مدارا در سیرة نبوی
در جنگ بدر وقتی برخی از مسلمانان خواستند کفار را مثله کنند، پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) آنان را منع کرد و همواره بزرگی و عظمت انسان را در پیشگاه خداوند به پیروان خویش متذکر میشدند.
بسماللهالرحمنالرحیم
مدارا در سیرة نبوی
نویسنده: زینب ابراهیمی
منبع: ویکی فقه به نقل از سایت پژوهه
اسلام دینی جهانشمول است و مخاطبان«قرآن کریم» نه تنها مسلمانان، بلکه تمامی انسانهایی هستند که رسیدن به اوج کمالات انسانی و رستگاری، مقصود نهایی آنان است. در قرآن و سیرة نبوی، «اصل رفق و مدارا» به عنوان مهمترین اصل در ارشاد و هدایت انسانها مورد تأکید بسیار قرار گرفته است که در این مجال صرفاً به بررسی رفق و مدارا در سیرة نبوی پرداخته خواهد شد.
1.معنای مدارا
واژة مدارا مشتق از مادة «دری» به معنای نرمی و ملاطفت کردن، به حسن خلق رفتار کردن،1 مجادله و مؤدبانه و یا چاپلوسانه برخورد داشتن، تملق گفتن، ریشخند و گمراه کردن،2 پنهان کردن و معادل واژة taleration از ریشة لاتینی talero به معنای تحمل کردن و اجازه دادن به کار میرود.3
مفهوم مدارا در زمینههای دینی، سیاسی و اجتماعی از مباحث جدید در فرهنگ اسلامی است و به معنای خویشتنداری نسبت به عقاید مخالف یا اجازه دادن از روی قصد و آگاهی به اعمال یا عقایدی است که مورد پذیرش شخص نباشد؛ اما علیرغم توان مقاومت و یا اعتراض به آن، به دلیل احترام به افکار و عقاید دیگر انسانها از انجام آن سرباز زند.4
2. مبانی مدارا در سیرة نبوی
در سیرة نبوی مدارا دارای مبانیای است:
1-2. اساس دعوت به حق
از آنجا که تحولات عقیدتی با درونیترین لایههای شخصیتی مرتبط است، افراد را به مقاومت در برابر پذیرش آنها وا میدارد؛ به ویژه اعتقاداتی که منافع و اختیارات افراد را محدود میسازد.
از اینرو پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) که جلوة تام رحمت الهی است، با رحمت و شفقت انسانها را به سوی دریافت حقایق میخواندند و پیش از آن که اندیشهها را هدف قرار دهند، در قلبها رسوخ میکردند.
در جریان فتح مکه پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نسبت به کسانی که حدود بیست سال از هیچ شکنجه و آزار و قتلی علیه او و پیروانش کوتاهی نکردند، عمق رحمت و شفقت خویش را بر آنان فرو ریخت و خطاب به آنان فرمود: من امروز به شما همان را میگویم که یوسف به برادرانش گفت: «بر شما ملامتی نیست، بروید که آزاد شدگانید».5
2-2. اصل آزادی عقیده در اسلام
از دیگر دلایل مدارای پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) با غیر مسلمانان، پایبندی به اصل آزادی عقیده در اسلام است. اسلام دینی عدالتطلب و حقیقت جوست و ریشهایترین نیازهای انسان از جمله آزادی اراده در انتخاب کیش و آیین را محترم شمرده و هر نوع عقیدة اجباری را نفی میکند. اسلام راه حق و حقیقت را بیان میدارد تا افراد بر اساس عقل و ادراک خویش آیین کامل را برگزینند.
آیاتی از قبیل؛ غاشیه/۲۱ و ۲۲،6 یونس/۹۹،7بقره/۲۵۶ 8 نمونههای آشکار این اصل است.
مفاد معاهدة پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) با اقلیتهای مذهبی در مدینه9 گواه این واقعیت است که اسلام حضور اقلیتهای مذهبی را مادام که به توطئه و اعلان جنگ علیه مسلمانان اقدام نکردهاند، به رسمیت شناخته و مسلمانان را به رعایت حقوق آنان و رفتاری بر اساس عدالت و نیکی سفارش نموده است.10
3-2. اصل کرامت انسانی
از دیگر مبانی مدارا در سیرة نبوی وجود اصل عزت و کرامت انسان بهعنوان برترین پدیدة هستی است. زحمات طاقتفرسای پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) برای هدایت انسانها و اندوه فراوان11 از جهل و گمراهی آنان نمونة بارزی از اصالت این اصل در شخصیت و سیرة عملی پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) است. پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در مناظراتش با اهل کتاب برای دعوت آنان به اسلام، نهایت احترام را برای آنان قائل بودند.12
همچنین در جنگ بدر وقتی برخی از مسلمانان خواستند کفار را مثله کنند، پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) آنان را منع کرد13 و همواره بزرگی و عظمت انسان را در پیشگاه خداوند به پیروان خویش متذکر میشدند.
3. مصادیق رفق و مدارا در سیرة نبوی
اصل رفق و مدارا در سیرة نبوی را حول چهار محور اصلی میتوان بررسی کرد:
1-3. مدارا با دشمنان حربی
1-1-3. غزوة بدر
قریش طی سیزده سال رسالت پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در مکه، از هیچ تلاشی برای تحقیر و تهمت،14 جنون و عذاب و شکنجة او و پیروانش فروگذار نکردند تا آن حد که عدهای در اثر شکنجه از دین برگشتند و عدهای جان سپردند.15
با این وجود خداوند، پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) را به شکیبایی در برابر مشرکان فرا میخواند.
با افزایش فشارها و به بن بست رسیدن کار دعوت در مکه و هجرت مسلمانان به حبشه16 و سپس مدینه،17
بلافاصله اقدامات جدی نظامی از سوی قریش به منظور کسب اطلاعات از مدینه، تحریک بدویان به دلیل نفوذ سیاسی و نظامی قریش بر آنان و میل به غارت در میان بدویان، اقدامات ایذایی و افزایش ناامنی و تهدید در مرزهای مدینه، آغاز شد. (علت غزوات در سال اول هجرت که به منظور دفع تحرکات سیاسی ـ نظامی مکیان بوده است.)18
تمامی سریهها و غزوات پیش از بدر بزرگ؛ نظیر (ابواء یا ودان، بواط، ذی العشیره و بدر اول) در مقابله با تحرکات قریش و دفاع از موجودیت مسلمانان و شناساندن قدرت نظامی مدینه صورت گرفت و طی آنها تنها به تهدید کردن کاروانهای تجاری قریش بسنده شد.19و20
در «غزوة بدر» مسلمانان آماده شدند تا به کاروان تجاری قریش که سرمایة آن از فروش اموال مهاجرین در مکه تهیه شده بود، در راه بازگشت حمله کنند.21 ابوسفیان با آگاهی از این حمله22 و هدایت کاروان از مسیری دیگر به سوی مکه توسط «ضمضم بن عمرو غفاری» قریش را آگاه کرد.23
ابوجهل و دیگر سران قریش نهصد تن از جنگاوران مسلح را برای خاتمه دادن به حیات مدینه جمعآوری کردند. مسلمانان ناگزیر به نبردی تن به تن روی آوردند و به یاری خداوند پیروز شدند.
2-1-3. غزوة احد
آغازگر نبرد، قریش بودند که پس از یک سال تلاش با سود کالاهای تجاری، سپاهی سه هزار نفری را به سوی مدینه حرکت دادند و با رها کردن اسبان و شتران کشتزارهای اطراف مدینه را از میان بردند.24
پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و مسلمانان در ماه شوال سال سوم هجری در نبردی نابرابر آمادة دفاع شدند و علیرغم عدم موفقیت مسلمانان در این جنگ با مشرکان به نیکی رفتار کرد و در سال چهارم هجری که مکیان تحت فشار خشکسالی و قحطی ناشی از آن بودند، پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) با فرستادن خرما25و26و27 در صدد کاهش تنشها و مخاصمات و نمایاندن روحیة صلحطلبی اسلام برآمد.
3-1-3. غزوة خندق
علیرغم تلاشهای گستردة پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در سال چهارم هجری28 برای کاهش نزاع میان قریش و مسلمانان، بزرگان یهود در مکه با وعدة همکاری «یهود خیبر»29 و «بنیقریضه» و«بنینظیر» و «وائل»،30 «قریش» و قبایل بدوی همچون«بنیغطفان» را در سال پنجم هجری31 و با سپاهی ۱۰ هزار نفری32 به هجومی یکپارچه بر مدینه متحد ساختند و مسلمانان چارهای جز دفاع نداشتند. با این وجود پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) پس از پیروزی در صدد نابود ساختن قبایل مشرک به دلیل اختلاف عقیدتی برنیامد و تنها یهودیان را به دلیل خیانت و نقض پیمان با مسلمانان، مجازات کرد. (در مجازات این عده هم دلایل متناقض وجود دارد و تنها به قتل «حُیی بن اخطب» تصریح شده است).33و34
4-1-3. غزوة حنین
پس از فتح مکه قبیلة «بنیهوازن» با تمامی اموال و زنان هر عشیره بر ضد مسلمانان متحد شدند تا کار مدینه را یکسره کنند. سپاه ۱۲ هزار نفری مسلمانان در دهم شوال سال هشتم35 به رویارویی با آنان پرداختند و ۶ هزار تن را اسیر کردند. پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) تمام اسرا و حتی «مالک بن عوف» فرمانده و رئیس قبیله را بخشید و آزاد کرد36و37 و زن و فرزند او را به همراه صد شتر به او بازگرداند.38
در این غزوه پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) با وجود اختلافات شدید عقیدتی با مشرکان، تنها به دفع تهاجمات آنان اکتفا کرد و در کنار قاطعیت در مبانی عقیدتی اسلام، در کمال نرمش و مدارا با دشمنان حربی رفتار کرد.
5-1-3. غزوة تبوک
در سال نهم هجری بازرگانان نبطی، تحرکات سیاسی39 قبایل مرزی حجاز شامل «غسانیان»، «عامله» و «رومیان» را به پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) گزارش دادند.40
سپاه اسلام حدود ۲۰ روز در «تبوک» توقف کرد41 و هنگامی که یقین کردند گزارش بیاساس بوده، بدون هیچ حرکت تهاجمی به مدینه بازگشتند؛ زیرا در اسلام هر تهاجمی به دلیل اختلافات عقیدتی مطرود است.
2-3. مدارا با اقلیتهای مذهبی
همزیستی اقلیتهای مذهبی با مسلمانان مدینه و تعیین حقوق اجتماعی آنان همطراز با مسلمانان، هنگام تدوین قانون اساسی، جلوة بارز مدارای پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) با آنان است.42
پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) با جدیت پیروانش را به رعایت حقوق اجتماعی اقلیتها ملزم ساخته بود. حقوقی همچون حق آزادی عقیده و بیان، حق تعلیم و تعلم، حق روابط اجتماعی با دیگران، محترم شمردن شخصیت اجتماعی آنان، برخورداری از حقوق هم پایة مسلمانان بهعنوان شهروند، با نیکی رفتار کردن با آنان بر اساس اصل کرامت انسانی. پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به مسلمانان میفرمود: «هرکس در حق اهل کتاب ـ که میان او و اسلام پیمان بسته شده ـ ستمی روا دارد، روز قیامت من حامی کتابی و علیه مسلمان ظالم خواهم بود».43
غزوات پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) با یهودیان (غزوات «بنیقینقاع»، «بنینظیر»، «بنیقریظه» و «خیبر») نتیجة پیمانشکنیهای متعدد آنان و تحرکات جدی سیاسی علیه مسلمانان بود.
آنان نه تنها در داخل مدینه به تحقیر و آزار و تبلیغات منفی روانی علیه مسلمانان ـ بهویژه پس از شکست در جنگ احد ـ میپرداختند، بلکه علیرغم پیمان وحدت سیاسی با مسلمانان، اخبار و گزارشهای سیاسی مدینه را به مشرکان اطلاع میدادند و در جنگها با آنان همراه میشدند.44و45
در حالی که «مسیحیان نجران» علیرغم نپذیرفتن دعوت پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)، با انعقاد پیمان صلح در پناه خداوند و ذمة پیامبرش آزادانه به فعالیت پرداختند.46
3-3. مدارا در روابط خارجی با غیرمسلمانان
پس از فراگیری اسلام در جزیرةالعرب پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) کوشید تا با برقراری روابط مسالمتآمیز در قالب ارسال نامههایی به سران قدرتهای مهم آن زمان، زمینههای گرایش آنان را به اسلام فراهم کند و در محتوای نامهها بر مشترکات عقیدتی خویش با اهل کتاب اشاره نمود. از جمله در نامه به «نجاشی»، از «عیسیبن مریم» و در نامه به «مقوقس» حاکم مسیحی«مصر» با آیة شریفة «قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ...» یاد کرد. او همواره با نگاه رحمت و عطوفت برخلق، میکوشید حتی با مشرکان نیز در عرصة روابط خارجی، رفتاری دوستانه و صمیمانه داشته باشد و همواره به تمامی عهد و پیمانهایش با آنان پایبند بود و تا زمانی که موجودیت مسلمانان مورد تهدید مسلحانه قرار نمیگرفت، به نبرد با آنان نمیپرداخت حتی آن زمان که مسلمانان از موضع قدرت برخوردار بودند.
کلمات کلیدی: تاریخ، آزادی عقیده و مذهب، کرامت انسانی
پانویس
1. عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، ص۱۰۶۸، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۳.
۲. آذرنوش، آذرتاش، فرهنگ معاصر عربی ـ فارسی، ص۱۹۶، تهران، نشر نی، ۱۳۸۷، چاپ نهم.
۳. ،Oxford advanced learnier's dictionary of cuarrent
English, oxford univevsity press pres, 1998,p1258
۴. فولادوند، عزتالله، خرد در سیاست، ص۶۳، تهران، طرح نو، ۱۳۷۶.
۵. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویه، ص۲۷۵، ترجمة سیدهاشم رسولی محلاتی، انتشارات کتابفروشی اسلامیه، بیتا.
۶. غاشیه/سوة88، آیات 21و22.
۷. یونس/سورة10، آیة99.
۸. بقره/سورة2، آیة256.
۹. احمدی، علیبن حسینعلی، مکاتیبالرسول، ج1، ص263-241، قم، مکتبةالمصطفوی، بیتا.
۱۰. ممتحنه/سورة60، آیات8و9.
۱۱. کهف/سورة18، آیة6.
۱۲. آل عمران/سورة3، آیة20.
۱۳. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص107، تحقیق مارسدن جونز، تهران، اسماعیلیان، بیتا.
۱۴. ابن هشام، عبدالملک، سیرة ابن هشام، ج۱، ص۲۶۶، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالتراث العربی، ۱۹۸۵م.
۱۵. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۱۰، ترجمة سیدهاشم رسولی محلاتی، انتشارات کتابفروشی اسلامیه، بیتا.
۱۶. ابن سعد، ابو عبدالله محمد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۰۴، بیروت، دار بیروت للطباعة و النشر، ۱۴۰۵هـ.ق.
۱۷. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۳، ص۹۰۵ - ۹۰۶، ترجمة ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، چاپ دوم، ۱۳۶۲.
۱۸. ابن سعد، ابو عبدالله محمد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۷، بیروت، دار بیروت للطباعة و النشر، ۱۴۰۵هـ.ق.
۱۹. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص129، تحقیق مارسدن جونز، تهران، اسماعیلیان، بیتا.
۲۰. ابن سعد، ابو عبدالله محمد، الطبقات الکبری، ج2، ص86، بیروت، دار بیروت للطباعة و النشر، ۱۴۰۵هـ.ق.
۲۱. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۴۲، تحقیق مارسدن جونز، تهران، اسماعیلیان، بیتا.
۲۲. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص39، تحقیق مارسدن جونز، تهران، اسماعیلیان، بیتا.
۲۳. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص28، تحقیق مارسدن جونز، تهران، اسماعیلیان، بیتا.
۲۴. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص207، تحقیق مارسدن جونز، تهران، اسماعیلیان، بیتا.
۲۵. محمد، حمیدالله، نامهها و پیمانهای سیاسی حضرت محمد(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)، ص۱۲۶، ترجمة سید محمد حسینی، تهران، سروش، ۱۳۷۴.
۲۶. ابن سعد، ابو عبدالله محمد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۶۱ - ۶۲، بیروت، دار بیروت للطباعة و النشر، ۱۴۰۵هـ.ق.
۲۷. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۴۰۳، تحقیق مارسدن جونز، تهران، اسماعیلیان، بیتا.
۲۸. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۴۰۳، تحقیق مارسدن جونز، تهران، اسماعیلیان، بیتا.
۲۹. ابن هشام، عبدالملک، سیرة ابن هشام، ج۳، ص۲۲۵، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالتراث العربی، ۱۹۸۵م.
۳۰. ابن سعد، ابو عبدالله محمد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۴۴۱، بیروت، دار بیروت للطباعة و النشر، ۱۴۰۵هـ.ق.
۳۱. ابن سعد، ابو عبدالله محمد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۲۴، بیروت، دار بیروت للطباعة و النشر، ۱۴۰۵هـ.ق.
۳۲. ابن سعد، ابو عبدالله محمد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۶۶، بیروت، دار بیروت للطباعة و النشر، ۱۴۰۵هـ.ق.
۳۳. ابن هشام، عبدالملک، سیرة ابن هشام، ج۱، ص۲۵۰، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالتراث العربی، ۱۹۸۵م.
۳۴. ابن سعد، ابو عبدالله محمد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۷۵، بیروت، دار بیروت للطباعة و النشر، ۱۴۰۵هـ.ق.
۳۵. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۳، ص۸۸۸، تحقیق مارسدن جونز، تهران، اسماعیلیان، بیتا.
۳۶. نویری، احمد بن عبدالوهاب، نهایة الادب، ج۲، ص۲۸۹، ترجمة محمود مهدوی دامغانی، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۴.
۳۷. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۳، ص۹۴۹، تحقیق مارسدن جونز، تهران، اسماعیلیان، بیتا.
۳۸. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۳، ص۳۰۶، تحقیق مارسدن جونز، تهران، اسماعیلیان، بیتا.
۳۹. ابن سعد، ابو عبدالله محمد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۶۶، بیروت، دار بیروت للطباعة و النشر، ۱۴۰۵هـ.ق.
۴۰. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۳، ص۹۹۰، تحقیق مارسدن جونز، تهران، اسماعیلیان، بیتا.
۴۱. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۳، ص۱۰۱۹، تحقیق مارسدن جونز، تهران، اسماعیلیان، بیتا.
۴۲. احمدی، علی بن حسینعلی، مکاتیب الرسول، ج۱، ص۲۶۳ـ۲۴۱، قم، مکتبة المصطفوی، بیتا.
۴۳. بلاذری، احمدبن یحیی بن جابر، فتوح البلدان، ص۱۶۷، ترجمة دکتر محمد توکل، تهران، نشر نقره، ۱۳۶۷.
۴۴. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۲، ص۴۸۰، تحقیق مارسدن جونز، تهران، اسماعیلیان، بیتا.
۴۵. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۶۴، تحقیق مارسدن جونز، تهران، اسماعیلیان، بیتا.
۴۶. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویه، ص۴۶، ترجمة سیدهاشم رسولی محلاتی، انتشارات کتابفروشی اسلامیه، بیتا.