بسماللهالرحمنالرحیم
راههاي استحكام خانواده در سيرة نبوي(ص)
نویسنده: جمال فرزندوحي، استاديار گروه معارف اسلامي دانشگاه ايلام و ليلا كوهي، دانشجوي كارشناسي ارشد علوم قرآن وحديث دانشگاه ايلام
منبع: پژوهشنامة معارف قرآنی، شمارة 9، شهریور 1391
چکیده
این پژوهش که به استحکام خانواده وراههای تقویت این نهاد مقدس به شیوة زندگانی پیامبر اعظم(ص) میپردازد، با روش اسنادی و کتابخانهای انجام شده و در ضمن تبیین موقعیت حساس خانواده، سعی بر آن بوده است که با استناد بر شواهد و قرائنی همچون ساختار خانواده که به مراتب و مرزهای درونی و بیرونی اشاره دارد، اهداف تشکیل خانواده را نیز در تأمین نیازهای مادی، عاطفی و معنوی انسان از جمله دستیابی به سکون و آرامش برشمرد و اعلام کند که دستیابی به اهداف والای مکتب اسلام و حفظ و حراست دقیق و مستمر از آن، نیازمند توجه جدی به خانواده و متحقق کردن قوانین مربوط به خانواده در اسلام است و ضروری است که تمامی برنامهریزیها و سیاستگذاریها باید در راستای تعالی و مصالح خانواده باشد و در این حال کار و اشتغال در خانواده را طوری بیان میدارد که اثرات و نتایج آن به طور واضحی آشکار باشد. در آخر با بیان کردن نقش انگیزههای مقدس اشتغال در خانواده، مروری بر زندگانی حضرت رسول(ص) میکند و هزینههای زندگانی آن حضرت را از طریق گزارههای متون اسلامی بیان میکند. اینها فقط مروری بر چند عامل اندک از هزاران عوامل درونی و بیرونی در زندگانی خانوادگی هستند که با رجوع به سیرة پیامبران مخصوصاً پیامبر اکرم(ص) وائمة اطهار(ع) و سرلوحه قرار دادن زندگی آنان، این عوامل اثرگذار در خانواده به بهترین نحو در خانواده به اجرا درخواهد آمد.
کلیدواژهها
استحکام و انسجام، سیرة نبوی، نهاد خانواده، مکتب اسلام، ازدواج، تربیت، عفت.
مقدمه
كاملاً روشن است كه اولين عامل و مهمترين ابزار جامعهپذيري افراد جامعه، نهاد خانواده است. هويت انساني در خانواده شكل ميگيرد و در حقيقت رفتارهاي آدمي برگرفته از تربيتي است كه در اين نهاد مقدس ميبيند. شخص در آنجا پرورش مييابد، به مرحلة تكامل ميرسد و در موقع ورودش به جامعه و ارتباط او با گروههاي ديگر، اين خانواده است كه نقش اصلي را ايفا ميكند.
اينگونه است كه خانواده زيربناي تمام روابط اجتماعي انسان و به نوعي باعث تكاملاش ميگردد. در حقيقت خانواده خشت بناي اجتماع است و اگر خانوادهها سالم و متعالي و استوار باشند ميتوان به داشتن جامعهاي سالم و استوار اميدوار بود (بهشتي، 1385: 34) حال اگر خانوادهاي دچار اختلال و نابساماني باشد، در اين وضعيت، فردي كه وارد عرصههاي مختلف اجتماعي شده است، دچار بحران هويت ميشود و نميتواند خود را با ارزشهاي پذيرفته شدة در جامعه همنوا كند و نقش خود را به خوبي ايفا نمايد. در عصر حاضر، نظام خانواده دچار مشكلات و چالشهاي اساسي شده و حتي گاهي اساس و تماميت آن زير سؤال رفته است. اختلافات خانوادگي، طلاق، فرزندان بيسرپرست، بزهكاري جوانان و نوجوانان، همگي نشاندهندة مشكلات اساسي در خانوادههاي ماست. دوري از هويت ديني و ملي و پذيرش هويتهاي دنياگرايانه و دور از اخلاقيات انساني بسياري از مردم ما را تهديد ميكند.
در اين بين كلمات رسول خدا(ص) و ائمة معصومين(ع) و سيرة خانوادگي آنها در اينباره، ظرايف و رفتاري جالب توجه در بردارد كه هرچند جزئي است، ولي در تحكيم پايههاي خانواده نقش اساسي دارد. قرآن كريم در آية 21 سورة احزاب، حضرت رسول اكرم(ص) را بهعنوان الگويي نيكو معرفي ميكند. و بيان ميدارد كه رفتار و گفتار آن حضرت در ابعاد گوناگون آموزنده، قابل فهم و تازه است. رفتار اشخاص عادي با تغيير شرايط زماني و مكاني تغيير ميپذيرد، اما رفتار و شيوة زندگي رسول اكرم(ص) هيچگاه به كهنگي نميگرايد و در تمام بسترهاي تاريخي تازگي دارد. از اينرو، سيرة آن پيشواي عزيز در عصر ضديت با ارزشها و گرايش روز افزون به سمت مصرفگرايي و مدپرستي، درس «چگونه زيستن» است (برهانيان، 1385: 143).
1-1.مفهوم خانواده
از بدو پيدايش انسان بر روي كرة زمين، همواره زنان ومردان، با تشكيل كانوني به نام خانواده عمري را در كنار يكديگر گذرانيده و فرزنداني در دامان پر مهر خويش پرورانده و از اين جهان رخت بربستهاند. طبيعيترين شكل خانواده همين است كه هيچ عاملي جز مرگ نتواند پيوند زناشويي را بگسلد، و ميان زن و شوهر جدايي افكند. براي تعريف كامل خانواده ميتوان از ديدگاههاي مختلف بهره گرفت، كه پارهاي از اين تعاريف سطحي وپارهاي ديگر عميقاند و پرواضح است، كه هرچه ديدگاه ما عميقتر باشد به شناختي كاملتر و قابل اعتمادتر رسيدهايم، و هرچه شناخت كامل و عميق باشد بهتر ميتوانيم به اين نهاد مقدس رونق ببخشيم و تنزل و ناپايداري را از محيط آن دور سازيم (بهشتي، 1385: 34).
خانواده، در لغت به معني خاندان، دودمان، فاميل، اعضاي خانه و يا گروهي از افراد داراي پيوند سببي و نسبي است. در اصطلاح واحد اجتماعي را گويند كه عناصر اصلي تشكيل دهندة آن يك زن ويك مرد است، كه مطابق آداب و رسوم اجتماعي خويش با يكديگر پيوند زناشويي بستهاند و بعد فرزند يا فرزنداني بر جمع آنها افزوده شدهاند. در مشرق زمين معني وسيعتري پيدا ميكند و اغلب بستگان دور و نزديك نيز جزء خانواده به شمار ميروند. اما در تمدن مغرب زمين، كلمة فاميل بيشتر به پدر و مادر و فرزندان آنها اطلاق ميشود. در قوانين رومي و عبراني اختيار كامل ادارة خانواده به پدر واگذار شده بود. در دنياي غرب به واسطة تساوي حقوق زنان كه از قرن 19ميلادي به بعد آغاز گشت وعلاقهاي كه دولت در تربيت اطفال دارد تغييرات عمدهاي در رابطة افراد خانواده نسبت به يكديگر و نسبت به جامعه صورت گرفته است كه اين تغييرات موجب ناراحتيهاي روحي و اجتماعي بسيار شده است كه كم كم جامعه بايد خود را به آنها عادت دهد(مصاحب، 1383، ج1: 188).
اما در مقابل، انديشة ديني پايه و اساس روابط سالم اجتماعي و يكي از مهمترين و مقتدرترين گروههاي اجتماعي را خانواده ميداند و بر ازدواج به هنگام، منع شديد از جدايي و طلاق، احترام متقابل والدين و فرزندان به يكديگر، رعايت حقوق متقابل زن و مرد و فرزندان در خانواده سفارش و تأكيد كرده است. با وجود اين عناصر، هويت اجتماعي معني و مفهوم ديگري پيدا ميكند، خانواده استحكام مييابد و در نتيجه چنين جامعهاي كمتر دچار بحران هويت خواهد شد(حاجي حسيني، بيتا).
1-2. تشكيل خانوادة سالم
استحكام در خانواده، تجميع عدهاي افراد است كه با توجه به روحيات، نياز و شناختهاي مختلف ميتوانند روي هم تاثير بگذارند يا تحت تاثير هم قرار گيرند و بنيانگذاران آن به تدريج، نوعي احساس و برداشت كلي، دائمي و مستمر نسبت به فضاي خانوادة خود پيدا ميكنند كه قسمت اعظم آن برگرفته از روابط متقابل آنان و زندگي مشتركي است كه با يكديگر شروع كردهاند و هركدام ديگري را تحت تأثير شديد خود قرار ميدهند. (سالاري فر، بيتا: 32 - 33).
1-2-1. ازدواج
مهمترين مرحلة تشكيل خانواده ازدواج است كه عبارت از كنش متقابل مرد و زني است كه برخي شرايط قانوني را تحقق بخشيدهاند، از نوعي تقدس برخوردار است و نسبت به ساير روابط انساني، تماميتي بينظير دارد و اسلام با دستورهاي آموزندة خود نسل بشر را به سبب ازدواج از پرتگاه سقوط رهانيده و انسان را به اوج شرف ارتقاء داده است (نوراني، بيتا: 71)
قرآن كريم از اين امر مقدس به پيماني محكم ياد كرده، چنانچه جملاتي كه عقد ازدواج و همزمان با آن از طرف هريك از زن و شوهر گفته ميشود و طرف مقابل نيز آن را ميپذيرد، نشان از استواري اين پيوند دارد. در حقيقت پيمان زناشويي محكمترين قرارداد اجتماعي است كه ميتوان آن را ناشي از دوستي شديد و رحمت متقابل بين زن و شوهر دانست و اين دوستي قويترين امري است كه فرد بر آن اعتماد ميكند. در ازدواج، شخص والدين، خواهر و برادر و همة خانوادة خود را رها ميكند و راضي ميشود با فردي كه نسبت خوني ندارد، زندگي كند و در سـختي و آسايش با او شريك باشد.
نگاه معنوي نسبت به ازدواج و جنبة تقدس آن تنها مربوط به اسلام نيست، بلكه ريشه در تمام اديان الهي دارد. بسياري از جوامع بشري مراسم ازدواج را در عبادتگاهها برگزار ميكنند؛ مثلاً مسيحيان در كليسا و ساير اديان در عبادتگاههاي خود (سالاري فر، بيتا: 31- 32) كه متأسفانه يكي از مشكلات امروزه جوانان در جامعه با توجه به سفارشات مكرر اسلام دراينباره، در همين امر واقع شده است، رو آوردن به تجملات و تشريفات زياد، توقعات غيرضروري و مهريههاي سنگين، مدركگرايي و پيروي از فرهنگ بيگانه باعث شده كه جوانان دير به سراغ اين امر مقدس بروند و نتيجة آن عوارضي مانند اضطراب روحي، ضعف اعصاب، پرخاشگري، اختلاف خانوادگي، مبتلا شدن به گناهان بزرگ و مفاسد اخلاقي و اجتماعي، روابط نامشروع بين دختران و پسران، اعتياد به مواد مخدر و دهها مسائل ديگر ميباشد. در حالي كه اگر از سطح توقعات و تشريفات كاسته شود و فرهنگ اسلام در عمل در جامعه پياده گردد، ما ديگر دچار اين مشكلات نخواهيم بود. تنها راه نجات، پيروي از قرآن كريم و ائمة اطهار(ع) ميباشد (محمدي نيا، بيتا: 314).
نتيجة چنين جامعهاي، به فعل رسيدن تعادل و استحكام در محيط خانواده و داشتن جامعهاي سالم است. در چنين خانوادهاي وحدت و انسجام، حكمفرمايي ميكند و ماحصل اين خانواده نوعي وحدت و انسجام رويه در جامعه است. رفتارهاي خانوادگي را از جمله وظايف ديني خويش تلقي كرده و امور زندگي دنيوي را در مسير تكامل معنوي و اخروي خود قرار ميدهد. اين ديدگاه در مقابل نگرشي است كه رشد معنوي را در دوري از ازدواج جست وجو ميكند. از آثار روان شناختي ازدواج نيز كه شايد بتوان آن را عميقترين و قويترين تأثير و تأثر متقابل در روابط اجتماعي دانست، همين تأثير و تأثر شديد زن و شوهر از همديگر است. عبارتهايي در متون اسلامي در مورد مردان گفته شده، كه با ازدواج اختيار خود را به دست زن ميدهند. پس متوجه باشند، عنان اختيار خود را به دست چه كسي ميدهند. در مورد زنان نيز گفته شده است كه با ازدواج به تبعيت كامل شوهر درميآيند كه هردو تعبير نشان از وابستگي عميق و متقابل بين زن و مرد دارد. بر اين اساس هريك از زن و مرد در رفتار، افكار و نگرشها به شدت تحت تأثير طرف مقابل قرار ميگيرند (سالاري فر، بيتا: 32 - 34).
اين است كه اسلام به هركدام از طرفين، حق انتخاب داد و اين حقي است مشترك ميان پسر، دختر و خانواده و رضايت هرسه براي ازدواج لازم است، اگرچه رسم بر اين است كه پسر پيشقدم شده از خانوادة دختر، دخترشان را خواستگاري كند، اما اين ظاهر كار است. حقيقت اين است كه پيش از اين، موضوع بين سه طرف قضيه مطرح شده است، چه بسا كه حياي دختر يعني گرانبهاترين زينت او، مانع اظهار نظر وي شده باشد. انديشة اسلامي در مورد ازدواج اين است، اما اگر يكي از سه طرف بخواهد نظر خود را مستبدانه تحميل كند، اسلام جلوي راه او را ميگيرد، تاهركدام به حق خود برسند (شلبي، بيتا: 61).
1-3. اهداف تشكيل خانواده در اسلام
در مكتب اسلام، هدفها و انگيزههاي متعددي براي تشكيل خانواده ذكر شده است. از جمله اينكه اسلام بهعنوان دين مهر و پاكدامني، تعالي بشر را در كنار هم بودن و سالم زيستن خلاصه كرده است. در اين مكتب الهي، ايجاد كانون آسايش و آرامش براي زن و مرد، حفظ عفت و پاكدامني، ارضاي نياز جنسي، تجربة دوستي و عشق ورزيدن، برقراري تعادل در وجود آدمي، تأمين سلامت جسم و روان، رهايي از تنهايي، كمك به رشد و تكامل يكديگر و داشتن فرزنداني سالم و شايسته از اهداف تشكيل خانواده است. با مشخص شدن اين اهداف، ميتوان گفت: مهمترين كاركرد خانواده در مسير متعالي خود چهار مورد ذيل است:
1-3-1. ارضاي نياز جنسي
ديدگاه اسلام در اين مورد طبق طبيعت و سرشت انسان است و به همة نيازهاي جسماني و رواني وي توجه دارد. اسلام به اين نياز بشري پاسخ مثبت داده و به اين رفتار مشترك بين انسان و حيوان، رنگ معنوي و عبادي ميدهد. كه همين عامل امتياز مهم دين اسلام نسبت به ديگر اديان ميباشد.
1-3-2. آرامش رواني
از اهداف مهم ازدواج و تشكيل خانواده تحصيل آرامش رواني و سكون قلبي زن و شوهر در ساية برقراري روابط عاطفي و اجتماعي بسيار نزديك آنها با هم است.
1-3-3. رشد و تكامل شخصيت
از آثار ديگر تشكيل خانواده ميتوان به رشد شخصيت و كمال معنوي زن و شوهر اشاره كرد. در بعد معنوي كافي است بدانيم كه در كلمات اولياي دين تصريح شده كه فرد با ازدواج نيمي از دين خود را كامل ميكند و ارزش اعمال عبادي او چندين برابر افراد مجرد ميشود. تعبير لباس بودن زن وشوهر براي همديگر درواقع به حفظ هريك از آنها، به پيروي از مفاسد اخلاقي وآلودگيهاي جنسي توسط ديگري اشاره دارد. اگر فرد بدون ازدواج هم بتواند خود را از نظر اخلاقي مهار كند، در عين حال از رشد و تكامل ناشي از ازدواج بيبهره است. شهيد مطهري به چنين افرادي اشاره ميكند كه اينان هرچند بدون ازدواج، رفتار خود را مهار كرده و مقامات علمي كسب نمودهاند، ولي نوعي نقص و عدم كمال به تعبيري خاص در آنها مشاهده ميشود. گويي انسان يك نوع كمال روحي دارد كه جز در مدرسة خانواده كسب نميشود.
1-3-4. تربيت فرزند
اين فرزندان هستند كه براي شخص پس از پايان زندگياش حيات جديدي را مجسم ميسازند. پس پدر در ميان فرزندان خود و حتي نوههايش مدتهاي طولاني پس از مرگش زندگي ميكند، به همين خاطر است كه استمرار نسل انساني و پرورش افراد براي آيندة جوامع، از اهداف مهم اين امر مقدس است. پيامبر(ص) در تشويق افراد به ازدواج، بر توليد نسل تأكيد ميكند و آن را موجب افتخار خود ميداند (سالاري فر، بيتا: 26، 29، 30)
1-3-4-1. نتايج اخلاق و تربيت در استحكام و انسجام خانواده
بيشك نخستين مدرسة هر انساني دامان مادر و آغوش پدر اوست، و در همينجا است كه نخستين درسهاي فضيلت يا رذيلت را ميآموزد. اگر مفهوم تربيت را اعم از «تكويني» و «تشريعي» در نظر بگيريم، نخستين مدرسه رحم مادر و صلب پدر است كه آثار خود را بهطور غير مستقيم در وجود فرزند ميگذارد، و زمينهها را براي فضيلت و رذيلت آماده ميسازد. در خانوادههاي پاك و با فضيلت غالباً فرزنداني با فضيلت پرورش مييابند و بالعكس افراد شرور غالباً در خانوادههاي شرور و آلودهاند. تأثير تربيت پدر و مادر در فرزندان تا آن حد است؛ كه دركتاب الهي آية 30 سورة روم چنين آمده است: «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا»؛ خلقت و خواستة خداوند دين و اسلام و يكتاپرستى است كه جهانيان را بر اساس آن خلق فرموده تا به سوى او رفته و خداپرست باشند.»
در آية 56 سورة ذاريات آمده است كه «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ». حديث مشهوري از پيامبر اسلام(ص) در تفصيل اين آيه آمده است كه «كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ حَتَّى يَكُونَ أَبَوَاهُ يُهَوِّدَانِهِ وَ يُنَصِّرَانِه؛ هر فرزندى در اصل خلقت بر اساس يكتا پرستى خلق شده و اگر آن را به حال خود بگذارند مسلمان و ايمان به خدا خواهد داشت- و تنها ريشة خانواده از پدر و مادر است كه او را به مسلك يهود يا مسيحى يا مجوس مىكشاند».
از ابى مسلم نقل شده كه معناى آيه اين است: پيروى كن از دين به آنچه «فطرت خدا» تو را به او راهنمايى ميكند، زيرا خداوند موجودات را به نحوى آفريده و تركيب و صورتبندى نموده كه بر وجود صانعى توانا و دانا وحى و قيوم و قديم و يگانهاى كه به هيچ چيز شبيه نبوده و چيزى همانند او نيست، دلالت دارد (ترجمة مجمع البيان في تفسير القران، 1360، ج19: 126).
جايي كه تربيت خانوادگي، ايمان و عقيده را دگرگون سازد چگونه ممكن است در اخلاق اثر نگذارد؟ همين امر سبب شده است كه مسألة تربيت فرزندان بهعنوان يكي از اساسيترين حقوق آنها بر پدر و مادر شمرده شود؛ در حديث نبوي صليالله عليه و آله ميخوانيم: «حَقُّ الوَلَدِ علَى الوالِدِ أن يُحَسِّنَ اسمَهُ و يُحسِّنَ أدَبَهُ؛ حق فرزند بر پدر اين است كه نام نيكي بر او بگذارد و او را به خوبي تربيت كند»(نهجالبلاغه، 1440: 546).
بنابراين پيامبر صليالله عليه و آله خود نيز از تربيت يافتگان فرشتگان بود. درست است كه اخلاق و صفات روحي انسان اعم از خوب و بد، از درون او برميخيزد و با ارادة او شكل ميگيرد، ولي نميتوان انكار كرد كه زمينههاي متعددي براي شكلگيري اخلاق خوب و بد وجود دارد كه يكي از آنها وراثت از پدر و مادر و همچنين تربيت خانوادگي است و اين مسأله قطع نظر از تحليلهاي علمي و منطقي، شواهد عيني و تجربي فراوان دارد كه قابل انكار نيست. به همين دليل براي ساختن فرد يا جامعه آراسته به زيورهاي اخلاقي بايد به مسألة وراثت خانوادگي و تربيتهايي كه از نونهالان در دامن مادر و آغوش مادر ميبينند، توجه داشت و اهميت اين دوران در ساختار شخصيت انسانها را هرگز فراموش نكرد (مظاهري :1376)
در نتيجه بايد گفت كه خانواده، علاوه بر اينكه بهعنوان يكي از عوامل ايجاد تعادل و تأمين امنيت روحي براي اعضاي خانواده است، تكيهگاهي مطمئن، عامل بقاي نسل و موجد علاقة بيشتر بين زن و مرد تلقي ميشود. بعد از تولد نخستين فرزند، توجه به تعليم و تربيت فرزندان و رشد مذهبي و اخلاقي و پرورش استعدادهاي آنان از قابل بحثترين و علميترين مباحث مربوط به كاركردهاي خانواده است (سالاري فر، بيتا26)، اين كاركردها در صورتي در نهاد خانواده قابل اجرا ميباشند كه هركدام از عاملين آن نقش اصلي خود را در كمك به يكديگر براي تقويت اين نظام كوچك اجتماعي به انجام رسانند و به هدف اصلي خانواده و آرمان اصلي اين نهاد مقدس دست پيدا كنند. در نتيجه يكي از مسائل بسيار مهم در امور خانواده كه بايد به آن توجه ويژهاي داشت، مسئلة مديريت و سرپرستي خانواده است.
1-4. اهميت حضور مدير در استحكام و انسجام خانواده
در اجتماع بزرگ بشري، مراكز و محيطهاي بسياري وجود دارد كه براي گردش چرخهاي اجتماع در همة اين مراكز، فعاليتهاي چشمگيري صورت ميگيرد، ولي يك مركز كه از همz مراكز مهمتر و واجد نقشي منحصر به فرد است، محيط خانوادگي است كه بهعنوان اولين و بنياديترين تشكّل در جامعه، نياز به مسؤول يا سرپرست دارد. هر تشكّل و اجتماعي كه فاقد مقام مسؤول يا سرپرست باشد، نابساماني و هرج و مرج، از عوارض حتمي و اجتناب ناپذير آن است. به تجربه ثابت شده است كه وجود دو رهبر و سرپرست در يك سازمان، از نداشتن رئيس، زيانبخشتر است و كشوري كه دو فرمانرواي مستقل دارد، هميشه هرج و مرج و بينظمي در آن حكمفرماست. اگر متصديان اين مركز مربيان كامل باشند و با برنامههاي صحيح و درسهاي مفيد رسالت خود را به انجام برسانند، آيندة فرداي هر جامعهاي از امروز آن بهتر خواهد بود(نوري همداني، 1389: 419).
خانواده نيز از اين اصل كلي پيروي ميكند. اگر خانوادهاي از مديريت صحيح برخوردار نباشد، شيرازة آن از هم ميپاشد و نظم و انسجام آن از بين ميرود. از آنجا كه مصلحت و سعادت هر جامعهاي در گرو داشتن ناظر و سرپرستي است كه در فرض بروز اختلاف، مرجع حل اختلاف و فصلالخطاب باشد، خانواده نيز بهعنوان كوچكترين نهاد اجتماعي از اين قاعده مستثني نيست. خانواده بر مبناي روابط عاطفي، اخلاقي و تربيتي اعضا پايهريزي شده و محل تجلي و رشد فضايل و كرامتهاي انساني است، حتي اگر خانواده را مؤسسة تربيتي و يا شركتي اقتصادي هم بدانيم، نيازمند مدير است(فتاحي زاده، 1386: 112).
مديريت در خانواده و در هر سازمان اجتماعي ديگر براي گردش بهتر امور و جلوگيري از ايجاد اختلال ميباشد. مديريت در اين نهاد نه يك مقام و حق، بلكه يك مسئوليت و وظيفه است. مدير و سرپرست خانواده بايد در مقابل اعضاي ديگر و بالاتر از آنها در مقابل خداوند پاسخگوي نحوة عملكرد خود در قبال خانواده و تصميمگيريهايش باشد.
به اين ترتيب نبايد مديريت بر خانواده را با تحكم و زورگويي، سلطهجويي و اعمال خشونت، اشتباه كرد، همانگونه كه براي تحكيم بناي خانواده، به وجود يك سرپرست نياز است و بدون آن، خانواده به سستي ميگرايد و دچار اختلال ميشود، زورگويي، خودسري، اعمال قدرت بيجا نيز بنياد خانواده را متزلزل خواهد كرد. بايد توجه داشت كه خانواده يك واحد كوچك اجتماعي است كه همانند يك اجتماع بزرگ بايد رهبر و سرپرست واحدي داشته باشد، زيرا رهبري و سرپرستي دسته جمعي كه مرد و زن آن را مشتركاً بر عهده بگيرند، مفهومي ندارد. در نتيجه زن يا مرد يكي بايد رئيس خانواده و ديگري معاون و تحت نظارت او باشد. اين مسئله در دنياي امروز بيش از هر زمان روشن است كه اگر هيئتي (حتي يك هيئت دو نفـره) مأمور انجام كاري شود، حتماً بايد يكي از آن دو رئيس و ديگري معاون يا عضو باشد، وگرنه هرج و مرج پيدا ميشود (نافعي فرد، 1383: 103).
1-4-1. ديدگاه اسلام در مورد مدير و سرپرست خانواده
حال كه اهميت مديريت و سرپرستي در نظام خانواده بيان گرديد، اين سؤال مطرح است كه اسلام اين وظيفة مهم را به دوش چه كسي از اعضاي خانواده نهاده است؟ آيا مرد و زن با هم مدير خانواده هستند؟ يا اين وظيفه بر عهدة يكي از اين دو ميباشد. خداوند متعال در سورة مباركة نساء آية 34 فرموده است كه:
«الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ...؛ مردان، از آن جهت كه خدا بعضى را بر بعضى برترى داده است، و از آن جهت كه از مال خود نفقه مىدهند، بر زنان تسلط دارند. پس زنان شايسته، فرمانبردارند و در غيبت همسر عفيفاند و فرمان خداى را نگاه مىدارند.»
در اين آيه بعد از اينكه حكم قوام بودن مردان را ذكر ميكند، اوصافي از ارزشهاي انساني زن را مطرح كرده و او را متوجه مسئوليتي كه در خانواده دارد، ميكند. ذكر اين نكته ضروري است كه قيّم و سرپرست بودن مردان، در حقيقت اشاره به مسئوليتي است كه نوع مردان از جهت توانايي فكري و قدرت بدني در انجام آن شايستهتر و بهتر از زنان هستند. البته اين بدان معنا نيست كه ديگر افراد خانواده ازهيچگونه حقي برخوردار نباشند. درست است كه رئيس وسرپرست خانواده در شريعت اسلام مرد معرفي شده، اما بدون شك زن بهعنوان معاون در تصميمگيريها و آنچه بر صلاح و فساد خانواده است، نقش موثري را ميتواند داشته باشد.
زنان در كنار مردان با كمك گرفتن از نيروي فكري ديگري مكمل يكديگرند. تفاوتهايي كه از نظر ساختمان فيزيكي و نيروي جسمي و برخي استعدادها كه در وجود مرد و زن است، نشان ميدهد كه اسلام سنگيني مشكلات زندگي را از دوش زنان برداشته، تا زنان رفاه وآسايش بيشتري كه مناسب با وضعيت جسمي وخلقت آنهاست، داشته باشند. بنابراين قرار دادن زنان در كنار مردان در امر مسئوليتپذيري به صورت يكسان و يا سپردن كارهاي طاقتفرسا وخشن به دوش زنان ظلم بر زنان است. و شعار تساوي حقوق زن و مرد كه گروهي روشنفكر غربزده به آن دامن ميزنند، جز فريب افكار عمومي، توجيه ديگري نميتواند داشته باشد. زيرا از منظر قرآن كريم تساوي ارزشي زن و مرد به طور دقيق برقرار است. بر طبق اين اصل ثابت قرآني، زن ميتواند در ميدان عبوديت و يگانهپرستي آن قدر پيشروي كند، كه برترين مقام را پيدا كند. در اين ميدان، جنسيت نقشي ندارد. اين انسان و انسانيت است كه به توفيق الهي ميتواند موانع را از پيش پاي خود بردارد و به اوج عظمت و سعادت برسد. بنابراين سپردن مديريت و سرپرستي خانواده به مردان دليل برتري صنف مردان بر زنان نيست (بهشتي، بيتا: 15-17).
1-5. اثرات مودت و رحمت در استحكام خانواده
1-5-1. مفهوم مودت و رحمت و تفاوت آن دو
مودت، عشق و علاقة قلبي است كه ابتدا بايد در مرد و زن به وجود آيد تا پيوند زناشويي تحقق پيدا كند، سپس تداوم و استمرار داشته باشد تا عامل و انگيزه آرامش خاطر و احساس خوشبختي پديدار شود. اما رحمت امري يك جانبه و ايثارگرايانه است، يعني هرگاه هريك از زن و مرد دچار ضعف و نقص يا مشكلي شدند، همسرش بايد مشكل و احساس دروني او را درك كند و ايثارگرانه به كمك او بشتابد، يا اگر خطا و اشتباهي را مرتكب شد، به جاي تنبيه و انتقامجويي، با روحية رحمت و عفو و اغماض برخورد نمايد تا هدف و فلسفة ازدواج تحقق پيدا كند.
به باور برخي روان شناسان، غالب كشاكشهاي خانوادگي، سرديها و خانهگريزيها، بدزبانيها و جداييها به دليل نبود جاذبة الهي يعني مودت و رحمت و شفقت و بهرهمندي از آرامش رواني است. حتي ريشة بسياري از اختلالات رفتاري و كژرويهاي اجتماعي مثل اعتياد به سيگار و الكل و مواد مخدر در بين برخي زنان و مردان متأهل را ميتوان در ناامني رواني و فقر عاطفي بين همسران جستجو كرد.
1-5-2. راههاي تحكيم مودت
چه كنيم تا پيوند و صميميت و نشاط روحي و شفقت ميان زن و شوهر استمرار يابد و جاذبة الهي مودت، عميق و ريشهدار گردد؟ (افروز، بيتا: 29-30). براي ايجاد چنين پيوندي بايد، حقوقي را بيان داشت كه هر دو (هم مرد به زن و هم زن به مرد) نسبت به يكديگر دارند حقوقي كه در اسلام به صورتي زيبا بيان شدهاند و انسان با مطالعة اين حقوق متقابل، آنها را از معجزات فرهنگ پاك اسلام ميشمرد و به اين باور ميرسد كه در هيچ مكتب و مدرسهاي بدين صورت به حقوق زن و شوهر اشاره نشده است. هيچ مكتبي هم توان ارائة بهتر از آن را تا قيامت ندارد و بايد گفت كه قسمت عمدهاي از استحكام پايههاي زندگي، در گرو رعايت اين حقوق متقابل ميباشد. قسمت عمدهاي از حقوق واجب و مستحب زن و شوهر نسبت به يكديگر در اينجا نقل شده است.
1-5-2-1. هيه لوازم زندگي
اين وظيفه كه بر عهدة مردان گذاشته شده در اسلام بهعنوان يكي از وظايف مهم مرد برشمرده شده است. طوري كه در اين باره بيان شده كه سرپرستي زن و فرزند و رسيدگي به امور آنان را از خوشبختيهاي مرد ميتوان نام برد. زندگي 63 سالة پيامبر(ص) را اگر به سه دورة «كودكي و نوجواني»، «تشكيل خانواده» و «پيامبري» و «حكومت» تقسيم كنيم؛ تشكيل خانواده يكي از دورههاي زندگي ايشان محسوب ميشد. پيامبر اعظم(ص) در طول زندگي پر بركتشان براي رفع نيازهاي اولية خود و خانوادهاش از كمترين امكانات بهرهمند بود (احمدي، 1385: 82) «و كان خفيف المؤنه» (طباطبائي، 1354: 41).
برخي از اين موارد را به صورت گذرا طرح ميكنيم:
1-5-2-1-1. خوراک
در گفتار برخي از امامان و صحابه آمده است كه پيامبر(ص) هرگز نان گندم نخورد و از نان جوين هم هرگز به اندازة سير شدن، تناول نكرد. سه شب پشت سر هم از نان جوين سيراب نشد. حضرت از هر نوع غذايي كه خدا برايش حلال كرده بود، با خانواده و خدمتكارانش ميخورد، بيشترين خوراك او خرما و آب بود (طباطبائي، 1354: 161)
«و كان(ص) يعصب الحجر علي بطنه من الجوع. . .؛ [پيامبر(ص)] گاهي از شدت گرسنگي، بر شكم خود سنگ ميبست». ايشان از هر طعامي برايش حاضر ميكردند، ميخورد. ابن عباس ميگويد: چه بسا پيامبر(ص) چند شب گرسنه ميماند و براي آن حضرت و خانوادهاش غذاي شب پيدا نميشد(طباطبائي، 1354: 73). آن حضرت خود نيز ميفرمود: يك ماه چنان سپري شد كه من و بلال، جز چيزي كه زير بغل بلال نهان ميشد و ميآورد، غذايي نداشتيم (تنكابني، 1374: 125).
امام باقر(ع) در هنگام بيان خوراك سادة پيامبر(ص) چنين ميفرمايد: البته من نميگويم كه پيامبر(ص) چيزي براي خوردن پيدا نميكرد؛ بلكه گاهي به يك مرد، صد شتر ميبخشيد. پس اگر آن حضرت دلش ميخواست بخورد، هرآينه ميتوانست بخورد.
امام باقر (ع) در ادامه بيان ميكند كه: جبرئيل(ع) سه بار، كليد گنجهاي زمين را به پيشگاه رسول خدا(ص) تقديم كرد، اما حضرت از پذيرفتن آنها خودداري نمود تا همواره در برابر پروردگارش، فروتني و تواضع داشته باشد (طباطبائي :1354)
1-5-2-1-2. پوشاك
پيامبر اكرم(ص) در خوراك و پوشاك، از غلامها و كنيزان خود، برتري نميجست(طباطبائي، 1354: 75). حضرت ميفرمود: من تا هنگام مرگ، از پنج چيز دست برنميدارم... پوشيدن لباس پشمينه و ... جنس لباس حضرت، از پنبه بود و در حال ضرورت، از لباس پشمي و مويي استفاده ميكرد. عباي كهنة وصـلهداري داشت كه گاهي آن را به تن ميكرد و ميفرمود: «إنّما أنا عبد ألبس كما يلبس العبد؛ من، بندهام و همچون بندگان لباس ميپوشم». حضرت به ابوذر ميفرمود: من لباس خشن و زبر ميپوشم (طباطبائي، 1354: 133- 131).
1-5-2-1-3. مسکن
بعد از ورود پيامبر(ص) به مدينه، آن حضرت به مدت هفت ماه در خانة ابوايوب انصاري زندگي كرد و پس از اتمام ساخت مسجد و خانههاي اطراف آن، تا هنگام رحلت در همان خانههاي مسجدش سكونت داشت (يوسفي غروي، 1382، ج2: 194-196). در روايتي آمده است: پيامبر(ص) از دنيا رحلت كرد، در حالتي كه خشتي روي خشتي نگذاشت (طباطبائي، 1354: 135).
1-5-2-1-4. اثاثیه و غیره
وسايل زندگي پيامبر(ص) و همسرانش بسيار محدود و ساده بود؛ بهگونهاي كه اصحاب و حتّي دشمنان، دچار شگفتي شده بودند (تاج لنگرودي، 1370: 435). در روايات ميخوانيم: بالش و تشكي از پوست داشت كه با ليف خرما پر شده بود ... گاهي آن حضرت روي حصير بدون فرش ميخوابيد. زيرانداز حضرت، يك عبا و متكّايش از پوست و بار آن از ليف خرما بود. سوخت منزلش، شاخههاي درخت خرما بود. حضرت بر انواع مركبها (شتر، اسب و قاطر) و بيشتر بر الاغ بيپالان سوار ميشد. يعني ارزانترين وسيلة نقلية آن روز (طباطبائي، 1354: 143و 123).
1-5-2-1-5. خرید منزل
حضرت مايحتاج زندگياش را خود از بازار تهيه ميكرد و به سوي خانوادهاش حمل مينمود (طباطبائي، 1354: 41). خود آن حضرت دربارة خريد براي منزلشان ميفرمود: «لا أشتري شيئاً ليس عندي ثمنه؛ چيزي كه پول و قيمت آن را ندارم، نميخرم»(تنكابني، 1374، ج2: 244).
البته پيامبر(ص) در برخي از موارد، براي رفع نيازهاي ضروري ديگران يا خانوادهاش از اصحاب و گاهي از يهوديان، پول قرض ميگرفت. لذا پيش از رحلت به وصي و جانشين خود، امام علي(ع) سفارش كرد كه قرض و بدهيهايش را بپردازد(صابري يزدي، 1372، ج1: 164).
همسران پيامبر(ص) پس از جنگ بني قريضه كه غنيمت سرشاري نصيب رزمندگان و حكومت اسلامي شده بود، از آن حضرت درخواست خرجي بيشتر و امكاناتي شدند، پيامبر(ص) با رد تقاضاهاي آنان، يادآور شد كه من رهبر اسلام و مسلمانان هستم و بايد زندگي بسيار عادي و سادهاي داشته باشم تا بينوايان و مستمندان، احساس حقارت و پستي نكنند.
متأسفانه «امهات مؤمنين» بر درخواستهاي خود، پافشاري كردند و قلب رسولالله(ص) را آزردند ... لذا آن حضرت به مدت يك ماه از همسرانش كنارهگيري كرد. سرانجام آيات 28 تا 31 سورة احزاب نازل شد، مبني بر اينكه اي بانوان پيامبر! اگر زندگي پر زرق و برق دنيا را ميخواهيد، ميتوانيد از حضرت جدا شويد. اما اگر به خدا، پيامبر و پاداشهاي بزرگ الهي در قيامت علاقه داريد، پس به همين زندگي ساده و افتخارآميز نبوي، قانع و راضي باشيد(شمس الدين، 1372: 395 – 396).
1-5-2-2. گشايش در زندگي
زن و شوهر لازم است به بهانههاي مختلف زمينة فراهم كردن خوشحالي همديگر را فراهم سازند، مثلاً مرد بايد در سالگرد تولد، ازدواج، يا اعياد مذهبي و هنگام بازگشت از سفر با تهية هدايا و سوغات اسباب خوشحالي همسرش را فراهم كند و زن نيز همين طور. رسول حق(ص)در اين باره فرمودند؛ كسي كه به بازار ميرود و براي عيالش تحفه ميخرد، مانند كسي است كه در خانة مستمندان صدقه ميبرد، او بايد تحفة خريده شده را وقتي به خانه برد، ابتدا به دخترانش بدهد، زيرا هركس دخترش را خوشحال كند چنان است كه بندهاي از نسل اسماعيل آزاد كرده و هركس ديدة پسرش را با بردن تحفه روشن كند، گويا از ترس خدا اشك ريخته و هركس كه از ترس خدا گريه كند، حضرت حق او را وارد بهشتهاي پرنعمت ميكند (حر عاملي، 1409، ج20: 514).
1-5-2-3. احترام و خوش رفتاري زن و شوهر با يكديگر
سپاس از زحمات مرد، با محبت و مهرباني با او سخن گفتن، صبر بر نداري و فقر او، پذيرايي عاشقانه از وي، استقبال از او به وقت آمدن، بدرقة او به وقت رفتن، تمكين بيچون و چرا در ايامي كه مجاز است، آرايش و زينت و خوب پوشيدن براي او، ادارة امور زندگي به نحوي شايسته و مناسب، قناعت در مخارج، تحميل ننمودن بيش از حد قدرت بر شوهر جزو وظايفي است كه رسول اسلام و امامان معصوم بهعنوان وظيفة زن در برابر شوهر معين فرمودهاند. جهاد زن نيكو شوهرداري اوست (همان، ج20: 162) و نيز بر شوهر است كه، خسته نباشيد بگويد و خدا قوتي به همسرش بدهد و از كارها و زحماتش تقدير وتشكر كند.
دربارة احترام مردان نسبت به زنان و حق زنان بر مردان، رسول حق(ص) فرمودند: برادرم جبرئيل آنقدر سفارش زنها را كرد كه تصور كردم مرد حق ندارد اف به او بگويد. پيامبر(ص) دربارة زنان فرمودند كه از خدا بترسيد، اينان رنج وسختي زندگي را تحمل ميكنند، به مقتضاي دستور حق و نص قرآن و سنت و شريعت محمدي بر شـما حلال شدهاند، در برابر اينكه تن در اختيار لذتهاي شما مينهند و فرزندانتان را در اندرون خود حمل ميكنند، تا آنجا كه به وقت زائيدن دچار دردهاي خطرناك ميشوند، حقوق واجبي بر عهدة شما دارند، با آنان مهربان باشيد، آنان را دلخوش داريد تا با شما بسازند، از آنان اظهار كراهت و ملال نكنيد در آنچه بهعنوان مهر به آنان دادهايد طمع نورزيد و چيزي از آن را به زور استرداد ننمائيد (همان، ج20: 169-157). احترام به پدر و مادر و خواهر و برادر همسر و توصيه به احسان بر آنان در ازدياد محبت مؤثر است.
1-5-2-4. سلام كردن
زن و شوهر در سلام گفتن به همديگر پيشي بگيرند. هنگام وارد شدن به خانه با صداي بلند و با خوشرويي و نشاط و محبت آميز سلام بگويد و موقع بيرون رفتن از خانه، با همان كيفيت خداحافظي كند، حتي هنگامي كه از خواب بيدار ميشوند، به همديگر سلام كنند. امام صادق(ع) ميفرمايد: «وقتى شوهر به خانه وارد مىشود، بايد به خانوادهاش سلام كند و آنها را از آمدن خود مطّلع سازد» (مجلسي، 1403، ج73: 11).
1-5-2-5. آراسته و پاكيزه بودن
اسلام براي دلگرم شدن زنان به زندگي و جلب محبت آنان به مردان توصيه ميكند كه لباس و سر و وضع خود را تميز و اصلاح كنند؛ مسواك بزنند و آراسته و پاكيزه باشند تا زنانشان به نامحرم تمايل پيدا نكنند. پيامبر اكرم(ص) در دنبالة اين حديث ميفرمايند: گروهي از مردان بني اسرائيل چنين نكردند، در نتيجه زنانشان از آنها دلسرد شدند و با گرايش به نامحرم به زنا رو آوردند (نهج الفصاحه، بيتا: 20)
اسلام همچنين به زنان توصيه ميكند كه خود را براي همسران در منزل زينت و آرايش كنيد و با لباس و آرايش در زيباترين چهره و قيافه نزد شوهران جلوهگري نماييد تا همسرانتان به زنان نامحرم دل نبندند و از ظاهر كردن آرايش و پيرايششان نزد نامحرم نهي كرده است. طوري كه رسول اكرم از اينكه زن در خارج از خانه لباس چشمگير بپوشد، به صورتي كه نظر ديگران را جلب كند، نهي فرمود و از اينكه زيور صدادار با خود بردارد قدغن نمود (حرعاملي، بيتا: 187)
1-5-2-6. پرهيز از آزار و تند خويي و بد زباني با يكديگر
درشتگويي، بدزباني، تندي، سختگيري طرف مقابل انسان را هركه باشد وادار به عكس العمل ميكند. حال و مقال وقتي خارج از حدود باشد، زن را دلگير، و روحية او را كسل و در نتيجه فضاي زندگي به تلخي و سردي ميگرايد. رسول اسلام(ص) در اين زمينه سخنراني عجيبي دارند، اين سخنراني را براي زنان ايراد فرمودند: اي زنان در راه خدا صدقه دهيد گرچه از زيور و زينت خود، گرچه يك دانه خرما. چرا كه بيشتر شما هيزم جهنم هستيد، لعنت ميكنيد و نسبت به خدمات شوهر سپاسگذار نيستيد. زني عرضه داشت: مگر ما نيستيم كه مادري ميكنيم، كودك را ماهها در شكم ميپرورانيم، به او شير ميدهيم ... فرمود: چرا، باردار هستيد، فرزند ميآوريد، شير ميدهيد، مهربان و با عاطفهايد، اگر ناسازگاري با شوهر و آزار دادن به او نبود هيچ زن نمازگزاري به آتش قيامت نميسوخت. اين حق تنها مخصوص مردان نيست براي زنان هم چنين حقي هست، چنانكه پيامبر(ص) فرمودند: برادرم جبرئيل آنقدر سفارش زنها را كرد كه تصور كردم مرد حق ندارد اف به او بگويد (حرعاملي، بيتا: 175).
1-5-2-7. گذشت و اغماض
از ميان توصيههايي كه اسلام به زن و شوهر كرده، گذشت و اغماض هريك از لغزشها و كجخلقيهاي ديگري و چشمپوشي و ناديده گرفتن اشتباهات و خطاهاي يكديگر در درجة اول قرار دارد (همان: 169).
1-5-2-8. عيب پوشي و رازداري
يكي از ويژگيهاي همسران شايسته و وفادار، رازداري است. زن و شوهر بايد حافظ اسرار يكديگر باشند، چنان كه خداوند در سورة بقره آية 187 ميفرمايد «لباس يكديگر باشند» و عيبها و ضعفها و كمبودهاي زندگي را براي ديگران اگرچه نزديكترين فرد باشد نقل نكنند. بدانند افشاي عيب و اسرار همسر خيانت تلقي ميگردد (همان: 37).
1-5-2-9. اظهار محبتها و دوستيها
زن و شوهر بايد بدانند كه روي كرة زمين نزديكتر از همسرش كسي نيست، پس اگر سعادت و خوشبختي ميخواهند، لذت و صفاي زندگي ميطلبند بايد غمخوار و دلسوز يكديگر باشند و محبتها را از درون دل خود به زبان جاري كنند و محبت و علاقة قلبي خود را ابراز نمايند. محبت قلبى هرچند در زندگي لازم است اما كافى نيست. براى انس و الفت بيشتر بايد محبت را اظهار كرد.
1-5-2-10. احسان كردن
از آنجا كه انسان، بندة احسان است، يكى از شيوههاى تحكيم روابط حسنه و ايجاد الفت، احسان كردن به همسر ميباشد، كمك به همسر در كارهاى خانه يك نوع احسان است و محبت را بيشتر ميكند. يكى از مصاديق احسان، هديه دادن است (همان: 169).
1-5-2-11. به بهترين نامي كه او دوست دارد صدايش كند
اسلام ميخواهد همواره تنور عشق و محبت و صفا و صميميت ميان زن و شوهر گرم باشد، از اينرو توصيه ميكند با واژهها و نامي يكديگر را صدا كنند كه همسر خيلي خوش دارد، مثلاً عزيزم. هريك از زن و شوهر بايد همسر خود را به نامى صدا كند كه بيشتر دوست دارد (انصاريان، بيتا: 365 - 385).
1-5-2-12. رعايت نظم و ترتيب در زندگي
رعايت نظم و ترتيب در تمام زندگي آن پيامبر محسوس بود. ايشان نه تنها در امور اجتماعي و معاشرت «نظم» را فراموش نميكرد، بلكه در كوچكترين اعمال و رفتارهاي شخصي نيز نظم بسيار دقيقي داشت (صادقي بلخايي، 1385: 76).
آن حضرت از همان دورة كودكي، برخلاف كودكان هم سنّ و سالش كه ظاهر نامرتب و موهاي نامنظم و ژوليده داشتند، ظاهر بسيار آراسته و منظم داشت. عادتش بود كه همواره خود را در آيينه ببيند و سر و روي خود را شانه بزند. او علاوه بر اهل خانه، خود را براي ياران و اصحاب نيز ميآراست و ميفرمود: خداوند دوست دارد كه هرگاه بندهاش براي ديدن برادران از خانه بيرون ميرود خود را بيارايد (طبرسي، 1365: 34)
هرگاه به كاري ميپرداخت، آغاز و پايان آن كار مشخص بود؛ حتي در پوشيدن لباس، مثلاً هرگاه لباس ميپوشيد، ابتدا سمت راست آن را برتن ميفرمود. هرگاه جامه از تن در ميآورد، از سمت چپ شروع ميكرد (طباطبائي، 1354: 126) در بقية كارها نيز نظم و ترتيب را رعايت مينمود. از اينرو، هرگاه ميخواست كار كند، با دست راست شروع ميكرد و در همة كارهايش دوست داشت نظم و ترتيب رعايت شود، چه در پوشيدن جامه و كفش، چه در شانه كردن موي سر (مجلسي، 1403، ج16: 237).
1-5-2-13. رعايت عفت وحجاب
اگر عفاف و حجاب در جامعهاي كاملاً رعايت گردد، روابط جنسي به محيط خانواده محدود شود و حريم زن و مرد در محيط بيرون از منزل حفظ شود، در نتيجه جوانان به ازدواج تمايل بيشتري پيدا كرده و خانوادههاي تشكيل شده نيز ثبات بيشتري خواهند داشت. برعكس اگر خودنمايي، آرايش و تبرج در اجتماع رواج يابد حريم روابط زن و مرد در اجتماع شكسته شود و آزاديهاي منفي و افكار انحرافي در جامعه گسترش يابد در نتيجه كانون گرم خانواده به سردي ميگرايد، و عشق و محبت در خانواده جاي خود را به تنفر ميدهد و نخستين كانون تربيت، مهر و عاطفة كودكان ويران ميگردد و نهايتاً آمار طلاق و فحشا به فزوني ميگرايد. بيترديد نهاد خانواده در پرتو پاسداري از حريم حجاب و عفاف است كه درخشش و بالندگي لازم را پيدا خواهد كرد. (عامري، بيتا).
1-6. اشتغال و تأثير آن بر استحكام و انسجام خانواده
امروزه هركس ميتواند نسبت به فراخور حالش و براساس رشتة تخصصي و انديشة خود، در مورد چگونگي اشتغال جوانان و آداب و شيوههاي كار، علل و انگيزههاي بيكاري، انواع مشاغل، اولويت انتخاب شغلها و از همه مهمتر تأثير فراوان اين امر در استحكام رابطة ميان اعضاي خانوادهها بحث و سخن ميگويد. سيرة پيامبر اعظم(ص) در برابر اين امر، بـر اين بود كه براي آحاد جامعه شغل مناسب در نظر گرفته شود و همه با كسب درآمد حلال، هزينة زندگي خود را تأمين نمايند. بنابراين سيرة حضرت بر اين بود؛ كه ديگران را به كارهاي توليدي و خدماتي تشويق نمايد (پاك نيا، 1380).
1-6-1. اهميت كار
در سيرة پيامبر اعظم(ص) فعاليت اقتصادي افراد، ارزش بالايي دارد. آن حضرت كارگران و توليدكنندگان در عرصة اقتصادي را چنان تشويق ميكند، كه در طول تاريخ جوامع بشري، هيچ فرقه و مذهبي چنين جايگاهي براي اساسيترين ركن جامعه، يعني تأمين كنندگان حياتيترين كالاي اقتصادي، قائل نشدهاند. ايشان به كار و پاداش دنيايي و آخرتي ترغيب مينمود. آن حضرت با دستهاي مبارك كار ميكرد (پاكنيا، 1380: 50) امام صادق(ع) ميفرمايد: رسول خدا(ص) سنگها را به دوش خود حمل ميكرد و ديوار خانهاش را ميساخت (حر العاملي، بيتا، ج14: 81).
1-6-2. اثرات و نتايج اشتغال در خانواده
اشتغال به كارهاي مفيد و مورد نياز جامعه، داراي اثرات و نتائج قابل توجه براي همة افراد جامعة اسلامي است، كه از جملة آنها ميتوان به فوائد زير اشاره نمود:
1-6-2-1. تأمين مخارج زندگي
یك مسلمان با پيش گرفتن كسب حلال، مخارج زندگي خود را تأمين نموده و تا حدودي از فقرِ اقتصادي، اخلاقي و فرهنگي خانوادة خود و مخصوصاً جامعه ميكاهد.
1-6-2-2. وسيلة ارتباط سالم
اشتغال به كار، افراد خانواده را در زندگي تحت يك برنامة منظم و منسجم قرار داده و آنان را در روابط اجتماعي و معاشرت با ديگران ياري مينمايد.
1-6-2-3. آرامش روح و وجدان
تمام افرادي كه به كارهاي مفيد اقتصادي اشتغال دارند و بر اساس احساس وظيفه به شغل مناسب و آبرومندانه ميپردازند، علاوه بر اين كه آرامش روح و روان و وجدان خود را فراهم ميكنند، به نوعي، به تفريح نيز ميپردازند؛ همچنان كه افراد سست عنصر و بيكار معمولاً به اضطراب و افسردگي و عذاب وجدان دچار هستند.
1-6-2-4. بيدار نمودن روحية خلاّقيت
اشتغال افراد خانواده به كسبهاي مورد علاقة خود، روحية ابتكار و خلاقيت را زنده كرده و استعدادهاي دروني آنان را شكوفا مينمايد و انسان را متوجه نيروي نهفته در اندرون خود ميسازد. به اين ترتيب، مفيد و مؤثر بودن خويش را باور نموده و اعتماد به نفس در آنها تقويت ميگردد. چنين افرادي با روحية سرشار از عشق به كار، از زندگي خود لذّت برده و براي رسيدن به اهداف عالي خود و خانواده تلاش ميكنند.
1-6-2-5. تثبيت موقعيت اجتماعي
یكي از راههاي رسيدن به موقعيت اجتماعي يك فرد در خانواده، اشتغال به كار مفيد و مورد نياز در جامعه، ميباشد و شغل او هر قدر از نيازهاي جامعه بكاهد و موجب تقويت و استقلال و آزادي و عزّت مسلمانان گردد، به همان اندازه موقعيت اجتماعي او را در ميان افراد جامعة اسلامي، بالاتر خواهد برد. خداوند در آية 39 سورة نجم ميفرمايد: «وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى؛ اين كه براي انسان بهرهاي جز سعي و تلاش او نيست».
1-6-2-6. جلوگيري از مفاسد
بيكاري افراد، موجب ضررهاي جبران ناپذير و داراي مفاسد بيشماري براي اجتماع مسلمانان خواهد بود، به اين معنا كه يك فرد با انتخاب يكي از مشاغل مورد نياز جامعه و اشتغال به آن، باري را از دوش مردم و مسئولين برميدارد و در مقابل، فرد بيكار نه تنها مشكلي را در جامعه حل نميكند، بلكه خود، مشكل آفرين و سربار جامعة اسلامي نيز ميشود. علاوه بر اين كه نيرويي هدر رفته، نيروهاي ديگري را نيز به خود مشغول خواهد كرد.
1-6-2-7. زمينة رستگاري
اساساً كار و اشتغال براي تأمين معاش خانواده؛ در بينش توحيدي اسلام، يك ارزش محسوب ميشود و تلاش بيشتر در كارهاي دنيوي و اخروي، زمينة سعادت و رستگاري افراد را در دنيا و آخرت فراهم مينمايد و آنان را تا درجة جهادگران در راه خداوند بالا ميبرد. رسول اكرم(ص) ميفرمايد: «اَلْكادُّ عَلي عَيالِه كَالمُجاهِدِ في سَبيلِ اللّه؛ كسي كه براي تأمين معاش خانوادهاش تلاش ميكند، همانند مجاهد در راه خداست» (كليني، 1407، ج5: 88).
1-6-3. نقش انگيزههاي مقدس در اشتغال
از منظر پيامبر(ص) تمام فعاليتهاي يك مسلمان ميتواند نوعي ارتباط با آفريدگار جهان محسوب شده و علاوه بر ارزش اقتصادي و دنيوي، از پاداشهاي معنوي نيز درجهان آخرت برخوردار باشد. كار براي خدا، نقش مهمي در شكل دادن به رفتار اقتصادي انسان دارد. به علاوه اين انگيزه ميتواند قواي جسمي و روحي وي را در فعاليتهاي اقتصادي چند برابر نمايد؛ به خاطر هدف والاي وي، كار او نيز مقدس خواهد شد. رسول اكرم(ص) بر اين باور بود كه: «اَلْعبادة سبعونَ جزْءاً اَفْضَلُها طَلَب الْحلالِ؛ عبادت خداوند هفتاد جزء است و بهترين آنها طلب روزي حلال است(مجلسي، 1403، ج5: 78).
آن حضرت اشتغال به كارهاي حلال را مانند ساير عبادات، بر زن و مرد مسلمان ضروري دانسته و ميفرمايد: «طَلَب الْحلالِ فَريضَة علي كُلِّ مسلمٍ و مسلمه؛ به سراغ درآمد حلال رفتن، بر هر مرد و زن مسلمان لازم است (مجلسي، 1403، ج100: 9).
بنابراين، انگيزههاي مقدس ميتواند همة كارها و فعاليتهاي اقتصادي زن و مرد مسلمان را اعم از كارهاي تجاري، كشاورزي، صنعتي و خدماتي فرا گرفته و آنها را در شمار عبادات قرار دهد. در سيرة پيامبراكرم(ص) هدف از رفتارهاي اقتصادي جلب رضايت خداوند است. رضايت پروردگار، انگيزة مقدس و هدف والايي است كه يك زن و مرد مسلمان را در سختترين شرايط زندگي خانوادگي به فعاليتهاي اقتصادي وادار ميكند.
نتيجه آن ميشود كه حاصل زحمات خود را تنها در راه رضاي الهي خرج كنند. در اين صورت خداوند نيز روزي خود را نصيبشان ميكند، زندگيشان پاك و بيآلايش شده و مشكلات و نابسامانيها از خانوادة آنها دور ميشود، فرزندان نيز پدر و مادر را در كارها سرلوحة خويش قرار ميدهند.
نتيجهگيري
اولين عامل و مهمترين ابزار جامعهپذيري افراد يك جامعه، خانواده است، هويت انساني در خانواده شكل ميگيرد؛ حال اگر خانوادهاي دچار اختلال و نابساماني باشد، در اين وضعيت فردي كه وارد عرصههاي مختلف اجتماعي شده دچار بحران هويت ميشود و نميتواند خود را با ارزشهاي پذيرفته شدة جامعه همنوا كند و نقش خود را به خوبي ايفا نمايد. عوامل موثر بر خانواده، به قدري بسيارند كه براي مقابله با عوامل آسيبزا، نيازمند آموزش و تربيت افراد خانواده در سطح ملي ميباشيم. از جملة اين عوامل ميتوان به دو نقش اصلي زن و مرد در خانواده اشاره كرد، كه هرچه پيوند ميان آنها صميميتر و قويتر باشد، تربيت فرزندان بهتر، روابط اجتماعي سالمتر و در نتيجه استحكام خانواده بيشتر خواهد بود.
ما داراي پيشينة فرهنگي و علمي غني و كارآمدي براي مواجهه با مسايل خانواده هستيم. قرآن و كلمات پيامبر(ص) و معصومان(ع) سرشار از توصيههاي كارآمد و متناسب با عصر حاضر، در باب اساسيترين مسايل خانواده تا جزييترين موارد آن ميباشد. مجموعة تعاليم اسلام در مورد خانواده آن قدر كامل است كه ميتواند ما را به نظام و ساختاري رهنمون كند كه پاسخگوي همة نيازهاي مادي و رواني خانواده است. پيامبران الهى به ويژه پيامبر اسلام(ص)، در اين راه نهايت سعى خود را مبذول نمودهاند و در انجام اين مأموريت، به نيازها، ويژگىها و علايق فطرى بشر بهعنوان يك اصل مسلم توجه فراوان داشتند. به همين جهت دستورات تربيتى اسلام و تأسى به رسول خدا(ص) صفت حميده و پاكيزهاى است كه هركسى مخصوصاً زن و مرد مسلمان ميتوانند پايههاي زندگي خود را بر اساس آنها استحكام بخشند. و با تحكيم اين پايهها تربيت صحيحي را نثار فرزندان خود نمايند و جامعه را در رسيدن بـه هدف نهايي خود كه همان تشكيل جامعهاي، به دور از اختلال و انحرافات اجتماعي است ياري رسانند.
منابع و مآخذ
نهج الفصاحه (خطبهها و سخنان رسول مكرم اسلام). (بيتا). ابوالقاسم پاينده. انتشارات خاتم الانبياء.
نهج البلاغه (للصبحي صالح). (1440). محمدبن حسن شريف رضي. قم: انتشارات هجرت.
احمدي، محمدابراهيم. (1385). "پيامبر و اقتصاد خانواده". كوثر. شمارة 68 (زمستان).
افروز، غلامعلي. (بيتا). همسران برتر. انجمن اولياء و مربيان. بيجا.
انصاريان، حسين. (بيتا). نظام خانواده در اسلام. قم: ام ابيها.
برهانيان، عبدالحسين. (1385). "نگاهي به سيرة اقتصادي پيامبر خدا(ص)". حصون. شمارة9.
بهشتي، احمد. (1385). خانواده در قرآن. چاپ چهارم. قم: مؤسسة بوستان كتاب.
تاج لنگرودي، محمد مهدي. (1370). اخلاق انبياء. تهران: واعظ.
ترجمة مجمع البيان في تفسير القران. (1360). جمعي از مترجمان. تهران: انتشارات فراهاني.
تنكابني، مرتضي. (1374). رهنماي انسانيت (سيري ديگر در نهج الفصاحه). تهران: دفتر فرهنگ اسلامي.
حاجي حسيني، حسن. (بيتا). "بحران هويت و انحرافات اجتماعي". فصلنامة كتاب زنان. شمارة17.
حرعاملي، محمدبن حسن. (بيتا). وسائل الشيعه. بيروت: داراحياء التراث العربي.
سالاري فر، محمد رضا. (بيتا). درآمدي بر نظام خانواده در اسلام. چاپ دوم. قم: مركز نشر هاجر.
شلبي، احمد. (بيتا). زندگي اجتماعي از ديدگاه اسلام. مترجم محمود اسداللهي. مشهد: آستان قدس رضوي.
شمس الدين، مهدي. (1372). داستانهاي تفسير نمونه، قم: انتشارات قدس.
صابري يزدي، عليرضا. (1372). الحكم الزّاهره، ترجمة محمد انصاري محلاتي، تهران: سازمان تبليغات اسلامي.
صادقي بلخايي، غلام حسين. (1385). "درسهايي از سيرة رسول خدا(ص). كوثر. شمارة 68 (زمستان).
طباطبائي. (1354). سنن النبي(ع). ترجمة محمد هادي فقهي. تهران: انتشارات اسلاميه.
طبرسي، حسن بن فضل. (1365). مكارم الاخلاق، ترجمة ميرباقري. چاپ دوم. تهران: انتشارات فراهاني.
عامري، حميده. (بيتا). "مقالة گسترة عفاف به گسترة زندگي". فصلنامة كتاب زنان. شمارة13.
عبدالكريم، پاك نيا. (1380). "كار و اشتغال در سيرة پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم". كوثر. شمارة 50 (تابستان).
فتاحي زاده، فتيحه. (1386). زن در تاريخ و انديشة اسلامي. چاپ دوم. قم: مركز چاپ و نشر تبليغات اسلامي.
كليني، محمدبن يعقوب. (1407). الاصول الكافي. محقق علي اكبرغفاري. چاپ چهارم. تهران: انتشارات دارالكتب الاسلاميه.
مجلسي، محمدباقر. (1403). بحارالانوار. چاپ دوم. بيروت: انتشارات دارالاحياء التراث العربيه.
محمدي نيا، اسدالله. (بيتا). بهشت جوانان (آنچه بايد يك زن و مرد بدانند). چاپ بيست و چهارم. قم: انتشارات نصايح.
مصاحب، غلامحسين. (1383). دائرة المعارف فارسي. چاپ چهارم. تهران: انتشارات امير كبير.
ظاهري، حسين. (1376). اخلاق و جوان. جلداول. قم: انتشارات شفق.
نافعي فرد،كريم. (1383). زن از ديدگاه اسلام و تمدن غرب. چاپ دوم. تهران: انتشارات عابد.
نوراني، مصطفي. (بيتا). سعادت خانواده در ازدواج. قم: مكتب اهل البيت(ع).
نوري همداني، حسين. (1389). جايگاه بانوان در اسلام. چاپ هشتم. قم: انتشارات مهدي موعود.
يوسفي غروي، محمد هادي. (1382). تاريخ تحقيقي اسلام. ترجمة حسين علي عربي. قم: مؤسسة آموزشي پرورشي امام خميني (ره).