سیرة پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در برخورد با مفاسد
در روایتی آمده است: رسول خدا(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) وارد مسجد شدند؛ دو حلقة جمعیت را مشاهده نمودند که در یکی مردم مشغول عبادت بودند و در دیگری مشغول تعلیم و تعلم. پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) فرمود: «هر دو گروه به خیر هستند؛ ولی من برای تعلیم فرستاده شدهام». سپس حضرت در جمعی که مشغول کسب علم بودند حضور پیدا کردند.
بسماللهالرحمنالرحیم
سیرة پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در برخورد با مفاسد
منبع: ویکی پرسش
کلیدواژه: سیرة پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم)، جرایم، مفاسد اجتماعی
1. هدف پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) از مبارزه با مفاسد
کشف سیرة نبوی(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در برخورد با مفاسد و رسیدگی به جرایم یکی از نیازهای حیاتی جوامع اسلامی است، و توجه و عمل به سیره و روش پیامبراسلام(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) میتواند راهگشای بسیاری از مشکلات امروزی بشریت باشد. پرداختن به تمام زوایای سیرة نبوی از حوصلة این مقاله خارج است؛ اما بهطور خلاصه مواردی بیان میشود.
باید دانست که هدف رسول اکرم(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) از مبارزه با مفاسد اجتماعی، رساندن انسان و جامعة الگو و اسوة نیکو میباشد که بتواند با پیروی از او عقل و فطرت خود را شکوفا کند و زمینة خوشبختی خویش را فراهم نماید. برای رفع این نیاز حیاتی، خداوند متعال، پیامبرش را بهعنوان اسوة حسنه معرفی مینماید: «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا؛1مسلماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود، برای آنها که امید به رحمت خدا وروز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد میکنند.»
بر این اساس مسلمانان موظف هستند که تمام ابعاد شخصیت حضرت را مورد تحقیق قرار دهند تا مقدمة پیروی از ایشان برای آنان فراهم آید.
2. روشهای مهم پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم)
در اینجا برخی روشهای مهمی که پیامبر گرامی اسلام در مبارزه با جرایم و مفاسد اجتماعی و هدایت مردم انجام میدادند، بیان میشود:
1-2. مبارزه با جهل و نادانی
از جمله اقدامات اساسی پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در مبارزه با مفاسد، تعلیم و تربیت مردم بود. تعلیم و تربیت، عبارت است از: مجموعهای از اعمال عمدی و هدفدار یک انسان (مربی) بر انسان دیگر (متربی)؛ برای ایجاد صفتهای اخلاقی و علمی یا مهارتهای حرفهای. به سخن دیگر، تعلیم و تربیت فراهم کردن زمینهها و عوامل شکوفاسازی استعدادهای آدمی است، در جهت رشد و تکامل اختیاری او بهسوی هدفهای مطلوب و بر اساس برنامهای سنجیده.2
یکی از برنامههای پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در تحقق تعلیم و تربیت مردم، آگاهی دادن به مردم و مبارزه با جهل و نادانی است.
اسلام بهعنوان یک آیین همهجانبه و کامل، با توجه به ابعاد جسمی و روحی انسان و نیازهای واقعی او، برای علم و آگاهی ارزش ویژهای در نظر گرفته است و همانگونه که نقش بنیادی ایمان در جهت رشد و تعالی انسانها را مطرح کرده، بر نقش اساسی علم در رابطه با پویایی فردی و اجتماعی تأکید کرده است. قرآن کریم در آیات متعددی به ارزش علم و مقام بلند دانشمندان اشاره کرده، جهل و نادانی را بهشدت مورد نکوهش قرار داده است.
2-1-1. نمونهای از آیات
- آیة 9 سورة زمر: در آیهای خطاب به پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) میفرماید: «وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي
عِلْمًا؛3 بگو: پروردگارا بر دانش من بیفزای.»
- آیة 114 سورة طه: در جای دیگر نیز علم را به عنوان ارزش، وجه تمایز دانایان و نادانان معرفی کرده و
میفرماید: «قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ؛4 بگو، آیا آنهایی که میدانند، با آنهایی که نمیدانند، برابرند.»
2-1-2. بیان یک روایت
در روایتی آمده است: رسول خدا(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) وارد مسجد شدند؛ دو حلقة جمعیت را مشاهده نمودند که در یکی مردم مشغول عبادت بودند و در دیگری مشغول تعلیم و تعلم. پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) فرمود: «هر دو گروه به خیر هستند؛ ولی من برای تعلیم فرستاده شدهام». سپس حضرت در جمعی که مشغول کسب علم بودند حضور پیدا کردند.5و6
2-1-3. روایتی دیگر
پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) برای کسب علم چنان اهمیت قائل بودند که در جنگ بدر فرمودند: «هر اسیری که بتواند ده نفر از اطفال را باسواد نماید، آزاد میگردد.»7و8
3. مبارزه با سنن جاهلی و خرافات
سنتهای جاهلی ریشة بخش عمدهای از مفاسد و گناهان اجتماعی است؛ لذا رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) تلاش گستردة تبلیغی و عملی انجام دادند تا آنها را از صحنة زندگی مردم محو نمایند.
1-3. نمونهای از آیات:
آیاتی از قرآن کریم به گوشههایی از این خرافات اشاره میکند، که دو نمونه بیان میشود:
- آیة 38 سورة انعام
«و گفتند: این قسمت از چهارپایان و زراعت (که مخصوص بتها است، برای همه) ممنوع است و جز کسانی که ما بخواهیم ـ به گمان آنها ـ نباید از آن بخورند! و (اینها) چهارپایانی است که سوار شدن بر آنها (بر ما) حرام شده است! و (نیز) چهارپایانی (بود) که (هنگام ذبح)، نام خدا را بر آن نمیبردند، و به خدا دروغ میبستند (و میگفتند: این احکام، همه از ناحیة اوست.) بهزودی (خدا) کیفر افتراهای آنها را میدهد.»9
از جمله خرافات آنان در زمان جاهلیت آن بود که قسمتی از شتران را از نظر احترام و رعایت حال آنها از باربری و استفاده از شیر و گوشت آنها خود را محروم نموده و آنها را به بتها اختصاص میدادند و میگفتند از گوشت آنها نباید کسی استفاده کند جز مردان و زنان از خوردن گوشت آنها محروم بودند، و نیز قسمتی از محصول کشت خود را برای بتها قرار میدادند.10و11و12
- آیات 36 تا 40سورة احزاب
آیات 36 تا 40سورة احزاب13 به یکی از صحنههای مبارزاتی آن حضرت برای کوبیدن سنتهای غلط جاهلی اشاره میکند. یکی از سنن جاهلی این بود که دختران اشراف نباید به ازدواج طبقة فقیر درآیند و سنت الهی در این موضوع این بود که ملاک برتری، تقواست. پیامبر اسلام(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) برای نشاندن این سنت الهی به جای آن سنت جاهلی، زینب، دختر عمة خود را که از طبقة اشراف جامعه بود، به عقد زید بن حارثه که غلام آزادشدهای بود، درآورد.
2-3. بیان یک روایت
عرب جاهلی اعتقادات و کردارهای خرافی فراوانی داشت که پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) با همة آنها به مبارزه پرداختند. آن حضرت به همین موضوع اینگونه اشاره میکنند: «تمام آداب و رسوم جاهلیت را زیر پایم قرار دادم.»14و15
4. مدارا وگذشت
دین اسلام مدارا با تودة مردم ـ اعم از مخالف و موافق ـ را ضروری میداند و عفو و گذشت از اساسیترین اصول دین اسلام، و اوصاف پسندیدة اخلاقی در حوزة اخلاق اسلامی است.
1-4. روایتی از پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم)
پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) به عنوان سر سلسلة این الگو، در مدیریت خود همواره بر این اصل تأکید میورزید؛ چنانکه میفرمایند: «عاقلترین مردم آن کسی است که از همگان بیشتر با مردم مدارا کند... و پستترین مردم کسی است که مردم را خوار بشمارد (و مورد تحقیر و توهین قرار دهد.»16
به کارگیری این شیوه، موفقیت بیشتری برای حاکمان و مدیران جامعه به همراه خواهد داشت؛ ازاینرو پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در راستای تحقق اهداف اصلی خود در امر هدایت جامعه، این شیوه را برگزیدند و اصل رحمت و محبت اساس دعوت ایشان بود و راز موفقیت آن حضرت در تألیف قلبها، همان محبت و ملایمت بود.
2-4. روایتی دیگر
پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) میفرماید: «من با دین حنیف(دین حضرت ابراهیم(علیهالسلام) با گذشت و آسان مبعوث شدهام و هرکس با سنت من مخالفت ورزد، از من نیست.»17
3-4. بیان یک نمونه
وحشی که در جنگ احد، حمزه، عموی پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) را به شهادت رساند و پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) حکم قتل او را صادر کرد، پس از فتح مکه به طائف گریخت؛ اما پس از مدتی، ناگهان بر پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) وارد شد و شهادتین گفت و پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) او را بخشید، ولی فرمود: «به جایی برو که دیگر تو را نبینم». او مسلمان شد و بنا بر نقلی، در یکی از جنگها مسیلمة کذاب را کشت.18
5. مبارزه با فقر
مبارزه با فقر، بهعنوان اقدامی برای پیشگیری از جرم و گناه
بسیاری از انسانها با اینکه در فقر به سر میبرند و زندگی سختی دارند، اما با توجه به اندیشه و معرفت و ظرفیت بالایی که دارند، در برابر مشکلات صبر میکنند و فقر آنها را به فساد و گناه نمیکشاند و با عزت و آبرو زندگی میکنند تا کرامت انسانی آنها حفظ شود، با این حال مگر چند درصد از مردم جامعه اینچنیناند و میتوانند در مقابل فقر و تنگدستی مقابله کنند و آن را نردبان تکامل و تعالی خود قرار دهند؟! به همین جهت تأمین صحیح نیازها، و برآورده شدن نیازهای زندگی در حد متعادل دارای اهمیت است؛ زیرا با توجه به نقش انگیزه که یکی از مبادی رفتار است، مادامی که فرد تحت فشار گرسنگی یا تمایلات جنسی است یا سرپناهی برای حداقل زندگی ندارد و... غالباً نمیتواند به طرف تعالی اخلاقی و معنوی پیش رود.19
1-5. نمونهای از آیات
- آیات 3 و 4 سورة قریش
«فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ؛ الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ؛20 پس باید پروردگار این خانه را عبادت کنند؛ همان کس که ایشان را از گرسنگی نجات داد و از ناامنی رهایی بخشید.»
در این آیة شریفه، دعوت به عبادت خداوند، پس از یادآوری تأمین طعام وامنیت آنان آمده است.
- آیة 88 سورة مائده
دقت در آیات زیر نیز معلوم میدارد که صفات اخلاقی، تقوا، شکر و نیز عمل صالح، مترتب بر تأمین احتیاجات اولیة انسان مطرح شده است:
«وَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّبًا وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ؛21 و از نعمتهای حلال و پاکیزهای که خداوند به شما روزی داده است، بخورید! و از (مخالفت) خداوندی که به او ایمان دارید، بپرهیزید.»
- آیة 172 سورة بقره
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ؛22 ای کسانی که ایمان آوردهاید! از نعمتهای پاکیزهای که به شما روزی دادهایم، بخورید و شکر خدا را به جا آورید؛ اگر او را پرستش میکنید.»
- آیة 51 سورة مؤمنون
«يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ؛23 ای پیامبران! از غذاهای پاکیزه بخورید، و عمل صالح انجام دهید، که من به آنچه انجام میدهید، آگاهم.»
2-5. حدیثی از پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم):
پیامبر گرامی اسلام(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) آیین اقتصادی اسلام را برای مردم تبیین و با استفاده از قدرت سیاسی، آنها را اجرا میکردند. آن حضرت در حدیث شریفی، به نقش حیاتی تأمین نیازهای زیستی برای توجه به نیازهای عالیتر اشاره میفرماید: «حاکم مسلمانان نباید مردم را به فقر بکشاند تا مبادا سر از کفر و بیاعتقادی درآورند.»24
3-5. دیدگاه ابراهام مزلو:
آبراهام مزلو، یکی از روانشناسان انسانگرا، طریقة جدیدی برای طبقهبندی انگیزههای آدمی عرضه کرده است. وی سلسله مراتبی از نیازها ارائه کرد که از نیازهای اساسی زیستی آغاز میشود و در سطوح بالاتر به انگیزههای روانی پیچیدهتر میرسد. وی میگوید:
«...اصل عمدة سازمانبندی در زندگی انگیزشی انسان، ترتیب نیازهای اساسی به صورت سلسله مراتبی از اولویت، با قدرت غلبة کمتر یا بیشتر میباشد. اصل پویای عمدهای که این سازمانبندی را موجب میشود، پیدایش نیازهای ضعیفتر بر اثر ارضای نیازهای قویتر در شخص سالم است. هرگاه نیازهای زیستی ارضا نشده باشند، بر ارگانیزم غلبه مییابند و تمام استعدادها را به خدمت میگیرند و این استعدادها را چنان سازمانبندی میکنند که بتوانند بیشترین کارآیی را داشته باشند. رضامندی نسبی، این نیازها را محو میسازد و به مجموعة والاتری از نیازهای بعدی سلسله مراتب مجال میدهد که ظاهر شوند، بر شخصیت مستولی شوند و آن را سامانبندی کنند؛ بهطوری که بهجای رنج بردن از گرسنگی، نگران ایمنی باشد. این اصل در مورد مجموعههای دیگر نیازها در سلسله مراتب یعنی محبت، احترام و خودشکوفایی نیز صادق است.»25و26
4-5. دیدگاه اسلام:
این نظریه ـ که انسانها بدون توجه به نیازهای پایینتر یا ارضای نسبی آنها به سوی فضایل انسانی گام برنمیدارند ـ در مورد غالب افراد جامعه صدق میکند؛ لذا پیش از همة این نظریهپردازان، دین اسلام به این امر اهتمام داشته و مورد اهمیت قرار داده است که نمود و اهمیت آن را در سیره و روش عملی پیامبر رحمت (صلیاللهعلیهوآلهوسلم)29و30و31و32 مشاهده میکنیم که با عنایت به محرومان و رفع نیازمندیهای آنان سعی در تأمین حداقل احتیاجات آنان مینمودند و همین مطلب مقدمات نیل به سوی انوار هدایت را برای آنها فراهم میکرد.
6. مجازات و اجرای حدود الهی
با وجود موارد زیادی از مدارا، در رفتار و سیرة نبوی در مقابله با جرایم نمونههای برخورد انعطافناپذیر نیز در سیرة عملی پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) وجود داشت. آن حضرت اقدام به تعیین مجازاتهای قانونی در برابر برخی گناهکاران نمود؛ و در اجرای حدود الهی که مربوط به حقوق اجتماعی است، ذرهای از خود انعطاف نشان نمیداد و با اصرار بر عفو از سوی دیگران، آن حضرت گناهکاران و مفسدان را مجازات میکرد.
و کارهای دیگری که پیامبر اسلام(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در مبارزه با جرایم و مفاسد اجتماعی و پیشگیری از آنها انجام میدادند؛ و برحسب احکام الهی و نیز مصلحت، برخوردشان را در مبارزه با این امور تنظیم میفرمودند.33
پانویس
1. احزاب/سورة33، آیة21.
2. داوودی، محمد، اخلاق اسلامی (مبانی و مفاهیم)، ص۲۶، دفتر نشر معارف، قم، ۱۳۸۷ش.
3. طه/ سورة20، آیة114.
4. زمر/سورة39، آیة9.
59 شهید ثانی، زینالدین بن علی، منیةالمرید، ص106، محقق و مصحح: مختاری، رضا، مکتبالاعلام الاسلامی، قم، چاپ اول، 1409ق.
6. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج1، ص206، دار احیاءالتراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1403ق.
7. سهیلی، عبدالرحمنبن عبدالله، الروضالانف فی شرح السیرةالنبویة لابن هشام، محقق: سلامی، عمر عبدالسلام، ج5، ص167، دار احیاءالتراث العربی، بیروت، چاپ اول، 1421ق.
8. مقریزی، تقیالدین، امتاعالأسماع بما للنبی منالاحوال والاموال والحفده والمتاع، ج1، ص119، تحقیق: نمیسی، محمد عبدالحمید، دارالکتبالعلمیه، بیروت، چاپ اول، 1420ق.
9. انعام/سورة6، آیة138.
10. طباطبایی، سیدمحمد حسین، المیزان فی تفسیرالقرآن، ج7، ص361، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، 1417ق.
11. طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۳۳ ـ ۳۵، دارالمعرفة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
12. مغنیه، محمدجواد، تفسیر الکاشف، ج۳، ص۲۷۰، دارالکتب الاسلامیة، تهران، چاپ اول، ۱۴۲۴ق.
13. احزاب/سورة33، آیات 36-40.
14. قمی، علیبن ابراهیم، تفسیر قمی، ج1، ص171، محقق و مصحح: موسوی جزائری، سیدطیب، دارالکتاب، قم، چاپ سوم، 1404ق.
15. شریف الرضی، محمد بن حسین، المجازات النبویة، ص۱۳۷، محقق و مصحح: صالح، صبحی، دارالحدیث، قم، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.
16. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق ومصحح: غفاری، علی اکبر، ج4، ص395-396، دفتر انتشارات اسلامی، قو، چاپ دوم، 1413ق.
17. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج7، ص218، دارالکتب العلمیه، بیروت، چاپ اول، 1417ق.
18. ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابة فی معرفةالصحابة، ج4، ص663-664، دارالفکر، بیروت، 1409ق.
19. دیلمی، احمد، اخلاق اسلامی، ص۱۶۷، دفتر نشر معارف، قم، چاپ دوم، ۱۳۸۰ش.
20. قریش/سورة106، آیة34.
21. مائده/سورة5، آیة88.
22. بقره/سورة2،آیة172.
23. مؤمنون/سورة23، آیة51.
24. کلینی، محمدبن یعقوب، کافی، ج1، ص406.
25. جموری، ادوارد، انگیزش و هیجان، ص۱۰۱، ترجمة: براهنی، محمدتقی، شرکت سهامی چهر، ۱۳۶۳ش.
26. دیلمی، احمد، اخلاق اسلامی، ص۱۶۹، دفتر نشر معارف، قم، چاپ دوم، ۱۳۸۰ش
27. مثولتز، دوان، روانشناسی کمال، ص۱۲۵، ترجمه خوشدل، گیتی، نشر نو، تهران، ۱۳۶۲ش
28. دیلمی، احمد، اخلاق اسلامی، ص۱۷۰ ـ ۱۶۹، دفتر نشر معارف، قم، چاپ دوم، ۱۳۸۰ش
29. ابن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابیطالب(علیهالسلام)، ج1، ص146، انتشارات علامه، قم، چاپ اول، 1379ق.
30. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج43، ص344-343، دار احیاءالتراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1403ق.
319 قطبالدین راوندی، سعیدبن عبدالله، الخرائج والجرائح، ج1، ص88-89، مؤسسة امام مهدی (عجلالله فرجهالشریف)، قم، چاپ اول، 1409ق.
329 طبالدین راوندی، سعیدبن عبدالله، الخرائج والجرائح، ج2، ص886، مؤسسة امام مهدی (عجلالله فرجهالشریف)، قم، چاپ اول، 1409ق.
33. ساریخانی، عادل، سیره نبوی در مقابله با جرایم و مفاسد اجتماعی، مجله تخصصی فقه و اصول، ص۲۷ ـ ۵۴، پاییز و زمستان ۱۳۸۵.