بسماللهالرحمنالرحیم
نویسنده: سیدمحمدكاظم رجایی رامشه/ دانشیار گروه اقتصاد مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی
منبع: تاریخ اسلام در آینه پژوهش، سال بیستم، شماره اول، پیاپی54، بهار و تابستان 1402
چكیده
منظور از سیاستهای اقتصادی رسول خدا(ص)، هدایتها و راهبردهای اقتصادی مستخرج از احکام حکومتی و ضوابط و قوانین مستخرج از منبع وحی است. تحقیق حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و با تکیه بر اسناد و منابع کتابخانهای در مقام پاسخ به این پرسش است که وضعیت مدینه در هنگام هجرت و پایان حکومت رسول خدا(ص) چگونه بود و حضرت چه سیاستهای اقتصادیای در دوران کوتاه حاکمیت خود اتخاذ کردند؟ یافتههای تحقیق حاکی است که حضرت با تربیت انسانها زیرساختهای فرهنگی - اجتماعی و اقتصادی را به سرعت و بهنحو کارا ایجاد کردند و مسیر را برای رشد و پیشرفت جامعه فراهم ساختند؛ زندگی همراه با تعصبات قبیلهای یثرب را منسجم کردند؛ جنگهای قبیلهای و ناامنی را به صلح، و جامعه متشتت را به مجموعهای منسجم تبدیل نمودند و با تربیت توحیدی جامعه، فضای کسب وکار ایجاد کردند و سرانجام یثرب متفرق را به امت واحده و مدینه طیبه بدل ساختند و توانستند در مدت بسیار کوتاه، با اعمال سیاستهای دقیق، در رفتارهای فعالان اقتصادی و درنتیجه ساختارها و نهادها تحول اساسی ایجاد کنند و بالاترین رشد و پیشرفت ممکن در جامعه اعرابی آن زمان را پدید آورند.
کلیدواژه ها:
رسول خدا(ص)، سیاستهای اقتصادی، پیشرفت اقتصادی، کلان راهبرد پیشرفت، امنیت سرمایهگذاری، زیرساختهای اقتصادی.
مقدمه
تعبیر «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ» در آیه شریفه «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَه حَسَنَه» اشاره به این دارد كه تأسی و پیروی از سیره رسول خدا(ص) وظیفه ثابت و همیشگی است.. طبیعی است كه كشف سیاستهای پیشرفت اقتصادی آن حضرت كه مربوط به دغدغه شبانهروزی مردم است و پیروی از آن، بهطریق اولی تكلیف حاكمیت اسلامی باشد. منظور از سیره رسول اكرم(ص) سبك زندگی و رفتارهای ضابطهمند نسبتاً ثابت یا سیاستگذاریهایی است كه از عملكرد آنها در عرصه زندگی فردی، اجتماعی و حاكمتیشان قابل استخر اج است. بنابراین در سیره اقتصادی، سخن از سبك زندگی اقتصادی فردی، رفتارهای نسبتاً مستمر اقتصادی، و سیاستگذاریهای اقتصادی حاكمیتی در میان است. سبك زندگی اقتصادی فردی و خانوادگی را میتوان در دو عرصه «مصارف» و «كار و تولید» طبقهبندی كرد؛ چنانكه رفتارهای مستمر اقتصادی و سیاستگذاریهای حاكمیتی اقتصاد را میتوان با دو عنوان «اخلاق اقتصادی« و »سیاستگذاری اقتصادی» ارائه كرد. تحقیق حاضر كه با روش توصیفی - تحلیلی و با تكیه بر اسناد و منابع كتابخانهای انجام گرفته است، در مقام تبیین بخش چهارم از زیرمجموعه مباحث سیر ه اقتصادی، یعنی سیاستگذاریهای كلان اقتصادی رسول خدا(ص) با تأكید بر زیرساختهاست.
تقریباً در همه عصرها بخش قابل توجهی از ارتباطات و تعاملات مردم را تعاملات اقتصادی تشكیل میدهد. طبیعی است كه اگر «هدایت و سیاستهای اقتصادی» از برنامه قرارگاه رسالت حذف شود، هدایتگری مفهوم واقعی خود را از دست خواهد داد. بنابراین، هدایت و سیاستهای اقتصادی از الزامات قرارگاه رسالت و كتاب هدایت است. بهترین دلیل بر حضور رسول خدا(ص) در صحنه سیاستگذاری اقتصادی، تبیین مستدل و شفاف سیاستهای حضرت است. دوران مدینه پیامبر(ص)، دوران شالودهریزی نظام اسلامی و ساختن الگو و نمونهای از حاكمیت اسلام برای همه زمانها در همه مكانهاست. سیاستهای اقتصادی رسول خدا(ص) در گذار از جامعه جاهلی، همانند كلام آن حضرت، منبعث از منبع وحی است و حجتی است برای تصمیم سازان اقتصادی كشور در گذار از سیاستهای جاهلیّت مدرن بهسمت حكمرانی ولی.
1. پیشینه بحث
كتب ارزشمندی مانند الصحیح من سیرهالنبی الاعظم نوشته جعفر مرتضی(1426ق)، سنن النبی اثر علامه طباطبایی، السیره الحلبیه نوشته ابوالفرج حلبی(1427ق)، سیرهالمصطفی نگاشته هاشم معروف الحسنی(1416ق) و دهها جلد كتاب دیگر از این قبیل هستند كه گرچه بهصراحت به سیاستهای اقتصادی حضرت نپرداختهاند، ولی در مجموعه نرمافزار نور تجمیع شدهاند و پیشینه عام موضوع را تشكیل میدهند.
مقاله «احكام حكومتی رسول خدا(ص) در بخش كشاورزی»، نوشته سیدعلی حسینی، به بررسی احكام حكومتی حضرت در حوزه كشاوروی، اقطاعها، ایجاد اشتغال، آبادانی و رونق كشاورزی پرداخته است. شریفی و همكاران(1396) در مقاله «تبیین راهبردهای اقتصاد مقاومتی در سیره پیامبر اكرم(ص)»، ابعاد اقتصاد مقاومتی از منظر مقام معظم رهبری را بررسی و سیره نبی مكرم اسلام(ص) در هر بعد را تحلیل كردهاند. مرسلپور و جم(1397) در مقاله «بررسی تحلیلی سیاست اقتصادی پیامبر(ص) در تخصیص منابع»، سیدحسین زاده یزدی و شریف زاده(1395) در مقاله «سیره پیامبر اكرم(ص) در مقابله با تهدیدهای اقتصادی»، و رجبی دوانی(1393) در مقاله «بررسی تاریخی دفاع اقتصادی از صدر اسلام تاكنون»، تلاش كردهاند برخی تهدیدات اقتصادی عصر نبوی را استخراج كرده، سیاست حضرت در مقابله با این تهدیدها را تبیین كنند.
مقاله «وضعیت اقتصادی مدینه قبل و بعد از اسلام» نوشته بختیاری(1384)، كه ترجمه بخشی از كتاب المجتمع المدنی فی عهد الرسول، نوشته عبدالله عبدالعزیز بن ادریس است، وضعیت اقتصادی مدینه را در زراعت، صنعت، مشاغل، معیارهای كیل و وزن و پول رایج مورد بحث قرار داده است. مزیت این مقاله، فراوانی و تنوع منابع اصیل تاریخی است.
مقاله «راهبردهای اقتصادی حكومت نبوی در مدینهالنبی» نوشته دادفر و بهرامی(1400) تلاش كرده است كه راهبردهای اقتصادی غزوات و غنیمت، اهل كتاب و جزیه، تشكیل بیتالمال، ساماندهی اقتصاد زراعی و تشویق به كار و زراعت، تثبیت مالكیت فردی، اصلاح رویكرد تجاری، تأسیس بازار اسلامی، ساماندهی و اصلاح مناسبات مالی و اقتصاد خانواده، ترغیب پیشهوری و صنعتگری را بهعنوان راهبردهای اساسی پیامبر(ص) در مدینه النبی مورد كنكاش قرار دهد. مزیت این مقاله، تمركز بر زیرساختهای اقتصادی از منظر اقتصاد اسلامی است. همچنین نگرش مقاله به تربیت توحیدی بهعنوان زیرساخت پشرفت در همه ابعاد، و تحلیل پیامدهای اقتصادی از تركیب فعالیتهای فرهنگی- اجتماعی الگوی خاص رسول خدا(ص)، از مزیتهای مقاله است.
2. قرارگاه رسالت و مسئله اقتصاد
منصب رسالت، قرارگاه هدایت، سیاستگذاری و نظارت است. هدایت جامعه، بهسمت حیات طیبه و سرانجام قرب ربوبی است. دغدغه صبح تا شب مردم، مباحث اقتصادی است. آیا ممكن است كه قرارگاه هدایت درخصوص دغدغه صبح تا شب مردم ساكت باشد و برنامه نداشته باشد؟ آیا ممكن است كتاب هدایت كه مدعی «بیانگر همه چیز و هدایتگری»است، درباره مسائل اصلی و نیازهای جامعه سكوت كند؟ سیره رسول خدا(ص) نشان میدهد كه حضرت نهتنها به مباحث اقتصادی ورود پیدا كردند، بلكه كارآمدترین تدبیرها را انجام دادند. همین سیاستگذاری و نظارت موجب شد كه یثرب ضعیف، به مدینهالنبی تبدیل شود و جزیرهالعرب بدوی در مدت كوتاه به پیشرفت قابل توجهی دست یابد و به یكی او قدرتهای آن زمان تبدیل شود.
به بركت برنامههای صحیح اقتصادی آن حضرت، وضعیت همه مهاجران بهبود پیدا كرد؛ بهگونهای كه در اواخر سالهای عمر پربركت ایشان، همگی مسكن، شغل و وضعیت رفاهی مناسبی پیدا كردند. گزارشهای تاریخی حاكی از ریشهكنی كامل فقر در برخی مقاطع و مناطق و كاهش آن در دوره تاریخی صدر اسلام است. به مرور زمان از تعداد فقرا كم و بر تعداد كسانی كه توانایی پرداخت زكات را پیدا میكردند، افزوده میشد. «پیامبر(ص) در این صحنه دعوت و جهاد، یك لحظه دچار سستی نشد و با قدرت جامعه اسلامی را پیش برد تا به اوج عزت و قدرت رساند؛ و همان نظام و جامعه بود كه به بركت ایستادگی پیامبر(ص) در میدانهای نبرد و دعوت، در سالهای بعد توانست به قدرت اول دنیا تبدیل شود».
سیاست رسول خدا(ص)، در مرتبه اول فراهم سازی زیرساختهای عمومی پیشرفت و رشد اقتصادی بود؛ چنانكه از ایجاد ساختار و نهادهای لازم برای پیشرفت و تحول در انگیزه و رفتارهای اقتصادی انسانها غافل نبود. البته این رتبهبندی بهمعنای تمركز بر زیرساختها و تعطیلی سایر فعالیتها نیست؛ بلكه بهمعنای اهمیت زیرساختهاست. به همین دلیل، همزمان كه حضرت مسجد را بنا میكند و اقامه نماز میفرماید، بازار را نیز تأسیس و قوانین، ضوابط و مقررات آن را تعیین، تبیین و اجرا میكند و همزمان كه مشغول تربیت نیروی انسانی است، از مدینه دفاع میكند و درعین حال از دانشافزایی، اشتغال و تولید غافل نیست.
3. زیرساختهای پیشرفت
بنابر آموزههای برگرفته او منبع وحی، حاكمیت در گام او مكلف به تعمیق ارزشهای اسلامی است كه زمینه تربیت توحیدی را بهعنوان ابرراهبرد و پایهایترین زیرساخت پیشرفت در ابعاد مختلف، از جمله پیشرفت اقتصادی، فراهم میسازد. تأمین زیرساختهای مرحله بعدی، اعم از امنیت، آموزش عمومی، بهداشت و درمان، فراهم سازی زمینههای اشتغال و زیرساختهای فضای كسب وكار، ازجمله زیرساختهای پیشرفت است كه رسول خدا(ص) در دولت صدر اسلام اعمال فرمودند. همچنین آن حضرت در ضوابط فضای كسب و كار تحول اساسی ایجاد كردند و از سیاستهای حمایتی، مالی و نظارتی درباره بازار و سیاستهای واگذاری زمین و آب در حوزه كشاوروی بهره گرفتند كه در این مقاله بهاختصار به این سیاستها پرداخته میشود.
3-1. تربیت توحیدی
تربیت توحیدی بهمفهوم توجه به خداوند در همه حالات و ابعاد زندگی فردی و اجتماعی است. در تربیت توحیدی، انسان عالَم را عین ربط و نیاز، و خداوند را علتالعلل، منشأ همه خیرات، آگاه و تدبیركننده همه امور میداند؛ درنتیجه چشم به عنایت او میدوزد و بر او توكل میكند. ثمره تربیت توحیدی، حركت جهادی و قرار گرفتن انسان در اوج كارایی و بهرهوری است. تربیت یافته توحیدی، موتور محرک جامعه بهسمت رشد اقتصادی و پیشرفت است. ازاینرو هرچه تعداد و درجه این نوع تربیت یافتگان در جامعه ارتقا یابد، سرعت و درجه پیشرفت و رشد اقتصادی افزایش خواهد یافت.
پیامبر اسلام(ص) محور قرارگاه رسالت و هدایت بود. مقدمه هدایتگری، هدایتیافتگی است. ازاینرو گام اول در این قرارگاه، خودسازی است. نبی مكرم اسلام(ص) در دوران نوجوانی و جوانی با اشتغال به چوپانی و انتخاب غار حرا برای محل عبادت، زمینه رسیدن به یك فضای آرام برای خلوت با خدای خود را فراهم كرد و به خودسازی پرداخت؛ تا اینكه وقتی به چهلسالگی رسید، دلش خاشعترین و پرظرفیتترین دلها برای دریافت پیام الهی شد و به پیامبری مبعوث گشت و زمینه برای تحول عظیم در دنیا فراهم آمد.
پس از پاكی از تعلقات دنیوی و تابش نور معرفت و ایمان بر دل آن حضرت، وجود ایشان به جوهر قدسی تبدیل میشود و به نبوت مبعوث میگردد. با این نور است كه اسرار هستی و حقایق اشیاء بر روح متعالی او آشكار میشود. با تعالی روح، حقایق معرفتی در قالب كلام الهی كه نوری از انوار معنوی حق تعالی است، بهشكل وحی بر قلب نبی نزول میكند و دریچههای نورافشانی و هدایت بر دیگر خلقالله گشوده میشود. اینجاست كه قرارگاه رسالت همراه با برنامه هدایتگری بهسمت زندگی پاكیزه و قرب ربوبی شكل میگیرد.
نبی مكرم اسلام(ص) در سال چهارم بعثت، خود را در معرض قبایل عرب قرار میدهند و در مراكز عمومی با جمله «یا أیها النّاس،ُ قُولوا لا إله إلاّ اللّهُ تُفلحوا»، به فلاح و رستگاری دعوت میكند و به تسخیر دنیا با راهبرد توحید میپردازد. از سیاستهای مهم پیشرفت رسول اكرم(ص) ارائه الگوی هدایتگری مطلوب، الگوی مدینه النبی همراه با الگوهای خرد آن است كه همگی مبتنی بر تربیت توحیدی است. عنصر اصلی در همه این الگوهای مطلوب، انسان صالح است. «انگیزه و موتور پیشبرنده حقیقی در نظام نبوی، ایمانی است كه از سرچشمه دل و فكر مردم میجوشد و دست و بازو و پا و وجود آنها را در جهت صحیح بهحركت درمیآورد». الگوی پیشرفت مطلوب و الگوهای خرد پیشرفت، مانند الگوی بازار و فضای كسب وكار مطلوب، توزیع مطلوب، مواسات، سیاستگذاری مطلوب، تقدیر معیشت مطلوب، بیتالمال و بودجهریزی مطلوب، و همه الگوهای خرد پیشرفت و سیاستگذاری برای اجرای آن، در درون كتاب زندگی، سبك زندگی رسول خدا(ص) و سیاستهای آن حضرت قرار دارد.
این سیاست بهدلیل اهمیت، از روزهای نخست هجرت، بلكه پیش از ورود به مدینه، اعمال میشود. پیش از هجرت، حضرت با ارسال نامهای به مصعببن عمیر از وی خواست تا نماز جمعه را در یثرب برپا كند و مردم را به انجام این عبادت سیاسی و اجتماعی دعوت نماید. در چهار روزى كه رسول خدا(ص) در قبا بودند، مسجد قبا را در این ناحیه بنا كردند. جمعه آن هفته در ادامه مسیر قبا به یثرب، هنگام ظهر جمعه وقتی به وادی «رانونا» رسیدند، با استقبال مردم - ظاهراً - قبیله بنیسالم كه پیش از این مسجدی نیز بنا كرده بودند، روبهرو گشتند و حضرت وارد مسجد ایشان شدند و همراه با یكصد نفر رو به بیتالمقدس نماز جمعه خواندند.
پس از ورود به مدینه، اولین نهادی كه تأسیس كردند، مسجد بود. مسجدالنبی در مدینه مقر مركزی حكومت اسلامی شد. در آنجا پیامبر(ص) نمایندگان را به حضور میپذیرفت و سفیران را از سوی خود به مأموریتهای اداری و سیاسی و دیپلماسی و نظامی روانه میساخت؛ و مسائل اعتقادی، بهویژه توحید، در رأس همه گفت وگوهای پیامبر اسلام(ص) با «وفود» قرار داشت.
ابنعربی میگوید: ولایت نماز، خود یك اصل است. پیامبر اسلام(ص) هنگامی كه امیری را برای منطقهای منصوب میفرمودند، امامت نماز را به او واگذار میكردند. حضرت در تمام توافقنامههای خود با هیأتهای سیاسی، بر توحید تأكید كردهاند. منابع متعدد، مساجد دوران حیات پیامبر(ص) را بیست باب ذكر كردهاند. حتی براساس اسناد و مدارک واگذاری، اولین شرطی كه حضرت برای واگذاری و اقطاع زمین یا هر چیز دیگر داشتند، صدق در اسلام و ایمان بود.
1-1-3. تربیت توحیدی و پیشرفت اقتصادی
مسیرهای تأثیرگذاری تربیت توحیدی بر رشد اقتصادی را از طریق اصلاح انگیزهها، رفتارها، ساختارها و نهادهای اجتماعی میتوان ردیابی كرد. تربیت توحیدی از طریق انگیزههای درونی، رفتارها را متأثر میسازد؛ انگیزه انسان اقتصادی برای فعالیت و دقت در كار را افزایش میدهد و بهرهوری نیروی انسانی را ارتقا میبخشد و به پیشرفت اقتصادی میانجامد. با تعمیق ایمان و ارتقای تقوا، روحیه و فرهنگ جهادی در نیروی انسانی شكل میگیرد و فرهنگ جهادی بنمایه تغییر مضاعف در انگیزه ن نیروی انسانی، ارتقای مضاعف بهرهوری، كارایی و سرانجام، شكلگیری كار و حركت جهادی خواهد شد و از این طریق پیشرفت اقتصادی مضاعف را برای جامعه به ارمغان خواهد آورد. چنین فرهنگی، منابع و امكانات را بسیج میكند و منشأ تخصیص بهینه منابع و تسریع همزمان ارتقای سطح معنویت، رشد اقتصادی و عدالت میشود.
انسان مؤمن و پرهیزگار، نعمتهای الهی – از جمله سرمایه - را موهبت الهی و امانتی در دست انسان میداند. او در استفاده صحیح، دقیق و كارا از سرمایههای طبیعی، فیزیكی و دارایی پولی نیز سرآمد است. معنویت، نگرش قوام به مال را در آحاد جامعه پدید میآورد. قوام در بهكارگیری منابع اقتضا دارد كه منابع و موهبتهای الهی معطل نماند و به بهترین وجه ممكن بهكار گرفته شود.
تربیت توحیدی در ناحیه مخارج نیز از چند مسیر موجب ارتقای سطح تولید و درنتیجه پیشرفت اقتصادی میشود؛ از طریق افزایش تقاضای كالای ضروری به سبب تواون اقتصادی، از طریق الزام سرمایهگذاری در واجبات نظامیه(ضرورتهای جامعه) بهعنوان واجب كفایی، و در نهایت، توانمندسازی محرومان و الحاق آنها به جمع تولیدكنندگان، موجب پیشرفت اقتصادی میشود.
از سوی دیگر، تربیت توحیدی موجب تحول در ساختارها و نهادهای اجتماعی میشود. اصولاً دولت اسلامی «حاكمیت ولی بر پایه مبانی، اصول و ارزشهای اسلامی برای هدایت جامعه به سمت پیشرفت» است. در یك جامعه معنوی به سبب وجود ضوابط و مقررات دقیق و برگرفته او منبع وحی، سایر نهادها – از جمله بازار - به گونهای تنظیم شده است كه پیشرفت اقتصادی از طریق شكوفایی استعدادهای فطری انسان و بروز توانمندی درونی او، به منزله حداقل مطلوب، حاصل میشود.
2-3. امنیت و انسجام اجتماعی
مدینه برخلاف مكه، كه اكثریت قریب به اتفاق مردم آن را قریش تشكیل میداد، با تشتت و به هم ریختگی اجتماعی و قبیلگی همراه بود. در هر ناحیهاى از جزیرهالعرب گروهى از مردم بر پایه نسبت خانوادگى مشترک بهعنوان یك قبیله گرد آمده و منطقه حكومتى هریك منحصر به مكانى بود كه در آنجا سكنى گزیده بودند؛ بهگونهاىكه حوزه عمل هر قبیله محدود به همان قبیله بود و كارى به قبایل دیگر نداشتند. مسلماً این نوع زندگى در میان اعراب جزیره نشانگر تشتت و پراكندگى آنان بود؛ تشتتى كه اعراب را از یكدیگر جدا میكرد و عاملى در جهت نفى حكومت مركزى در جزیره محسوب مىشد. وجود اختلاف، نشانگر فقدان یك تشكیلات منسجم و روابط و ضوابط واحد در میان گروههاى مختلفى بود كه در آن محیط زندگى مىكردند.
وقتی در میان مردمى بىفرهنگ و بدون دسترسى به منابع، محدود باشد، وجود جنگ و قتال امرى اجتناب ناپذیر است. هر گروهى در پى آن است تا زودتر به منطقهاى برسد كه بتواند در آن چندى به چراى حیوانات خود بپردازد و براى مدتى هرچه بیشتر، بهتر وندگى كند. با وجود محدودیت، اگر قبیله قادر باشد تا چراگاهى را از چنگ دیگرى به درآورد، چنین كارى را خواهد كرد و براى دیگرى راهى جز جنگ یا هجرت از آن محل وجود ندارد.
نزاع میان قبایل به صورت یك سنت جارى در میان عرب درآمده و بهطور دائم ذهن آنان را به خود مشغول داشته بود. این درگیریها علل متفاوتى داشت. از جمله علل این درگیریها، مقتضیات زندگى طبیعى آنها بود. زندگى در بادیه و ضرورت تعلیف احشام و اغنام اقتضا داشت تا قبیله در مكانهایى اقامت گزیند كه شرایط از نظر زیستى مساعد باشد.
رسول خدا(ص) با تأسیس حكومت و اعمال سیاستهای لازم، بهگونهاى افراد قبایل را متحد كرد كه «وقتى ابوسفیان به آنان مىنگریست، از اینكه قبایل متشتت اینگونه متحد شدهاند، شگفتزده شده بود.»
1-2-3. تأسیس حکومت
تركیب جمعیتی و فرهنگی مدینه، رهایی از اقتصاد مبتنی بر زورگویی، جنگ و غارت اموال و رباخواری، ضرورت تشكیل حكومتی مقتدر را نشان میداد. پیامبر اكرم(ص) در چنین وضعیتی حكومت مركزی قوی همراه با یك مجموعه قدرتمند مردمی - جهادی را تشكیل داد و یكی از اساسیترین زیرساختهای اقتصاد، یعنی امنیت را برای عرب جاهلی به ارمغان آورد. رسول خدا(ص) معیارهاى ارزشى قبیلهاى را كه عامل تفرقه و تشتت بود، نپذیرفت و با تربیت توحیدی، ایمان و تقوا را بهجاى انگیزههاى جاهلى در قلوب مردم جایگزین كرد. پیامبر خدا(ص) بهگونهای سیاستگذاری و تدبیر كرد كه ظرف مدتی كوتاه، این مجموعه خشن، متعصب و اعرابی را به امت واحده مبدل كرد.
رسول خدا(ص) مسجد را دارالاماره و مركز حكومت قرار داد و با پیمان صلح مدینه، اولین قانون اساسی مدون جهان را برای ایجاد انسجام و اداره جامعه تدوین كرد. این سند، اصول روابط خارجى و داخلى دولت نبوی را تبیین مىكرد. پیامبر اكرم(ص) با این پیمان، حقوق و وظایف شهروندان را تعیین و حكومتی مردمی تأسیس كردند. حضرت با مردمیسازی حاكمیت، هزینههای حكومت را بر دوش مردم گذاشت. هزینه جهاد بر عهده خود مسلمانان بود و آنان بهعنوان افراد ارتش حقوق دریافت نمیكردند. رسو خدا(ص) از طریق تربیت توحیدی، تعصبات قبیلگی را زدود و ضوابط و مقررات شرعی را جایگزین فرمود.
2-2-3. سیاست عقد اخوت
یكی از مهمترین تدبیرهای پیامبر(ص) برای رفع مشکل تشتت و زمینهسازی برای پیدایش محیط صمیمی و آماده برای فعالیت و سرمایهگذاری، عقد اخوت بود. پیامبر(ص) پیش از هجرت، بین مسلمانان مکه عقد اخوت بست تا در تحمل آزار و اذیتهای مشرکان و نیز مشگلاتی که در آینده در راه هجرت برای آنان پیش میآمد، یاور یکدیگر باشند. پنج و به نقلی هشت ماه پس از هجرت مسلمانان به مدینه، حضرت به به اصحاب خود فرمود: «در راه خدا در بین خود دو به دو برادر شوید». این برادری دارای تواتر تاریخی و روایی است.
اخوتی که در سال نخست هجری برقرار شد، نقش مهمی در روابط مسلمانان داشت؛ ولی آنچه اهمیت بیشتری دارد، برادری همه مسلمانان با یکدیگر است که در سال نهم هجری با نزول «آیه إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَه» بر آن تأکید شد.
افزون بر عقد برادری میان مؤمنان، در پیمان صلح مدینه، رابطه متقابل آحاد مردم مدینه، اعم از اوسی، خزرجی، مسلمان، یهودی، انصار و مهاجر رابطه برادری که صمیمیترین نوع رابطه است،تعریف شد. با این پیمان، اختلاف دیرینه قبایل تبدیل به صلح و محبت و دوستی شد. این پیمان زمینه تبدیل مدینه به امت واحده را فذاهم ساخت.
3-2-3. پیمان صلح مدینه
حضرت پس از استقرار در مدینه، با ایجاد برادری و تعاون میان اوس و خزرج و میان آنها و مهاجرین اکتفا نفرمود؛ بلکه تلاش کرد تا میان تمام جمعیت مدینه، از مسلم و مشرک و اهل کتاب از یهود ماند بنی قینقاع و بنیالنظیر و بنیقریظه، وحدت پدیدآورد. افزون بر مردان و زنانی که به اسلام گرویده بودند، قبائل و افرادی از جمله یهودیان وجود داشتند که هنوز ایمان نیاورده بودند و ممکن بود موجب تشتت و ناامنی شوند. لازم بود كه این مشکل حل شود.پیمان صلح 47 یا 57 مادهای مدینه، از یكسو روابط و مناسبات مسلمانان با غیر مسلمانان مدینه را تنظیم میکرد و از سوی دیگر، قواعدی اساسی برای مناسبات میان مسلمانهان وضع كرده بود. از این رو پیماننامه مدینه دستورالعملی برای تبیین اصول مناسبات درونی و بیرونی در دولت نوپای اسلامی دانسته میشود که منجر به صلحی ماندگار در جامعه شده است. این پیمان از مهمترین اقدامات پیامبر(ص) در اولین سال هجرت به مدینه است.
این سند نخستین قانون اساسی مدون و مکتوب در جهان است. این پیمان علاوه بر متحد کردن مسلمانان، مانع همکاری یهودیان با قریش و دیگر دشمنان اسلام شد. براساس پیمان مدینه، پیامبر تنها مرجع حل و فصل اختلافات و اعلام جنگ و صلح در مدینه بود. محصول این پیماننامه، به نحوی پذیرش حاکمیت پیامبر(ص)، مشارکتدهی وسیع مردم و قبائل در اداره جامعه، تأمین مالی حاکمیت، بیمه افراد و قبایل، تأمین اجتماعی، گسترش عدالت و انصاف، منشور اخلاقی میان مردم و قبایل، و افزایش توان دفاعی افراد و قبایل بود.
3-3. زیرساخت آموزش عمومی و مهارتآموزی
«درنظام نبوی پایه همه چیز، دانستن و شناختن و آگاهی و بیداری است. کسی را كوركورانه به سمتی حرکت نمیدهند.» پیامبر خدا(ص) آموزش همگانی را در اولویت امور قرار داده بود و نه تنها به آموزش معارف دین توجه داشت، بلکه به آموزش خواندن و نوشتن در مدینه عنایتی خاص داشت. از میان اسیران بدر كسانی بودند که نوشتن را خوب میدانستند. برخی از آنها پول برای فدیه دادن و آزاد شدن نداشتند؛ از این رو به جای فدیه، آموزش ده جوان برای آزادی آنها مورد قبول قرار گرفت. اینکه آموزش ده کودک از کودکان مسلمان فدیه اسیر باشد، اولین دعوت در تاریخ برای محو بیسوادی است که اسلام پیش از همه امتها بدان اقدام کرده است. پیامبر(ص) از حکمبن سعیدبن عاص سؤال کرد که نامت چیست؟ گفت: حکم. حضرت نام وی را به عبدالله تغییر داد و به او فرمان داد که در مدینه نوشتن را آموزش دهد.
عبادهبن صامت مأمور آموزش قرآن اهل صفه – مکان پشت مسجدالنبی- بود. نورالدین هیثمی نقل میکند که روزی رسول خدا(ص) در ضمن خطبهای فرمود: «چرا بعضی گروهها مسائل شرعی را به همسایگانشان یاد نمیدهند؛ آنها را آموزش نمیدهند و نصیحت نمیكنند؟ به خدا قسم باید گروهها همسایگانشان را تعلیم دهند و مسائل فقهی مورد نیاز آنها را به آنها بیاموزند و آنها را نصیحت و امر به معروف و نهی از منکر کنند.»
كتانی در التراتیبالاداریه فصلی را به افرادی اختصاص میدهد که رسول خدا(ص) برای تعلیم قرآن و تفقه در دین به مناطق مختلف اعزام میفرمود، از جمله آنها مصعب بن عمیر بود که حضرت وی را پیش از هجرت، همراه دوازده نفری كه در بیعت اول عقبه با حضرت بیعت کردند، برای آموزش قرآن، تعلیم اسلام و تفقه در دین همراه آنها اعزام کرد؛ معاذبن جبل را به مکه و به نقلی یا در قلمرو زمانی دیگری به یمن، عمروبن حزم خزرجی نجاری را به نجران اعزام نمود. همچنین نام بعضی همسران حضرت، مانند ام سلمه، در میان این افراد ذکر شده است.
عبداللهبن سعد نقل میکند که پیامبر اسلام(ص) به او امر فرمود که نوشتن و کتابت را به مردم مدینه بیاموزد. وی کاتب خوبی بود. از برخی منابع استفاده میشود که در مدینه خانهای را برای قرّاء قرآن یا مدارس قرآنی اختصاص داده بودند؛ به عبارتی مدرسهای برای تلاوت و قرائت قرآن فراهم ساخته بودند.
رسول خدا(ص) به زیدبن ثابت دستور داد که سرپرستی امور ترجمه و پاسخ نامهها را برعهده گیرد و در این راستا زبان سریانی را بیاموزد. پیامبر(ص) به تعلیم حرفه و فن نیز که در انحصار یهودیان بود، اهتمام میورزید. در جای جای سنت شریف، پدران و مادران را به آموزش نوشتن، شنا و تیراندازی فرزندان تشویق کرده است.
اعزام معلمان به سوی قبایل، به دو صورت انجام میگرفت: در بعضی حالات، مانند اعزام ابوعبیدهبن جراح در پاسخ به درخواست یمنیها، به درخواست نمایندگان قبایل بود؛ و در مواردی، مانند اعزام زیدبن ثابت به مدینه، با پیشدستی خود حضرت بوده است.
4-3. جلب مشارکت عمومی و مردمبنیانی
آحاد مردم وقتی کنار یکدیگر قرارگیرند، قدرت وصفناپذیری شکل میگیرد که قابلیت حل معضلات اقتصادی و اجتماعی را خواهد داشت. طبیعی است که هزینههای دفاع درمقابل هجمههای مشرکان، هزینههای رفع فقر و هزینههای دولت اسلامی، تنها با مشارکت گسترده مردم قابل تأمین مالی است.
پیش از هجرت و تأسیس حکومت، حضرت نیروی لازم برای تأسیس حکومت و اداره جامعه را از درون مردم تربیت کرد و زمینه هجرت به مدینه و تأسیس حکومت را فراهم ساخت. نبی مکرم(ص) وقتی با مهاجران وارد مدینه شدند، حتی مواد غذایی برای مصرف خودشان را نیز به همراه نداشتند. پرسش این است که آن حضرت منابع درآمدی دولت اسلامی را چگونه تأمین کردند؟ حضرت با تربیت افراد، آنها را مطیع اوامر الهی کرد؛ سپس به اجرای فرامین الهی فراخواند. با تکیه بر خود مردم و مشارکت حداکثری آنها، حرکت رو به پیشرفت را آغاز کردو در جامعه بدوی آن روز، ظرف مدت کوتاهی تحول پدید آورد.
رسول خدا(ص) پیش از هجرت و در دومین بیعت عقبه، ستاد مردمی مشارکتدهی مردم را تشکیل داد. هفتاد یا هفتاد و سه مرد و دو زن با رسول خدا(ص) بر اسلام، طاعت و جهاد بیعت کردند. پیامبر خدا(ص) ازمیان آنها نقبا(نمایندگان رسول خدا(ص) برای اجرای فرامین الهی) تعیین فرمود و زمینهسازی برای هجرت و تشکیل حکومت را فراهم ساخت. به عبارت دیگر، از میان اصحاب خودکه کسانی همچون علیبن ابیطالب(ع) بین آنها بود، افرادی را به مدینه برای تدارک مقدمات هجرت اعزام نفرمود؛ بلکه به خود اوسیان و خزرجیان اعتماد کرد و با اعتماد به مردم، زمینه مشارکت آنها را فراهم ساخت. در همان پیماننامه، هزینههای جنگ، هزینههای دولت و مخارج رفع فقر و تأمین نیازمندان را بر دوش مردم نهاد و دولت و محرومین را به قدرت پایدار اقتصادی آحاد مردم وصل کرد.
حضرت در سایر پیمانها، از جمله پیمان عقبه اول، پیمان صلح مدینه و و عقد اخوت نیز سیاست جلب بیشتر مشارکت مردم را ادامه داد. مسلمانان مهاجر تمام امکانات خود را درون مکه جاگذاشته بودند و نتوانستند با خود به مدینه بیاورند. نبی مکرم اسلام(ص) اولین سیاست جدید را با عنوان مواسات عملیاتی کرد و در معاهده مواسات و عقد اخوت، رفع فقر و تأمین مالی نیازمندان را با این سیاست حل و فصل نمود؛ شکاف طبقاتی درآمدی را به حداقل ممکن رساند. البته مقدمات این سیاست، که تربیت توحیدی باشد، پیش از آن فراهم شده بود.
بخش وسیعی از آموزههای اسلامی، مانند اخوت، مواسات و تعاون، برای تقویت و تحکیم پیوندهای اجتماعی و پیشگیری و ممانعت از گسستن این پیوندها وارد شده است. پیامبر اکرم(ص) براساس این بینش، در جامعه نوبنیاد مدینه، تمامی عقدهها و کینهها را از دل آنان زدود و در مقابل، بذر محبت را کاشت. درواقع نبی مکرم(ص) حکومت را به مردم وصل کرد و پیوند وثیقی میان مردم و حاکمیت پدید آورد.
5-3. توانمندسازی و عدالتگستری
عرب پیش از اسلام در نهایت سختی زندگی میکرد؛ دختران را زندهبهگور میکردند و پسران را به دلیل شدت فقر میکشتند. خداوند فرمود: اولاد خود را به یبب فقر یا ترس از فقر نکشید؛ ما آنان را روزی میدهیم. منشأ فقرشان عدم اهتمام به تولید، اعم از کشاورزی، زراعت، باغداری، حفر چاه، لایروبی چشمهها و طلب فضل پنهان خداوند متعال بود. از همینرو در نهایت فقر زندگی میکردند. زمانی که آسمان بارانش را دریغ میکرد، دختران و پسران را میکشتند و مرتکب فجایع میشدند.
در شهر مکه گروهی از اشراف کاروانهای تجارتی با ارزش فوقالعادهای را از منطقهای به منطقه دیگر میبردند و در دهک بالای ثروت و درآمد قرار داشتند. دهک پایین را اعراب فقیر و بردگان تشکیل میدادند و میانه آنان طبقه متوسطی قرار داشتند. مناسبات اقتصادی نامطلوب سبب محرومیت عده زیادی شده بود. این محرومیت جنبه ارزشی و اجتماعی نیز داشت. سیاهان حبشی و بردگان رومی هیچ موقعیتی نداشتند. آنان علاوه بر جنبه بردگی، در کمال ذلت و درحد یک حیوان در این جامعه میزیستند. قرآن کریم در این مورد موضع قاطعی اتخاذ کرد. خداوند در آیاتی که درباره انبیای قبل نازل کرده است – و این آیات نوعاً در مکه نازل شدهاند- ضعفا و محرومان را درکنار انبیاء و اشراف و مترفین را دربرابر آنان قرار داده است: «ما هیچ بیمدهندهای به قریهای نفرستادیم، جز آنکه توانگران عیاشش گفتند: ما به آنچه شما را بدان فرستادهاند، ایمان نمیآوریم؛ و گفتند: اموال و اولاد ما از همه بیشتر است و کسی ما را عذاب نمیکند».مهمترین آثار این آموزهها، گرایش زیادی از طبقه توسط و پایین به اسلام بود.
رسول خدا(ص) از همان دوران مکه، به مسلمانان ضعیف بشارت میداد که بهزودی وارث قیصر و کسری خواهند شد. این امر سبب استهزای مشرکان میشد و زمانی که بلال و خباب و صهیب را میدیدند، به شوخی میگفتند: «پادشاهان زمین و فاتحان گنجینههای کسری و قیصر رسیدند». موضع قرآن چنان بود که بیاعتنایی به انسان مؤمنی چون ابن ام مکتوم را نیز نمیپذیرفت. سیره رسول خدا(ص) رفاقت و دوستی با فقرا و همنشینی و همغذایی با بردگان بود. خود ایشان میفرمود، از جمله چیزهایی که هیچگاه رها نمیکند «غذا خوردن در روی زمین با برده است».همین سبک رفتار، در جذب آنان بسیار مؤثر بود.
مهمترین آموزه قرآن این بود که معیار برتری را تقوی قرار داد.برپایهاین معیار، بسیاری از فقیران نیز توانستند از محرومیت ارزشی و اجتماعی رهایی یابند و ارزش واقعی خود را در جامعه پیدا کنند.بعدها وقتی عمر حکم ولایت عمار را بر کوفه نوشت، گفت: این کار را پیرو این سخن خداوند انجام داده است که فرمود: «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ». همچنین رسول خدا(ص) فرمود: «مبعوث شدم تا عدهای را بالا برم و گروهی را فرو آورم».
سیره رسول خدا(ص) فرهنگسازی و توانمندسازی انگیزشی ثروتمندان جامعه برای مشارکت داوطلبانه در بهعهده گرفتن بار مشکلات اجتماعی، ازجمله رسیدگی به حال محرومان بود. عمرانبن حصین میگوید: پیامبر اکرم(ص) خطبهای نخواند، مگر آنکه در آن، ما را به صدقه امر فرمود. ابن شبّه گزارش کاملی از موقوفات پیامبر اکرم(ص) و یاران ایشان را نقل کرده است.
سیره آن حضرت در دستگیری از فقیران و کمک به همنوعان و همجنین موضوع ایثار و انفاق خاندان پاک ایشان در این مسئله بر کسی پوشیده نیست. اهمیت رسیدگی به وضعیت معیشتی فقرا در نظر پیامبر اسلام(ص) به حدی است که میفرمایند: هر منطقهای که در میانشان شخص گرسنهای باشد، از ذمه خداوند متعال خارجاند.
نقل شده است گوسفندی را در خانه پیامبر(ص) ذبح کردند و گوشت آنرا به دیگران دادند. حضرت از عایشه پرسید: «چیزی از آن مانده است؟» وی پاسخ داد، چیزی جز کتف(سردست) آن باقی نمانده است. حضرت فرمود: بجز سردستش، همه آن باقی مانده است! امیرالمؤمنین(ع) یک درهم پول در کف دست خود گذاشت؛ آنگاه گفت: اما تو(ای درهم!) اگر از(دست) من خارج نشوی، سودی و نفعی برای من نداری.
پیامبر اکرم(ص) درسایه این تربیت قرآنی، محبت و انفاق بر فقرا و جلب مشارکت آنها در امور اجتماعی را وسیله موفقیت خود قرار میداد و با دعای فقرا از خداوند متعال طلب فتح و ظفر میکرد؛ به این دلیل که فقرا دلشکستهاند و نتیجه در معرض تعرض اجابت قرار دارند.
گزارشهای تاریخی حاکی از ریشهکنی کامل فقر در برخی مقاطع و مناطق، و کاهش آن در دوره تاریخی صدر اسلام است.
رسول خدا(ص) رضایت خود از چنین عملی را با بازگو کردن سنت رایج درباره گروهی موسوم به اشعریون چنین بیان میفرماید: «هرگاه یکی از اشعریین در جنگی کشته میشد یا خانواده آنان دچار کمبود مواد غذایی میشدند، همه آنان میرفتند و هرچه مواد غذایی را در منزل داشتند، با خود میآوردند؛ بر روی هم میانباشتند و سپس با پیمانه واحدی آن را میان همه تقسیم میکردند». حضرت میفرمودند: «آنان از من و من از آنانم».
این تربیتها روابط اجتماعی بین مهاجرین و انصار را بهقدری عمق بخشید که در سال چهارم هجری، بههنگام تقسیم اموال و زمینهای بنینضیر، انصار به رسول خدا(ص) پیشنهاد دادند که غنایم را فقط میان مهاجرین تقسیم کند؛ بدون آنکه آنها ملزم به ترک منزل انصار شوند.
به برکت برنامههای صحیح اقتصادی آن حضرت، وضعیت همه مهاجرین بهبود پیدا کرد؛ بهگونهای که در اواخر سالهای عمر پر برکت ایشان، همگی مسکن، شغل و وضعیت رفاهی مناسبی پیدا کردند.
4. زیرساختهای بخش اقتصادی
زیرساختهایی مانند تربیت توحیدی، امنیت، عدالت، مردمیسازی و دانشبنیانی، زیرساختهای عام پیشرفت در همه ابعاد، ازجمله رشد اقتصادی هستند. افزون بر زیرساختهای عام پیشرفت، حضرت سیاستهایی نیز در زیرساختهای بخشهای اقتصادی اعمال فرمودند که میتواند برای سیاستگذاری در موقعیت فعلی کشور درسآموز باشد.
1-4. کشاورزی
کشاورزی در آن روزگار، بهویژه در مدینه، مهمترین رکن اقتصادی جامعه بود. مردمان حجاز زندگی خود را با محصولات کشاورزی و دامی میگذراندند. تجارت و تا حدودی صنعت، رایج بود؛ ولی در مقایسه با کشاورزی بسیار ناچیز بود.
از سویی، فرهنگ قبیلهای جاهلیت که نشئت گرفته از ظلمت و ظلم بود و جنگهای میانقبیلهای و منازعههای آنان حجاز را به سرزمین تفتیده و خشکی مبدل ساخته بودکه کشاورزی را به کمترین اندازه ممکن رسانده بود. بهطور طبیعی نزاعها و جنگهای قبیلههای مختلف به غارت محصولات، دامها و آتش کشیدن مزارع و نخلستانها منتهی میشد و اینها و جز اینها امنیت و آرامش را از کشاورزان بهگونهای سلب میکرد و در نتیجه اقتصاد جامعه و اشتغال عموم مردم، بهویژه در بخش کشاورزی، در حالت جنگی، یعنی بدترین حالت قرار داشت.
این حدیث شریف نبوی نحوه نگرش حکمرانی حضرت به کشاورزی را بهخوبی نشان میدهد: «مَا مِن مُسلِمٍ یزرَعُ زَرعا أو یغرِسُ غَرسا فَیأكُلُ مِنهُ طَیرٌ أو إنسانٌ أو بَهِیمَه إلّا كانَت لَهُ بِهِ صَدَقَه»دربرخی اسناد، «اَو سَبُعٌ» هم آمده است؛ یعنی مسلمانی نیست که نهالی غرس کندیا زرعی کشت کند و بهدنبال آن پرندهای، انسانی یا جهارپایی(یا درندهای) از آن بخورد، مگر اینکه این صدقه(جاریه) برای او باشد.
یک باب روایی در وسائلالشیعه، همچنین در مستدرک وسائلالشیعه با عنوان «باب مستحب بودن نهالکاری و کراهت فروختن محل کسب و کار» وجود دارد. نگاه جاهلی به درخت، که با یک درگیری همه به آتش کشیده میشد، به باقیاتالصالحات و صدقه جاریه بودن درخت تغییر کرد و درخت منسأ خیر و برکت برای انسانها، بلکه پرندگان، چرندگان و حتی درندگان دانسته شد. بهطور طبیعی این نگرش جدید تحول اساسی در فرهنگ مردم در خصوص زمین و ملک و درخت و زراعت پدید میآورد و زمینه رشد بخش کشاورزی میشود.
پیامبر اکرم(ص) زمینها و منابع طبیعی را به مردم واگذار کردند و خود مراقبت و نظارت میکردند تا مردم به کشاورزی، باغداری و دامداری اشتغال یابند. از این رو پس از آنکه مسجدالنبی را بنیانگذاری کردند، برای مهاجران مکه که برای یاری آن حضرت آمده بودند از زمینهای معینی اقطاع کرد تا کشاورزی کنند و زمینهایی را نیز به آنان اعطا کرد تا برای خود خانه بسازند. «مخیرق»، عالم یهودی، وصیت کرد اموالش(حوائط هفتگانه) در اختیار رسول خدا(ص) قرارگیرد که «مشربه ام ابراهیم» هم جزء این حوائط بود وحضرت همه را وقف کرد. همچنین حضرت سه قلعه از هشت قلعه خیبر را وقف و بقیه را میان مجاهدان توزیع فرمود.
براساس اسناد و مدارک، اولین شرطی که حضرت برای واگذاری و اقطاع زمین یا سایر منابع طبیعی و ثروتهای اولیه داشتند، صدق در اسلام و ایمان بود. دومین شرطی که بهطور مکرر در واگذاری زمینهای موات به شخص یا اشخاص یا یک قبیله ذکر شده، اصلاح و آبادانی آن زمین بود.
2-4. سیاستهای رسول خدا(ص) درباره زمین
زمین و آب، سرمایه اصلی کشاورزی است. بازگشت بازده سرمایه به کشاورز و مالکیت کل محصول، نقش بالایی در انگیزه کاری و ارتقای بهرهوری دارد. واگذاری زمین در اصطلاح فقهی، «اقطاع» نامیده میشود که در حد گستردهای بهوسیله رسول خدا(ص) انجام شد. نکته مهم اینکه حضرت به «مقطعٌ الیه» سند با مهر و امصاء اعطا میفرمود؛ بهگونهای که او با اطمینان و خیال راحت در آن زمین سرمایهگذاری کند و برای آبادانی آن بکوشد و بداند که هرمقدار در آن هزینه و تلاش کند، برای خود و خانوادهاش درقالب یک سرمایه مطمئن باقی خواهد ماند. برای نمونه، به جند مورد از این واگذاریها اشاره میشود:
- حضرت درّهای در مدینه را به «حرامبن عبد عوف» از قبیله بنیسلیم واگذار فرمود و در پایان این سند
واگذاری، بر پرهیز از هرگونه ستم و عدالت تأکید نمود.
- همه زمینهای شواق – دویست کیلومتری جده- بالا و پایین آنرا به «زبیربن عوام» واگذار کرد و سند
آن با دستخط امیرمؤمنان علی(ع) نوشته شد.
- همه زمین و آب منطقه «مظله» را به بنیقرّه واگذار فرمود.
- معادن قبلیّه و آن دسته از زمینهای کوهستانِ «قدس» را که قابل کشت بود، به «بلالبن حارث مزنی» واگذار کرد.
- در برخی مناطق، حضرت افزون بر زمین و مزرعه، زنبورهای عسل آن منطقه را نیز واگذار فرمودند.
- آن حضرت عقیق یمامه را که دارای درختان و چشمههای بسیار بود، به «ربیع»، «مُطَرَّف» و «انیس» به اقطاع داد.
- زمینهای مختلف و متعددی را به نعوسجهبن حرمله» - که طبق فرمان آن حضرت رهبری هزار تن از بنیجهینه به او سپرده شده بود- واگذار کرد تا از این زمینها برای خود و نیروی تحت امرش بهره برد.
- حضرت زمینی را با حدودی معین از زمینهای «برهاط» به «راشدبن عبدربّ سلّمی» واگذار کرد.
- زمینی را به «بنیاجب» در منطقه «فاس» یا «حالس» واگذار کرد.
- همه زمینهای «جفر» را که در اطراف مدینه قرار دارد و چاه آب آنرا به «هوذهبن نبیشه» واگذار کرد.
- منطقه یا چاه آب «محدب» را به «عبداللهبن ابیقمامه» واگذار کرد.
- زمینی را به «سلمهبن مالک» به اقطاع واگذار کرد.
- زمینها و درختان کوه ارم را به فرزندان «جفالبن ربیعه» واگذار کرد. زمینهای مابین «مصباعه» تا «الزح» و «لوابه» را به «عداءبن خالد» واگذار کرد.
- حضرت زمینهای «عوره» «غرابه» و «حبل» را به «مجاعهبن مراره» واگذار کرد.
همانطور که اشاره شد، رسول خدا(ص) به اقطاعهای گستردهای دست زد. این اقطاعها به تفصیل در منابع فقهی و روایی شیعه و سنی آمدهاند که ذکر آنها در این مقاله نمیگنجد.
3-4. صنعت
صنایع رایج در زمان رسول خدا(ص) بیشتر مانند سبدبافی، حصیربافی، ریسمانبافی با پشم گوسفند و پوست درخت خرما صنایع پسینی بخش کشاورزی بود. از آنجا که زرگری عمدتاً شغل یهود بود و آنها به دروغگویی و فریبکاری معروف بودند، این صنعت جایگاه چندانی نزد اهل مدینه نداشت. درمقابل، آهنگری و صنایعی که برپایه ذوب سنگها و فلزات استوار بود، مانند اسلحهسازی، اعم از کمان، سرنیزه و شمشیر، بسیار رواج داشت و از اعتبار لازم برخوردار بود. حضرت فرزند خود را برای شیرخواری نزد دایهای بهنام «ام سیف» فرستاد که همسر آهنگری بهنام «ابوسیف» در مدینه بود. تیرهایی که در مدینه ساخته میشد، بهدلیل کیفیت، شهره بود.همچنین آهنگران ابزار کشاورزی مانند تبر و وسیله شخمزدن تولید میکردند.گرچه پارچهو لباس مدینه از یمن، شام و سایر مناطق بهصورت بافته شده به مدینه میآمد،ولی بافندگی بهصورت محدود در مدینه توسط زنان در درون خانهها رواج داشت.نجاری، بنایی و دباغی نیز از حرفهها و صنایعی بود که در مدینه رایج بود. عرب جاهلی اقبالی به صنعت نداشت و آن را شغل بردگان میدانست و رسول خدا(ص) آن را توسعه داد و با این نگاه مقابله کرد.
کتانی استخراج معدن طلا را عنوان داده و بهصورت مبهم از«ابوحصینالسلمی» نقل کرده است که خدمت رسول خدا(ص) رسید و معدن طلایی را خدمت حضرت عرضه داشت. وجود برخی معادن، مانند طلا، نقره، آهن و مس در عربستان گزارش شده است. آنان گاه از آهن، شمشیر و خنجر یا دیگر مصنوعات را میساختند. در یمن، استخراج معادن رونق زیادی داشت. صنعت چوب بهدلیل کمبود جنگلها و درختان رونقی نداشت؛ از اینرو قریش برای تأمین چوب مورد نیاز برای تجدید بنای کعبه در سال 35 عامالفیل، چوبهایی را که یک کشتی رومی برای ساختن کنیسهای در حبشه حمل میکرد و باد آن کشتی را به ساحل آورده بود، خریداری کرد.
4-4. بازار و فضای کسب و کار
تجارت پیش از دوره زندگی هاشم – جد پیامبر اکرم(ص)- شکل منظم نداشت و او بود که سفرهای زمستانی به یمن و سفرهای تابستانی به شام را ترویج کرد:
هوالذی سنّالرحیل لقومه رحل الشتاء و رحلهالأصیاف
او کسی است که سفرهای تابستانی و زمستانی را برای قوم خود سنت کرد.
نقل شده است که او برای ایمنی کاروانهای تجاری در مسیر شام، اماننامهای از قیصر دریافت کرد. بنا بر روایتی از عبداللهبن عباس، پیش از حرکت این کاروانها، قریش در فقر بهسر میبرد و هاشم بود که آنها را جمع کرد تا به تجارت بپردازند. در قرآن کریم، در سوره قریش به این سفرها و پیمانهای میان قریش و حکومتهای اطراف اشاره شده است.
رسول خدا(ص) نیز در برههای از دوران عمر شریفشان تاجر بودند و خرید و فروش میکردند؛ تا جایی که مشرکان گفتند: این چه پیامبری است که «یمشی فیالاسواق».شواهد نشان میدهد که حضرت از همان روزهای اول هجرت به مدینه، دغدغه فضای کسب و کار و بازار را داشتند. به همین دلیل در روایات آمده است که حضرت به سوق نبیط رفتند؛ تأملی در آن کردند و سپس فرمودند: «این بازار مناسب شما نیست»؛ سپس به فضای کسب و کار دیگر رفتند؛ مجدد در آن تأمل کردند و فرمودند: «این بازار مناسب شما نیست»؛ سرانجام به این بازار آمدند؛ گردشی در آن کردند؛ سپس فرمودند: «هذا سوقکم»؛ این بازار مناسب شماست؛ و دو سیاست را وضع کردند: «فلا ینتَقص»؛ از مساحت آن کم نمیشود؛ «ولا یضرب علیکم خراج»؛ مالیات بر آن بسته نمیشود.
در نقلی دیگر آمده است: فردی نزد رسول خدا(ص) آمد و گفت: مکان مناسبی برای بازار یافتم، آیا سرکشی نمیفرمایید؟ حضرت فرمودند: برویم. وقتی به مکان مورد نظر- نزدیکی مسجدالنبی سمت بقیع- رسیدند، حضرت مکان را مشاهده کرد و بهخوبی پسندید. توشه همراهشان را بر زمین گذاشتند و فرمودند: خوب فضای بازاری برای شماست: «فلا ینتقص ولا یضرب علیکم خراج»؛ نه کم گذاشته شئد و نه خراج(مالیات) بر آن بسته شود.
قرنها پیش از نظریه بازار رقابت کامل، مجموعه آیات مربوط به قوانین و ضوابط منسجم تولید، مصرف و تجارت، و بهاصطلاح فضای کسب و کار، توسط فرشته وحی بر قلب نازنین رسول خدا(ص) نازل و توسط حضرت در مسجدالنبی برای عوامل بازار ارائه و تبیین و تفسیر شده است. این ضوابط، نهتنها رفتار اقتصادی، که ساختار فضای کسب و کار، نهاد بازار و حتی مکان فیزیکی آن را متأثر ساخت.
نتیجهگیری
بخش بزرگی از ارتباطات و تعاملات مردم را تعاملات اقتصادی تشکیل میدهد. طبیعی است که هدایت و سیاستگذاری اقتصادی، اگر از برنامه قرارگاه رسالت حذف شود، هدایتگری مفهوم واقعی خود را از دست خواهد داد. بنابراین، هدایت و سیاستگذاری اقتصادی از الزامات قرارگاه رسالت و کتاب هدایت است. بهترین دلیل بر حضور رسول خدا(ص) در صحنه سیاستگذاری اقتصادی، تبیین مستدل و شفاف سیاستهای اقتصادی ایشان است. قرارگاه رسالت، قرارگاه هدایت، سیاستگذاری و نظارت است و هدایت جامعه، بهسمت حیات طیبه و سرانجام قرب ربوبی است. سیره رسول خدا(ص) نشان میدهد که حضرت نهتنها به مباحث اقتصادی ورود پیدا کردند، بلکه کارآمدترین تدبیرها را انجام دادند.
پایهایترین زیرساخت پیشرفت بهمعنای عام آن، تعمیق ارزشهای اسلامی است که زمینهساز تربیت توحیدی است. به همین دلیل، تربیت توحیدی سیاست ثلبت و مستمر رسول خدا(ص) از ابتدا تا انتهای عمر شریفشان بود. تأمین زیرساختهای مرحله بعدی، اعم از امنیت، آموزش عمومی، عدالت و مردمیسازی، ازجمله زیرساختهای پیشرفت در ابعاد مختلف است که یکی از این ابعاد، رشد اقتصادی است و رسول خدا(ص) در دولت صدر اسلام اعمال فرمودند. پیامبر اکرم(ص) حکومت مرکزی قوی همراه با یک مجموعه قدرتمند مردمی- جهادی تشکیل دادند و یکی از اساسیترین زیرساختهای پیشرفت و رشد اقتصادی، یعنی امنیت را برای عرب جاهلی بهارمغان آوردند؛ آموزش عمومی را گسترش دادند؛ در زیرساخت بخشهای اقتصادی و ضوابط فضای کسب و کار تحول اساسی پدیدآوردند و از سیاستهای حمایتی، مالی و نظارتی درباره بازار و سیاستهای واگذاری زمین و آب در حوزه کشاورزی برای رونق تولید بهره گرفتند. گزارشهای تاریخی حاکی از تحول اساسی در زندگی مردم است. این سیاستها و نظارت مستمر موجب شد که یثرب ضعیف به مدینهالنبی و قدرت اول منطقه تبدیل شود و فقر از جزیرهالعرب بدوی در مدت کوتاه رخت بربندد و به پیشرفت خیرهکنندهای دست یابد.
منابع
ابن اثیر، علیبن محمد، اسدالغابه فی معرفهالصحابه، قم، اسماعیلیان، 1412ق.
ابن اثیر، مبارکبن محمد، النهایه فی غریب الحدیث والاثر، تصحیح محمد محمود طناحی و طاهر احمد زاوی، چ چهارم، قم، اسماعیلیان، 1367.
ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییزالصحابه، بیروت، دارالکتبالعلمیه،1415ق.
ابت سعد، محمد، الطبقاتالکبری، بیروت، دارالکتبالعلمیه، 1418ق.
ابن شبه نمیری بصری، عبدالله، تاریخالمدینهالمنوره، تحقیق فهیم محمد شلتوت، قم، دارالفکر، 1368.
ابن کثیر دمشقی، اسماعیلبن عمر، البدایهوالنهایه، بیروت، دارالفکر، 1978م.
ابن ماجه، محمدبن یزید، سنن ابن ماجهبیروت، داراحیاءالتراث العربی، 1395ق.
ابومحمد عبدالملکبن هشام، السیرهالنبویه، بیروت، دارالمعرفه، بیتا.
ابویوسف، یعقوببن ابراهیم، کتابالخراج، بیروت، دارالمعرفه، بیتا.
ابی عبید، قاسمبن سلام، الاموال، قاهره، دارالسلام، 1430ق.
احمدی میانجی، علی، مکاتیبالرسول، قم، دارالحدیث، 1419ق.
بختیاری، شهلا، «وضع اقتصادی مدینه در عهد نبوی»، تاریخ اسلام، 1384، ش23، ص161-196.
بلاذری، احمدبن یحیی، فتوحالبلدان، بیروت، دار و مکتبهالهلال، 1998م.
بلاذری، احمدبن یحیی، انسابالاشراف، بیروت، دارالفکر، 1417ق.
پاینده، ابوالقاسم، نهجالفصاحه، تهران، دنیای دانش، 1382.
ترمذی، محمدبن عیسی، سننالترمذی، تحقیق احمد محمد شاکر، بیروت، دار احیاءالتراث، بیتا.
جمعی از نویسندگان، منشور جمهوری اسلامی ایران، قم، جامعهالمصطفی العالمیه، 1391.
جهشایری، محمدبن عبدوس، الوزراء والکتاب، بیروت، دارالفکر، 1408ق.
حافظ وهبه، جزیرهالعرب فی قرن عشرین، قاهره، دارالافاق العربیه، 1354ق.
حسینی خامنه!ای، سیدعلی، انسان 250 ساله، تهران، صهبا، 1390.
حسینی عاملی، سیدمحمدجواد، مفتاح الکرامه فی شرح قواعدالعلامه، قم، مؤسسه آلالبیت، بیتا.
حسینی، سیدرضا، الگوهای تأمین اجتماعی از دیدگاه اسلام و غرب، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1394.
حسینی، سیدعلی، «احکام حکومتی رسول خدا(ص) در اقتصاد کشاورزی»، معرفت اقتصاد اسلامی، 1393، ص119-142.
حلبی شافعی، ابوالفرج، السیرهالحلبیه، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1427ق.
حموی، یاقوتبن عبدالله، معجمالبلدان، بیروت، دارالفکر، 1957م.
حمیدالله، محمد، پیمانهای سیاسی حضرت محمد(ص) و اسناد صدر اسلام، ترجمه سید محمد حسینی، تهران، سروش، 1377.
دادفر، سجاد و روحالله بهرامی، 1400، «راهبردهای اقتصادی حکومت نبوی در مدینهالنبی»، مطالعات اقتصاد سیاسی بینالملل، دوره چهارم، شماره1، ص265-305.
دارمی، عبداللهبن عبدالرحمن، سننالدارمی، تحقیق مصطفی دیب البغا، بیروت، دارالقلم، 1412ق.
دیاربکری، حسین، تاریخالخمیس، بیروت، دار صادر، بیتا.
رجبی دوانی، محمد حسین، 1393، «بررسی تاریخی دفاع اقتصادی از صدر اسلام تاکنون»، در: همایش نقش پدافند اقتصادی در اقتصاد مقاومتی.
زمخشری، محمودبن عمر، الفائق فی غریب الحدیث، بیروت، دارالکتبالعلمیه، 1417ق.
زنجانی، موسی، مدینهالبلاغه، بیجا، مطبعه مروی، 1405ق.
سعیدی، پرویز، «سازمان اداری و مالی در زمان رسول خدا(ص)»، حکومت اسلامی، 1382، ش30، ص178-201.
سمهودی، نورالدین، وفاءالوفاء بأخبار دارالمصطفی، بیروت، دارالکتبالعلمیه، 2006م.
سید مرتضی، علیبن حسین، الامالی، بیروت، دارالفکرالعربی، 1998م.
سید حسین زاده یزدی، سعید و محمدجواد شریفزاده، 1395، «سیره پیامبر اکرم(ص) درمقابله با تهدیدهای اقتصادی»، اقتصاد اسلامی، شماره62، ص 5-31.
شریفی، صدیقه و همکاران، 1396، «تبیین راهبردهای اقتصاد مقاومتی در سیره پیامبر اکرم(ص)»، مطالعات مدیریت راهبردی، ش32، ص137-181.
صدر، سیدکاظم، اقتصاد صدر اسلام، چ دوم، تهران، دانشگاه شهید بهشتی، 1387.
ضیاءالعمری، اکرم، السیرهالنبوی الصحیحه، چ ششم، مدینه منوره، مکتبهالعلوم والحکم، 1415ق.
طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیرالقرآن، چ دوم، بیروت، مؤسسهالاعلمی للمطبوعات، 1390ق.
طباطبایی، سیدمحمدحسین، سننالنبی، ترجمه و تحقیق محمدهادی فقهی، تهران، اسلامیه، 1354.
طبرسی، فضلبن حسن، اعلامالوری باعلامالهدی، قم، مؤسسه آلالبیت(ع)، 1417ق.
طوسی، محمدبن حسن، المبسوط فی فقهالامامیه، تصحیح سید محمدتقی کشفی، چ سوم، تهران، المکتبهالمرتضویه لإحیاءالآثارالجعفریه، 1387ق.
عاملی، جعفر مرتضی، الصحیح من سیرهالنبیالاعظم(ص)، قم، دارالحدیث، 1426ق.
علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبلالإسلام، بیروت، دارالساقی، 1422ق.
قرضاوی، یوسف، نقش ارزشها و اخلاق در ارتباط با اقتصاد اسلامی، ترجمه عبدالعزیز سلیمی، قم، احسان، 1390.
کتانی، محمدعبدالحی، نظام الحکومهالنبویه، دارالأرقمبن ارقم، بیتا.
کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، تحقیق علی اکبر غفاری، تهران، دارالکتبالاسلامیه، 1363ش.
لحجی، عبداللهبن سعید، منتهیالسؤل علی وسائلالوصول إلی شمائلالرسول(ص)، جده، دارالمنهاج، بیتا.
ماودی، علیبن محمد، الاحکامالسلطانیه، مکه، دارالتعاون للنشروالتوزیع، 1966م.
متقی هندی، حسامالدین، کنزالعمال، بیروت، مکتبهالتراث الاسلامی، 1410ق.
مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، بیروت، دار احیاءالتراث العربی، 1403ق.
محدث نوری، حسین، مستدرکالوسائل و مستنبطالمسائل، قم، مؤسسه آلالبیت(ع)، 1408ق.
مرسل پور، محسن و سعید جم، 1397، «بررسی تحلیلی سیاست اقتصادی پیامبر(ص) در تخصیص منابع»، اقتصاد و بانکداری اسلامی، شماره 4، ص7-24.
معروف الحسنی، هاشم، سیرهالمصطفی، بیروت، دارالتعارف، 1416ق.
نراقی، ملامهدی، معراجالسعاده، قم، هجرت، 1378.
واقدی، محمدبن عمر، مغاذی رسولالله، بیروت، مؤسسهالأعلمی للمطبوعات، 1409ق.
هیثمی، نورالدینف مجمعالزواید، بیروت، بینا، 1407ق.
السؤ
. ر. ک: سیدمحمدحسین طباطباسي، المیزان، ج16، ص289.
. سیدعلي حسیني خامنهاي، انسان 250ساله، ص32.
. ر. ک: سیدعلي حسیني خامنهاي، انسان 250ساله، ص28.
. ر.ک: سیدكاظم صدر، اقتصاد صدر اسلام، ص44.
. ر.ک: سیدعلي حسیني، احكام حكومتي رسول خدا(ص) در اقتصاد كشاورزي، ص55-59.
. ر. ک: جمعي از نويسندگان، منشور جمهوري اسلامي ايران، ص57.
. آل عمران: 164؛ جمعه: 2.
. ابوالفرج حلبي شافعي، السيرة الحلبية، ج 1، ص73.
. محدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج 17، ص 309.
. سیدعلي حسیني خامنهاي، انسان 250 ساله، ص32.
. فضلبن حسن طبرسي، اعلام الوري باعلام الهدي، ج 1، ص154؛ محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج86، ص232.
. ر. ک: محمدعبدالحي كتاب، نظام الحکومية النبويه، ج7، ص117.
. سیدعلي حسیني، احكام حكومتي رسو خدا(ص) در اقتصاد كشاوروي، ص129و130.
. ر. ک: جواد علي، المفصل فى تاريخ العرب قبل الاسلام، ج1، ص274.
. ر. ک: حافظ وهبه، جزيرة العرب في قرن عشرين، ص 11.
. محمدعبدالحي كتاب، نظام الحکومية النبويه، ج1، ص64.
. جعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیرةالنبی الاعظم، ج3، ص345؛ اسماعیلبن عمر، ابن کثیر دمشقی، البدایة والنهایة، ج3، ص169.
. حسن دیاربکری، تاریخ الخمیس، ج1، ص253.
. عبدالملک ابن هشام، السیرةالنبویة، ج1، ص504-505؛ نورالدین سمهودی، وفاءالوفاء باخبار دارالمصطفی، ج1، ص207.
. حسین دیاربکری، تاریخ الخمیس، ج1، ص253.
. هاشم معروف الحسنی، سیرةالمصطفی، ص273.
. سید علی حسینی خامنهای، انسان 250 ساله، ص34.
. جعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیرةالنبیالاعظم، ج3، ص130.
. محمد عبدالحی الکتانی، نظام الحکومیة النبویة، ص 103.
. ر. ک. محمدابن سعد، الطیقاتالکبری، ج3، ص108؛ محمد عبدالحی کتانی، نظام الحکومیةالنبویه، ج1، ص104.
. ر. ک. همان، محمدبن عبوس جهشیاری، الوزراء والکتاب، ص40-42.
. ر. ک. پرویز سعیدی، سازمان اداری و مالی در زمان رسول خدا(ص)، ص178-201.
. جعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیرةالنبیالاعظم، ج3، ص215.
. علی احمدی میانجی، مکاتیبالرسول،ج3، ص529.
. ر. ک. جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج4، ص123.
. احمدبن یحیی بلاذری، انسابالاشراف، ج1، ص148.
. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج16، ص 215، 220 و 225.
. قصص: 5؛ احمدبن یحیی بلاذری، انسابالاشراف، ج1، ص163.
. محمدابن سعد، الطبقاتالکبری، ج1، ص192.
. عبداللهبن عبدالرحمن دارمی، سننالدارمی، ج1، ص 418.
. عبداللهبن شبّه نمیری اصری، تاریخالمدینةالمنوره، شبه، ج1، ص 173-231.
. اکرم ضیاء العمری، السیرة النبوی الصحیحه، ج1، ص294.
. محمدبن عیسی ترمذی، سننالترمذی، ج4، ص644، ح 2470.
. ملامهدی نراقی، معراجالسعاده، ج2، ص51.
. عبداللهبن سعید لحجی، منتهیالسؤل علی وسائلالوصول الی شمائلالرسول، ج2، ص 615؛ محمودبن عمر زمخشری، الفائق فی غریبالحدیث، ج3، ص4.
. ر. ک . سیدرضا حسینی، الگوهای تأمین اجتماعی از دیدگاه اسلام و غرب ، ص 55-59.
. ر. ک. یوسف قرضاوی، نقش ارزشها و اخلاقدر ارتباط با اقتصاد اسلامی، ص552.
. ر. ک: سیدکاظم صدر، اقتصاد صدر اسلام، ص44.
. ابوالقاسم پاینده، نهجالفصاحه، ص707.
. محمودبن عمر زمخشری، الفائق فی غریبالحدیث، ج2، ص378.
. حسین محدث نوری، مستدرکالوسائل و مستنبطالمسائل، ج13، ص 459.
. ر.ک: احمدبن یحیی بلاذری، فتوحالبلدان، ج1، ص23، 30، 38، 44، 93، 98؛ علی احمدی میانجی، مکاتبالرسول، ج3، ص539و540
. ر. ک. احمدبن ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییزالصحابه، ج6، ص46؛ علیبن محمد ماوردی، الاحکامالسلطانیه، ص169.
. علیبن محمد ماوردی، الاحکامالسلطانیه، ص169.
. ر. ک. سیدعلی حسینی، احکام حکومتی رسول خدا(ص) در اقتصاد کشاورزی، ص 129و130.
. یعقوببن ابراهیم ابویوسف، کتابالخراج، ص62-68.
. محمدابن سعد، الطبقاتالکبری، ج1، ص210؛ محمد حمیدالله، پیمانهای سیاسی حضرت محمد(ص) و اسناد صدر اسلام، ص370
. محمدابن سعد، الطبقاتالکبری، ج1، ص274؛ یعقوببن ابراهیم ابویوسف، کتابالخراج، ص34؛ موسی زنجانی، مدینةالبلاغه، ج2، ص319؛ علی احمدی میانجی، مکاتیبالرسول،ج3، ص458.
. موسی زنجانی، مدینةالبلاغه، ج2، ص304؛ محمدابن سعد، الطبقاتالکبری، ج1، ص167؛ علی احمدی میانجی، مکاتیبالرسول،ج3، ص472.
. محمدبن حسن طوسی، المبسوط فی فقهالامامیه، ج2، ص274؛ علی احمدی میانجی، مکاتیبالرسول،ج3، ص492.
. محمد حمیدالله، پیمانهای سیاسی حضرت محمد(ص) و اسناد صدر اسلام، ص324؛ موسی زنجانی، مدینةالبلاغه، ج2، ص314؛
. موسی زنجانی، مدینةالبلاغه، ج2، ص294؛ محمدابن سعد، الطبقاتالکبری، ج1، ص302؛ علی احمدی میانجی، مکاتیبالرسول،ج3، ص504.
. یاقوتبن عبدالله حموی، معجمالبلدان، ج4، ص58؛ موسی زنجانی، مدینةالبلاغه، ج2، ص312؛ یعقوببن ابراهیم ابویوسف، کتابالخراج، ص62؛ محمدابن سعد، الطبقاتالکبری، ج1، ص271؛ علی احمدی میانجی، مکاتیبالرسول،ج2، ص482.
. محمدابن سعد، الطبقاتالکبری، ج1، ص274؛ علی احمدی میانجی، مکاتیبالرسول؛ موسی زنجانی، مدینةالبلاغه، ج2، ص436؛ محمد حمیدالله، پیمانهای سیاسی حضرت محمد(ص) و اسناد صدر اسلام، ج2، ص436.
. محمدابن سعد، الطبقاتالکبری، ج1، ص273؛ یاقوتبن عبدالله حموی، معجمالبلدان، ج4، ص299؛ موسی زنجانی، مدینةالبلاغه، ج2، ص218؛ علی احمدی میانجی، مکاتیبالرسول،ج3، ص423.
. علی احمدی میانجی، مکاتیبالرسول،ج3، ص440.
. مبارکبن محمد ابن اثیر، النهایه فی غریبالحدیث والاثر، ج3، ص243؛ علی احمدی میانجی، مکاتیبالرسول،ج3، ص443؛ محمد حمیدالله، پیمانهای سیاسی حضرت محمد(ص) و اسناد صدر اسلام، ج2، ص336.
. موسی زنجانی، مدینةالبلاغه، ج2، ص316.
. محمد حمیدالله، پیمانهای سیاسی حضرت محمد(ص) و اسناد صدر اسلام، ج2، ص378؛ علی احمدی میانجی، مکاتیبالرسول،ج3، ص452.
. قاسمبن سلام ابیعبید، الاموال، ص296؛ حسامالدین متقی هندی، کنزالعمال، ج3، ص519؛ موسی زنجانی، مدینةالبلاغه، ج2، ص257؛ علی احمدی میانجی، مکاتیبالرسول،ج3، ص452.
. یعقوببن ابراهیم ابویوسف، کتابالخراج، ص62-68
. علی احمدی میانجی، مکاتیبالرسول،ج3، ص491؛ سید محمد جواد حسینی عاملی، مفتاحالکرامه فی شرح قواعدالعلامه، ج7، ص48.
. ر. ک. سید علی حسینی، احکام حکومتی رسول خدا(ص) در اقتصاد کشاورزی، ص119-142.
. محمد عبدالحی کتانی، نظامالحکومةالنبویه، ص92؛ شهلا بختیاری، وضع اقتصادی مدینه در عهد نبوی، ص178.
. محمدابن سعد، الطبقاتالکبری، ج1، ص291.
. محمدبن عمر واقدی، ص73-75 و 176-179.
. علیبن محمد ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفةالصحابه، ص38-39؛ احمدبن علی ابن حجرعسقلانی، الاصابه فی تمییزالصحابه، ج4، ص98.
. یاقوتبن عبدالله حموی،معجمالبلدان، ج5، ص430-431.
. محمدبن عمر واقدی، ص138-140.
. محمد عبدالحی کتانی، نظامالحکومیةالنبویه، ص159.
. محمدابن سعد، الطبقاتالکبری، ص454.
. ر. ک. جوادعلی، المفصل فی تاریخ العرب قبلالاسلام، ج7، ص388و416.
. محمد عبدالحی کتانی، نظامالحکومیةالنبویه، ج2، ص29.
. جوادعلی، المفصل فی تاریخ العرب قبلالاسلام، ج7، ص392-401.
. محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، ج4، ص218.
. علی بن حسین سید مرتضی، الامالی، ج4، ص180.
. لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَالصَّيْفِ(قریش1-2)
. محمدبن یزید ابن ماجه، ج2، ص751.
. نورالدین سمهودی، وفاءالوفاء بأخبار دارالمصطفی، ج2، ص748؛ نورالدین هیثمی، مجمعالزوائد، ج4، ص76.