اصول تربیت کودک در سیرة نبوی(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)

14 مرداد 1405
دوران حمل از سرنوشت‌سازترین و حساس‌ترین دوران زندگی کودک است؛ در این دوره شالودة سعادت و شقاوت شخص در شکم مادر پی ریخته می‌شود، چنانچه در حدیثی از رسول‌خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آمده که «السعید مَن سعدفی بطن امه و الشقی مَن شقی فی بطن امه؛ فرد خوشبخت در شکم مادرش خوشبخت شده و بدبخت در شکم مادرش بدبخت شده است»
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

اصول تربیت کودک در سیرة نبوی(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)
منبع: ویکی فقه
در منابع اسلامی‌ رهنمودهای گسترده‌ای از سوی پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در باب اصول و مبانی تربیت کودکان در ابعاد مختلف جسمانی و روحانی بیان شده‌است. در خصوص مراحل تربیت و ویژگی‌های هریک، از ازدواج و آداب آن و توصیه‌های دوران بارداری و شیرخوارگی گرفته تا محبت و عدالت‌ورزی نسبت به کودکان و رعایت موازین دیگر پرورشی که هریک فصلی از تربیت اسلامی‌ را تشکیل می‌دهند، روایات بسیاری از وجود شریف نبی‌اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نقل شده‌است. در اینجا برآنیم که به پاره‌ای از این روایات اشاره کرده سیرة آن بزرگوار را در این باره برشماریم.
1. واژة تربیت
واژه تربیت، مصدر باب تفعیل از مادة «ربی یربو» به معنای رشد بوده و در کتب لغت به معنای رشد دادن استعمال شده است؛1 و در اصطلاح فراهم آوردن زمینه برای پرورش استعدادهای درونی هر موجود و به ظهور و فعلیت رسانیدن امکانات بالقوة موجود در درون او را تربیت گفته‌اند.2

2. ادوار تربیت کودک از نظر پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)
از نظر رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) دورة تربیت کودک به دو دورة پیش از تولد و پس از تولد تقسیم می‌شود. دورة پیش از تولد که دربردارندة دوره‌های انتخاب همسر و آداب زناشویی و مراقبت‌های ایام بارداری می‌شود مقدمه و زمینه‌ساز و اساس تربیت کودک در بعد تولد است. از این‌رو مورد تأکید و توصیة فراوان آن حضرت قرار گرفته، مسلمانان، و علی‌الخصوص جوانان به این امر بسیار مورد سفارش قرار گرفته‌اند. (برداشتی از کلیة احادیث دربارة تربیت کودک مانند جلد۲۱ وسائل الشیعه و جلد۱۰۱ بحارالانوار و....)
2-1. قبل از تولد
امروزه از لحاظ علمی‌ نقش پدر و مادر در انتقال صفات ظاهری و باطنی که از آن به عنوان «عامل وراثت» در تربیت کودک نام می‌برند، بر کسی پوشیده نیست. از آنجا که فرزندی که در وجود مادر شکل می‌گیرد از صفات ظاهری و معنوی پدر و مادرش بهره می‌برد و پدران و به خصوص مادران اصل و ریشة کودکان به شمار می‌آیند، انتخاب همسرانی مناسب و شایسته می‌تواند گامی‌ اساسی در تربیت فرزندانی صالح و سالم در آینده به حساب آید. از این‌رو پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ضمن تشویق جوانان به ازدواج، بدان‌ها توصیه می‌کنند که در انتخاب همسر بیشتر دقت کنند تا فرزندانی صالح و شایسته به ثمر برسانند. در حدیثی از رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) روایت شده که فرمودند: «بنگر که فرزندت را در کدام رحم قرار می‌دهی؛ چرا که[اصل] و ریشه تاثیرگذار است»3،4
و در حدیثی دیگر از ایشان آمده: «برای نطفه‌های خود بهترین رحم‌ها را برگزینید؛ چرا که زنان فرزندانی همانند برادران و خواهران خود به دنیا می‌آورند».5
ایشان جوانان را از ازدواج در خانواده‌های پست نهی کردند و فرمودند: «ایاک و خضراء الدمن قیل: یا رسول‌الله و ما خضراء‌الدمن؟ قال: المرءة الحسناء فی منبت السوء؛ بر حذر باشید از آن گلی که در مزبله روئیده. گفتند: یا رسول‌الله گلی که در مزبله روییده چه گلی است؟ فرمود: زن با جمال که در خانواده‌ای پست بزرگ شده است».6،7
1-1-2. غذای حلال
رسول‌خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) لقمة حلال را نیز از عوامل بسیار مهم در شکل‌گیری شخصیت آیندة کودک برشمرده‌اند، گرچه رعایت حلال و حرام الهی در تمام ادوار زندگی فرد لازم است؛ اما توجه به حلال و حرام در قبل و بعد از ایام بارداری از اهمیت بسیار بیشتری در شکل‌پذیری شخصیت آیندة کودکان برخوردار بوده از این‌رو مورد تأکید بیشتری قرار گرفته است. رسول‌خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در این‌باره می‌فرمودند: «و لا یدخل الجنه من نبت لحمه من السحت النار اولی له؛ داخل بهشت نمی‌شود کسی که گوشت و پوستش از مال حرام روییده باشد چنین کسی به آتش دوزخ [شقاوت] شایسته‌تر است[تا سعادت]»8،9
و در حدیثی دیگر آمده که ایشان به عبدالله‌بن مسعود می‌فرمایند: «ای پسر مسعود حرام مخور، حرام نپوش، از [راه] حرام [زن] مگیر و نافرمانی خدا مکن؛ چرا که خداوند به ابلیس می‌فرماید: با بانگ خویش هرکه را می‌توانی از جای برکن [هرچه عِده و عُده داری جمع کن] و با سوارگان و پیادگانت بر آنان [حرام‌خواران] بتاز و در اموال و فرزندان آنان شریک شو و به آنان وعده بده و[البته] شیطان جز فریب وعده‌شان نمی‌دهد».10
2-1-2. رعایت آداب زناشویی
سپس رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بر نقش رعایت آداب زناشویی به عنوان عوامل مؤثر در سلامت روحی و جسمی‌ کودکان و عاملی در تربیت‌پذیری آنها در آینده اشاره کرده بر لزوم رعایت آن تأکید می‌ورزیدند. ایشان به نقش حالت‌ها و زمان‌ها در بسته شدن نطفه‌ها اشاره کرده زوج‌ها را به رعایت آن توصیه می‌فرمودند. منابع روایی معتبر شیعه و سنی روایات بسیاری را در این باب از رسول‌خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نقل کرده‌اند.
3-1-2. مراقبت‌های ایام بارداری
دوران حمل از سرنوشت‌سازترین و حساس‌ترین دوران زندگی کودک است؛ در این دوره شالودة سعادت و شقاوت شخص در شکم مادر پی ریخته می‌شود، چنانچه در حدیثی از رسول‌خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آمده که «السعید مَن سعدفی بطن امه و الشقی مَن شقی فی بطن امه؛ فرد خوشبخت در شکم مادرش خوشبخت شده و بدبخت در شکم مادرش بدبخت شده است»11،12،13،14
از این‌رو والدین بخصوص مادران، به توجه و مراقبت بیشتر در این دوره و دوری از گناهان توصیه شده‌اند.
3-1-3. اهمیت تغذیه در تربیت
با توجه به اهمیت تغذیه در این دوره، حضرت سفارشاتی را به مادران جوان کرده، دادن غذاهایی مثل کندر15،16
و به17،18 و خرما19،20 و... را در شکل‌گیری برخی خلقیات و روحیات و برآمدن برخی صفات شایسته در کودک مؤثر بیان کردند و به آن توصیه می‌فرمودند.
2-2. بعد از تولد
در خصوص مراحل تربیت و ویژگی‌های هریک روایت متعددی از رسول‌خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به دست ما رسیده‌ است. رسول‌خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مراحل تربیت کودک را به سه دورة هفت ساله تقسیم کرده، فرمودند: «الولد سیّد سبع سنین و عبد سبع سنین و وزیر سبع سنین؛ هفت سال اول دوران آقایی کودک است، هفت سال دوم دوران اطاعت[از مربیان] است و هفت سال سوم دوران وزارت و همکاری است».21،22،23 از نظر رسول‌خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) هفت سال اول زندگی فرزند، دوران سیادت و سروری کودک است بدین معنا که کودک در هفت سال آغازین زندگی باید در خانواده آقایی و فرماندهی کند، از این‌رو هرچه می‌خواهد در صورتی که برای او زیانبار نباشد و در توان پدر و مادر باشد، حتی‌المقدور باید تأمین گردد. این دوره که دورة خودمداری است، دورانی است که کودک باید آزاد باشد و مسئولیتی متوجه او نشود، از این رو در روایات آمده‌است که هفت سال اول، کودک را برای بازی رها سازید.24،25 از نظر ایشان هفت سال دوم زندگی فرزند، دورة اطاعت و فرمانبرداری است. حالت عبودیت و بندگی کودک نسبت به پدر و مادر نتیجة همان اعتمادی است که در هفت سال آغاز زندگی نسبت به آنها پیدا کرده‌ است. پیدایش این حالت در کودک با عنایت به این که این ایام دوران تعلیم و تربیت اوست فوق‌العاده برای سازندگی او اهمیت دارد.
پس از سپری شدن هفت سال دوم زندگی کودک، دوران وزارت او در خانواده فرا می‌رسد. این مرحله، مرحلة شکوفایی فکری و خود مدیری است که در این مرحله عواملی چون مشورت و تبادل افکار می‌تواند در رشد عقلی جوان نقش مؤثری ایفا کند. این دوره ایجاب می‌کند که او همانند وزیر خانواده مورد مشورت قرار گیرد و کارهایی که از او بر می‌آید به وی واگذار گردد تا مسئولیت‌پذیر شود و بدین‌سان مسئولیت خانواده در تعلیم و تربیت کودک به پایان می‌رسد.

3. اصل تکریم شخصیت کودک
از نظر رسول‌خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) کودک چون کودک است، نباید تحقیر شود و احساس بی‌ارزشی و یا کم‌ارزشی کند؛ هر‌چند کودک بیشتر محتاج محبت است؛ ولی این بدان معنی نیست که شخصیت کودک نباید محترم شمرده شود. کودکی که با ارزش قلمداد می‌شود و شخصیت او محترم شمرده می‌شود به احساس خود ارزشمندی دست می‌یابد و کسی که برای خود ارزش قائل باشد خود را به زشتی‌ها آلوده نمی‌سازد؛ چرا که «من کرمت علیه نفسه لم‌یهنها بالمعصیه؛ کسی که برای خودش ارزش قائل است خود را به واسطة گناه خوار نمی‌سازد».26
کرامت نفس محور و اساس اخلاق و تربیت اسلامی‌ است و مهم‌ترین راه آن تکریم انسان در دوران کودکی است. یکی از مهم‌ترین نکات تربیتی که در تکریم شخصیت کودک باید مورد توجه قرار گیرد، جدی گرفتن احساسات کودک در هفت سال نخست زندگی است.
1-3. سیرة پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در تکریم کودکان
محبت از دیگر اصول تربیت کودک از دیدگاه پیامبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) است، در سیرة نبوی محبت به شدت مورد توجه و تأکید قرار گرفته و از دریغ ورزیدن محبت نسبت به کودکان به شدت نکوهش شده‌ است؛ اما در عین حال از افراط در محبت نیز نهی شده‌ است.
ایشان مسلمانان را به دوست داشتن و محبت به کودکان تشویق می‌کردند و می‌فرمودند: «اگر کسی کودک گریانش را خشنود کند تا آرام گیرد خداوند عزوجل آن‌قدر از نعمت‌های بهشت به او عطا می‌کند تا خشنود شود».27
و در حدیثی دیگر فرمودند: «کسی که دختر بچة خود را شادمان کند مانند کسی است که بنده‌ای از فرزندان اسماعیل ذبیح(علیه‌السّلام) را آزاد کرده باشد و آن کس که پسر بچة خود را مسرور سازد و دیدة او را روشن کند مانند کسی است که چشمش از خوف خداوند اشک فرو ریزد».28،29
رسول‌خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) خود نیز پیوسته کودکان را مورد تفقّد و محبت خویش قرار می‌دادند و در این محبت الگویی شایسته برای دیگر مسلمانان بودند. نقل است که «مردم کودکان خود را جهت دعا و نامگذاری نزد رسول‌خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌آوردند، گاه پیش می‌آمد که کودکی را نزد پیامبرخدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌آوردند، حضرت طفل را می‌گرفت و برای گرامی‌داشتن خانواده‌اش او را بر دامان خویش می‌نشاند، بسیار اتفاق می‌افتاد که آن طفل بر روی دامان پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ادرار می‌کرد و در این هنگام صدای فریاد مردم بلند می‌شد. پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌فرمود: «ادرار او را قطع نکنید» پس اجازه می‌داد که ادرار طفل تمام شود بعد برای او دعا می‌کرد یا آن که نامی‌ برای او برمی‌گزید».30
می‌فرمود: «اکرموا اولادکم و احسنوا ادبهم یغفرلکم؛ کودکانتان را تکریم کنید و آنان را خوب تربیت کنید تا خدا شما را ببخشد».31،32
گفته شده «کان رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) من افکه الناس مع الصبی؛ رسول‌خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) شوخ طبع‌ترین و بذله‌گوترین مردم با کودکان بودند».33
ایشان هرگاه بر کودکان می‌گذشتند به آنان سلام می‌کردند34،35 و این کار را یکی از پنج عملی عنوان می‌کردند که تا هنگام مرگ آن را ترک نمی‌کنند تا پس از ایشان سنت گردد.36،37،38
رسول‌خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) هرگاه از سفر برمی‌گشتند، نخست با کودکان خانواده‌اش دیدار می‌کردند.39،40
رفتار خوب و صمیمانة ایشان با کودکان به قدری کودکان مدینه را مجذوب و شیفته‌شان کرده بود که هنگامی‌ که حضرت از سفری برمی‌گشت به شدت از سوی کودکان مورد استقبال قرار می‌گرفت.41
کودکان گرد ایشان را می‌گرفتند، رسول‌خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به خاطر آنان می‌ایستاد و سپس از آنان می‌خواست که بالا بیایند. برخی از آنان از جلو و از پشت ایشان بالا می‌رفتند، پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از همراهان خود نیز می‌خواستند که کودکان دیگر را حمل کنند؛ چه‌بسا پس از این ماجرا کودکان افتخار می‌کردند و به هم می‌گفتند، پیامبرخدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مرا در آغوش خود گرفت و تو را بر پشت خود سوار کرد، برخی هم می‌گفتند که رسول‌خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از همراهان خود خواست که تو را به پشت خود سوار کند.42،43
نقل است که روزی پیامبر‌خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) با یارانش نشسته بودند که حسن(علیه‌السلام) و حسین(علیه‌السلام) در حالی که خردسال بودند، به سوی ایشان رفته و از سر و دوش ایشان بالا می‌رفتند، رسول‌خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) گاهی سرشان را برای آنان پایین می‌آورد و گاهی آنان را می‌گرفت و می‌بوسید در این حال یکی از هم‌نشینان ایشان که با شگفتی به این رفتار نگاه می‌کرد به رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) گفت: «ای پیامبرخدا! به یاد ندارم، هیچ‌گاه فرزندی را گرفته و بوسیده باشم». پیامبرخدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) چنان از گفتة آن مرد برآشفت که رنگش برگشت، پس به آن مرد فرمود: «اگر خداوند مهربانی را از قلب تو گرفته من با تو چه کنم؟ کسی که به کودکان ما مهر نورزد و بزرگان ما را گرامی‌ ندارد از ما نیست».44،45
شبیه این ماجرا روایتی است که در آن بیان شده: اقرع بن حابس در محضر پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بود که دید حضرت فرزندش حسین(علیه‌السّلام) را می‌بوسید. عرض کرد: «من ده فرزند دارم و تاکنون حتی یکی از آنان را نبوسیده‌ام» پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: «کسی که رحم نکند مورد رحمت قرار نمی‌گیرد».46،47
از امام صادق(علیه‌السلام) نیز روایت شده که فرمود: «مردی خدمت حضرت رسول(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) رسید و گفت: هرگز کودکی را نبوسیده‌ام؛ وقتی آن مرد بازگشت پیامبرخدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: این کسی است که در نظر من از اهل آتش است».48،49

4. عدالت بین فرزندان
از جمله تأکیدات رسول‌خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به والدین رعایت عدالت میان فرزندان بخصوص در زمان دادن هدایاست. عدالت‌ورزی نسبت به فرزندان می‌تواند آثار تربیتی بسیار مهمی‌ را به همراه داشته باشد. نقل است که روزی پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) با یارانش سخن می‌گفت. کودکی وارد شد و در گوشه‌ای از مسجد نزد پدرش رفت. پدر دستی بر سر کودک کشید و وی را بر زانوی راست خود نشاند.‌ اندکی بعد، دختر او آمد و رفت تا این که به پدر رسید؛ آن مرد بر سر او نیز دست کشید؛ اما وی را روی زمین نشانید. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) که شاهد این ماجرا بود او را خطاب قرار داده فرمودند: «چرا او را بر زانوی دیگر ننشاندی؟» آن مرد دختر خود را نیز بر زانوی دیگر نشاند آن‌گاه رسول‌خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمودند: «هم‌اکنون عدالت ورزیدی».50
هم‌چنین روایت شده که زنی به همراه دو کودکش نزد عایشه همسر رسول‌خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) رفته بود؛ عایشه به رسم مهمان‌نوازی سه خرما نزد آن زن گذاشت آن زن خرماها را گرفته به هریک از آن بچه‌ها یک خرما داد و سپس خرمای سوم را نیز نصف کرده به هریک از آنان نیمی‌ از آن داد. بعد از رفتن این زن، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) وارد خانه شدند؛ عایشه ماجرای پیش آمده را تعریف کرد پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: «چیز عجیبی نیست که خداوند به‌خاطر لطف این زن به فرزندانش، او را مورد رحمتش قرار دهد».51

5. خشونت در تربیت کودک
پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مسلمانان را از خشونت در تربیت کودکان، برحذر داشته، آن را نهی می‌فرمودند. در سیرة آن بزرگوار(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نیز آمده که هیچ‌گاه کسی را با دست خویش نزد مگر آن هنگام که در حال جهاد در راه خدا بود.52
از امام صادق(علیه‌السّلام) روایت شده که رسول‌اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمودند: «خدا رحمت کند کسی را که به فرمانبری از خدا یاری کند. پرسیدند چگونه او را به فرمانبری یاری‌ کند؟ فرمود آن‌چه را در توانش بوده بپذیرد و از آن‌چه در توانش نیست بگذرد و او را به آن‌چه که نمی‌تواند وا ندارد و بر او سخت نگیرد؛ چرا که میان او و ورود در قلمروی از قلمروهای کفر چیزی جز این نیست که وارد نافرمانی[والدین] و یا بریدن ارتباط خویشاوندی شود».53،54،55
ابن حنبل نیز با سلسله سندش از عمری ابورافع بن عمرو غفاری روایت کرده که می‌گفت: «من کودک بودم که به درخت خرمای انصار سنگ می‌پراندم، پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) که آمد به ایشان گفتند: در این‌جا کودکی هست که به درخت خرمای ما سنگ می‌زند پس مرا نزد پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بردند؛ ایشان به من فرمودند: ‌ای پسر چرا به درخت خرما سنگ می‌اندازی؟ گفتم: سنگ می‌زنم تا از آن‌ بخورم فرمود: به درخت سنگ نینداز و هرچه پایین آن ریخت بخور، سپس دست بر سر من کشید و دعا کرد...».56،57

6. وفای به عهد
وفای به عهد نیز از جمله اموری بود که رسول‌خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) برآن پیوسته تأکید می‌ورزیدند، بخصوص عهدی که والدین با فرزندشان بسته‌اند. هرچند خلف وعده نهی عام دارد؛ ولی دربارة کودک به جهت شرایط سنی و تربیتی خاصی که دارد از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده، تأثیر پایدار و عمیق بر شخصیت وی می‌گذارد به‌گونه‌ای که بعدها اصلاح آن غیر ممکن یا بسیار مشکل خواهد بود.
از پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نقل است که فرمودند: «کودکان را دوست بدارید و با آنان مهربان باشید و هرگاه چیزی به آن‌ها وعده دادید بدان وفا کنید زیرا آنان باوری جز این ندارند که شما روزی آنها را می‌دهید».58،59
عبدالله بن عامر نقل کرده که «پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به خانة ما آمد و من در حالی که کودکی خردسال بودم رفتم تا بازی کنم. مادرم به من گفت: عبدالله بیا چیزی به تو بدهم. پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: چه می‌خواهی به او بدهی؟ گفت: می‌خواهم به او خرما بدهم. پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: آگاه باش که اگر چنین نکنی برای تو دروغی نوشته می‌شود».60،61

7. توجه به روحیات کودکان
امروزه تفاوت‌های شخصیتی و روحیات متفاوت دختران و پسران نسبت به هم بر کسی پوشیده نیست؛ دختران لطیف‌تر و از احساسات قوی‌تری نسبت به پسران برخوردارند، در حالی‌که پسران منطقی‌تر و خشن‌تر و آینده‌نگرترند.
پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) با توجه به این مسأله (تفاوت‌های فردی دختران و پسران نسبت به هم) نسبت به فرزندان دختر، حس محبت و دل‌سوزی بیشتری نسبت به پسران داشتند. ایشان دختران را دل‌سوز و مددکار و با برکت و اهل نظافت و پاکیزگی معرفی کرده62،63 فرمودند: «هرکس دختری داشته باشد خداوند آن دختر را پوششی برایش از دوزخ قرار می‌دهد و هرکس دو دختر داشته باشد به خاطر آنان وارد بهشت می‌شود و هر کس سه دختر داشته باشد یا مانند آن خواهر داشته باشد جهاد و صدقه [استحبابی] از او برداشته می‌شود».64
ایشان به پدران توصیه می‌کردند که در دادن اشیاء خریداری شده به فرزندان، دختران را بر پسران مقدم بدارند و می‌فرمودند: «هرکس وارد بازار شود و چیزی بخرد و آن را برای خانواده‌اش ببرد مانند کسی است که صدقه‌ای را برای گروهی نیازمند می‌برد و باید پیش از پسران از دختران آغاز کند؛ چرا که هرکس دختری را شاد کند گویا برده‌ای از فرزندان اسماعیل(علیه‌السّلام) را آزاد کرده است و هرکس چشم پسری را روشن کند گویا از ترس خداوند گریسته است و هرکس از ترس خداوند بگرید خداوند او را وارد بهشت‌های پر نعمت می‌سازد».65،66،67

8. تربیت جنسی
غریزة جنسی کودک از ۶ یا ۷ سالگی شروع به بیدار شدن می‌نماید، از این‌روی برای جلوگیری از انحرافات احتمالی و تربیت صحیح جنسی باید پیشگیری‌هایی را اعمال نمود. از ویژگی‌های دیدگاه اسلام این است که علاوه بر سلامت جنسی به عفت جنسی نیز می‌اندیشید و تدابیری را برای عفت جنسی را ارایه می‌دهد.

تدابیر لازم برای عفت جنسی68
1-8. پنهان بودن روابط زناشویی والدین
آگاهی فرزندان از روابط زناشویی والدین از عوامل بسیار تاثیرگذار در انحراف جنسی است از دیدگاه احادیث این عامل تأثیر تقریباً حتمی‌ و غیر قابل انکاری دارد و برای جلوگیری از آن دو راه‌کار‌ اندیشیده شده‌ است: یکی اجازه خواستن کودک برای ورود به خلوت والدین و دیگری انجام گرفتن روابط زناشویی در خارج از محل حضور کودک. پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمودند: «سوگند به کسی که جانم به دست اوست اگر کسی با همسرش درآمیزد و در اتاق کودکی بیدار باشد که آنان را ببیند و سخن گفتن و صدای نفس آنان را بشنود هرگز رستگار نمی‌شود؛ اگر پسر باشد مردی زنا‌کار و اگر دختر باشد زنی زناکار می‌گردد».69،70
2-8. پوشاندن عورت کودکان
چه کودک عورت دیگران را ببینید و چه دیگران عورت وی را ببینند قبح این کار را از میان می‌برد و موجب بی‌مبالانی و بی‌پروایی می‌گردد و هرزگی را نهادینه می‌کند. از این‌رو پیامبر‌اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آن را روا نمی‌شمردند و از آن نهی می‌کردند و می‌فرمودند: «برای پدر و مادر روا نیست که به شرمگاه فرزند نگاه کنند و برای فرزند روا نیست که به شرمگاه پدر و مادر نگاه کنند».71،72
روایت شده که ایشان در میان جمعی کودکی را دیدند که عورتش پیدا بود فرمود: «عورتش را بپوشانید؛ چرا که حرمت عورت کودک همانند عورت بزرگسال است...».73،74
3-8. نبوسیدن کودک توسط نامحرم
اثر منفی بوسیده شدن کودک توسط نامحرم پوشیده نیست. ارتباط بوسه‌ای نامحرم با کودک در روح او نقش می‌بندد و در آینده روابط با نامحرم را تسهیل می‌کند و حفظ عفاف را با مشکل روبرو می‌سازد.75
از این‌رو نامحرمان به نبوسیدن کودکان توصیه شده‌اند. رسول‌خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در این‌باره فرمودند: «دختر چون شش ساله شد. او را نبوسید و پسر نیز چون از هفت سالگی گذشت زن او را نبوسد».76،77
4-8. جداسازی بستر کودکان
یکی بودن بستر کودکانی که به سن تمییز رسیدند ممکن است به تحریک جنسی زود هنگام و بلوغ زودرس منجر شود. یکی از تدبیرهای دین برای جلوگیری از این آسیب، جداسازی بستر کودکان از یکدیگر است. پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌فرمودند: «هرگاه کودکانتان به هفت سالگی رسیدند بسترهایشان را جدا کنید».78

9. توجه به بازی کودکان
بازی برای کودک جدی‌ترین موضوع حیات و بستر رشد و تکامل اوست. دوران بازی کودک دوران شکوفایی استعدادهای او از طریق بازی است از این‌رو توصیه شده به کودکان خود اجازه بازی بدهید؛ چرا که «عرامة الصبی فی صغره زیادة فی عقله فی کبره؛ بازی‌گوشی کودک در کودکی مایة فزونی عقلش در بزرگسالی است».79
این امر حاکی از نقش اساسی بازی در رشد و تعالی شخصیتی کودک است. رسول‌خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نیز خود به مکرر کودکان را به بازی می‌گرفتند و گاه در بازی‌هایشان مشارکت می‌کردند.80،81،82
پیامبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) علاوه بر بازی کودکان به سرگرمی‌ و اوقات فراغت فرزندان نیز تأکید می‌ورزیدند و می‌فرمودند: «به پسرانتان شنا و تیراندازی و به دخترانتان ریسندگی بیاموزید».83

10. تعلیم فرایض دینی به کودکان
از دیگر اموری که رسول‌خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در امر تربیت کودکان بدان اشاره کرده‌اند آموزش فرائض و شعائر دینی است ایشان می‌فرمودند: «هرگاه کودکانتان زبان باز کردند کلمة لااله الاالله را به آنان بیاموزید و هرگاه دندان[شیری] آنها افتاد آنان را به نماز امر کنید».84 وقتی از ایشان پرسیده شد کودک چه هنگام باید نماز بخواند؟ فرمودند: «هرگاه دست راستش را از دست چپش شناخت او را به نماز وا دارید».85
روایت شده که ایشان به کودکانی که در کنارش بودند نگاهی کردند و فرمودند: «وای به حال فرزندان آخرالزمان از پدرانشان. گفتند: یا رسول‌الله! از دست پدران مشرکشان فرمودند: نه از پدران مؤمنی که فرزندان‌شان را چیزی از فرائض نمی‌آموزند و هرگاه فرزندان‌شان چیزی از فرائض و امور دینی بیاموزند از عمل به آن منع‌شان می‌کنند و برای‌شان به مقدار کمی‌ از دنیا راضی می‌شوند پس من از آنها[آن پدران] بیزارم و آنان از من بیزارند».86،87

11. عناوین مرتبط
تربیت، تربیت(قرآن)، حقوق کودک، حقوق کودک در اسلام، محبت به کودکان در سیرة نبوی

پانویس
۱. ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱، ص۴۰۱، بیروت، دارصادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴.
۲. رحیمیان، محمد حسن، رهبر، محمد تقی، اخلاق و تربیت اسلامی، ص۶، تهران، انتشارات سمت، چاپ دوازدهم، ۱۳۸۵.
۳. متقی هندی، علی‌بن حسام، کنزالعمال فی سنن‌الاقوال والافعال، ج16، ص296.
۴. قضاعی، محمدبن سلامه، مسند شهاب، ج1، ص370، تحقیق حمدی عبدالحمید السفی، بیروت، مؤسسةالرسالة، چاپ دوم.
۵. ابن ابی جمهور، محمدبن زین‌الدین، عوالی‌اللئالی، ج1، ص259، قم، انتشارات سیدالشهداء(علیه‌السلام)، 1405.
۶. کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، ج5، ص332، تهران، دارالکتب‌الاسلامیه، 1365ش.
۷. شیخ صدوق، محمدبن محمد، من لا یحضره الفقیه، ج3، ص391، قم، جامعة مدرسین.
۸. ابن ابی فراس، ورام، مجموعة ورام، ج1، ص۶۱، قم، مکتبة الفقیه.
۹. ابن حنبل، احمد، مسند ابن حنبل، ج23، ص425.
۱۰. طبرسی، حسن‌بن فضل، مکارم‌الاخلاق، ص453، قم، شریف رضی، 1412.
۱۱. کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، ج8، ص81، تهران، دارالکتب‌الاسلامیه، 1365ش.
۱۲. شیخ صدوق، محمدبن محمد، من لا یحضره الفقیه، ج4، ص402، قم، جامعة مدرسین.
۱۳. شیخ صدوق، محمدبن علی، امالی، ص576.
۱۴. طبرانی، سلیمان‌بن احمد، معجم‌الاوسط، ج3، ص107. تحقیق قسم التحقیق بدارالحرمین، دارالحرمین للطباعة والنشر، 1995.
۱۵. کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، ج6، ص23، تهران، دارالکتب‌الاسلامیه، 1365ش.
۱۶. شیخ طوسی، محمدبن حسن، التهذیب، ج7، ص440، تهران، دارالکتب‌الاسلامیه، 1365ش.
۱۷. راوندی، قطب‌الدین، الدعوات، ص151، قم، مدرسة امام مهدی(عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف)، 1407.
۱۸. محدث نوری، حسین، مستدرک‌الوسائل، ج15، ص135، قم، آل‌البیت، 1408.
۱۹. کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، ج6، ص22، تهران، دارالکتب‌الاسلامیه، 1365ش.
۲۰. شیخ طوسی، محمدبن حسن، التهذیب، ج7، ص440، تهران، دارالکتب‌الاسلامیه، 1365ش.
۲۱. شیخ حر عاملی، محمدبن حسن، وسائل‌الشیعه، ج21، ص476، تحقیق عبدالرحیم ربانی شیرازی، بیروت دارالتراث العربی.
۲۲. طبرانی، سلیمان‌بن احمد، معجم‌الاوسط، ج6، ص170. تحقیق قسم التحقیق بدارالحرمین، دارالحرمین للطباعة والنشر، 1995.
۲۳. طبرسی، حسن‌بن فضل، مکارم‌الاخلاق، ص222، قم، شریف رضی، 1412.
۲۴. شیخ حر عاملی، محمدبن حسن، وسائل‌الشیعه، ج21، ص475-473، تحقیق عبدالرحیم ربانی شیرازی، بیروت دارالتراث العربی.
۲۵. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج101، ص95، اهران، انتشارات اسلامیه.
۲۶. محدث نوری، حسین، مستدرک‌الوسائل، ج11، ص339، قم، آل‌البیت، 1408.
۲۷. ری‌شهری، محمد، حکمت‌نامة پیامبر اعظم(صلی‌الله علیه وآله)، ج7، ص297، قم، دارالحدیث، چاپ اول، 1386.
۲۸. شیخ صدوق، محمدبن علی، امالی، ص673.
۲۹. طبرسی، حسن‌بن فضل، مکارم‌الاخلاق، ص221، قم، شریف رضی، 1412.
۳۰. طبرسی، حسن‌بن فضل، مکارم‌الاخلاق، ص25، قم، شریف رضی، 1412.
۳۱. ابن ماجه، محمد، سنن ابن ماجه، ج2، ص1211، محقیق محمد فؤاد عبدالباقی، دارالفکر.
۳۲. ابن سلامه، مسند شهاب، ج1، ص389، تحقیق حمدیعبدالحمید السفی، بیروت، مؤسسةالرسالة، چاپ دوم.
۳۳. بیهقی، ابوبکر، دلائل‌النبوه، ج1، ص331، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1405.
۳۴. بیهقی، ابوبکر، دلائل‌النبوه، ج1، ص330، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1405.
۳۵. سیوطی، جلال‌الدین، الجامع‌الصغیر، ج1، ص9145.
۳۶. شیخ صدوق، محمدبن علی، علل‌الشرایع، ج1، ص130، قم، انتشارات مکتبةالداوری.
۳۷. شیخ صدوق، محمدبن علی، امالی، ص130.
۳۸. شیخ صدوق، محمدبن علی، الخصال ص271، قم، جامعة مدرسین، 1403.
۳۹. نیشابوری، مسلم، صحیح مسلم، ج4، ص1885.
۴۰. بیهقی، ابوبکر، السنن الکبری، ج5، ص427، دارالفکر.
۴۱. ابن حنبل، احمد، مسند حنبل، ج۴، ص۵.
۴۲. کاشانی، ملا محسن، المحجةالبیضاء فی تهذیب الاحیاء، ج3، س366-367، تحقیق علی اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم.
۴۳. ابن حنبل، احمد، مسند ابن حنبل، ج3، ص272.
۴۴. ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۳۸۳، قم، انتشارات علامه، ۱۳۷۹ش.
۴۵. ابن حنبل، احمد، مسند حنبل، ج۲، ص۱۸۵.
۴۶. ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص189، قم، انتشارات علامه، ۱۳۷۹ش.
۴۷. فتال نیشابوری، محمدبن حسن، روضةالواعظبن، ج2، ص369، قم، انتشارات رضی.
۴۸. کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، ج6، ص50، تهران، دارالکتب‌الاسلامیه، 1365ش.
۴۹. شیخ طوسی، محمدبن حسن، التهذیب، ج8، ص113، تهران، دارالکتب‌الاسلامیه، 1365ش.
۵۰. ری‌شهری، محمد، حکمت‌نامه پیامبراعظم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، ج۷، ص۳۰۸، قم، دارالحدیث، ۱۳۸۶ش، چاپ اول.
۵۱. ذهبی، محمدبن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج4، ص536، تخریج شعیب الارنؤوط، تحقیق مأمون الطاغرجی، بیروت، الرساله، چاپ نهم، 1993.
۵۲. ترمذی، ابوعیسی، الشمائل‌المحمدیه، ص197، بیروت، داراحیاءالتراث العربی.
۵۳. کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، ج6، ص50، تهران، دارالکتب‌الاسلامیه، 1365ش.
۵۴. شیخ طوسی، محمدبن حسن، التهذیب، ج8، ص113، تهران، دارالکتب‌الاسلامیه، 1365ش.
۵۵. شیخ صدوق، محمد بن علی، امالی، ص۲۸۸، قم، کتابخانه اسلامیه، ۱۳۶۳ش.
۵۶. ابن حنبل، احمد، مسند ابن حنبل، ج33، ص452.
۵۷. بیهقی، ابوبکر، السنن الکبری، ج۱۰، ص2، دارالفکر.
۵۸. کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، ج6، ص49، تهران، دارالکتب‌الاسلامیه، 1365ش.
۵۹. شیخ صدوق، محمدبن علی، من لا یحضره الفقیه، ج3، ص483، فم، جامعة مدرسین.
۶۰. بیهقی، ابوبکر، السنن الکبری، ج۱۰، ص۳۳۵، دارالفکر.
۶۱. سیوطی، جلال‌الدین، جامع‌الصغیر، ج3، ص319. قم، کتابخانة آیت‌الله مرعشی نجفی، 1404.
۶۲. طبرسی، حسن‌بن فضل، مکارم‌الاخلاق، ص219، قم، شریف رضی، 1412.
۶۳. محدث نوری، حسین، مستدرک‌الوسائل، ج15، ص116، قم، آل‌البیت، 1408.
۶۴. محدث نوری، حسین، مستدرک‌الوسائل، ج15، ص116، قم، آل‌البیت، 1408.
۶۵. شیخ صدوق، محمدبن علی، امالی، ص672.
۶۶. طبرسی، حسن‌بن فضل، مکارم‌الاخلاق، ص221، قم، شریف رضی، 1412.
۶۷. شیخ حر عاملی، محمدبن حسن، وسائل‌الشیعه، 21، ص514، تحقیق عبدالرحیم ربانی شیرازی، بیروت دارالتراث العربی.
۶۸. ری‌شهری، محمد، حکمت‌نامة پیامبر اعظم(صلی‌الله علیه وآله)، ج7، ص288-295، قم، دارالحدیث، چاپ اول، 1386.
۶۹. کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، ج5، ص500، تهران، دارالکتب‌الاسلامیه، 1365ش.
۷۰. شیخ حر عاملی، محمدبن حسن، وسائل‌الشیعه، ج2، ص133، تحقیق عبدالرحیم ربانی شیرازی، بیروت دارالتراث العربی.
۷۱. کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، ج6، ص503، تهران، دارالکتب‌الاسلامیه، 1365ش.
۷۲. شیخ حر عاملی، محمدبن حسن، وسائل‌الشیعه، ج2، ص56، تحقیق عبدالرحیم ربانی شیرازی، بیروت دارالتراث العربی.
۷۳. سیوطی، جلال‌الدین، جامع‌الصغیر، ج1، ص8352.
۷۴. متقی هندی، علی‌بن حسام، کنزالعمال فی سنن‌الاقوال والافعال، ج7، ص330. تحقیق شیخ بکری حیانی، تصحیح شیخ صفوةالسقا، بیروت، مؤسسةالرسالة.
۷۵. ری‌شهری، محمد، حکمت‌نامة پیامبر اعظم(صلی‌الله علیه وآله)، ج7، ص294، قم، دارالحدیث، چاپ اول، 1386.
۷۶. شیخ صدوق، محمدبن محمد، من لا یحضره الفقیه، ج3، ص437، قم، جامعة مدرسین.
۷۷. طبرسی، حسن‌بن فضل، مکارم‌الاخلاق، ص223، قم، شریف رضی، 1412.
۷۸. متقی هندی، علی‌بن حسام، کنزالعمال فی سنن‌الاقوال والافعال، ج16، ص441. تحقیق شیخ بکری حیانی، تصحیح شیخ صفوةالسقا، بیروت، مؤسسةالرسالة.
۷۹. کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، ج6، ص51، تهران، دارالکتب‌الاسلامیه، 1365ش.
۸۰. متقی هندی، علی‌بن حسام، کنزالعمال فی سنن‌الاقوال والافعال، ج7، ص140. تحقیق شیخ بکری حیانی، تصحیح شیخ صفوةالسقا، بیروت، مؤسسةالرسالة.
۸۱. سیوطی، جلال‌الدین، جامع‌الصغیر، ج1، ص9156.
۸۲. محدث نوری، حسین، مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۸۱، قم، آل‌البیت، ۱۴۰۸.
۸۳. پاینده، ابوالقاسم، نهج‌الفصاحه، ص567، تهران، دنیای دانش، چاپ چهارم، 1382ش.
۸۴. متقی هندی، علی‌بن حسام، کنزالعمال فی سنن‌الاقوال والافعال، ج16، ص440. تحقیق شیخ بکری حیانی، تصحیح شیخ صفوةالسقا، بیروت، مؤسسةالرسالة.
۸۵. متقی هندی، علی‌بن حسام، کنزالعمال فی سنن‌الاقوال والافعال، ج16، ص440. تحقیق شیخ بکری حیانی، تصحیح شیخ صفوةالسقا، بیروت، مؤسسةالرسالة.
۸۶. شعیری، تاج‌الدین، جامع‌الاخبار، ص106.
۸۷. محدث نوری، حسین، مستدرک‌الوسائل، ج15، ص164، قم، آل‌البیت، 1408.


اصول تربیت کودک در سیرة نبوی(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)
22
| | |
| 0 رای

نظرات

  • نظرات ارسالی پس از تایید منتشر خواهد شد
  • پیام‌های حاوی توهین و تهمت منتشر نمی‌شود

آرشیو مطالب

Skip Navigation Links.

دسته بندی ها

Skip Navigation Links.