رفتار پیامبر(ص) با خانواده
پیامبر خدا(ص) در خانة خویش خدمتکار اهل خود بود، گوشت را تکه تکه مىکرد و بر سفرة غذاى حقیرانه مىنشست و انگشتان خویش را مىلیسید، بز خود را مىدوشید و لباس خود را وصله مىنمود و بر شتر خود عقال مىزد و به ناقة خود علف مىداد، با خدمتکار منزل آرد را آسیاب مىکرد و خمیر مىساخت.
بسماللهالرحمنالرحیم
رفتار پیامبر(ص) با خانواده
نویسنده: ناصر باقری بیدهندی
منبع: فرهنگ کوثر، 1380، شمارة49
رهبران اسلام در همة زمینههاى زندگى، راهنمایىهاى لازم را بیان کردند تا هر عضو جامعة اسلامى از هر جهت فردى و اجتماعى کامل باشد.
مشاهدة سیرة عملى «اسوههاى حسنه» از سخنان آنان نقش بیشترى در زندگى نسل جوان دارد، سیرة هر شخصیت بیشتر از سخنش گویاى هویت واقعى اوست. اگر سخن از زبان شخص بیرون مىآید، سیره از مرکز دل آن شخصیت برمىخیزد. و سیرة عملى پیامبر اکرم(ص) و خاندان پاکش درتمامى زمینهها بهترین تابلو و الگو براى تأسیس مدینة فاضله و جامعة نمونة اسلامى است.
اخلاق خانوادگى پیامبر(ص)
یافتن و داشتن اسوه و چهار چوبهاى فکرى، کردارى و گفتارى در روابط خانوادگى براى هر انسانى توفیقى در جهت تکامل هرچه بهتر اوست. از سویى محک اخلاق انسان در خانواده است، زیرا اشخاص در بیرون قدرت بر رفتار ضد اخلاقى ندارند یا به دلیل پارهاى ملاحظات، بد اخلاقى نمىکنند. آن کس که در منزل که زن و فرزندانش تحت نظر اویند خوشرفتارى کرد، خوش اخلاق است.
در این مقاله نمایى کلى از اخلاق خانوادگى پیامبر(ص) را ـ که سرمشق اعلا و بالاترین اسوه1 و نمونة برجستة اخلاق الهى است و براى تکمیل اخلاق مبعوث شدـ 2 تصویر مىکنیم تا با الهامگیرى از سیرة والاى او زندگى خداپسندانهاى داشته باشیم و بهگونهاى که آن بزرگوار با اعضاى خانواده رفتار مىکرد معاشرت کنیم، بهگونهاى سخن بگوییم که آن حضرت سخن مىگفت، آنجایى غضب کنیم که آن عزیز خشمگین مىشد، و جایى عفو کنیم که آن جناب مىبخشید.3
عایشه، عیال رسول خدا(ص) که به خصوصیات اخلاقى او آگاه بود، جزئیات اخلاقى و رفتارى پیامبر(ص) را در یک جمله خلاصه کرد؛ که در روایت آمده است:
«قال سعد بن هشام: دخلت على عایشه، فسألتها عن اخلاق رسول الله صلى الله علیه و آله. فقالت: إما تقرء القرآن؟ قلت: بلى, قالت: خلق رسول الله(ص) القرآن».
مرحوم فیض کاشانى درکتاب «محجة البیضاء» از «سعدبن هشام» روایت کرده که گفت: به دیدار «عایشه» رفتم و از اخلاق رسول خدا(ص) پرسیدم. او گفت: آیا قرآن نمىخوانى؟ گفتم: چرا. گفت: اخلاق رسول خدا(ص) قرآنى است.4
«قالت عایشه: ما کان احد احسن خلقا منه؛ ما دعاه احد من اصحابه و لا اهل بیته الا قال: لبیک؛ عایشه گفته است: احدى از پیامبر(ص) خوش خلقتر نبود، هیچکس از اصحاب و اهل بیت او را صدا نمىزد مگر این که در جواب مىفرمود: لبیک».5
رشید الدین میبدى در تفسیر آیة «وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ»6 مىگوید:
«رسول خدا(ص) امر و نهى قرآن را چنان پیشرفتى و نگهداشتى به خوش طبعى که گویى خلق وى و طبع وى خود آن بود».
بلغ العلى بکماله
کشف الدجى بجماله
حسنت جمیع خصاله
صلوا علیه و آله
او رهنمودهاى قرآن را به دل مىگرفت و در زندگىاش از شیوهاى که قرآن پیشنهاد مىکرد ـ بى هیچ انحرافى و بى آن که هیچ ناراحتى در آن روا دارد ـ پیروى مىکرد و لذا تجسم قرآن به حساب مىآمد. و این ادعا از نظر کلام الله مجید مورد تأیید است.7
کار در منزل
«خیرکم, خیرکم لنسائه و انا خیرکم لنسائى؛8 بهترین شما شخصى است که با همسرش خوش رفتارتر باشد و من از تمامى شما نسبت به همسرانم خوش رفتارترم».
در اخلاق حضرت محمد(ص) همین بس که با آن جلالت و موقعیتى که به سلاطین نامة دعوت مىنوشت در خانه، تا حد امکان کارش را شخصاً انجام مىداد.9
اهل سیره نوشتهاند: پیامبر خدا(ص) در خانة خویش خدمتکار اهل خود بود، گوشت را تکه تکه مىکرد و بر سفرة غذاى حقیرانه مىنشست و انگشتان خویش را مىلیسید، بز خود را مىدوشید و لباس خود را وصله مىنمود و بر شتر خود عقال مىزد و به ناقة خود علف مىداد، با خدمتکار منزل آرد را آسیاب مىکرد و خمیر مىساخت.10
ابن شهر آشوب در کتاب مناقب، (ج 1، ص 146) روایت کرده که: «رسول خدا(ص) کفش خود را وصله مىزد، پوشاک خویش را مىدوخت، در منزل را شخصاً باز مىکرد، گوسفندان و شترها را مىدوشید و به هنگام خسته شدن خادمش در دستاس کردن به کمک او مىشتافت و آب وضوى شبش را خود تهیه مىکرد. و در همة کارها به اهل خانه کمک مىکرد.»
لوازم خانه و زندگانى را به پشت خود از بازار به خانه مىبرد.
گاه اتفاق مىافتاد که حضرت خانة خویش را نظافت مىکرد و جارو مىکشید و خود مکرر مىفرمود: «کمک به همسر و کارهاى منزل، صدقه و احسان در راه خدا محسوب مىشود.»11
از عایشه نقل شده که گفته است: محبوبترین کارها نزد رسول خدا(ص) خیاطى بود.12
پیامبراکرم(ص) با همة عظمت و موقعیت ممتازش در منزل کار مىکرد. و به نگهدارى و پرستارى از کودکان مىپرداخت.13
عایشه همسر آن حضرت مىگوید:
وقتى خلوت مىشد، پیامبر لباس خود را مىدوخت و کفش خویش را وصله مىکرد.14
على(ع) بیش از سى سال عمر خود را با رسول خدا(ص) سپرى کرده و شناساترین فرد به رسول خدا(ص) بوده و از اخلاق داخلى و خارجى حضرتش اطلاع دقیق داشته، امام حسین(ع) مىفرماید:
«سألت أبى عن مدخل رسول الله صلى الله علیه و آله، فقال: کان دخوله فى نفسه مأذونا فى ذلک, فاذا آوى الى منزله جزأ دخوله ثلاثه اجزإ، جزءا لله و جزءا لا هله و جزءا لنفسه. ثم جزء جزئه بینه و بین الناس فیرد ذلک بالخاصه على العامه و لا یدخر عنهم عنه شیئا...؛15 از پدرم در مورد امور رسول خدا(ص) در داخل خانه سؤال کردم, فرمودند: وقتى به خانهاش مىرفت، اوقاتش را سه قسمت مىکرد: یک قسمت براى خدا، و یک قسمت براى خانوادهاش، و یک قسمت براى خودش، آنگاه قسمت خودش را نیز میان خود و مردم تقسیم مىکرد و آن را براى بستگان و بزرگان صحابه (که در منزلش به خدمت او مىرسیدند) قرار مىداد و ذرهاى از امکانات خود را از آنان دریغ نمىنمود (بلکه آن چه امکان داشت در حقشان انجام مىداد.)16
حضرت در مورد امورى که به شخص او مربوط مىشد، خشمگین نمىشد. تنها براى خدا، آنگاه که حرمتهاى الهى شکسته مىشد، غضب مىکرد.
یکى از همسران آن حضرت مىگوید: وقتى رسول خدا(ص) غضب مىکرد به جز على(ع) کسى را یاراى سخن گفتن با حضرتش نبود.17
علاوه بر همسران، همنشینان روزانة پیامبر(ص) عبارت بودند از فاطمه و شوهر و فرزندانش و به گواهى تاریخ و روایات فراوان، علاقة پیامبر خاتم(ص) به آنها قابل قیاس با دیگر کسان و نزدیکان حضرت نبود. به موجب روایتى که عایشه نقل کرد، هرگاه فاطمه(س) بر پدر وارد مىشد، رسول خدا(ص) جلوى پاى دخترش بلند مىشد و او را مىبوسید و در جاى خود مىنشانید.18
در عروسى فاطمه(س) زنان مسرور بودند و اظهار شادمانى مىکردند و سرود مىخواندند و مىگفتند: ابوها سید الناس. رسول خدا(ص) فرمود: بگویید و بعلها ذو الشده الباس.
و این مصراع چون در مدح حضرت امیرالمومنین(ع) بود، با آن که رسول خدا(ص) خواسته بود بانوان بگویند اما عایشه، زنان را منع کرد از اضافه کردن این مصراع. پیامبر(ص) متوجه موضوع شد و فرمود: عایشه عداوت ما را ترک نمىکند!19
روزى رسول اکرم(ص) وارد اطاق عایشه شد مشاهده کرد که تکه نانى روى زمین و زیر دست و پا افتاده است آن را برداشته و خورد و سپس فرمود: «یا حمیرإ! اکرمى جوار نعم الله علیک فانها لم تنفر من قوم فکادت تعود الیهم؛ اى حمیرا! مجاورت نعمتهاى الهى را بر خویشتن گرامى دار تا هرگز نعمتهاى خداوندى از مردم دور نشوند».20
پىنوشتها:
1. «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا» (سورة احزاب، آیة 21. و نیز نک: نهج البلاغه، خطبة 160و ربیع الابرار, ص383.
2. قال النبى(ص): «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق؛ همانا مبعوث شدنم براى تکمیل اخلاق است».
3. مجمع البیان، ج 10، (تفسیر سورة قلم.)
4. مجموعة ورام، ج 1، ص 89؛ سنن النبى، ص 58 و محجة البیضاء، ج 4، ص 120.
5. کحل البصر، ص 94.
6. قلمة آیة 4.
7. «آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ» (بقره، آیة 285).
8. وافى، ج 3، ص117؛ وسائل، ج 14، ص 122 و الاحیاء, 2، ص 41و
9. مجمع الزوائد، ج 4، ص 303.
10. کحل البصر، ص 102.
11. خدمتک زوجک صدقه. ر.ک: العبقریات الاسلامیه، ص 192 و الرسول، ج 1، ص 165.
12. مکارم الاخلاق، ص 10.
13. بحارالانوار، ج 16، ص 227.
14. همان، ص 230 و مکارم الاخلاق، ص 15.
15. سنن النبى، ص 14؛ معانى الاخبار، ص 80؛ بحارالانوار، ج 16، ص 150 و غیره.
16. سیماى پیامبر اسلام، ترجمة «مختصر الشمائل المحمدیه»، حاج شیخ عباس قمى، ص 53.
17. منتخب کنزالعمال، ج 3، ص 82.
18. صحیح ترمذى، ج 2، ص 319.
19. ریاحین الشریعه، ج 1، ص 98.
20. فروع کافى، ج 2، ص 158 و 165.