرسنگی، فقر و محاصرة اقتصادی تن می‌دهد، حتی ثروت و تمام اندوختة خود را در آن انفاق می‌کند؛
ـ او خود را در صورت لزوم، جهت ورود به جنگی ویران‌گر که احتمالاً باعث از بین رفتن خاندان هاشم و مخالفین ایشان خواهد شد آماده می‌کند. وی خردسال‌ترین کودک خود علی(ع) را قربانی کرده و ]از سویی[ رنج غربت فرزند دیگر خود، جعفر را به حبشه، تحمل می‌کند؛
ـ ابوطالب با دست و زبان خود جهاد می‌کند، تمام امکانات مادی و معنوی خویش را در ]در این مسیر[ به‌کار می‌بندد، از مشکلات و سختی‌ها باکی ندارد، از این آیین دفاع می‌کند و با هر طریقی که بتواند با دقت و توجه از آن محافظت می‌نماید؛]21[
ـ ابوطالب در طول سال‌های محاصره هنگامی‌که شب‌ها مردم به بسترهای خود می‌رفتند، یکی از فرزندان یا برادران و یا عموزادگان خود را می‌فرمود تا در بستر رسول خدا(ص) بخوابد و متقابلاً از آن حضرت می‌خواست به بستری دیگر رود و آنجا بخوابد.]16[
بدین‌سان آن عموی بزرگوار در مقابل هرگونه سوء قصد احتمالی تدابیر احتیاطی لازم را به عمل می‌آورد و باآن‌که پیرمردی در آخرین سال‌های حیات خود بود او را در بستر خود ]یا بستر دیگر[ می‌خواباند و دیگری را به‌جای او می‌خوابانید و نیز هرازچندگاه جای رسول خدا(ص) را تغییر می‌داد. کمک و حمایت تا سرحد جان این‌گونه یاران راستین پیامبر(ص) بود که موجبات پایداری بیشتر و پیروزی اسلام را فراهم می‌آورد و از سوی دیگر تفرقه و عدم اتحاد از یکسو و کارشکنی منافقان به‌ظاهر مسلمان بود که به‌رغم شرایط پیروزی همچون احد، نتیجة شکست را برای مسلمانان رقم زد.]20[
نکتة قابل توجه دیگر در سیرة رسول خدا(ص) تمایل به استفاده از نیروی جوانان است. ایشان «هم به نسل جوان در حوزه‌های فرهنگی میدان می‌داد و هم آنها را در عرصه‌های مدیریت به کار می‌گرفت تا از انرژی و توانمندی و خلوص و مجاهدت‌شان استفاده نماید و هم شایسته سالاری را محور مدیریت خود قرار می‌داد نه شیخ‌گرایی و مسن‌گروی که معیارهای جاهلی بود و برای او شیخ و شباب در معیارگرایی و اصول مداری حکومتی فرقی نداشت و به تجربه، تعهد و طراوت و شادابی جوان نیز اهتمام ویژه‌ای داشتند و در طول دوران بعثت چه قبل از هجرت و چه بعد از هجرت از نیروهای کارآمد و شایستة جوان استفاده می‌کرد چنانکه مصعب بن عمیر مبلغ و گویندة نامی اسلامی را به درخواست اسعد بن زراره به‌عنوان سفیر تبلیغی و نمایندة فرهنگی خویش به مدینه اعزام کرد».]32[
حرکت بر اساس برنامه. رسول مکرم اسلام(ص) در بیانات ارزشمند خود می‌فرمایند: «اما دستاوردهاى هوشیارى: متانت، هدایت، نیکوکارى، پارسایى، کامیابى، میانه‌روى در راه‌پیمایى، میانه‌روی در امور زندگى، راستى، بزرگوارى و شناخت دین خدا؛ این‌همه در سایة هوشیارى نصیب خردمند مى‌شود؛ پس خوشا به حال آن‌که بر اساس برنامة درست گام برمى‌دارد».]16[
پیامبر اکرم، حضرت محمد(ص) به‌عنوان کامل‌ترین شخص در دین اسلام، همواره برنامه‌هایی در جهت تحقق اهداف مختلف جامعة اسلامی به‌کار می‌بردند. برنامه‌های ایشان در جنبه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، شهری، نظامی، امور مملکت‌داری و... بوده و حضرت راهبردهای مشخصی را درخصوص اجرای هریک از این برنامه‌های فوق‌الذکر به مرحلة اجرا می‌گذارند. حوزة برنامه‌ریزی پیامبر(ص) تنها محدود به جامعه و مردم نمی‌شود، بلکه ایشان در زندگی فردی خود نیز برنامه‌های لازم را داشته‌اند که می‌توان به برنامه‌ریزی در امور خانه، خانواده، عبادت، سفر و... اشاره کرد.
مهم‌ترین هدف پیامبر اسلام(ص) از برنامه‌ریزی سیاسی، دست‌یابی به امت واحده بوده است و یکی از مصداق‌های این برنامه‌ریزی از تلاش‌های پیامبر(ص) در جلوگیری از تشتت و پراکندگی اجتماعی جامعة آن روز از یکسو و در مقابل تلاش برای ایجاد نوعی وحدت سیاسی برای تحقق جامعة اسلامی است. تلاش‌های ایشان برای حذف انگیزه‌های عشیره‌ای و قبیله‌ای امت عرب در حضور اجتماعی آنان و نیز جایگزینی علایق و تمایلات اصیل و مذهبی، نمونه‌ای دیگر از برنامه‌ریزی‌های سیاسی حضرت برای تشکیل یک نظام واحد سیاسی در محیط متشنج و ناهمگون مردم جاهلی، و به دنبال اعطاء یک محور واحد و کوشش برای جلب انگیزه‌های اجتماعی مردم آن روزگار است.]14[ از دیگر برنامه‌های حضرت می‌توان به بیان مصداق‌هایی درزمینة برنامه‌های فرهنگی حضرت برای تحول عرب جاهلی به جامعة متمدن در مدینةالنبی اشاره کرد. حرکت‌های فرهنگی پیامبر(ص) عمدتاً با استفاده از آیات قرآن صورت می‌گرفته است. مردم جاهلیت در چند محور دچار مشکل اساسی بودند، افق دید آنها محدود، برنامة زندگی‌شان نامطلوب و از اندیشیدن دور بودند. پیامبر(ص) در همة این ابعاد برنامه‌های فرهنگی مناسبی ارائه فرموده‌اند.]10[ نبی مکرم اسلام(ص) با راهبردهای طرح نظریة توحید در مقابل شرک، به‌کارگیری قرآن کریم، توجه به جایگاه و ارزش تفکر و مبارزه با تقلید بی‌اساس، توجه به معاد برنامة فرهنگی خود را پیاده‌سازی نمودند.]18[
برای نمونه می‌توان به برنامة فرهنگی پیامبر(ص) در خصوص تغییر باورهای غلط عرب جاهلی و توجه دادن آنها به معاد و روز رستاخیز اشاره کرد. در جامعة جاهلی آن زمان، فرد مسئول ایمان خود نبود. مسئولیت به‌صورت دسته‌جمعی و قبیلگی طرح شده بود. اگر فردی خطا می‌کرد پدر یا رئیس قبیله و عشیره و کل قبیله بار گناه او را به دوش می‌کشید. اگر عضو قبیله خسارت یا زخمی به دیگری وارد می‌کرد قبیلة فرد مسئول بود، نه خودش، بنابراین مسئولیت شخصی در قبال بزه‌کاری مفهوم نبود و این به‌عنوان یک عامل اساسی موجب عدم تغییر رفتار اجتماعی می‌شد، در اینجا اندیشة معاد به میان آمد. پیامبر(ص) با به‌کاربردن استراتژی، امید برای انجام کارهای خوب و ترس از انجام کارهای بد را برای انسان‌ها افزایش داد. این استراتژی فرهنگی از روابط ناسالم اجتماعی، از ظلم و ستم‌های اقتصادی، از دروغ و ریا، خوردن مال یتیمان و ... جلوگیری کرده و در عوض به تقویت اعمال صالح می‌انجامید. چراکه این اندیشه رواج یافت که دنیا مزرعة آخرت است و هرچه در این دنیا بکاری در آخرت درو خواهی کرد. پیامبر اکرم(ص) در همة این مراحل از استراتژی فرهنگی تدریج بهره می‌برد. چراکه پیش‌برد برنامه‌های فرهنگی و کلیة برنامه‌های مربوط به دین، بدون رعایت اصل تدریج باعث خستگی زودهنگام جامعه از این برنامه‌ها شده و موجب طرد آنها می‌شود. لذا پیامبر اکرم(ص) به این نکته توجه داشتند که تمامی برنامه‌ها را با استراتژی فرهنگی اصل تدریج در اختیار مسلمانان قرار دهند.
از دیگر نمونه‌های برنامه‌ریزی فرهنگی پیامبر(ص) درزمینة توجه به جایگاه و ارزش تفکر و مبارزه با تقلید بی‌اساس بود. تکیه‌گاه اصلی اعتقادات در میان مردم جزیرةالعرب عادت و تقلید بوده این عادت به‌مرور زمان نوعی رابطة قدسی بین آنها و بت‌ها ایجاد کرده بود. همین رابطه پشتوانة احترام آنها بر این معتقدات بود. نفی این اعتقادات به معنای نفی عقل و استدلال بلکه درواقع به معنای نفی ارزش‌های آبا و اجدادی آنها بود. اگر کسی موفق می‌شد این قداست را از بین ببرد، این مردم هیچ استدلالی برای دوام و ثبات این اندیشه نداشتند. بر همین اساس مبارزة فکری پیامبر(ص) با اعتقادات مزبور به‌طور عمده بر دو محور خلاصه می‌شود: اول بی‌اعتبار کردن بت‌ها در چشم بت‌پرستان، دوم گذر دادن جامعه از بسنده کردن به حواس، به‌سوی اندیشیدن. این هر دو حرکت به‌طور هم‌زمان اتفاق افتاد. پیامبر اکرم(ص) برای سوق دادن بیشتر مردم به تفکر علاوه بر این‌که ساختار دین او به‌گونه‌ای طراحی شده است که عقلانیت انسان را تقویت می‌کند مرحلة اول، دعوت به تفکر است که در خلال آیات قرآن به آن پرداخته شده است. در مرحلة دوم تفکر را به‌عنوان عبادت بلکه بهترین عبادت مطرح می‌نماید. بهترین انگیزه برای ترغیب مردم به‌سوی یک عمل آن است که آن را عبادت معرفی کنند و بالاتر، تفکر ملاک ارزش‌گذاری عبادت می‌شود.]10[
یکی دیگر از برنامه‌ریزی‌های حضرت مربوط به زمینة امور اجتماعی است و به‌عنوان نمونه می‌توان به ترویج فرهنگ اخوت و برادری اشاره نمود. رسول مکرم اسلام(ص) با بیان «انما المؤمنون اخوه» قانونی را در بین مسلمانان مؤمن تشریع کرد و نسبتی را برقرار ساخت که قبلاً برقرار نبود. در منطق دین، مسلمان برادر مسلمان، چشم، آینه و راهنمای اوست و از ائمه(ع) منقول است: حقیقت ایمان آن است که بنده کامل نمی‌شود تا وقتی‌که برادرش را دوست بدارد.]24[ رسول خدا(ص) برای تحقق عینی اصل اخوت دو بار میان مسلمانان پیمان اخوت بست و این جلوة زیبای ایمانی را جلوة اجتماعی بخشید. بار اول پیش از هجرت میان مهاجرین بود که آنان را برای حرکتی بزرگ و سرنوشت ساز و سرفصلی جدید همراه با همه‌گونه سختی آماده کرد. بار دوم چندی پس از ورود به مدینه، نظامی الهی را پی ریخت و امت واحدی را تحقق بخشید. روشن است که ایجاد حکومت صالح و شکل دادن امتی یک‌پارچه و هم‌سو جز در سایة پیوند محکم انسان‌های مؤمن میسر نمی‌شود. اختلاف‌های میان مسلمانان سد بزرگی در راه این هدف‌های والا بود. ریشة اختلاف از یک‌سو اختلاف میان خود مردم مدینه یعنی قبایل اوس و خزرج بود که به سبب جنگ‌های طولانی عمق زیادی داشت. عقد اخوت کلیدی برای گشودن همة عقده‌ها بود.]24[ درواقع پیامبر(ص) با ایجاد عهد اخوت و پیمان برادری ساختار قومی و قبیله‌ای و پرداختن به تعصبات را از میان برد و محبت، دوستی و برادری را در میان مسلمانان رواج داد. پیامبر(ص) با طرح پیمان برادری انصار و مهاجرین، از ظرفیت خاص چارچوب اجتماعی جامعة عربی، در جهت اهداف تحقق امت واحده بهره می‌برد و به بیان نویسندگان تاریخ اسلام نه‌تنها موفقیت بارز پیامبر(ص)، باعث تعجب افرادی چون ابوسفیان شده که حتی آثار و پیامدهای این مساوات اسلامی تا مقدم داشتن در اموال و دارائی‌های مؤمنان نسبت به یکدیگر هم پیش رفت.]14[
پیامبر(ص) نه‌تنها اصول برنامه و برنامه‌ریزی را به‌طور کامل رعایت می‌کردند بلکه مقدمات برنامه‌ریزی را هم به بهترین نحو ممکن انجام می‌دادند. یکی از اصول مقدماتی و پیش‌شرط‌های اساسی در برنامه‌ریزی گردآوری اطلاعات و آگاهی از وضع موجود است. با نگاهی به سیرة پیامبر(ص) می‌توان سرشماری و گردآوری اطلاعات را در تمام زمینه‌ها یافت. این رویکرد بیانگر این است که حضرت هیچ کاری را بدون شناخت قبلی و آگاهی‌های لازم انجام نمی‌دادند. پیامبر اسلام پس از عقد برادری و اخوت بین مسلمین و تأسیس حکومت شهری مدینه دستور دادند تا فهرست کسانی که تاکنون اسلام آورده‌اند تهیه شود.]15[ همچنین رسول اکرم(ص) در سال ششم هجری، در هر قبیله، افرادی را به‌عنوان عریف تعیین کرد که مسئولیت گردآوری اطلاعات و آگاهی از وضع مردم را در جهت ارائه به حاکم برعهده داشتند. پیامبر اسلام(ص) همواره خواهان آمار دقیق مردان مسلمان بود و برای آمار مسلمانان مرد دفتر و سجله‌ای مدونی موجود بوده است.]27[ درواقع پیامبر(ص) آمار مردان مسلمان را برای کارهای مربوط به جنگ و برنامه‌ریزی در این زمینه و یا زمینه‌های دیگر تهیه می‌نمودند.
ارتقاء شاخص‌های عدالت اجتماعی. هر جامعه و یا حکومتی که در آن عنصر عدالت نباشد، محکوم به زوال و نابودی است زیرا بدون عدالت بنیاد ظلم و ستم بنا می‌گردد و ریشه‌های حکومت و پایه‌های حکومت و پایه‌های جامعه را به ویرانی می‌نهد. عنصر عدالت، از چنان اهمیت و اعتباری در اسلام برخوردار است که به‌عنوان مهم‌ترین هدف بعثت انبیاء یاد شده است: «لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ» اقامة قسط، همان اجرای عدالت است.]17[
رعایت عدالت یکی از اصلی‌ترین اصول در سیرة حکومتی پیامبر اکرم(ص) است، به‌طوری‌که ایشان شالودة مناسبات حقوقی و اقتصادی را بر قسط و عدل قرار داده بودند و در این میان اقدامات اساسی و دامنه‌داری انجام می‌دهند. به‌عنوان نمونه به موارد زیر اشاره می‌کنیم:
تقسیم اموال توسط عریفان: برای توزیع عادلانة ثروت، پیامبر(ص) مردم را به گروه‌های ده نفری تقسیم و برای هرکدام مسئولی تعیین کرده بود که «عریف» به معنای دانا و آشناست، یعنی کسی که یاران خود را می‌شناسد. معمولاً اموال توسط عریفان میان مردم به بهترین وجه تقسیم می‌شد، چون به‌خوبی یاران خود را می‌شناختند و از مقدار و چگونگی نیازشان باخبر بودند.]4[
رعایت اصل عدالت در تقسیم غنائم: اصل عدالت در تقسیم غنائم هم موردتوجه رسول خدا(ص) بود. یکی از مواردی که آن حضرت در تقسیم غنائم در نظر داشت این بود که نیاز و حاجات افراد نیازمند برطرف شود چنان‌که در هنگام تقسیم غنائمی که در جریان غزوة بنی‌نضیر به دست آمده بود تمامی غنائم با توافق انصار به مهاجرین داده شد و تنها به دو تن از انصار که به‌شدت نیازمند بودند سهمی اعطا شد.]12[
مصرف به‌اندازة نیاز: پس از پیروزی بر یهودیان ثروتمند بنی‌نضیر پیامبر(ص) از تقسیم زمین‌های آن میان مجاهدین خودداری نمود و مالکیت عمومی آن را اعلام کرد و در اختیار جامعة اسلامی گذاشت. سپس همة اموال منقول را میان مهاجران فقیر قسمت نمود و سهمی به انصار نداد چون به نظر پیامبر(ص) آنها احتیاج کمتری داشتند و مهاجرین محتاج‌تر بودند، همچنین در جنگ خیبر پیامبر(ص) از تقسیم اموال غیرمنقول میان جنگاوران خودداری ورزید و مقرر کرد که زمین‌ها، تماماً به همة مسلمان‌ها تعلق داشته باشد و نیز هنگامی که اموال زکات را تقسیم می‌کرد می‌گفت آن‌که بی‌نیاز است و آن‌که درآمدی دارد چیزی از مال زکات به او داده نخواهد شد. پیامبر(ص) با این اقدامات می‌خواست جلوی انباشتن ثروت را بگیرد و بنیاد نظام طبقاتی را براندازد. اگر هرکس در حد احتیاج، داشته باشد و بقیه را بدهد و یا از وی گرفته شود، ثروتمند و فقیری در جامعه پیدا نمی‌شود و درنتیجه نظام طبقاتی از بین می‌رود و عدالت و مساوات در زمینه‌های اجتماعی و اقتصادی تحقق پیدا می‌کند.]36[
ضبط اراضی حمی: «حمی» در لغت به معنای قرق کردن و به خود اختصاص دادن قطعاتی از زمین‌ها و چراگاه‌ها و جلوگیری از دیگران در استفاده و بهره‌برداری از آن است که ازجمله امتیازات اشراف و رؤسای جاهلی بود. رسول اکرم(ص) با اعلام «لا حمی الاالله» حمی را لغو و در اختیار فقرا قرار داد. حضرت رسول(ص) با صدور حکم: «الناس شرکاء فی الثلاث، الماء و الکا و النا؛ مردم در بهره‌برداری از آب، مراتع و روییدنی و منابع سوخت و مواد سوختنی شریک‌اند». سه نیازمندی اساسی و عمدة مردم در مالکیت اشتراکی جامعه قرار دادند. این سه هرگز به مالکیت خصوص و انحصاری درنمی‌آید.
تقویت فرهنگ کار و تلاش و تولید ثروت. بارزترین اثر کار، اثر اقتصادی آن است. نقش تعیین‌کنندة کار در رشد و توسعة اقتصادی و فقرزدایی، بر کسی پوشیده نیست. بی‌کاری و کم‌کاری، افزون بر آثار فردی منفی هم چون فقر و کاهش درآمد، پیامدهای ناگواری بر اقتصاد ملّی بر جای می‌گذارد، کاهش تولید، کاهش تقاضا و حاکمیت نوعی کسادی درنتیجة کاهش درآمد افراد بی‌کار و در پایان رکود فعالیت‌های اقتصادی و کاهش سرمایه‌گذاری برای دوره‌های آتی، ازجملة این پیامدهاست.
یکی از موضوعاتی که همواره مورد تأکید دین اسلام قرار گرفته است بحث کار، تلاش و پرهیز از بطالت و نیز مبنا قرار دادن کار برای شکوفایی استعدادهای انسان و تربیت وی است؛ و این امر هم در قرآن و هم در سنت قابل مشاهده است. منطق قرآن، منطق کار و تحرک است و موفقیت انسان هم در دنیا و هم در آخرت را درگرو کار و عمل می‌داند؛ اگرچه مفهوم کار ریشه در فطرت آدمی دارد و مورد توصیة عقل است، ولی خداوند تبارک و تعالی برای تأکید بیشتر و غفلت زدایی از وجود انسان‌ها، پیوسته ایشان را به کار و کوشش فراخوانده است؛ همان‌طور که فرمود: «و این‌که برای انسان جز آنچه تلاش کرده ]هیچ نصیب و بهره‌ای[ نیست.
طبق سیرة پیامبر اعظم(ص) اولین وظیفة مسئولین در جامعة اسلامی برای مبارزه با تحریم‌ها اهمیت دادن به موضوع اشتغال و ایجاد شغل‌های مناسب برای جوانان جویای کار است، چراکه می‌توان اشتغال را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ارکان در اقتصاد مقاومتی محسوب کرد.
در سیرة حضرت رسول(ص) نمونه‌های فراوانی از دعوت به کار و فعالیت افراد در جامعه و مبارزه با بی‌کاری و تن‌پروری مشاهده می‌شود و ایشان به‌شخصه برای ایجاد کار برای جوانان تلاش می‌کردند. بسیار دیده می‌شد که افرادی فقیر به خدمت پیامبر(ص) می‌رسیدند، اما حضرت به‌جای این‌که به آنها کمکی کند آنها را به کار و تلاش تشویق می‌کرد. رسول خدا(ص) بی‌کاری و تکدی‌گری را لکة سیاهی می‌دانست که در قیامت افراد به آن دچار می‌شوند و به همین جهت برای ایجاد کار و تولید ملی در جامعه دو اقدام مهم انجام می‌دانند: اول این‌که سرمایة اولیه‌ای را تهیه و در اختیار افراد جویای کار قرار می‌دادند تا این‌که صاحب کسب و کار شوند. دوم این‌که با افراد جویای کار مشورت و سپس آنها را راهنمایی می‌کردند تا بتوانند شغل مناسب و مورد علاقة خود را پیدا کنند.
نقل است یکی از یاران رسول خدا(ص) دچار فقر و محرومیت شده بود. روزی به پیشنهاد همسرش تصمیم گرفت به خدمت آن حضرت برود و با بیان مشکلی که برایش پیش آمده، از رسول خدا(ص) کمک بخواهد. وی با همین نیت به حضور رسول خدا(ص) رفت، اما قبل از این‌که سخنی بگوید، حضرت به او فرمود: «هر کس از ما کمکی بخواهد، ما به او کمک می‌کنیم، ولی اگر خود را بی‌نیاز بداند و دست حاجت پیش مخلوقی دراز نکند، خداوند او را بی‌نیاز می‌کند». او با شنیدن این سخن به خانه برگشت. روز دوم و سوم نیز هنگامی‌که برای گرفتن کمک از رسول خدا(ص) نزد آن حضرت رفت، همین سخنان را از ایشان شنید. این بار احساس کرد به خودش اعتماد و اطمینان بیشتری دارد. ازاین‌رو، به سراغ یکی از دوستانش رفت و تیشه‌ای از او به امانت گرفت. سپس به صحرا رفت و مقداری هیزم جمع کرد و فروخت و شب از دست‌رنج خود مقداری آذوقه تهیه کرد. روز بعد، دوباره کار خود را از سر گرفت و مدتی نگذشت که از همین راه، صاحب سرمایه و ثروت شد. روزی رسول خدا(ص) او را دید و لبخندی زد و فرمود: «نگفتم هرکس از ما کمکی بخواهد، ما به او کمک می‌کنیم، ولی اگر خود را بی‌نیاز بداند و دست حاجت پیش مخلوقی دراز نکند، خداوند او را بی‌نیاز خواهد کرد».]22[
روایات درزمینة ارزشمند بودن کار و الزامات آن بسیار است و بیان‌گر این‌که نگاه دینی به پدیدة کار از شاخص‌های مهم تربیتی در عرصة اقتصاد مقاومتی؛ از آن جمله پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: برترین کسب و درآمد، معاملة درست‌کارانه و کارکردن انسان با دست خودش است. هرکس خسته و رنجور از طلب رزق حلال در روز، شب را به روز آورد گناهانش بخشیده شده است. بر امّت خویش، بیش از هر چیز، از شکم‌پرستی و پرخوابی و بیکارگی و بی‌ایمانی بیمناکم.
وجود مبارک پیامبر اعظم(ص) به کار و تلاش اقتصادی در جهت تأمین معاش روزمره بسیار اهمیت می‌دادند و در کنار این رهنمود که «دوستی دنیا ریشة همة بدی‌هاست». می‌فرمودند: «کسی که با دست‌رنج خویش زندگی و معاش خود و عیالش را تأمین کند، مانند رزمنده‌ای است که در راه خدا می‌جنگد». و نیز «به‌دست‌آوردن روزی حلال بر هر زن و مرد مسلمان واجب است». پیامبر اسلام(ص) خود از کودکی، مخالف بطالت و تنبلی و دائم در حال تلاش سازنده بود. در یکی از روزهایی که در کفالت حلیمه بود از او پرسید: برادرانم روزها کجا می‌روند؟ حلیمه گفت گوسفندان را به چراگاه می‌برند. گفت: من هم از امروز با آنان خواهم بود. در هفت سالگی ایشان را دیدند که خاک و کلوخ در دامن ریخته و در خانه‌سازی عبدالله بن جدعان کمک می‌کند، در طول زندگی او دیده نشد که روزی را به بیهودگی بگذراند. در مقام و نیایش همیشه می‌فرمود: «خداوندا از بی‌کاری و تنبلی و زبونی به تو پناه می‌برم». مدتی نیز به شبانی گوسفندان ابوطالب می‌پرداخت.]5[
سیرة عملی پیامبر اکرم(ص) و ائمة معصوم(ع) این بوده است که بار زندگی خود را شخصاً به دوش می‌کشیدند و هیچ‌گاه برای تأمین ضروریات زندگی، خود را وابسته به دیگران نمی‌کردند. این امر بیان‌گر نوع نگرش آن برگزیدگان، به دنیا و رابطة دنیا با آخرت است و بر اندیشه‌های انحرافی زاهدمآبانه که کار و تولید را با کمالات معنوی و مصالح اخروی در تضاد می‌دانستند و یا افکار باطل ارباب مآبانه که کار را وظیفة افراد پست و پایین جامعه قلمداد می‌نمودند، خط بطلان می‌کشد.
انس بن مالک می‌گوید: هنگامی‌که رسول خدا(ص) از جنگ تبوک برمی‌گشت، سعدانصاری ـ یکی از کارگران مدینه ـ به استقبال آن حضرت آمد. وقتی پیامبر(ص) با او دست داد احساس کرد که دستان وی زبر و خشن است! نبی مکرم(ص) سؤال کرد: چرا دستان تو این‌قدر خشن و زبر است؟ عرضه داشت: یا رسول‌الله، این خشونت و زبری دستان من به خاطر کارکردن با بیل و طناب است تا مخارج خانواده‌ام را تأمین کنم. پیامبر(ص) دستان او را بوسید و فرمود: «این دستی است که آتش جهنم آن را لمس نخواهد کرد».(نوری، 1408، ص 269)
پیامبر گرامی اسلام(ص) می‌فرمایند: «بازرگانان صادق و درست‌کار، در روز قیامت با صدیقان و شهیدان حشر می‌گردند». و در روایتی دیگر فرموده‌اند: «خداوند شخص مؤمن پیشه‌ور را دوست دارد».]23[
در اسلام بی‌کاری مردود و مطرود است و کار به‌عنوان یک امر مقدس شناخته شده است. در زبان دین وقتی می‌خواهند تقدس چیزی را بیان کنند به این‌صورت بیان می‌کنند که خداوند فلان چیز را دوست دارد. مثلاً در حدیث وارد شده است: «خداوند مؤمنی را که دارای یک حرفه است و بدان اشتغال دارد دوست دارد». یا این‌که گفته‌اند: «کسی که خود را برای ادارة زندگی‌اش به مشقت می‌اندازد مانند کسی است که در راه خدا جهاد می‌کند». در حدیث نبوی معروف است که فرمودند: «هرکسی که بی‌کار بگردد و سنگینی(اقتصادی) خود را بر دوش مردم بیاندازد ملعون است و لعنت خدا شامل اوست».]23[
پیامبر(ص) در مذمت بی‌کاری با بیان این‌که پنج دسته از مردم هستند که دعایشان به اجابت نمی‌رسد، یکی از آن دسته را «مردی که در خانة خود بی‌کار بنشیند و بدون این‌که دنبال تلاش و طلب روزی برود، بگوید خدایا روزی نصیب من کن، دعایش مستجاب نمی‌شود».
همچنین در روایات آمده است که هرگاه حضرت مردی را ملاقات می‌نمودند، سؤال می‌کرد آیا شغلی داری؟ اگر می‌گفت بی‌کار است، می‌فرمود: «این (شخص) از چشم من افتاد». عرض می‌کردند چرا؟ و می‌فرمود؟ «زیرا اگر مؤمن بی‌کار باشد، دین خود را اسباب معیشت خود قرار می‌دهد». زیرا بی‌کاری مردم مایة گستاخی و ناسپاسی و موجب شیوع کارهای زشت می‌گردد. فرد بی‌کار از فرط گستاخی و بیهودگی و ناسپاسی به کارهایی دست می‌زند که برای خود و اطرافیانش زیان‌های زیادی به بار می‌آورد. به همین دلیل حضرت به افراد بی‌کار سرمایه می‌داد تا به شغل آبرومندی دست یابند یا به‌گونه‌ای آن را راهنمایی می‌نمود تا بتوانند شغل درآمدزایی داشته باشند. روزی یکی از انصار به حضرت مراجعه نمود و از فقر شکایت نمود و گفت ممکن است تا برگردم برخی از اهل منزلم از گرسنگی تلف شده باشند! به او فرمود برو ببین چیزی در خانه است هست. رفت و فرشی پاره و قدحی آورد. پیامبر(ص) به اصحاب فرمود: چه کسی اینها را می‌خرد؟ یکی به دو درهم خرید. پیامبر(ص) فرمود: با یک درهم برای خانه غذایی فراهم کن و با یک درهم تبری بخر و نزد من بیا. او چنان کرد و پیامبر(ص) فرمود: حالا به فلان دره برو و خار و هیزمی را رها مکن و همة آنها را جمع کرده و بفروش و تا ده روز پیش من نیا. او رفت و پس از ده روز آمد و گفت: یا رسول‌الله در این فرمان که دادی، برکت بود. پیامبر(ص) فرمود: این کار و تلاش، برای تو بهتر است از آن‌که در قیامت بیایی و لکة سیاه گدایی در تو باشد! سیرة حضرت بر این بود که افراد با کمک‌های مالی بلاعوض مانند صدقه و زکات بدعادت نشوند و آنان را به کار و تلاش ترغیب می‌نمود تا بر بازوان خویش تکیه و معاش خود را تأمین نمایند. نزد پیامبر(ص) گفتند فلانی نماز زیاد می‌خواند و روزه می‌گیرد. حضرت فرمود چه کسی او را آب و نان می‌دهد گفتند: همة ما. فرمود: «همة شما از او برترید». پیامبر اکرم(ص) برای رفع وابستگی‌ها و ایجاد شخصیت مستقل و باعزت برای انسان‌ها با روحیة وابستگی و سربار دیگران بودن مبارزه می‌کرد و انسان‌ها را تشویق می‌کرد که از دست‌رنج خویش ارتزاق کنند به همین دلیل فرمودند: «از دست‌رنج خویش بخورید و هرکس از خویش بخورد خداوند با نظر رحمت به او نگاه خواهد کرد و او را عذاب نمی‌کند». تقویت همین روحیه باعث می‌شود که در اجتماع پدیدة ناهنجار تکدی‌گری رواج پیدا نکند.]5[
4. نتیجه‌گیری و پیشنهادها
خلاصة کلام آن‌که جامعه‌ای می‌تواند به عزت و سربلندی برسد که اولاً استعدادهای درونی خود را کاملاً بشناسد و ثانیاً با اعتمادبه نفس و توکل به خدای متعال از تمام ظرفیت‌های خود در راستای عملی شدن اقتصاد مقاومتی بهره ببرد و با انجام این امور است که طبق وعدة خداوند متعال که فرمود: و خداوند هرگز بر ]زیانِ[ مؤمنان، براى کافران راه ]تسلّطى[ قرار نداده است. جامعة اسلامی می‌تواند با استقلال و عزت و سربلندی پایدار باشد و زیر سلطة هیچ ابرقدرتی نباشد.
در ادامه به‌طور خلاصه راهبردهای اتخاذ شده توسط نبی مکرم اسلام(ص) در هریک از ابعاد اقتصاد مقاومتی آمده است:






پیشنهادها
زندگی پیامبر بزرگ اسلام(ص) الگوی بسیار ارزشمندی است که باید از آن نه فقط در زندگی روزمره استفاده کرد، بلکه باید نصب‌العین در تصمیم‌گیری‌های کلان باشد. همچنین با توجه به این‌که اقتصاد مقاومتی درون‌زا و برون‌نگر است باید از حداکثر توان کشور در این راستا بهره گرفت. به این ترتیب پیشنهاد می‌شود سایر پژوهشگران کارکردهای متقابل خانواده، فرهنگ اصیل اسلامی و نیز ضرورت‌های فرهنگی را در رابطه با مقولة اقتصاد مقاومتی موردبررسی قرار دهند.
منابع
1. Alizadeh, Mohammad Rezaei, Hadi, Zaidizadeh, Samira (2013). Recognition of Economic-Islamic Behaviors in Sanctions: By Emphasizing the Prophet and Alavi's Sons, The First Conference on the Lifestyle of the Prophet (PBUH), Zahedan.
2. Al-Sharif al-Razi, Abulhassan Mohammad, Nahj al-Balaghah, translation of Mohammad Dashti (2009). Baqiyat Allah (AS).
3. Asghari, Mahmoud (2013). Strategic Principles in the Economic Way of the Imam (AS), Andisheh Area, 74.
4. Bi Azar Shirazi, Abdolkarim (1989). Islamic Economics Organization, Tehran Islamic Culture Islamic Culture Publishing House: 107.
5. Borhanian, Abdolhossein (2006). A Look at the Economic Behavior of the Prophet of God (pbuh). Al-Hussein. 9.
6. Danesh Jafari, Davood, Karimi, Samaneh (2015). Oil, Sixth Program of Development and Resistance Economics, Journal of Strategic and macroeconomic policy, 2(8): 1 -35
7. Delshad Tehrani, Mostafa (2007). Prophet Sera, Practical Logic, Sea Publishing, Third Office, Fourth Edition, Tehran.
8. Farzandi Ardakani, Abbasali, Yousefi, Meysam, Annapur Kheirabadi, Majid (1394). Resistance Economics in the Islamic Republic of Iran: Challenges and Strategies, Quarterly Journal of Contemporary Islamic Revolution Research, 1(1): 63 - 87.
9. Gholami Firoozjaee, Ali (2013). The Economic View of God's Prophet in the Market and Trade, The First Conference on the Lifestyle of the Prophet (PBUH), Zahedan.
10. Haji Ahmadi, Mahmoud (2006), Prophet Muhammad (PBUH) and Cultural Change of Jahili Society, Journal of the Faculty of Literature & Humanities University of Isfahan 2: 44-45.
11. Hamidian, Barat (2013). The Economic Model of Prophet Muhammad (pbuh) "The teachings of Islamic Economics in the Prophet's Sons", The First Conference on the Lifestyle of the Prophet (PBUH), Zahedan.
12. Hassan Allahi, Manouchehr (2007). A Look at the Sīra of the Prophet (PBUH), Book Garden, First Edition, Qom.
13. Hassanaliyan, Somayeh (2013). Poverty and the responsibility of the government in theology and prophethood (PBUH), the first conference of the lifestyle of the Prophet (PBUH), Zahedan.
14. Hosseini, Seyed Hossein (2000). Prophet Muhammad (PBUH & HP).
15. Ja'fari Faezi, Ghazanfar Ali (1999). Foreign Policy of the Prophet Muhammad (PBUH), Qom: Publishing of the Pilgrims, First Edition.
16. Javadi Amoli, Abdullah (2012). Mofatayyah al-Hayah, Esara, First edition.
17. Javanmehr, Hussein (2004). The Prophet of the Prophet (PBUH), Rasht: Book Mobin J 1, 146.
18. Mahdizadeh Ardakani, Mohammad (2013). Management, Planning and Presentation of the Solution of the Prophet of Islam (PBUH), The First Lifestyle Conference of the Prophet (PBUH), Zahedan.
19. Makarem Shirazi, Nasser (2005). Sample Interpretation, Dalecke Eslamia.
20. Mohammad Abu Zohre, translated by Hossein Saberi (2001). Khatam the Prophets, Astan Quds Razavi, 2: 21.
21. Morteza Ameli, Seyyed Ja'far, translation of Hossein Taj Abadi (2016). Sireh Sahih of the Great Prophet Muhammad (pbuh), Ambassador Ardel, 2: 190
22. Motahari, Morteza (1960). The story of Rustan, 1: 6
23. Motahari, Morteza (2006). Speeches and Advices, Tehran, Sadra.
24. Nekounam, Ali (2011). Methods of Confidence Building in the Prophet Muhammad's System of Government, Afagh Dean Quarterly, 2(7)
25. Noghani, Azar (2013). The Economic Epic in the Prophet's Sons, The First Lifestyle Conference of the Prophet (PBUH), Zahedan.
26. Nosrati Nahuk, Um Salama; Arash, Abdul Aziz; Berhanzhi; Naima (2013). Work and Employment in the Prophet's Prophet's Sons; The First Conference on the Lifestyle of the Prophet (PBUH), Zahedan.
27. Pour Amini, Mohammad Baqer (2007). Prophet Muhammad (PBUH) Sīra and Date, Qom: Office of the Publication of Ma'aref, Third Edition.
28. Saeedi, Mohammad Saleh (2007). Shahnaz Ayyad al-Din, Sanandaj: Kurdistan Fourth Edition.
29. Sha'bani, Ahmad; Talpoli, Seyed Reza (2014). Components of Resistance Economics in Popular Literature and in Expression of the Supreme Leader, Aqaq Quarterly, and Security, 7(25).
30. Sha'bani, Fatemeh, Soleimani, Khalil (2013). The role of social capital in the economy, with emphasis on the life of the Prophet Muhammad (PBUH), the first conference of the lifestyle of the Prophet (PBUH), Zahedan.
31. Tavakkoli, Morteza Pour Ebrahimi, Fatemeh, Pourjafar Abadi, Mahdiyeh (2013). Pathology and Modification of Rural Household Consumption Patterns in Adaptation to the Prophet's Sons and Presenting the Desirable Islamic Model of Iran, The First Lifestyle Conference of the Prophet (PBUH), Zahedan.
32. Mansour (2013). Azarkordad, Fatemeh, Ghavidel Heidari, Mahboubeh; The Importance of Work and Employment in the Prophet's Sons (PBUH), The First Conference on the Lifestyle of the Prophet (PBUH), Zahedan.
33. The Holy Quran.
34. Tuserikani, Mohammad Reza (2005). Prophet (pbuh), Top Model, Second Edition, Aram Del Publication, Tehran.
35. Vardbasbi, Abuzar (1978). Ownership and Immigration in the Sunnah of the Prophet (pbuh) and Ali (pbuh) of the publication of Adalat: 12.
36. Yasrebi Naeini, Seyed Ehsan, Mehdiyan Moghaddam, Nasrin (2013). Resistance Economics at the Beginning of Islam and the Age of the Prophet Yusuf (AS), The First Lifestyle Conference of the Prophet (PBUH), ZahedanConference on the Lifestyle of the Prophet (peace be upon him and his family), Zahedan.
37. http://www.hawzah.net
38. http://iec-md.org
39. http://it.whc.ir
40. http://www.porsemanequran.com
41. http://lib.ahlolbait.com/parvan/home
42. http://www.tebyan.net
43. http://radio.irib.ir/maaref/library
44. https://rasekhoon.net
45. http://thaqalain.ir
46. http://khamenei.ir 12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45

]
4
| | |
| 0 رای

نظرات

  • نظرات ارسالی پس از تایید منتشر خواهد شد
  • پیام‌های حاوی توهین و تهمت منتشر نمی‌شود

آرشیو مطالب

Skip Navigation Links.

دسته بندی ها

Skip Navigation Links.