پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله در اندیشه و کلام مقام معظم رهبری(قدس سره)
«ام سلمه یک شب دید پیامبر نیست؛ رفت دید مشغول دعا کردن است و اشک میریزد و استغفار میکند و عرض میکند: "اللهم و لاتکلنی الی نفسی طرفة عین" ام سلمه گریهاش گرفت. پیامبر از گریه او برگشت و گفت: این جا چه میکنی؟ عرض کرد: یا رسول الله! تو که خدای متعال این قدر عزیزت میدارد و گناهانت را آمرزیده است ـ «لیغفر لک الله ما تقدم من ذنبک و ما تأخر» ـ چرا گریه میکنی و میگویی خدایا ما را به خودمان وانگذار؟
فرمود: "و ما یؤمننی" ؛ اگر از خدا غافل بشوم، چه چیزی من را نگه خواهد داشت؟ این برای ما درس است».
بسماللهالرحمنالرحیم
پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله در اندیشه و کلام مقام معظم رهبری(قدس سره)
منبع: پایگاه نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها
1. «اسلامی که رسول اکرم ـ صلی اللّه علیه وآله ـ و اولیای الهی برای آن جان دادند...اسلامی که به پایین دستهای جامعه، قدرت و عزت و آقایی میدهد... اسلامی که زورگویان و قلدران و قدرتمندان ظالم را از سریر قدرت به زیر میکشد... آن اسلام مورد نظر ماست.»
2. «هرکسی که به خط انقلاب و اسلام ناب محمدی ـ صلی الله علیه و آله ـ نزدیکتر است، به ضربات و حملات و تهمتها و هوچیگریها و سوء قصدها و بدجنسیها و موذیگریهای جناح استکبار هم نزدیکتر است.»
3. «نام مقدس پیامبر ـ صلی اللّه علیه وآله ـ یکی از پرجاذبهترین پدیدههای اسلامی برای کلیة مسلمانان عالم است؛ چون مسأله، مسألة عاطفه و ایمان با هم است. لذا قوت عملکرد این یاد و این نام برای صحنههای مربوط به مسلمین، از بسیاری از پدیدههای دیگر اسلامی که فقط بر ایمان متکی است و عواطف در آن نقش ندارد، بیشتر است».
4. «این حرف درستی است که ما ادعا کنیم بعثت خاتم الانبیاء ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ عید بشریت است؛ چون در این مقطع، با تعالیم اسلام، همة دردهای اصلی بشریت، با بهترین علاجها و تداویها، قابل تداوی شده است».
5. «خدای متعال به ما مسلمانان دستور داده است که از پیامبر تبعیت کنیم. این تبعیت، در همه چیز زندگی است، آن بزرگوار، نه فقط در گفتار خود، بلکه در رفتار خود، در هیأت زندگی خود، در چگونگی معاشرت خود با مردم و با خانواده، در برخوردش با دوستان، در معاملهاش با دشمنان و بیگانگان، در رفتارش با ضعفا و با اقویا، در همه چیز اسوه و الگوست».
6. «صحنة اول از زندگی پیامبر، صحنة دعوت و جهاد بود. کار مهم پیامبر خدا، دعوت به حق و حقیقت، و جهاد در راه این دعوت بود. در مقابل دنیای ظلمانی زمان خود، پیامبر اکرم دچار تشویش نشد، چه آن روزی که در مکه تنها بود، یا جمع کوچکی از مسلمین او را احاطه کرده بودند و در مقابل سران متکبر عرب، صنادید قریش و گردنکشان، با اخلاقهای خشن و با دستهای قدرتمند قرارگرفته بودند، و یا عامة مردمی که از معرفت، نصیبی نبرده بودند، وحشت نکرد؛ سخن حق خود را گفت، تکرار کرد، تبیین کرد، روشن کرد، اهانتها را تحمل کرد، سختیها و رنجها را به جان خرید، تا توانست جمع کثیری را مسلمان کند، و چه آن وقتی که حکومت اسلامی تشکیل داد و خود در موضع رئیس این حکومت، قدرت را به دست گرفت».
7. «پیامبر در صحنة دعوت و جهاد، یک لحظه دچار سستی نشد، و با قدرت، جامعة اسلامی را پیش برد تا به اوج عزت و قدرت رساند و همان نظام و جامعه بود که به برکت ایستادگی پیامبر در میدانهای نبرد و دعوت، در سالهای بعد توانست به قدرت اول دنیا تبدیل شود».
8. «صحنة دوم از زندگی پیامبر، رفتار آن حضرت با مردم بود. هرگز خلق و خوی مردمی و محبت و رفق به مردم و سعی در استقرار عدالت در میان مردم را فراموش نکرد؛ مانند خود مردم [در] متن مردم زندگی کرد؛ با آنها نشست و برخاست کرد؛ با غلامان و طبقات پایین جامعه، دوستی و رفاقت کرد، با آنها غذا میخورد، با آنها مینشست؛ با آنها محبت و مدارا میکرد، قدرت او را عوض نکرد؛ ثروت ملی او را تغییر نداد؛ رفتار او در دوران سختی و در دورانی که سختی بر طرف شده بود، فرقی نکرد ؛ در همه حال با مردم و از مردم بود؛ رفق به مردم میکرد و برای مردم عدالت میخواست. در جنگ خندق، پیامبر اکرم خودش در خندق کندن در برابر دشمن، با مردم مشارکت میکرد و مانند مردم گرسنگی میکشید».
9. پیامبر ـ صلی اللّه علیه وآله ـ با غلامان نشست و برخاست میکرد و با آنها غذا میخورد او بر روی زمین نشسته بود و با عدهای از مردمان فقیر غذا میخورد. زن بیابان نشینی عبور کرد و با تعجب پرسید: یا رسول الله! تو مثل بندگان غذا میخوری؟ پیامبر تبسمی کردند و فرمودند: «ویحکِ ایُّ عَبدٍ اُعبُد منّی» از من بندهتر کیست؟ او لباس ساده میپوشید. هر غذایی که در مقابل او بود و فراهم میشد، میخورد؛ غذای خاصی نمیخواست؛ غذایی را به عنوان نامطلوب رد نمیکرد، در همة تاریخ بشریت، این خلقیات بینظیر است».
10. «در عین معاشرت، او (پیامبر) در کمال نظافت و طهارت ظاهری و معنوی بود، که عبدالله بن عمر گفت: از او بخشندهتر و یاری کنندهتر و شجاعتر و درخشانتر کسی را ندیدم. این، رفتار پیامبر با مردم بود. معاشرت انسانی، معاشرت حسن، معاشرت مانند خود مردم، بدون تکبر، بدون جبروت».
11. «با این که پیامبر هیبت الهی و طبیعی داشت و در حضور او مردم دست و پای خودشان را گم میکردند، اما او با مردم ملاطفت و خوش اخلاقی میکرد. وقتی در جمعی نشسته بود، شناخته نمیشد که پیامبر و فرمانده و بزرگ این جمعیت است. مدیریت اجتماعی و نظامی او در حد اعلی بود و به همه کار سر میکشید».
12. «صحنة سوم زندگی پیامبر ذکر و عبادت الهی آن حضرت بود. پیامبر با آن مقام و با آن شأن و عظمت، از عبادت خود غافل نمیشد؛ نیمه شب میگریست و دعا و استغفار میکرد».
13. «ام سلمه یک شب دید پیامبر نیست؛ رفت دید مشغول دعا کردن است و اشک میریزد و استغفار میکند و عرض میکند: "اللهم و لاتکلنی الی نفسی طرفة عین" ام سلمه گریهاش گرفت. پیامبر از گریه او برگشت و گفت: این جا چه میکنی؟ عرض کرد: یا رسول الله! تو که خدای متعال این قدر عزیزت میدارد و گناهانت را آمرزیده است ـ «لیغفر لک الله ما تقدم من ذنبک و ما تأخر» ـ چرا گریه میکنی و میگویی خدایا ما را به خودمان وانگذار؟
فرمود: "و ما یؤمننی" ؛ اگر از خدا غافل بشوم، چه چیزی من را نگه خواهد داشت؟ این برای ما درس است».
14. «در روز عزت، در روز ذلت، در روز سختی، در روز راحتی، در روزی که دشمن، انسان را محاصره کرده است، در روزی که دشمن با همة عظمت، خودش را بر چشم و وجود انسان تحمیل میکند، و در همة حالات، خدا را به یاد داشتن، خدا را فراموش نکردن، به خدا تکیه کردن، از خدا خواستن؛ این، آن درس بزرگ پیامبر به ماست».
15. «خدای متعال در همة صحنهها به یاد پیامبر بود، و رسول اکرم در همة صحنهها از خدا استمداد کرد، از خدا خواست و از غیر خدا نترسید و نهراسید؛ راز اصلی عبودیت پیامبر در مقابل خدا این است؛ هیچ قدرتی را در مقابل خدا به حساب نیاوردن، از او واهمه نکردن، راه خدا را به خاطر دیگران قطع نکردن».
16. «بعثت نبی اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ یک حرکت عظیم در تاریخ بشر و در راه نجات انسانها و تهذیب نفوس و ارواح و اخلاق بشر و مقابله با مشکلات و مصایبی بود که بشر در همة دوران با آن رو به رو بوده و هنوز هم هست».
17. «معنای این که غایت و هدف بعثت، نجات انسان است این است که آنچه پیامبر و اسلام به مردم دادند، یک نسخة شفابخش برای همة ادوار است؛ نسخهای است در مقابل جهل انسانها؛ در مقابل استقرار ظلم، در مقابل تبعیض؛ در مقابل پایمال شدن ضعفا به دست اقویا؛ در مقابل همة دردهایی که از آغاز خلقت، بشر از آن دردها نالیده است. مثل همة نسخههای دیگر، اگر عمل شد، نتیجه خواهد داد؛ اگر متروک شد، یا بد فهمیده شد، یا جرأت و گستاخی اقدام به آن وجود نداشت، کأن لم یکن خواهد بود. بهترین أطبا اگرصحیحترین نسخهها را به شما بدهند، اما شما نتوانید آن را بخوانید یا بد بخوانید، یا تحمل نکنید و در نتیجه متروک بماند، چه تأثیری به حال بیماری خواهد داشت، و چه عیبی بر آن طبیب حاذق است؟»
18. «رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله ـ نشانة حقیقی مؤمن را حفظ امانتها و صدق لهجه و راستگویی معین فرمود».
19. «پیامبر اسلام برای آن که ارزشها و اخلاق اسلامی کاملاً در جامعه جا نیفتد و با روح و عقاید و زندگی مردم مخلوط و ممزوج بشود. فضای زندگی را با ارزشهای اسلامی آغشته میکرد».
20. «پیش پیامبر میآمدند و از یکدیگر بدگویی میکردند و چیزهایی را دربارة یکدیگر میگفتند؛ گاهی راست و گاهی هم خلاف واقع ؛ پیامبر اکرم ـ صلی اللّه علیه وآله ـ به مردم فرمودند: «هیچکس دربارة اصحابم به من چیزی نگوید دایماً نزد من نیایید و از همدیگر بدگویی کنید. من مایلم وقتی که میان مردم ظاهر میشوم و به میان اصحاب خود میروم، "سلیم الصدر" باشم؛ یعنی با سینة صاف و پاک و بدون هیچگونه سابقه و بدبینی به میان مسلمانها بروم».
21. «یکی از کارهای رسول الله ـ صلی اللّه علیه وآله ـ این بود که فضای جامعه را یک فضای مهربان و سرشار از مهر و محبت بسازد تا همة مردم در آن، نسبت به یکدیگر محبت بورزند و به چشم حسن ظن و خوشبینی به یکدیگر نگاه کنند؛ امروز هم تکلیف ما همین است».
22. «آن بزرگوار (پیامبر) تا آنجا که حضور داشت و در سعة وجودش بود، نمیگذاشت که در جامعة اسلامی، مسلمانها ـ حتی در یک مورد ـ نسبت به کسی بغض و کینه و عداوت داشته باشند؛ یعنی پیامبر ـ صلی اللّه علیه وآله ـ با حکمت و حلم خود، حقیقتاً یک محیط شیرین و سالم و فضای آغشته به محبت را به وجود میآورد».