بسماللهالرحمنالرحیم
سجده بر خاک (سیرة نبوی)
امروزه شیعیان برخلاف اهل سنت بر مهر و امثال آن سجده میکنند. در این مقاله به این موضوع میپردازیم که آیا رسولالله(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) مثل شیعیان امروزی بر مهر و امثال آن سجده میکردند و اینکه مهر در نماز از چه زمانی و توسط چه کسی استفاده شد؟
1.بحث اجمالی
آنچه که قطعی است در زمان رسول خدا(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) مهری به این صورت که الآن در میان شیعیان رایج است وجود نداشته است و آن حضرت بنا بر اتفاق سیعه و سنی بر خاک، سنگ و حصیر سجده میکرده و هرگز بر فرش، سجاده، لباس و... که الآن اهل سنت بر آن سجده میکنند، سجده نمیکرده است و سجده بر چنین چیزها از بدعتهایی است که در میان اهل سنت رایج شده است.
نخستین کسی که بر تربت امام حسین(علیهالسّلام) سجده کرد، امام زینالعابدین(علیهالسّلام) بود که بعد از دفن سیدالشهدا(علیهالسّلام) مقداری از خاک آن حضرت را برداشت و به مدینه برد و خود و اهل بیت رسول خدا(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) بعد از آن بر خاک سید الشهداء سجده میکردند.
شیعیان نیز با تأسی به ائمه اهل بیت(علیهمالسّلام) که یکی از ثقلین هستند، سجده بر تربت سیدالشهداء(علیهالسّلام) را مستحب میدانند و بر این کار مداومت میکنند.
2. سجدة پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) بر زمین
شیعه و سنی اتفاق دارند که رسول خدا(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) بر زمین سجده میکرده و میفرموده است:
«اعطیت خمساً لم یعطهن احد قبلی... وجعلت لی الارض مسجدا وطهورا؛1 پنچ چیز به من داده شده است که به هیچکس قبل از من داده نشده است... زمین برای من محل سجده و پاک کننده قرار داده شده است».
و نیز از ابو وائل نقل شده است که میگفت:
«رأیت النبی(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) اذا سجد وضع جبهته وانفه علی الارض؛2و3 پیامبر اسلام(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) را دیدم که وقتی سجده میکرد، پیشانی و بینیاش را بر زمین مینهاد».
و صحابة رسول خدا(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نیز به تبعیت از آن حضرت، جز بر زمین بر چیز دیگری سجده نمیکردند:
«وعن ابیعبیدة ان ابن مسعود کان لا یصلی او لا یسجد الا علی الارض. رواه الطبرانی فی الکبیر؛4 ابن مسعود نماز نمیخواند و سجده نمیکرد؛ مگر بر زمین...».
طبانی این روایت را در الکبیر نقل کرده است.
حتی نقل شده است که برخی از صحابه؛ از جملة مسروقبنالاجدع چیزی شبیه مهر امروزی با خود حمل میکرد و در زمان مسافرت با کشتی بر آن سجده میکرد. محمدبن سعد در الطبقاتالکبری مینویسد:
«حدثنا محمد قال کان مسروق اذا خرج یخرج بلبنة یسجد علیها فی السفینة؛5 مسرق، هروقت که به مسافرتی میرفت، مقداری از خاک با خود برمیداشت تا در کشتی بر آن سجده کند».
و روایاتی فراوان که در کتابهای شیعه و سنی بسیار یافت میشود.
3. سجدة پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) بر سنگ
از ابنعباس نقل شده است که میگفت:
«ان النبی(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) سجد علی الحجر؛6 پیامبر اسلام(صلیالله علیه وآله و سلم) بر سنگ سجده میکرد».
این روایت را حاکم نیشابوری در المستدرک نقل و آن را تصحیح میکند و ذهبی نیز در تلخیصالمستدرک صحت آن را تأیید میکند.
4. سجدة پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) بر حصیر
مسلم نیشابوری در صحیح مسلم از ابی سعید خدری نقل میکند:
«حَدَّثَنِی ابوسَعِیدٍ الْخُدْرِیُّ اَنَّهُ دَخَلَ عَلَی النَّبِیِّ (صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ) قَالَ فَرَاَیْتُهُ یُصَلِّی عَلَی حَصِیرٍ یَسْجُدُ عَلَیْهِ؛7 از ابوسعید خدری نقل شده است که بر رسول خدا(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) وارد شد و دید آن حضرت بر روی خمره(حصیری) نماز میخواند و بر روی همان سجده میکند».
همچنین بخاری و مسلم از امالمؤمنین میمونه نقل کردهاند:
«کَانَ النَّبِیُّ (صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ) یُصَلِّی عَلَی الْخُمْرَةِ؛8و9 از میمونه همسر رسول خدا(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نقل شده است که فرمودند رسول خدا بر روی خمره (حصیری) سجده میفرمودند».
و نیز مسلم از عایشه نقل میکند:
«عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ قَالَ لِی رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ) نَاوِلِینِی الْخُمْرَةَ مِنْ الْمَسْجِدِ قَالَتْ فَقُلْتُ اِنِّی حَائِضٌ فَقَالَ اِنَّ حَیْضَتَکِ لَیْسَتْ فِی یَدِکِ؛10 از عائشه نقل شده است که گفت: رسول خدا(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به من فرمودند به من خمره (حصیر) سجده را بده. گفتم که من عذر زنانه دارم حضرت پاسخ دادند که عذر تو به دستت مربوط نمیشود».
و هیثمی در مجمعالزواید از ابن عمر نقل میکند:
«کان رسول الله (صلی الله علیه وسلم) یصلی علی الخمرة ویسجد علیها. رواه احمد والبزار والطبرانی فی الکبیر والاوسط، ورجال احمد رجال الصحیح؛11 از ابن عمر نقل شده است که رسول خدا(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) بر روی تکه حصیری نماز میخوانده و بر همان سجده میکردند».
1-4. مراد از خمره
مراد از «خمره» همانطور که علمای شیعه و سنی گفتهاند، سجادهای است که از حصیر درست میشده است؛ چنانچه ابن سلام در غریبالحدیث مینویسد:
«وقال ابوعبید: فی حدیث النبی(علیهالسّلام) انه کان یسجد علی الخمرة. قال ابوعبید: الخمرة شئ منسوج یعمل من سعف النخل ویرمل بالخیوط وهو صغیر علی قدر ما یسجد علیه المصلی او فویق ذلک، فان عظم حتی یکفی الرجل لجسده کله فی صلاة او مضجع لو اکثر من ذلک فحینئذ حصیر ولیس بخمرة؛112 ابوعبید گفته است که در روایت رسول خدا(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) آمده است که ایشان بر روی خمره نماز میخواندند. ابوعبید گفت مقصود از خمره، تکهای کوچک و بافته است که از برگ خرما درست میشود و در بین آن نخ عبور داده میشود و کوچک است به اندازة محل سجده یا کمی بزرگتر از آن؛ ولی اگر بزرگتر باشد که تمام بدن بر روی آن جا شود در نماز یا در هنگام خواب به آن حصیر گفته میشود نه خمره».
و زبیدی در تاجالعروس مینویسد:
«ویقال: صلی فلان علی الخمرة، وهی حصیرة صغیرة تنسج من السعف، ای سعف النخل وترمل بالخیوط؛13وقتی میگویند فلان کس بر روی خمره نماز خواند؛ یعنی بر روی حصیر کوچکی که از برگ درخت خرما درست میشود و با خط به هم متصل میگردد».
5. فرمان به سجده برخاک
در بسیاری از روایات نقل شده است که رسول خدا(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به کسانی که از سجده بر خاک پرهیز میکردند، دستور میداد که بر خاک سجده کنند. ما به برخی از این روایات از کتابهای اهل سنت اشاره میکنیم:
1-5. روایت صنعنانی
عبدالرزاق صنعنانی از خالدالجهنی نقل میکند:
«رای النبی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) صهیبا یسجد کانه یتقی التراب فقال له: تربّ وجهک یا صهیب؛14و15 پیامبر اسلام(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) شخصی به نام صهیب را دید که در هنگام سجده مراقب بود که صورتش به خاک مالیده نشود، پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به او فرمود: ای صهیب، صورت را بر خاک بگذار».
2-5. روایتی از ام سلمه
و همچنین از ام سلمه(رضیاللهعنها) نقل شده که فرمود:
«رای النبی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) غلاما لنا یقال له افلح ینفخ اذا سجد، فقال: یا افلح تربّ؛16و17و18و19و20 پیامبر اسلام(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) غلام مرا که افلح نام داشت، دید که در هنگام سجده خودش را از خاک دور نگه میداشت. پیامبر به او فرمود: خودت را به خاک بینداز (بر خاک سجده کن)».
6. منع از سجده بر عمامه
«عن عیاض بن عبد اللّه القرشی: رای رسول الله (صلی الله علیه وسلم) رجلا یسجد علی کور عمامته فاوما بیده: ارفع عمامتک، واوما الی جبهته؛21 پیامبر اسلام(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) مردی را دید که بر قسمتی از عمامة خود سجده میکرد، آن حضرت با دستش اشاره کرده که عمامهات را بالا بکش و بر پیشانیاش اشاره کرد (بر پیشانیات سجده کن)».
و از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده است که فرمود: «اذا کان احدکم یصلی فلیحسر العمامة عن جبهته؛22 هرگاه خواستید سجده کنید، باید عمامه را از پیشانیتان کنار بزنید».
این نشان میدهد که در موقع سجده هیچ مانعی نباید بین پیشانی و زمین باشد و سجده کردن بر عمامه، فرش و ... باطل است.
7. لزوم سجده بر خاک
شیعیان هرگز سجده کردن بر تربت حضرت سیدالشهداء(علیهالسّلام) یا هر تربت دیگری را واجب نمیدانند؛ بلکه با تأسی و پیروی از فرامین ائمه اهلبیت(علیهمالسّلام) که عِدل و قرین قرآن در حدیث ثقلین ذکر شدهاند، سجده کردن بر تربت امام حسین(علیهالسّلام) را مستحب میدانند. و طبق روایاتی که از آن خاندان پاک رسیده است، سجده، تنها بر زمین و آن چه که از او میروید صحیح است و بر چیزهای دیگر؛ از جمله لباس، فرش و ... جایز نیست. ما در این جا فقط به نقل یک روایت بسنده میکنیم:
1-7. روایت هشامبن حکم
«عن هشام بن الحکم انه قال لابی عبدالله (علیهالسّلام) اخبرنی عما یجوز السجود علیه وعما لا یجوز، قال: السجود لا یجوز الا علی الارض او علی ما انبتت الارض الا ما اکل او لبس، فقال له: جعلت فداک ما العلة فی ذلک؟ قال: لان السجود خضوع لله (عزّوجلّ) فلا ینبغی ان یکون علی ما یؤکل ویلبس، لان ابناءالدنیا عبید ما یاکلون ویلبسون، والساجد فی سجوده فی عبادة الله عز وجل، فلا ینبغی ان یضع جبهته فی سجوده علی معبود ابناءالدنیا الذین اغتروا بغرورها، الحدیث؛23 هشامبن حکم میگوید به امام صادق(علیهالسّلام) عرض کردم: سجده بر چه چیزهایی جایز و بر چه چیزهایی جایز نیست؟ امام(علیهالسّلام) فرمودند: سجده جایز نیست؛ مگر بر زمین و آن چه که از زمین میروید؛ غیر از خوردنیها و پوشدنیها. هشام بن حکم میگوید به آن حضرت عرض کردم: فدایت شوم، دلیل آن چیست؟ آن حضرت فرمود: زیرا سجده برای خداوند و تواضع در برابر او است و سزاوار نیست که بر روی خوراک وپوشاک باشد؛ چرا که دنیاپرستان بندة آن چیزی هستند که میخورند و میآشامند؛ اما کسی که سجده میکند در حال سجود برای خداوند بلند مرتبه است؛ از این رو، سزاوار نیست که در حال سجده پیشانیش را بر همان چیزی نهد که دنیا پرستان از حیلههای آن فریب خوردهاند.
2-7. سخن علامه امینی
مرحوم علامه امینی(رضواناللهعلیه) در این باره میفرماید:
«نحن نتخذ من تربة کربلاء قطعا لمعا واقراصا نسجد علیها کما کان فقیه السلف مسروق بن الاجدع یحمل معه لبنة من تربة المدینة المنورة یسجد علیها والرجل تلمیذ الخلافة الراشدة، فقیه المدینة ومعلم السنة بها، وحاشاه من البدعة... وکثیر من رجال المذهب یتخذون معهم فی اسفارهم غیر تربة کربلاء مما یصح السجود علیه کحصیر طاهر نظیف یوثق بطهارته او خمرة مثله ویسجدون علیه فی صلواتهم. ونحن نری ان الاخذ بهذین الاصلین القویمین، والنظر الی رعایة امری الحیطة والحرمة ومراقبتهما....؛24 ما از خاک محل شهادت امام حسین (علیهالسّلام) قطعههایی را دراندازههای متفاوت میسازیم که هنگام سجده پیشانی را بر آن میگذاریم، همان گونه که مسروقبن اجدع فقیه اهلسنت و شاگرد مکتب خلافت قطعهای از خاک مدینه را همراهش میبرد و بر آن سجده میکرد. آیا میشود گفت: دانشمند و فقیه اهل مدینه و آموزگار سنت نبوی بدعت گذار بوده و کارش ناشایست بوده است؟
آری بسیاری از بزرگان مذهب (شیعه) هنگام سفر قطعهای حصیر یا غیر آن را که پاک و طاهر بود همراه میبردند و هنگام نماز بر آن سجده میکردند و لذا ما بر اساس این نقل و روش محکم سجده بر خاک را لازم میدانیم».
3-7. سخن کاشفالغطاء
مرحوم علامه کاشفالغطاء(رضواناللهعلیه) نیز در این باره میفرماید:
«ولعلّ السر فی التزام الشیعة الامامیّة (استحبابا) بالسجود علی التربة الحسینیة، مضافاً الی انّها اسلم من حیث النظافة والنزاهة من السجود علی سائر الاراضی وما یطرح علیها من الفرش والبواری والحصر الملوّثة والمملوءة غالباً من الغبار والمیکروبات الکامنة فیها.
مضافاً الی کلّ ذلک لعلّه من جهة الاغراض العالیة والمقاصد السامیة منها، ان یتذکر المصلی حین یضع جبهته علی تلک التربة، تضحیة ذلک الامام بنفسه واهل بیته والصفوة من اصحابه فی سبیل العقیدة والمبدا ومقارعة الجور والفساد.
ولما کان السجود اعظم ارکان الصلاة، وفی الحدیث «اقرب ما یکون العبد الی ربه حال سجوده» فیناسب ان یتذکر بوضع جبهته علی تلک التربة الزاکیة، اولئک الذین جعلوا اجسامهم ضحایا للحق، وارتفعت ارواحهم الی الملا الاعلی، لیخشع ویخضع ویتلازم الوضع والرفع، وتحتقر هذهالدنیا الزائفة، وزخارفها الزائلة، ولعل هذا هو المقصود من ان السجود علیها یخرق الحجب السبع کما فی الخبر، فیکون حینئذ فی السجود سر الصعود والعروج من التراب الی رب الارباب؛25شاید علت التزام شیعه به سجده بر روی تربت امام حسین - جدا از اینکه پاکیزهتر است و از جهت نظافت مناسبتر از سجده بر هر خاک و حصیری که غالباً پر از غبار و میکروب است - یک هدف عالی باشد وآن این است که وقتی نمازگذار پیشانیش را بر روی آن خاک میگذارد به یاد فداکاری امام حسین(علیهالسّلام) وخاندان پاکش - در راه دین و عقیده و مقابله با جور و فساد – بیفتد.
وچون سجده مهمترین رکن نماز است و در روایت نیز آمده است که نزدیکترین حالت بنده به پروردگارش، حالت سجده است؛ از این رو مناسب است که در هنگام سجده به سبب نهادن پیشانی بر تربت پاک ایشان به یاد کسانی افتد که بدنهای خود را قربانی حق نمودند و روحشان به عالم بالا پرواز کرد؛ تا فروتنی پیدا کرده و سجود (پایین رفتن ظاهری) را با بالا رفتن (معنوی) همراه کند. و این دنیای پست و زینتهای نابود شوندة آن را کوچک بشمارد؛ وشاید همین مقصود از سجده بر تربت است تا – همانطور که در روایت آمده است - این سجده حجابهای هفتگانة آسمان را پاره کند. پس این سجده در واقع رمز بالا رفتن و عروج است از خاک به نزد پروردگار عالمیان».
8. فرق مسجودله و مسجود علیه
یکی از ایرادهایی که وهابیها به شیعیان میگیرند، این است که میگویند شما مهر پرست هستید و خیال میکنند که نمازگذار مهری را که جلوی خود گذاشته است، عبادت میکند!
در جواب این مطلب باید گفت که متاسفانه وهابیها فقط به دنبال این هستند که با کوچکترین بهانه مشرک بودن شیعیان را ثابت کنند؛ با این که خود آنها میدانند که شیعیان اگر بر مهر سجده میکنند، نه به این خاطر است که مهر را عبادت کنند؛ بلکه فقط به این خاطر است که به پاک بودن آن اطمینان دارند و و نیز یقین دارند که این تربت جزئی از زمین است.
اگر قرار باشد که سجده بر مهر شرک باشد، قطعاً سجده بر فرش، عمامه، لباس، سجاده و... نیز شرک خواهد بود. اگر نعوذ بالله شیعیان مهری را که از پاکترین مکانهای روی زمین تهیه کردهاند، عبادت میکنند، وهابیها فرش و سجاده را عبادت میکنند. چه فرقی است بین سجده بر مهر و سجده بر فرش؟
9. اهتمام پیامبر بر تربت کربلا
اگر امروز شیعیان تربت سید الشهداء(علیهالسّلام) را محترم میدانند و بر این تربت پاک سجده میکنند، در واقع آنها به رسول گرامی اسلام(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) تأسی میکنند. رسول گرامی اسلام(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) اهمیت فراوانی به تربت سید الشهداء(علیهالسلام) میدادند و هر وقت این تربت را میدیدند اشکهایشان جاری میشد و از شهادت مظلومانة آن حضرت در کربلا سخن میگفتند.
1-9. روایت حاکم نیشابوری
حاکم نیشابوری در المستدرک مینویسد:
«عنام الفضل بنت الحارث انها دخلت علی رسول الله (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فقالت یا رسول الله! انی رایت حلما منکرا اللیلة قال وما هو قالت انه شدید قال وما هو قالت رایت کان قطعة من جسدک قطعت ووضعت فی حجری فقال رسول الله(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) رایت خیرا تلد فاطمة ان شاء الله غلاما فیکون فی حجرک فولدت فاطمة الحسین فکان فی حجری کما قال رسول الله (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فدخلت یوما الی رسول الله (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فوضعنه فی حجره ثم حانت منی التفاتة فاذا عینا رسول الله (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) تهریقان من الدموع قالت فقلت یا نبی الله بابی انت وامی مالک قال اتانی جبریل علیه الصلاة والسلام فاخبرنی ان امتی ستقتل ابنی هذا فقلت هذا فقال نعم واتانی بتربة من تربته حمراء؛26 امالفضل دختر حارث محضر رسول الله (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) رسید وعرض کرد: دیشب خواب بدی دیدم، فرمود: چگونه بود؟ گفت: خیلی بد بود، فرمود: برایم نقل کن. عرض کرد: درخواب دیدم قطعهای از گوشت بدنت جدا شد و بر دامن من گذاشته شد. فرمود: تو خواب خوبی دیدهای، به امید خداوند فاطمه صاحب فرزندی میشود که تو او را بردامن و آغوشت میگیری.
ام الفضل میگوید: فاطمه حسین را بهدنیا آورد که من او را بردامنم میگذاشتم همانگونه که پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرموده بود.
روزی محضرش رسیدم و حسین را بر زانوانش قرار دادم، نگاهی به او نمود، دیدم چشمانش پر از اشک است، گفتم: پدر و مادرم به فدایت چه شده است؟ فرمود: جبرئیل نزد من آمد و به من خیر داد که افرادی از امتم این فرزندم را خواهند کشت، سپس خاکی سرخرنگ از محل شهادت حسین به من داد»
2-9. روایت عبداللهبن وهب
و حتی روایات فراوانی از طریق خاصه و عامه نقل شده است که رسول خدا(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) تربت امام حسین(علیهالسّلام) را استشمام کرده و آن را میبوسید:
«عن عبدالله بن وهب بن زمعة قال اخبرتنیام سلمة رضی الله عنها ان رسول الله (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) اضطجع ذات لیلة للنوم فاستیقظ وهو حائر ثم اضطجع فرقد ثم استیقظ وهو حائر دون ما رایت به المرة الاولی ثم اضطجع فاستیقظ وفی یده تربة حمراء یقبلها فقلت ما هذه التربة یا رسول الله قال اخبرنی جبریل (علیه الصلاة والسلام) ان هذا یقتل بارض العراق للحسین فقلت لجبریل ارنی تربة الارض التی یقتل بها فهذه تربتها. هذا الحدیث صحیح علی شرط الشیخین ولم یخرجاه؛27 ام سلمه گوید: در یکی از شبها رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) مشغول استراحت بود ناگهان نگران و مضطرب از جایش حرکت کرد، سپس نشست و دراز کشید که باز هم از جایش با ناراحتی حرکت کرد که از دفعة قبل شدیدتر بود، باز هم دراز کشید در حالی که خاکی سرخرنگ در دستهایش بود و آن میبوسید، گفتم: این خاک چیست؟ فرمود: جبرئیل به من خبر داد که بر این خاک حسین مرا میکشند، از او درخواست کردم تا آن خاک را به من نشان دهد، جبرئیل این خاک را برایم آورد».
10. ثواب سجده بر تربت کربلا
امام صادق(علیهالسّلام) در این باره میفرماید:
«محمد بن علی بن الحسین قال: قال الصادق (علیهالسّلام): السجود علی طین قبر الحسین (علیهالسّلام) ینور الی الارضین السبعة، ومن کانت معه سبحة من طین قبر الحسین (علیهالسّلام) کتب مسبحا وان لم یسبح بها؛28و29
امام صادق(علیهالسّلام) فرمودند: سجده بر خاک قبر حسین(علیهالسّلام) نورش تا آسمان هفت آسمان را نورانی میکند. هرکس تسبیحی از خاک قبر امام حسین(علیهالسّلام)به همراه داشته باشد، تسبیح کننده به حساب میآید؛ هرچند که با آن تسیح نکند».
«کان لابی عبدالله جعفر بن محمد (علیهالسّلام) خریطة من دیباج صفراء فیها من تربة ابیعبدالله (علیهالسّلام)، فکان اذا حضرته الصلاة صبه علی سجادته وسجد علیه قال (علیهالسّلام): ان السجود علی تربة ابیعبدالله (علیهالسّلام) تخرق الحجب السبع؛30 امام صادق(علیهالسّلام) کیسهای داشت که در آن تربت امام حسین (علیهالسّلام) را نگه میداشت. هر وقت که نماز میخواند آن را بر سجادهاش میریخت و بر آن سجده میکرد. امام(علیهالسّلام) فرمود: سجده بر تربت امام حسین(علیهالسّلام) هفت حجاب را پاره میکند».
این امام صادق(علیهالسّلام)، فرزند رسول خدا(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) است که جز بر خاک امام حسین (علیهالسّلام) بر چیز دیگری سجده نمیکند. از این جا است که ارزش سجده بر تربت کربلا آشکار میشود. ما نیز خود را پیرو همان بزرگوران میدانیم».
«وعن الصادق (علیهالسّلام) قال من ادار سبحة من تربة الحسین (علیهالسّلام) مرة واحدة بالاستغفار او غیره کتب الله له سبعین مرة وان السجود علیها یخرق الحجب السبع؛31 امام صادق(علیهالسّلام) فرمودند: هرکس با تسبیح خاک کربلا یک دور استغفار یا کاری دیگری بکند، خداوند برای او هفتاد مرتبه مینویسد. سجده بر خاک کربلا، حجاب هفت آسمان را پاره میکند».
کسی که سجده بر تربت او حجاب هفت آسمان را پاره میکند، خود او چه میکند؟ و چه زیبا سخنی گفته است علامة بزرگ، شیخ عبدالحسین امینی(رضواناللهعلیه):
«هذا حبنا وهذا حسیننا، وهذا ماتمه، وهذه کربلاؤه، وهذه تربته، وهی مسجدنا، والله ربنا، وسنتنا وسیرتنا سیرة نبینا وسنته ولله الحمد؛32 این عشق ما و این حسین ما است. این عزای او، این کربلای او و این تربت او است. تربت او سجده گاه ما، الله پروردگار ما و سنت و روش ما، سنت و روش پیامبر ما است. خدا را (بر این همه نعمت) سپاس میگوییم».
11. پانویس
۱. بخاری، محمدبن اسماعیل، صحیحالبخاری، ج1، ص74.
۲. الجصاص، احمدبن علی، احکامالقرآن، ج5، ص36.
۳. احمدبن حنبل، ابوعبدالله، مسند احمد، ج31، ص156.
۴. الهیثمی، ابوالحسن نورالدین، مجمعالزواید، ج2، ص67.
۵. ابن سعد بغدادی، محمدبن سعد، الطبقاتالکبری، ج6، ص141.
۶. الحاکمالنیسابوری، ابوعبدالله، المستدرک، ج1، ص646.
۷. مسلم نیشابوری، ابوالحسن، صحیح مسلم، ج1، ص369.
8. بخاری، محمدبن اسماعیل، صحیحالبخاری، ج1، ص86، کتابالصلاة، باب الصلاة علیالخمره.
۹. مسلم نیشابوری، ابوالحسن، صحیح مسلم، ج1، ص458.
۱۰. مسلم نیشابوری، ابوالحسن، صحیح مسلم، ج1، ص244.
۱۱. الهیثمی، ابوالحسن نورالدین، مجمعالزواید، ج2، ص56.
۱۲. القاسمبن سلام، ابوعبید، غریبالحدیث، ج1، ص276-277.
۱۳. الزبیدی، مرتضی، تاجالعروس، ج11، ص213.
۱۴. الصنعانی، عبدالرزاق، المصنف، ج1، ص391، ح1528.
۱۵. متقی هندی، علاءالدین علیبن حسام، کنزالعمال، ج7، ص465.
۱۶. عسقلانی، ابن حجر، الاصابه، ج1، 252.
۱۷. ابن اثیر، علیبن محمد، اسدالغابه، ج1، ص106.
۱۸. الألبانی، محمد ناصرالدین، صحیحالترمذی، ج1، ص381.
۱۹. عسقلانی، ابن حجر، فتحالباری، ج3، 85.
۲۰. متقی هندی، علاءالدین علیبن حسام، کنزالعمال، ج8، ص131. ح22247.
۲۱. البیهقی، ابوبکر، السننالکبری، ج2، ص151.
۲۲. البیهقی، ابوبکر، السننالکبری، ج2، ص152.
۲۳. حر عاملی، محمدبن حسن، وسائلالشیعه)آلالبیت)، ج5، ص343.
۲۴. الامینیالنجفی، عبدالحسین، السجود علیالتربةالحسینیه، ص66-67.
۲۵. کاشفالغطاء، جعفر، الارض والتربةالحسینیه، ص32.
۲۶. الحاکمالنیسابوری، ابوعبدالله، المستدرک، ج3، ص194.
۲۷. الحاکمالنیسابوری، ابوعبدالله، المستدرک، ج4، ص440.
۲۸. حر عاملی، محمدبن حسن، وسائلالشیعه)آلالبیت)، ج5، ص365-366.
۲۹. الشیخالصدوق، محمدبن علی، من لا یحضرهالفقیه،ج1، ص268.
۳۰. حر عاملی، محمدبن حسن، وسائلالشیعه)آلالبیت)، ج5، ص366.
۳۱. حر عاملی، محمدبن حسن، وسائلالشیعه)آلالبیت)، ج6، ص456.
۳۲. الامینیالنجفی، عبدالحسین، سیرتنا و سنتنا، ص147.