درود بر پیامبر(ص) از زبان امام سجاد(ع)
محمد(ص) از مکه که زادگاه و معبد و مسجد و خانة آباء و امهاتش بود، به مدینة غریب و ناشناس هجرت کرد تا قرآن مجید را همچون خورشید تابان بر آسمان حیات بشرى برکشد و جهان را از فروغ این چراغ آسمانى گرم و روشن بدارد.
بسماللهالرحمنالرحیم
بسماللهالرحمنالرحیم
درود بر پیامبر(ص) از زبان امام سجاد(ع)
نویسنده: جواد فاضل
منبع: فرهنگ کوثر، 1380، شمارة 49
و همچنان وى را سپاسگذاریم که با بعثت بندة پرهیزگار و گرامى خود محمد(ص) بر ما منت گذاشت و دنیاى تاریک ما را در فروغ این چراغ آسمانى روشن فرمود.
امتهاى گذشته از این شرف که بر امت ما کرامت شده، محروم بودند.
نور محمد(ص) در آسمانها عطیهاى بود که طى روزها و روزگارها ذخیره مانده بود تا سرانجام در آخرالزمان به امت مرحومه ارزانى شود و روشنایى خاموشى ناپذیرش بر دل و جان ما بتابد.
قدرت الهى هرگزشکست نمىخورد و به بنیاد ارادت و مشیت علیایش هرگز خلل نمىرسد.
اراده کرده بود که آخرالزمان را از برکت وجود محمد(ص) شاداب و آباد بدارد و قدرت لایزالش این برکت را از صبح ازل به خاطر ما نگاه داشت تا آن روز که لواى نبوت به دست گرفت و در وحشتکدة مظالم و معاصى و کفر و شرک، صلاى توحید در داد.
و بدین ترتیب او را خاتم انبیا قرار داد و ما را نیز به نام خاتم امتها یاد فرمود.
ما را به نام خاتم امم یاد فرمود و بر اقوام و ملل گذشته، سیادت و برترى بخشید.
ما را در برابر لجاج و انکار گمراهان گواه گرفت و به شمار اندک ما بر گروههاى انبوهى که در اعصار و قرون مىزیستند، افزونى داد.
به روان پاک محمد(ص) درود باد که وحى تو را با امانت و صمیمیت به بندگان تو رسانید و به شایستگى از میان بندگان تو مبعوث شد و جناب اقدس تو بر قامت وى خلعت نبوت پوشانید.
محمد(ص) امام رحمت و واسطة فیض و پیشواى خیرات و اصلاحات و کلید برکت و نعمت بود.
محمد(ص) دین مقدس تو را در زمین آنچنان که سزاوار بود با علو و عظمت جلوهگر ساخت.
آنچنان که جان عزیز خود را به رضاى تو در راه جهاد مقدس خویش بر کف گذاشت؛ تن نازنین خود را نیز به خاطر تو در طوفان حوادث به مشقتها و رنجها تسلیم فرمود.
پیشانى بندگى در پیشگاه عظمت تو بر خاک نهاد و دست التجا و تضرع به درگاه تو برافراشت. دودمان خویش را براى اعتلا و عظمت کلمة توحید به قربانگاه گسیل کرد و بر خویشاوندان خود که همچنان به مکابره و عناد ادامه مىدادند و از انحراف به استقامت نمىگراییدند، حمله برد و رشتة رحامت را با دم شمشیر ببرید. بیگانگان مؤمن و صالح را به خویشتن نزدیک ساخت و خویشان ملحد و منافق را به جرم الحاد و نفاق، بیگانه شمرد و از جوار خویش طردشان کرد.
محمد(ص) در راه رضاى تو، سیاه را بر سفید و درویش را بر توانگر و بیگانه را بر خویش و دور را بر نزدیک، برگزید و عاشقانه به تبلیغ وحى تو و اعلاى قانون تو و تعظیم قرآن تو پرداخت. تا آن جا که از شهر و دیار خود آواره ماند و خاک «بطحا» را به امید آن که در ادامة تبلیغ آزادتر و قوىتر گردد، ترک گفت و رو به جانب «یثرب» گذاشت.
محمد(ص) از مکه که زادگاه و معبد و مسجد و خانة آباء و امهاتش بود، به مدینة غریب و ناشناس هجرت کرد تا قرآن مجید را همچون خورشید تابان بر آسمان حیات بشرى برکشد و جهان را از فروغ این چراغ آسمانى گرم و روشن بدارد.
محمد(ص) در این فداکارى عظیم جز اعظام دین تو و اعلاى کلمة تو و سرکوبى دشمنان تو، هدف دیگرى نداشت.
و بدین ترتیب در خانة هجرت به تجهیزات و تسلیحات مسلمانان همت گماشت و از آنجا به امید این که درخت کفر را از ریشه برکند و بر جایش نهال بارور راستى و درستى بنشاند، برضد بتخانهها به جنگ برخاست.
همه جا دست تواناى تو پشتیبان او بود و لواى ظفر و سعادت از آسمانها بر فرق گرامش سایه مىانداخت.
تا آن که بتپرستان قریش را در خانههایشان از پاى درآورد و بتخانهها را بر سرشان ویران ساخت و فرمان گرانمایة تو را جبراً و قهراً بر زندگى ننگین و نکبت گرفتة آنان تحمیل کرد.
پروردگارا! روح مقدس محمد(ص) را در اعلى علیین به جوار خویش بپذیر و به پاداش رنجها و زحمتهایى که آن روح مقدس در راه رضاى تو و سعادت بندگان تو به خود پذیرفته، قرین رضا و مسرتش فرماى.
آنچنان بر منزلت و مرتبتش بیفزاى که از آفریدگان تو، کس همسنگ و هموزن وى نباشد و بر فرشتگان مقرب و پیامبران مرسل تو برترى و مهترى گیرد.
و همچنان فرزندان صالح و پیروان صادق او را از شفاعت و محبتش بهرهمند ساز و بیش از آنچه ما را به اکرام و انعام وعده فرمودهاى، انعام و اکرام فرماى.
خداوندا! اى تو که بندگانت را به وفادارى فرمان دادهاى.
اى تو که از هر وفادار، وفادارترى و از هر بخشنده، افزونتر و مطلوبتر همى بخشى.
تو که اگر بخواهى بر دفتر کردار بندگانت به جاى گناه، ثواب بنویسى و عوض کیفر, پاداش فراوان فرستى.1
ما به فضل و انعام تو امیدواریم.
پىنوشت:
1. صحیفة کاملة سجادیه، ترجمة جواد فاضل، ص 64-68، امیر کبیر، تهران، چاپ شانزدهم، 1372
نویسنده: جواد فاضل
منبع: فرهنگ کوثر، 1380، شمارة 49
و همچنان وى را سپاسگذاریم که با بعثت بندة پرهیزگار و گرامى خود محمد(ص) بر ما منت گذاشت و دنیاى تاریک ما را در فروغ این چراغ آسمانى روشن فرمود.
امتهاى گذشته از این شرف که بر امت ما کرامت شده، محروم بودند.
نور محمد(ص) در آسمانها عطیهاى بود که طى روزها و روزگارها ذخیره مانده بود تا سرانجام در آخرالزمان به امت مرحومه ارزانى شود و روشنایى خاموشى ناپذیرش بر دل و جان ما بتابد.
قدرت الهى هرگزشکست نمىخورد و به بنیاد ارادت و مشیت علیایش هرگز خلل نمىرسد.
اراده کرده بود که آخرالزمان را از برکت وجود محمد(ص) شاداب و آباد بدارد و قدرت لایزالش این برکت را از صبح ازل به خاطر ما نگاه داشت تا آن روز که لواى نبوت به دست گرفت و در وحشتکدة مظالم و معاصى و کفر و شرک، صلاى توحید در داد.
و بدین ترتیب او را خاتم انبیا قرار داد و ما را نیز به نام خاتم امتها یاد فرمود.
ما را به نام خاتم امم یاد فرمود و بر اقوام و ملل گذشته، سیادت و برترى بخشید.
ما را در برابر لجاج و انکار گمراهان گواه گرفت و به شمار اندک ما بر گروههاى انبوهى که در اعصار و قرون مىزیستند، افزونى داد.
به روان پاک محمد(ص) درود باد که وحى تو را با امانت و صمیمیت به بندگان تو رسانید و به شایستگى از میان بندگان تو مبعوث شد و جناب اقدس تو بر قامت وى خلعت نبوت پوشانید.
محمد(ص) امام رحمت و واسطة فیض و پیشواى خیرات و اصلاحات و کلید برکت و نعمت بود.
محمد(ص) دین مقدس تو را در زمین آنچنان که سزاوار بود با علو و عظمت جلوهگر ساخت.
آنچنان که جان عزیز خود را به رضاى تو در راه جهاد مقدس خویش بر کف گذاشت؛ تن نازنین خود را نیز به خاطر تو در طوفان حوادث به مشقتها و رنجها تسلیم فرمود.
پیشانى بندگى در پیشگاه عظمت تو بر خاک نهاد و دست التجا و تضرع به درگاه تو برافراشت. دودمان خویش را براى اعتلا و عظمت کلمة توحید به قربانگاه گسیل کرد و بر خویشاوندان خود که همچنان به مکابره و عناد ادامه مىدادند و از انحراف به استقامت نمىگراییدند، حمله برد و رشتة رحامت را با دم شمشیر ببرید. بیگانگان مؤمن و صالح را به خویشتن نزدیک ساخت و خویشان ملحد و منافق را به جرم الحاد و نفاق، بیگانه شمرد و از جوار خویش طردشان کرد.
محمد(ص) در راه رضاى تو، سیاه را بر سفید و درویش را بر توانگر و بیگانه را بر خویش و دور را بر نزدیک، برگزید و عاشقانه به تبلیغ وحى تو و اعلاى قانون تو و تعظیم قرآن تو پرداخت. تا آن جا که از شهر و دیار خود آواره ماند و خاک «بطحا» را به امید آن که در ادامة تبلیغ آزادتر و قوىتر گردد، ترک گفت و رو به جانب «یثرب» گذاشت.
محمد(ص) از مکه که زادگاه و معبد و مسجد و خانة آباء و امهاتش بود، به مدینة غریب و ناشناس هجرت کرد تا قرآن مجید را همچون خورشید تابان بر آسمان حیات بشرى برکشد و جهان را از فروغ این چراغ آسمانى گرم و روشن بدارد.
محمد(ص) در این فداکارى عظیم جز اعظام دین تو و اعلاى کلمة تو و سرکوبى دشمنان تو، هدف دیگرى نداشت.
و بدین ترتیب در خانة هجرت به تجهیزات و تسلیحات مسلمانان همت گماشت و از آنجا به امید این که درخت کفر را از ریشه برکند و بر جایش نهال بارور راستى و درستى بنشاند، برضد بتخانهها به جنگ برخاست.
همه جا دست تواناى تو پشتیبان او بود و لواى ظفر و سعادت از آسمانها بر فرق گرامش سایه مىانداخت.
تا آن که بتپرستان قریش را در خانههایشان از پاى درآورد و بتخانهها را بر سرشان ویران ساخت و فرمان گرانمایة تو را جبراً و قهراً بر زندگى ننگین و نکبت گرفتة آنان تحمیل کرد.
پروردگارا! روح مقدس محمد(ص) را در اعلى علیین به جوار خویش بپذیر و به پاداش رنجها و زحمتهایى که آن روح مقدس در راه رضاى تو و سعادت بندگان تو به خود پذیرفته، قرین رضا و مسرتش فرماى.
آنچنان بر منزلت و مرتبتش بیفزاى که از آفریدگان تو، کس همسنگ و هموزن وى نباشد و بر فرشتگان مقرب و پیامبران مرسل تو برترى و مهترى گیرد.
و همچنان فرزندان صالح و پیروان صادق او را از شفاعت و محبتش بهرهمند ساز و بیش از آنچه ما را به اکرام و انعام وعده فرمودهاى، انعام و اکرام فرماى.
خداوندا! اى تو که بندگانت را به وفادارى فرمان دادهاى.
اى تو که از هر وفادار، وفادارترى و از هر بخشنده، افزونتر و مطلوبتر همى بخشى.
تو که اگر بخواهى بر دفتر کردار بندگانت به جاى گناه، ثواب بنویسى و عوض کیفر, پاداش فراوان فرستى.1
ما به فضل و انعام تو امیدواریم.
پىنوشت:
1. صحیفة کاملة سجادیه، ترجمة جواد فاضل، ص 64-68، امیر کبیر، تهران، چاپ شانزدهم، 1372