جایگاه قلم در سیرة پیامبر(ص)

12 دی 1404
پیرما گفت خطا بر قلم صنع نرفت      آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

 

جایگاه قلم در سیرة پیامبر(ص)

نویسنده: اکبر حمیدزاده

منبع: یاد، 1385، شمارة 81

در فضای رشد و بالندگی فکری و فرهنگی بشر، مهمترین ارزش راهبردی که به آن توجه شده است و همگان بر این اندیشه پای فشرده‌اند، ارزش والای قلم است، هرچند که در بیان مصداق، معانی دیگری نیز از آن تداعی می‌کند، آن چنان که در مفاهیم دینی نیز آمده است،  قلم صنع، قلم تقدیر، قلم سرنوشت و به اعتباری بعد از خدا این قلم اوست که سرنوشت جهان و انسان را رقم می‌زند و هستی را در مسیر ارادة خودش پیش می‌برد.

پیرما گفت خطا بر قلم صنع نرفت      آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد

آن چنان که پیامبر(ص) فرموده‌اند: «اول ما خلق الله القلم؛ اول چیزی که خداوند آفرید قلم بود».

و این از افتخارات قرآن کریم است که سوره ای به نام قلم دارد و بالاتر آن که قلم را مورد سوگند قرار داده است، همان طور که دوات و مرکب را.

و نون - ن - در ابتدای سورة قلم از حروف مقطعة قرآن کریم و از رموز وحیانی محسوب می‌شود که یک معنای آن به قرینة «وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا» ماهی است، همان‌طور که در داستان یونس پیامبر آمده است. و معنای دیگر آن دوات و مرکب است، هرچند که بعضی‌ها حرف زایدش پنداشته‌اند، در حالی که حرف زایدی در قرآن وجود ندارد. و آن جائی که راه توجیه علمی ادبی بسته می‌شود، چنین برداشت‌هایی رونق می‌گیرد.

این زیباترین و مترقی‌ترین آموزة وحیانی به بشر می‌باشد که در مقدس‌ترین جلوه‌های ربانی، دوات و قلم و یا مرکب و قلم را مورد توجه قرار داده است، ذکر دوات و قلم در کتاب خدا و نام گذاری یک سوره به نام قلم ترجمان اهمیت این نعمت بزرگ و تأثیرگذار بودن آن در سرنوشت بشریت است و مهمتر از یادآوری قسم خوردن به آن می باشد که به تعبیر طنطاوی در تفسير الجواهر في‌القرآن، قرآن کریم چهل قسم دارد که ۲۰ قسم به علویان و جهان بالا مربوط می‌شود و ۲۰ قسم دیگر در رابطه با تعلیمات وحیانی مادی بشر است و یکی از این قسم‌ها که به اعتقاد ما هم جنبة علوی دارد و هم راز و رمز رشد و بالندگی بشر به سوی جهان بالاست، سوگندی است که در آن‌جا سورة قلم آمده است تا اهمیت و ارزش تأثیرگذار قلم را در سرنوشت بشر مورد تأکید قراردهد. همان‌طور که در نخستین جلوه‌های وحیانی نیز مورد عنایت قرار گرفته‌اند، آیات ابتدایی سورة علق، اولین آیاتی هستند که در قلب مطهر و مقدس نبی اکرم(ص) نقش بسته‌اند. آیاتی که با کلیدواژه‌های رحمان، رحیم، خواندن، نام خدا را بردن، آفرزنش، خلقت انسان، علم، قلم و جهل‌ستیزی زینت یافته‌اند.       آیة اول که بسم‌الله‌ارحمن‌الرحيم می‌باشد شعار مهربانی و دو اسم از اسمای حسنای خداوند، که یکی ترجمان رحمت هستی مشمول حضرت حق – رحمان است، و دیگری لطف خاص و عنایت ویژة پروردگار به مومنان را در اسم مبارک – رحیم- نشان می‌دهد که هر دو صفت رحمان و رحیم مجرای فیض ربوبی به آفریده‌ها می‌باشند که جریان قلم صنع و خط پوش حضرت حق از همان راه می‌گذرد. کلمة اقراء- بخوان، فراخوان خداوند به یافته‌های قلم است و خواندن ره‌آورد نوشتن است و دعوت به خواندن دعوت به فرایند کار قلم می‌باشد. القاء امین وحی به پیامبر که بخواند، هرچند که در نوشته‌ای پیش روی حضرت نباشد، که خواندن به معنای مطرح آن را نمی‌دانست، آن‌چنان که قلم‌زدن را نیز یاد نداشت، منافاتی بر نوشتار بودن آیات ندارد که طبق احادیث، به قلم مشیت پروردگار بر لوح محفوظ و یا صفحة جان پیامبر نگاشته شده بود و کلمة خواندن همین معنا را تداعی می‌کند!

پیامبر در اولین گام بعثت مأمور به خواندن می‌شود، و تفاوتی که این قرائت با خواندن دیگر آن دارد تیمن و تبرک خواندن به نام خداوند است، که رمز توحید را در نوشتار و گفتار وحیانی بیان می‌کند.

توجه دادن به کتاب آفرینش، که نقش و نگار حضرت پروردگار است و عنایت ویژه به آفرینش انسان که نغزترین و شگفت انگیزترین آیة خداوند و زیباترین جلوة صنع قلم آفرینش می‌باشد، نکتة مهم دیگری است که در این سوره آمده است و گستردگی میدان قلم را که به وسعت جهان خلقت است نشان می‌دهد و جالب‌تر آن که این انسان با همة عظمتی که دارد و از عرش تا فرش می‌تواند به پرواز درآید، از خون بسته‌ای آفریده شده است، که در نگاه اول نمودی نداردبلکه موجب گریز ونفرت می‌شود ولی در ادامة راه آئینة تمام نمای حضرت حق می‌گردد و در شکل انسان کامل، اسامی حسنای ذات مقدس ربوبی را بازتاب می‌دهد و صلاحیت پذیرش آیات الهی را پیدا می‌کند. تکرار کلمة بخوان، فصل دیگری از کرامت و بزرگی خداوند را متذکر می‌شود که ارزانی داشتن دانایی و معرفت به وسیلة قلم است، که در این بیان، قلم ترجمان اکرمیت خدا معرفی می‌گردد که با استفاده از آن انسان را در جهان ناشناختة حیات به پیش می‌برد و بهره‌وری از نعمت قلم، مراتب علم و آگاهی را تسخیر می‌کند.

«اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ»

همان‌طور که مشاهده می‌فرمائید، سوگند خوردن به دوات و قلم و آثار قلمی ارزشمند در سورة قلم، و یادآوری ارزش و والائی آن که در ره‌گذر کرامت خداوندی قداست یافته است، بلندترین نگاه و نغمة طرب‌انگیز وحی در پاس‌داشت آگاهی و معرفت است که در پرتو نعمت قلم در بستر حيات طيبة بشری جریان یافته است. کتاب دین با قلم پروردگار نگاشته شده و پروندة اعمال انسان‌ها به تناسب توجه به آن شکل می‌گیرد و آن‌چنان که آثار قلم صنع خداوندی در تکوین و تشریع، تفسیر و تفصیل دین را می‌نمایاند، پرونده‌ها یا کتاب رفتار بشری را گشوده و قلم‌های قلمداران ناپیدا، پیوسته در نگارش و کتابت هستند. علی(ع) می‌فرماید: 

«وَ الصُّحُفُ مَنْشُورَةٌ وَ الأَقْلاَمُ جَارِيَةٌ؛ پرونده‌ها گشوده و قلم‌ها درکارند»؛ تا میزان تبعیت و بهره‌وری انسان‌ها را از کتاب تکلیف مشخص سازند.

اسلحة قلم در کارزار با سپاه جهل

زندگی بشری از حیات انسانی متفاوت است به این دلیل که بشر با انسان تفاوت دارد، خوردن، خفتن، تغذیه، عکس‌العمل در مقابل دشمن، توالد و تناسل، مراتبی از ادراکات، همان چیزهایی هستند که در نوع جانداران با شدت و ضعف مراتب مشاهده می‌شوند و از خصوصیات بشری نیز به حساب می‌آیند. و حال آن که انسان علاوه بر این‌ها احساسات انسانی دارد، از گوهر خرد برخوردار است و از عقلانیت طبیعی و اکتسابی سود می‌برد و مهمتر از همه آن که روح او از جنس خداست و در رهگذر وظیفه شناسی و تعهد می‌تواند از زندان منِ بشری و طبیعی خویش آزاد گردد و راهی به سوی خدائی شدن پیدا کند و برای رسیدن به این معنا راهی جز طريق معرفت ندارد، علی(ع) خطاب به کمیل می‌فرماید:

«ما مِن حَرَكَةٍ إلاّ و أنتَ مُحتاجٌ فيها إلى مَعرِفَةٍ؛ هیچ حرکتی وجود ندارد مگر این که آدمی در انجام آن به معرفت نیازمند است». 

و رسیدن به خدا و یا تعالی در مسیر انسانیت بیش از هر چیزی به آگاهی و معرفت نیازمند است؛ همان گوهر پر بهائی که تمام پیامبران الهی در همان راستا مبعوث شده‌اند و کار خودشان را از تلاوت آیات خداوند و تزکیه و تعلیم آغاز کرده‌اند تا چراغ آگاهی و معرفت را فرا راه بشریت روشن ساخته و ایشان را به رشد انسان رهنمون گردند، و مهمترین و اساسی‌ترین مانع بالندگی انسان جهل و نادانی بشر است که با استفاده از دو وسیله که در اختیار بشر گذاشته صورت می‌گیرد.

یکی از آن دو وسیله بیان و دیگری قلم است که هر یک به نوعی پرده از اندیشه‌های آدمی برمی‌دارند و ذهنیت پنهان او را آشکار می‌کنند، هر دو رسالت واحدی دارند که اگر از حاکمیت هوا و هوس آزاد باشند روشنگر و هدایتگر خواهند بود، و گرنه مانند عقلی که در پرتو حاکمیت شهوات تغییر ماهیت می‌دهد و از رسالت خود دور می‌افتد و به ابزار شیطنت و گمراهی مبدل می‌گردد، بیان و قلم نیز اگر از صراط مستقیم حق منحرف شوند ویرانگر و تباهی آفرین خواهند بود.

آن چنان که در عصر حاضر بعضی از قلم‌ها به شکل کلنگ درآمده‌اند، به جای ساختن ویران می‌کنند و به جای آگاهی بخشیدن بر دامنة جهل و نادانی بشر می‌افزایند و از آن جائی که معنای بیان، روشن کردن است و قلم و بیان هر دو یک مسئولیت را بر دوش می‌کشند و آن روشنی بخشی در آگاهی دهی به فرزندان بشر است، در حدیث نبوی آمده است:

«البيان اثنان، بيان اللسان و بیان البيان و بیان السان تدرسه الاعوام و بیان الاقلام باق على مر الايام؛ روشنگری از دو راه صورت می‌گیرد؛ یکی از راه بیان و گفتاری که روشنگر است و دیگری از راه انگشتان دست که قلم را چونان مشعلی فروزان در تاریکی‌های جهل و نادانی به پیش می‌برد. رسالت زبان در ره‌گذر گفتار به مرور ایام به فراموشی سپرده شده از خاطره‌ها محو می‌گردد و در گذرگاه زمان گم می‌شود ولی اثر روشنگر قلم در صفحة تاریخ بشری باقی می‌ماند و با سپری شدن ماه و سال چیزی از جاودانگی آن کاسته نمی‌شود.

از بعضی از حکما نقل کرده‌اند:

«قوام امور الدین و الدنيا بشيين القلم و السيف و السيف تحت القلم؛ پایداری امور مادی و معنوی مردم به دو چیز بستگی دارد یکی قلم و دیگری شمشیر است و شمشیر تحت حاکمیت قلم عمل می‌کند».

تأمین امنیت اجتماعی و انسانی در گرو استفاده از قوة قهریه و قدرت قلم میسر است ولی برای این که شمشیر جنایت نکند، ارعاب ننماید، خون بی‌گناهی را نریزد، حاکمیت جهل و زمامدار خودسری را تقویت نکند، باید زیر نظر قلم عمل نماید تا مسئولیت روشنگری خویش را ایفا نماید. آن‌چنان که شمشیر مجاهدان راه خدا بیش و پیش از آن که برنده باشد روشنگر و هدایتگر است.

«و حملوا بصائر هم على اسيافهم؛ ایشان در سایة برق شمشیر و تیزی نیزه‌هایشان اندیشه‌هایشان را حمل می‌کردند».

یعنی کورکورانه به جنگ نمی‌رفتند؛ شعار المأمور معذور نمی‌دادند، به انگیزة انجام یک رسالت بزرگ که روشنگری و جهل‌ستیزی بود به میدان جنگ وارد می‌شدند. و این افتخار انسان‌های خداباوری است که در رکاب پیامبر(ص) و علی(ع) شمشیر می‌زدند و با شمشیر کار قلم را می‌کردند؛ همان‌طور که اگر قلم‌دار اهل منطق نباشد در برقراری تعامل انسانی و اخلاقی با مخاطب درمانده شود، از قلم چون شمشیر استفاده کرده و دل و دماغ فرد و جامعه را نشانه می‌رود و با هر کلمه‌ای که می‌نویسد، قطرة خون مظلومی را بر زمین می‌ریزد، به همین دلیل فرموده‌اند:

«من حق القلم على من اخذه اذا كتب أن يبدا بسم الله الرحمن الرحيم؛ از جمله حقوق قلم بر قلم دار این است که به هنگام نوشتن و استفاده از سلاح قلم به نام خدا و به رنگ رحمت بنویسد».

همان‌گونه که خواندن اگر به‌نام خدا باشد مثبت و قابل اعتماد خواهد بود، نوشتار نیز اگر صبغة الهی داشته باشد و نام خدا و رنگ خدا در آن یافت شود، ارزشمند و الهي خواهد بود.

نعمت بزرگ قلم

عبدالله‌بن عمر میگوید:

در محضر پیامبر بودم به حضرت عرض کردم لازمة حفظ احادیث و فرمایشاتی که از شما می‌شنوم نوشتن است و من ناچار از قلمی کردن آن‌ها هستم، برای این که فراموشم نشود، حضرت فرمود: اشکالی ندارد، بنویسید چرا که خداوند به وسیلة قلم بود که نعمت بزرگ دانش را به بشریت ارزانی داشت و آن‌گاه فرمود:

«و القلم من‌الله نعمه عظمه و لولا القلم لم يستقم الملک و الدین و لم يكن عيش صالح؛ قلم از نعمت‌های بزرگ خداوند است و اگر قلم نبود نه حاکمیت و مدیریتی شکل می‌گرفت و نه دین و آئینی به سامان می‌رسید و نه زندگی گوارائی به وجود می‌آمد».

در این حدیث شریف سه نکتة بسیار مهم مورد اشاره قرار گرفته است که نقش تعیین کنندة قلم و آثار قلمی را نشان می‌دهد. و نگاه بلند سیرة نبوی را به اهمیت قلم می‌نمایاند. حکومت و نظام اجتماعی - سیاسی شایسته پژواک مدنیت است و مدنیت ساختة آگاهی و فهم مردم است و این مهم پرداخته قلم و نویسندگان است.

بنابراین تمام مظاهر مدنیت مدیون اندیشه و قلم می‌باشد و نقش صاحبان قلم و اندیشه در سرنوشت جوامع و نظام‌هایی که شکل گرفته‌اند غیر قابل انکار است و این که مطبوعات در فرهنگ سیاسی مشروطه رکن چهارم به حساب آمده است خود ترجمان این اندیشه می‌باشد. و این که در جوامع پیشرفته، صاحبان قلم علمداران آگاهی و پیشگامان قافلة تمدن بشری شناخته شده‌اند نه اغراق و نه گزافه‌گویی؛ بلکه واقعیتی است که در تاریخ بشری نقش بسته است و عظمت نعمت قلم از همین جا معلوم می‌شود.

علی بن ابراهیم در تفسیر آیات اول سورة علق آیة «اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ؛ بخوان و پروردگار تو کریم‌ترین است خدایی که به وسیلة قلم روشنایی علم را به بشریت ارزانی داشته است» می‌گوید:

«یعنی علم الناس الكتابه التي تتم بها امور الدنيا والآخره في مشارق الارض و مغار بها؛ با استفاده از قلم هنر کتابت و نوشتن را به انسان‌ها آموخت، نعمتی که امور دین و دنیا با آن تکمیل می‌گردد و تمام جهانیان به آن احتیاج دارند».

و در بررسی لایه‌های تمدن بشری و عواملی که در پیشرفت آن تأثیرگذار بوده‌اند نقش علم و قلم پررنگ‌ترین است و به فرمودة امام صادق(ع): «القلب يتكل على الكتابه؛ دل به نوشته اعتماد می‌کند». و با تکیه بر نوشتار است که آیینة قلم راه زندگی و حیات پاکیزه را پیدا می‌کند، آن‌چنان که در مسائل حقوقی نوشته و هرجا که قلم حضور فعال داشته است به رسمیت شناخته می‌شود، در تمام ابعاد تمدن بشری آثار قلمی و نوشته‌های پیشینیان اعتبار یک فرهنگ را می‌نمایاند.

و لذا اما صادق )ع( خطاب به مفضل بن عمر که از شاگردان ممتاز آن حضرت می باشد فرمود:

«اكتب و بث علمک فی اخوانک فان مت فاورث كتبك بينيك فانه يأتي على الناس زمان هرج الايانسون الا بكتبهم؛ بنویس و دانش خودت را با بهره‌وری از قلم از جمع برادرانت بگستران و اگر هم از دنیا رفتی سرمایة بزرگ قلمی و نوشته‌هایت را برای فرزندانت به یادگار بگذار، چرا که روزگاران به‌هم ریخته‌ای برای مردم در پیش است که تنها با کتاب‌ها و نوشته‌هایشان انس خواهند گرفت».

بر این اساس ملک و مملکت‌داری و مدیریت صحیح اجتماعی پشتوانه‌ای به عظمت قلم ندارد، آن چنان که قلم‌های هرزه و سر سپرده، بیشترین و موثرترین تاثیر تقویتی را در رابطه با حکومت‌های فاسد و حاکمان خود‌کامه داشته‌اند و یا در تزلزل پایه‌های حکومت عدل و دادگستر و مردمی ایفای نقش کرده‌اند. و نوع برخوردی هم که کانون‌های قدرت در رابطه با اهل قلم داشته‌اند و در صورتی که با استفاده از تهدید و تطمیع به جائی نرسیده‌اند با بهره‌وری از تیغ ستم حلقوم‌ها را بریده و یا این که قلم‌ها را شکسته‌اند. سرنوشت صور اسرافیل از روزنامه‌های صدر مشروطیت که به مدیریت میرزا جهانگیر خان شیرازی، علی اکبر دهخدا و میرزا ابو القاسم تبریزی با مخالفین مشروطه مبارزه می‌کردند و با محمد علی شاه نیز در نبرد بودند به کجا انجامید؟

شمارة اول آن روز پنجشنبه هفدهم ربيع الثاني سال یک هزار و سیصد و بیست و پنج هـ . ق و آخرین شماره‌اش با رقم ۳۲ در بیست و یکم جمادی الاولی درست ۲۶ روز پیش از بمباران مجلس و چهار روز قبل از اعدام مدیر آن تعطیل شد! درحالی که ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه و محمد علی میرزا دم از حق و قانون می‌زدند! صرفاً به این دلیل که نوک پیکان صوراسرافیل متوجه کانون‌های قدرت، به‌ویژه کسانی بود که شعار چه فرمان یزدان چه فرمان شاه می‌دادند! در شمارة ۲۵ آن دهخدا نوشت:

«اگر کارهای ما، همه‌اش را باید تقدیر درست کند و امور ما را باید باطن شریعت اصلاح نماید و اعمال ما را دست غیبی نظام بخشد، پس شما رئیس‌ها، آقاها، بزرگ‌ترها از جهان ما بیچاره‌ها چه می‌خواهید ...؟».

در سوم تیر ماه 12۷۸ش محسن صدرالاشراف که چندین دوره نخست وزیر وزیر دادگستری و یک دوره هم رئیس مجلس سنا بود به عنوان رئیس دادگاه احکامی را صادر کرد و قلم‌داران قلندری چون میرزا جهانگیر خان ملک المتکلمین و مدیر روح القدس را که ۳۴ ساله بود به طناب دار سپرد تا از نیش قلم روشنگر آنان که افشاگرانه قلم می‌زدند در امان بمانند.

میرزاده عشقی مدیر روزنامة قرن بیستم در ۳۱ سالگی و به دستور رضاخان از پای در آمد.

فرخی یزدی به دلیل استبداد ستیزی و نیش قلم و افشاگری بر علیه خودکامه‌گان دهانش دوخته و زبانش بریده شد و در مسلخ استبداد به قربانگاه رفت.

رسالت شیطانی پزشک احمدی و تزریق آمپول هوا در شریان‌های احرار صاحب قلم، ترور محمد مسعود مدیر روزنامة مرد امروز درست روبروی وزارت فرهنگ، قتل کریم پورشیرازی مدیر روزنامة شورش، کشتن دکتر حسین فاطمی مدیر روزنامة باختر امروز و در همین راستا حوادثی که یکی از پس از دیگری اتفاق افتاده‌اند و یا قیچی سانسوری که چونان گیوتین بر شاهرگ قلم و آثار قلمی سایه انداخته و اختناق را از بیان تا بنان توسعه داده‌اند و تاریخ معاصر ایران را به قربانگاه پیام‌داران عرصة نگارش مبدل ساخته‌اند موقعیت خطیر و تاثیرگذار قلم را نشان می‌دهد.

فرخی یزدی می‌گوید:

هرگز دلم برای کم و بیش غم نداشت      آری نداشت غم که غم بیش و کم نداشت

در دفتر زمانه فتد نامش از قلم              هر ملتی که مردم صاحب قلم نداشت

در پیشگاه اهل خرد نیست محترم           هرکس که فکر جامعه را محترم نداشت

انصاف و عقل داشت موافق بسی ولی      چون فرخی موافق ثابت قدم نداشت

پیامبر عظيم‌الشأن اسلام در فضای پر ظلمت جاهلیت کتاب را برای بشریت ارمغان می‌آورد که برای مردم بخواند و علم و قلم را شعار خود قرار می‌دهد، بیان عالمان و اندیشمندان را می‌ستاید، همگان را به جهل ستیزی فرامی‌خواند و جهاد بیان می‌کند.

منابع

  1. تفسیر روح البيان ج ۱۰ص ۱۰۲ چاپ بیروت؛ کافی۸ ص ٩٤
  2. وَمَا كُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ؛ سورة عنکبوت آیة ٤٨.
  3. آیات اول سورة علق
  4. نهج‌البلاغه، خطبة ٩٤.
  5. سفينةالنجاة، مادة قلم.
  6. روح البيان، ج ۱۰،ص ۱۰۲. چاپ بیروت.
  7. مستدرک، ۹ ص 10-20.
  8. مستدرک، ۱۵ص ۳۴۳.
  9. کافی، ج ۱، ص52.
جایگاه قلم در سیرة پیامبر(ص)
10
| | |
| 0 رای

نظرات

  • نظرات ارسالی پس از تایید منتشر خواهد شد
  • پیام‌های حاوی توهین و تهمت منتشر نمی‌شود

آرشیو مطالب

Skip Navigation Links.

دسته بندی ها

Skip Navigation Links.