جایگاه مدارا در سنت و سیرة پیامبراکرم(ص) 6 دی 1404 براي دعوت به اسلام راههاي مختلفی وجود دارد، به وسیلة جنگ و شمشیر و خشونت، یا با مدارا و موعظة حسنه، خداوند به پیامبراعظم(ص) روش دعوت به سوي اسلام را بیان فرموده، میفرماید: با حکمت و اندرز نیکو، به راه پرورد گارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هرکسى بهتر مىداند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدایتیافتگان داناتر است. راهنمای مطالعه ▼ بسماللهالرحمنالرحیم جایگاه مدارا در سنت و سیرة پیامبراکرم(ص) نویسندگان: ناصر باقري بیدهندي[1] و مقبول حسین[2] چکیده مدارا مهمترین نیاز جامعة امروزي در حیات مادي و معنوي بشر است، و بدون مدارا نمیشود آرامش و آسایش را به دست آورد، حقیقتاً میتوان گفت که براي همة زمانها در هر امري، بهترین نمونه و الگو، شخصیت رسول اکرم(ص) است و به همین دلیل قرآن کریم از اخلاق آن حضرت به خلق عظیم یاد میکند، پیامبرخدا(ص) در مقابل دشنام، آزار و اذیت دشمنان، همیشه در پیشگاه خدا، درحق آنان دعا میکرد و از خداوند هدایت و سعادت آنان را میطلبید. با بررسی آیات قرآن جایگاه مدارا براي همه روشن میشود؛ زیرا مدارا با مردم امتثال امر خدا است. و با توجه به سنت پیامبراعظم(ص) نیز روشن میگردد که همة انسانها نیاز به مدارا و ملاطفت در زندگی فردي و اجتماعی دارند. یافتههاي این مقاله نشان میدهد که مدارا در قرآن و سنت پیامبرخدا(ص) جایگاه والایی دارد، مدارا با مردم در اسلام یک اصل است، و فرمان الهی به آن تعلق گرفته است و پیامبران الهی مأمور به مدارا با مردم بودند، مدارا در تربیت نقش بسزایی دارد و مدارا یک تکلیف اخلاقی در اسلام است، و باید گفت که برخلاف تصور برخی، پیامبرآخرالزمان(ص) مهربانترین و دلسوزترین پیامبر از میان پیامبران الهی بود. کلیدواژگان مدارا، قرآن، سنت و پیامبراکرم(ص) مدارا مدارادر لغت «مدارا» واژة عربی است و از ریشة «دَري» به معناي شناخت و معرفت یا «دَراٌ» یعنی متمایل شدن به یک جانب و دفع کردن آمده است.[3] براین اساس واژة «مدارا» به معناي ملاطفت، نرمی و ملایمت و نیز به معنی حُسن خُلق و معاشرت نیکو با مردم است.[4] برخی نیز گفتهاند که به معناي مهربانی، مجامله و ملاطفت کردن، مودبانه یا چابلوسانه برخورد داشتن آمده است.[5] و منظور از «مدارا» نوعی برخورد همراه با سعۀ صدر، گذشت و تحمّل است؛ معادل آن چه امروز از آن به تساهل تعبیر میشود. بعضی به اشتباه، مدارا را با واژة «تولرانس Tolerance» (مدارا، روادارى، بردبارى، سازگارى، شکیبایی، گذشت، نرمش، پذیرش، جایزشماری)[6] غربی یکی میدانند؛ زیرا تولرانس نوعی برخورد همراه با تساهل و کوتاه آمدن از حق خود است، اما این معنا مورد قبول اسلام نیست.[7] مدارا در اصطلاح برخی مدارا را چنین تعریف نمودند: نرمش در رفتار و گفتار در معامله با دیگران و تحمل بعضی ناملایمات.[8] و مدارا در معناي عرفی آن عبارت است از این که انسان در مقابل بديها و ناملایمات دیگران از خود ملایمت و ملاطفت و گذشت نشان دهد. تعریف برگزیده مدارا عبارت است از رفتار و برخورد ملایم و نرم همراه با بخشش در زندگی در مقابل دیگران چه فرد مقابل مسلمان یا نباشد خواه ضعیف یا توانا باشد. خداوند همه را به صلح فرامیخواند تا جهان را خانة امن بکند، و مردم را به سوي آن دعوت میکند و میفرماید: و خدا به دارالسلام فرامیخواند و هرکه را خواهد به صراط مستقیم هدایت مینماید[9] و به پیامبر اسلام(ص) نیز امر میکند که پیروان همة ادیان آسمانی را به وحدت بر مدار توحید و حریت دعوت کند.[10] و در جاي دیگر به همگان دستور میدهد که در نیکی و پرهیزگاري با هم تعاون و تعامل کنید و هرگز بر گناه وعداوت، کسی را یاری نکنید.[11] مدارا در آیات الهی خداي متعال خوشخویی، صفات پسندیده، حسن رفتار و مداراي پیامبراکرم(ص)، را در آیات مختلف بیان کرده است، و در منابع روایی نیز میتوان این صفات نیکو را یافت. 1-2. رحمت الهی بر موجودات یکی از صفات مهم نبی اکرم(ص) آن است که رسول رحمت الهی و پیامبر رحمت است، زیرا آن چه موجب سعادت ابدي مردم میشود براي آنها آورده است پیامبرخدا(ص) براي همه حتی مشرکان و کافران مایة رحمت و مهربانی است. خداوند کریم ایشان را به صورت رحمت فرستاد: ما تو را جز براى رحمت و نعمت جهانیان نفرستادیم.[12] در این آیه به طور صریح بیان فرمود که آن حضرت براي عالمین رحمت است. و در تفسیر ذیل این آیه آمده که ابن عباس گوید: پیامبر رحمت است براى خوب و بد و مؤمن و کافر. پس براى مؤمن در دنیا و آخرت رحمت است و براى کافر در همین دنیا که از بلاها و مسخها و هلاکتها معاف شده است.[13] در امتهاي گذشته خداوند به سبب نافرمانی از پیامبرانشان، آنها را گرفتار عذابهایی در دنیا کرد، حال آن که امت محمد(ص) با وجود نافرمانی و آزار و اذیت پیامبر(ص)، هرگز بر آنها عذاب نازل نشد، خود آن حضرت فرمود: من رحمتى هستم که از جانب خدا هدیه شدهام.[14] 2-2. عدم خشونت و سنگدلی وقتی خدا خود رحیم و مهربان است فرستادة او حضرت محمد(ص) حتماً سنگدل و خشن نخواهد بود و خداوند آن حضرت را چنین خطاب میکند: پس به (برکت) رحمت الهى، در برابر آنان [مردم] نرم (و مهربان) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراکنده مىشدند. پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب! و در کارها، با آنان مشورت کن! اما هنگامى که تصمیم گرفتى، (قاطع باش و) برخدا توکل کن! زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد.[15] در این آیه خداوند به پیامبر اکرم(ص) چند دستور میدهد که هرکدام براي ادارة مردم ضروري و لازم است. یک: فرمان عفو و بخشش. دو: طلب مغفرت. سه: مشورت با مردم در کارها؛ زیرا نرم و مهربان بودن باعث جذب مردم میشود. چهار: توکل بر خدا. در تفسیر این آیه چنین آمده است که دستورات کلی داده شده به آن حضرت که برنامههاي زندگی در این آیه وجود دارد، اگرچه این آیه دربارة جنگ اُحد نازل شده است چون برخی از مسلمانان در این جنگ فرار کردند و در نتیجه پیروزي به دست نیآوردند، وقتی نزد پیامبر(ص) آمدند و اظهار شرمندگی و ندامت کردند و تقاضاي عفو و بخشش کردند. خداوند به پیامبراکرم(ص) دستور عفو عمومى براي آنها صادر کرد و آن حضرت همة فراريها و خطاکاران را بخشید و آنان مورد رحمت و مهربانی ایشان قرار گرفتند. این ویژگیهاي فوقالعاده، جزء اخلاق آن حضرت بود، و خداوند مىفرماید: در پرتو رحمت و لطف پروردگار، تو با مردم مهربان شدى درحالىکه اگر خشن و تندخو و سنگدل بودى از اطراف تو پراکنده مىشدند.[16] و این مهربانی و نرمی ایشان خیلی تأثیر بر مردم گذاشته بود. و خداوند در این آیه مؤمنان را ترغیب میکند که شما نیز صفت عفو و بخشش از گناهکار را داشته باشید و در رفتار و گفتار خود هیچ وقت از خشونت و تندخویی استفاده نکنید. و به عبارت دیگر از اخلاق خوب غافل نباشید. و در همة کارها بر خدا توکل کنید. این آیه نشان میدهد که لطف خدا است که اگر رحمت و نرمى و تواضع از پیغمبر(ص) صادر نمیشد هیچکس دعوت او را نمىپذیرفت و به او ایمان نمیآورد. خداوند امور نفرتآور را از پیامبر(ص) و دیگر انبیاء و اوصیاي آنها دور کرده است. و از این آیه نیز استفاده میشود که پیامبران الهی از گناهان کبیره پاك هستند و نسبت به گناهان کبیره نفرت زیاد دارند.[17] همچنین از این آیة شریفه استفاده میشود که سرچشمة خُلق وخوي پسندیده، رحمت الهی است که خداوند در دل پیامبرش نهاده و این اخلاق نیکو یکی از عوامل گرایش مردم به اسلام شده است. 3-2. دعوت با حکمت و موعظه براي دعوت به اسلام راههاي مختلفی وجود دارد، به وسیلة جنگ و شمشیر و خشونت، یا با مدارا و موعظة حسنه، خداوند به پیامبراعظم(ص) روش دعوت به سوي اسلام را بیان فرموده، میفرماید: با حکمت و اندرز نیکو، به راه پرورد گارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هرکسى بهتر مىداند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدایتیافتگان داناتر است.[18] در این آیه سه روش دعوت بیان شده است: دعوت باحکمت؛ دعوت با موعظة حسنه؛ دعوت با مجادلة نیکو، که هر سه در مورد روش سخن گفتن است، رسول اکرم(ص) در دعوت خود از سوي خدا مأمور به یکى از این سه طریق بوده است، و ترتیب این سه روش حکمت، موعظه و جدال به حسب افراد استفاده میشود، اول باید حکمت سپس موعظه و جدال بهکار گرفته شود. و در آیة دیگر خداوند متعال به پیامبراکرم(ص) امر فرمود: که با مردم مدارا کند و چنین دستور داد: با آنها مدارا کن و عذرشان را بپذیر، و به نیکىها دعوت نما، و از جاهلان روی بگردان(و با آنان ستیزه مکن)[19] 4-2. اخلاق عظیم اخلاق پیامبراکرم(ص) مهمترین عامل براي جلب و جذب مردم به طرف دین اسلام بود، پیامبراکرم(ص) هدف مبعوث شدن خود را اینگونه بیان فرمود: همانا من برانگیخته شدهام تا مکارم اخلاق را به کمال رسانم[20] و خدا هم، چنین خطاب فرمود: و تو اخلاق عظیم و برجسته داری.[21] از این رو یکی از مهمترین عوامل پیروزى پیامبرخدا(ص) اخلاق آن حضرت بود. همة صفات اخلاقی و مکارم اخلاق در آن حضرت جمع شده بود و سختترین دشمنان اسلام تحت تأثیر قرار میگرفت، نمونة بارز آن در فتح مکه مشاهده میشود، هنگامی که مشرکان مکه آن حضرت را از اول بعثت تا سال سیزدهم آزار و اذیت نموده بودند، ولی پیامبراکرم(ص) دستور عفو عمومى براي مشرکان را صادر کرد، و از تمام جنایات آنها درگذشت، و این موجب شد که مردم مکه گروه گروه به سوی اسلام آیند و مسلمان شدند.[22] از مصادیق «خلق عظیم» این است هنگامی که پیامبرخدا(ص) از سوي مشرکان مکه هدف آزارها و اذیتهاي فراوان، و مخالفتهاي آنان در طول رسالت قرار گرفته بود، آن حضرت در مقابل آنها با صبر و استقامت تحمل نموده، و مدارا و بزرگواري از خود نشان دادند. ایشان را با سنگ به شدت مجروح میکردند و حتی گاهی اوقات حضرت مجبور میشد که مکه را ترك نموده به کوهها پناه ببرد، و گاهی موقع پاهاي آن حضرت زخمی میشد و همسر مهربانش حضرت خدیجة کبري(س) و امیرمؤمنان(ع) ایشان را درمان میکردند یا وقتی که در جنگ اُحد توسط عتبة بن ابی وقاص دندان مبارکشان شکست و لب ایشان زخمی گردید، پیامبرخدا(ص) در همان حال با دل رئوف و مهربان براي قوم خویش دعا میکرد و میفرمود: «اللَّهُمَّ اهْدِ قَوْمِی فَإِنَّهُمْ لَا یَعْلَمُون؛ و در روایت دیگر آمده است اللهُم اِغفر قَومی فانَّهُم لا یعلَمون؛ خدایا قوم مرا هدایت کن و آنها را ببخش، چرا که آنها ناآگاهند.»[23] 5-2. آشکار نمودن دعوت با مدارا و پیامبراعظم(ص) در تمام زمان رسالت خویش براساس مدارا حرکت کرد، و در بیان کردن حق با استواري و محکم قدم برداشت و هرگز با باطل سازش نکرد، و با همة مردمان و پیروان خویش با مدارا رفتار نمود، چنانکه وقتى فرمان آشکار شدن دعوت و انذار خویشاوندان نازل شد، فرمان مدارا با پیروان نیز مطرح شد: آنچه را مأموریت دارى، آشکارا بیان کن! و از مشرکان روى گردان و به آنها اعتنا نکن[24] و خویشاوندان نزدیکت را انذار کن. و بال و پر خود را براى مؤمنانی که از تو پیروی میکنند بگستر.[25] پیامبراعظم(ص) توسط علی(ع) تمام خویشاوندان و نزدیکان خود را دعوت نمود. زیرا یکی از مصادیق روش مدارا و جذب مردم دادن طعام است، به همین جهت پیامبرخدا(ص) به على دستور دادند که غذا و شیر آماده کند. خداي متعال دربارة مؤمنان فرمود: و بال و پر خود را براى مؤمنانى که از تو پیروى مىکنند بگستر.3 از امام صادق(ع) دربارة این آیه روایت شده است که فرمود: در مقابل مؤمنانى که از تو پیروى میکنند تواضع و فروتنى کن و خلق پسندیده داشته باش.[26] پیامبراکرم(ص) به وسیلة مدارا توانست مؤمنان را از پراکندگى حفظ کند، و در مسیر هدایت پیش ببرد. از عایشه سؤال شد که اخلاق پیامبر(ص) چگونه بود؟ پاسخ داد: «کان خلقه القرآن؛ اخلاق پیامبر قرآن بود.»[27] و مدارا با مردم یک نوع کلید سعادت در زندگى است، و زندگی اجتماعى بدون آن خشک و غیر انسانى است. 6-2. اصرار به هدایت مردم یکی از ویژگیهاي پیامبرخدا(ص) حریص بودن نسبت به هدایت مردم و مؤمنین بوده است. خداوند در این باره میفرماید: رسولى از خود شما به سویتان آمد که رنجهاى شما بر او سخت است، و اصرار به هدایت شما دارد و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است.5 در این آیه به ویژگیهاي آن حضرت اشاره شده است 1- مبعوث شدن از میان اهل مکه. 2- با دیدن خسارت مردم و نابود شدن آنها ناراحت مىشود. 3- آن حضرت براي خیر خواهی و نجات مسلمانان و غیر مسلمانان همیشه سعی و تلاش میکرد. 4- در همۀ حالات پیامبرخدا(ص) با مردم رئوف و مهربان است. و با داشتن چنین اوصاف، باز هم از ایشان سر پیچی کنیم. بلکه سزاوار است از اوامر ایشان اطاعت کنیم و به او نزدیک شویم و با ایشان انس بگیریم و به آنچه دعوت کرد از دل و جان قبول کنیم.[28] 7-2. دلسوزی نسبت به مردم خداوند دربارة دلسوزى پیامبراکرم(ص) نسبت به مردم چنین فرمود: گویى مىخواهى به خاطر اعمال آنان، خود را از غم و اندوه هلاك کنى اگر به این گفتار ایمان نیاورند.[29] و در این آیه کلمة باخع آمده است که از مادة «بخع» گرفته شده و به معنى هلاك کردن خویشتن از شدت غم و اندوه است. این آیه نشان مىدهد پیامبرخدا(ص) چه قدر نسبت به مردم دلسوز بود و در رسالت خویش اصرار و پافشارى کرده بود، وقتی مردم در کنار چشمة قرآن و اسلام نشستهاند و باز از تشنگى فریاد مىکشند ناراحت بود. و انسان عاقل با داشتن این همه روشنایی باز هم به راه گمراهی میرود و خود را نابود میسازد؛ آیا این کار درست است یا نه؟ همة پیامبران الهى چنین دلسوز بودند؛ مخصوصاً پیامبرخاتم(ص) حتماً از کارهاي مردم ناراحت و دلگیر شده بود. بعضى از مفسران چنین مىگویند که سبب نزول آیة فوق این بود که پیامبراکرم(ص) مرتباً اهل مکه را به توحید دعوت مىکرد، اما آنها ایمان نمىآوردند، پیامبرخدا(ص) آنقدر ناراحت شده بود که آثار آن در چهرهاش آشکار بود، آیة فوق نازل شد و آن حضرت را دلدارى داد.[30] مکارم شیرازي میگوید: «و از آیات قرآن به خوبى استفاده مىشود که رهبران الهى بیش از آن چه تصور شود از گمراهى مردم رنج مىبردند، به ایمان آنها عشق مىورزیدند، از این که مىدیدند تشنهکامانى در کنار چشمة آب زلال نشستهاند و از تشنگى فریاد مىکشند ناراحت بودند، اشک مىریختند، دعا مىکردند، شب و روز تلاش و کوشش داشتند، در نهان و آشکار تبلیغ مىکردند، در خلوت و اجتماع فریاد مىزدند، و از اینکه مردم راه روشن و راست را گذارده، به بیراهه مىرفتند غصه مىخوردند، غصهاى جانکاه که گاهى آنها را تا سرحد مرگ پیش مىبرد! و راستى تا چنین نباشد «رهبرى» در مفهوم عمیقش پیاده نخواهد شد! گاه این حالت اندوه بهقدرى شدید مىشد که جان پیامبراکرم(ص) به خطر مىافتاد و خدا او را دلدارى مىداد».[31] و نتیجه این که ما میتوانیم از آیات قرآن دربارة مداراي پیامبرخدا(ص) استفاده کنیم. اگر آن حضرت اخلاق نیکو نداشت هیچ وقت مردم جهان اسلام را نمیپذیرفتند و این یک حقیقت است. قرآن دربارة دعوت پیامبران قبل از پیامبر ما روش دعوت با مدارا را بیان کرده است، مانند موسی(ع) و برادرش، که با همین روش مردم را دعوت میکردند. مدارا در سیرة پیامبراکرم(ص) پس از بررسی آیات قرآن اهمیت مدارا را در روایات و سخنان رسولخدا(ص) بیان خواهیم کرد و همچنین جایگاه آن در سیرة پر برکت ایشان روشن میشود. 1-3. مدارا، نصف ایمان اصل مدارا در روایات اسلامی بسیار مورد توجه قرار گرفته است. ایمان انسان با چند چیز کامل میشود. مانند ازدواج و... و یکی از آنها مدارا و ملایمت با مردم است، پیامبراکرم(ص) میفرماید: مداراي با مردم، نیمی از ایمان و نرمی و مهربانی با آنان نیمی از زندگی است.[32] رفتار با مدارا نصف زندگی و نیمة ایمان به خدا و رسولش در این کلام مبارك ذکر شده است. 2-3. مدارا، امتثال امر خدا انسان در این جهان مخلوق خدا است، و مطابق اوامر او باید رفتار کند و واجبات و... را انجام بدهد و از محرمات دوري کند یکی از برنامههاي زندگی انسان، مدارا نمودن با مردم است. آن وقت زندگی او شیرین میشود که فرمان خدا را انجام داده و بدون نزاع و درگیري و جنگ احکام خدا را بهجا بیاورد. رسولخدا(ص) فرمود: همانگونه که پروردگارم مرا به انجام واجبات فرمان داده است، به مدارا با مردم نیز دستور داده است. طبق فرمودة رسولخدا(ص)، « مدارا» یک تکلیف اخلاقی در اسلام است.[33] 3-3. اصلاح جامعه با مدارا پیامبران الهی براي اصلاح مردم و تربیت آنان آمدند و مؤثرترین وسیله براي اصلاح مردم مدارا خواهد بود، و پیامبراکرم(ص) آن را به زیبایى بهکار بست و مردم را به پذیرفتن حق وادار مینمود. آن حضرت میفرماید: «ما جمعیت پیامبران، همانطور که به برپا کردن واجبات فرمان یافتهایم، به مدارا با مردمان فرمان داده شدهایم».[34] و بدون مدارا زندگى مردم صحیح نخواهد شد، و رفتار نرم و مدارا با مردم براي جلو بردن اهداف اصلاح خیلی مهم است و روابط اجتماعی انسان در گرو ملایمت و مدارا است. مدارا با مردم مساوي با اداء واجبات معرفی شده است. اگر انسان واجبات را انجام ندهد نزد خدا عذاب دارد همچنان عدم رعایت مدارا با دیگران در حیات خود نیز عقاب دارد. 4-3. مدارا، نصف زندگی چنانکه پیامبرخدا(ص) فرمود: رفق و مدارا نیمى از زندگى است.[35] پیامبراعظم(ص) همیشه بهدنبال اخلاق مردم و بهوجود آوردن جامعهاى اخلاقى بود و این امر بدون مدارا تحقق نمىیابد. امام صادق(ع) از آن حضرت روایت کرده است که فرمود: آیا شما را از شبیهترین شما به خودم خبر ندهم؟ گفتند: چرا اى رسول خدا. فرمود: خوش خلقترین و نرمخوترین شما، و نیکوکارترین شما نسبت به خویشانش، و با محبّتترین شما نسبت به برادران دینىاش، و بردبارترین شما بر حق، و خشم فرو بردهترینتان، و باگذشتترین شما، و انصاف ورزترین شما در حال خشنودی و خشم.[36] 5-3. مدارا فرمان خدا پیامبرخدا(ص) از سوي خدا مأموریت یافته که با مردم با مدارا رفتار و برخورد کند. در حدیثی چنین آمده است که جبرئیل، به محضر رسول خدا(ص) آمد و از سوي خدا چنین پیام آورد که: «اي محمد! پروردگارت سلام میرساند و به تو میگوید: با بندگان من مدارا کن.[37] 6-3. مدارا، نتیجة عقل برخی امور از جهت عقل حسن و برخی قبیحاند؛ مثل ظلم کردن به دیگران که بد است و مدارا کردن با مردم از جهت عقل خوب است، و از نگاه عقل، مدارا نمودن در زندگی شخصی و اجتماعی، ضروري است و ضرورت آن بر کسی پوشیده نیست. و مدارا کردن با مردم، نشانة عقل انسان است و پیامبرخدا(ص) فرمود: و اساس عقل مداراست و نیکوکاران دنیا نیکوکاران آخرتند.[38] بعد از ایمان خدا، دوستی با مردم در روایات بیان شده است. آن حضرت در این باره فرمود: اساس عقل پس از ایمان به خدا، دوستى با مردم و نیکوکارى با نیک و بد است.[39] ویژگی عاقل مدارا نمودن با مردم، و پیامبراکرم(ص) فرمودند: عاقلترین مردم کسی است که با آنها بیشتر از همه مدارا میکند و پستترین مردم کسی است که به مردم بیشتر اهانت میکند.[40] و در روایت دیگر آمده است که ثمرة عقل مدارا کردن با مردم است.[41] و در حدیث میخوانیم که رَسُولخدا(ص) فرمود: عاقلترین مردم کسی است که با مردم بیشتر از همه مدارا میکند.[42] و از این چند روایت این نکته به صورت آشکار روشن میشود که مدارا نشانة آدم عاقل است و او میتواند رفتار اجتماعی با اقشار مختلف مردم جهان برقرار کند. 7-3. مدارا و حکمت هرچیزي سري دارد، انسان هم سر دارد، بدون سر انسان هیچ ارزش ندارد بلکه انسان، انسان نیست، حکمت هم سر دارد و سر او مدارا با مردم است. و پیامبراکرم(ص) فرمود: مدارا سر حکمت است، خدیا! کسی که عهدهدار چیزي از امور امت من بشود، پس به آنها مدارا و رفق کند، تو با او مدارا و رفق کن و کسی که بر آنها جدایی کند تو بر او جدایی کن.[43] آن حضرت این را به صورت یک دعا بیان فرموده است؛ هرکس در امت من مدارا کند یا شکاف کند خدا هم با او همین کار میکند. 8-3. مدارا، بعثت بعثت پیامبراکرم(ص) یکی از حادثههاي سرنوشت ساز در تاریخ بشري بود. و یکی از نعمتهاي الهی بعثت آن حضرت بود و شناختن اهداف بعثت و ارسال پیامبران و کتب الهی آنها از مباحث لازم است. و هنگامی که هدف بعثت پیامبرخدا(ص) معلوم میشود، ارزش و مقام پیامبر(ص) نیز معلوم خواهد شد. اگر خداوند متعال پیامبراعظم(ص) را مبعوث نمیکرد، تا ابد مردم در گمراهی میماندند. لذا خداوند بهترین مخلوق خود را با دین حق مبعوث فرمود. خداوند فرمود: او کسى است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همة آیینها غالب گرداند، هرچند مشرکان کراهت داشته باشند.[44] بهوسیلة او بشریت را در تمام زمان به طرف حق و حقیقت هدایت کنند تا بیفرهنگی و بیتمدنی تبدیل به یک جامعة متمدن شود، و خود پیامبراکرم(ص) فرمود: من به مدارا با مردم مبعوث شدهام.[45] دین اسلام معتدل و ملایم و مدارا محور است و نیز فرمود: من با دین معتدل و حقگراى با گذشت یا آسان برانگیخته شدهام و هرکس با سنّت من مخالفت ورزد از من نیست.[46] از این روایت به دست میآید که مدارا از سنت رسولخدا(ص) است. 9-3. مدارا، صدقه و شهادت مدارا کردن علاوه بر این که زندگی اجتماعی را با صفا و شیرین مینماید، صدقه محسوب میشود و همچنین اجر و ثواب شهید در راه خدا را دارد، پیامبراکرم(ص) فرمودند: هرکسی که با مردم مدارا کند، مانند آن است که شهید مرده است و فرمودند مدارا با مردم صدقه در راه خدا میباشد.[47] و وجه مشابهت صدقه و مدارا در این جهت است که با مدارا کردن، نیاز عاطفی دیگران برطرف میشود و با صدقه نیاز اقتصادي مردم تأمین میشود. 10-3. مدارا، تبلیغ رسالت خداوند همة پیامبران را براي هدایت مردم فرستاده است و هدف آنان ابلاغ پیام الهی به مردم بوده است، اما در رسالت خویش راههاي مختلف به کار بردند. پیامبراکرم(ص) نیز مأمور به تبلیغ رسالت الهی همراه با مدارا بوده است و چنین فرمود: من مأمور به مدارا با مردم بودم؛ همانطور که مأمور به تبلیغ رسالت الهی بودم.[48] مدارا برابر رسالت است. 11-3. مدارا، فضیلت بر دیگران برتري پیامبران الهی بر بندگان بهخاطر مدارا با دوستان و دشمنان در طول رسالتشان بوده است، لذا پیامبرخدا(ص) فرمود: خداوند از این رو پیامبران را بر دیگر مردمان برترى داد که با دشمنان دین خدا بسیار با مدارا رفتار میکردند و براى حفظ برادري با همکیشان خود، نیکو تقیه مىکردند.[49] نکتهاي که باید در روایات مدارا بدان توجه کرد این است که در بسیاري روایات، لفظ «النّاس» است.[50] یعنی تمام مردم فارغ از اعتقاد و ایمانشان، چنانکه در قرآن کریم نیز وقتی خداوند میفرماید «یا ایها الناس» منظور هر گروه و دسته از انسانها با هر عقیدهاي است و این فرق میکند با جایی که میفرماید: «یا ایها الذین آمنوا». این که حضرت رسول(ص) میفرماید از اموري که باعث اتمام و صحّت کامل کارها و امور میشود، «اخلاق» است که با همة مردم مدارا کند. پیامبرخدا(ص): به هرکس پنج چیز عطا شده باشد، براى ترك کردن عمل آخرت عذرى ندارد: و یکی از آنها، اخلاقى خوش که بهوسیلة آن با مردم مدارا کند.[51] قطعاً منظور، «مردم» با هر اعتقادي میباشند و بلکه این مداراي با دیگر پیروان ادیان و مذاهب را نیمی از ایمان خودت میداند و این خیلی نکتة مهمی است. یعنی نیمی از ایمان در گرو همین مدارا با اقشار مردم و همة پیروان عقیدههاست. و از مجموع روایات به دست میآید که مدارا در نزد پیامبرخدا(ص) اهمیت بسیاري در مدت رسالت آن حضرت داشت و مدارا و خوش رفتاري با دیگران در اسلام، یک فرهنگ اصیل است، و خداوند هم به پیامبر اکرم(ص) بر مدارا نمودن با همه نوع مردم تأکید فراوان نموده است. و در نتیجه از آیات قرآن و روایات رسول خدا(ص) به دست میآید که مدارا در فرهنگ دین اسلام منزلت و مقام والايی دارد، در عصر حاضر به مدارا و رفتار ملایمت بیشتر از گذشته محتاج هستیم. در این زمان برخی بهخاطر بیتوجهی از قرآن و روایات نورانی آن حضرت مرتکب جرمهاي بزرگ میشوند. و هیچ استفادهاي از سیرة ایشان نمیبرند و در نتیجه چهرة اسلام ناب را در جهان زشت معرفی میکنند. از این جهت ما باید از سیره و سنت پیامبر(ص) پیروي کنیم. آثار و فواید مدارا در دنیا هر چیز فایدهاي دارد. مدارا و نرمی با مردم نیز فوائد بسیاري دارد، پیامبرخدا(ص) فرمود: نرمی و ملاطفت روي هرچیزي گذاشته شود، آن را زینت میدهد و از هرچه برداشته شود آن را زشت میکند.[52] مدارا در این روایت زینت شمرده شده و هر چیزي که مزیّن باشد، همه آن را میپسندند، و بدون زینت مورد پذیرش واقع نمیشود، همینطور مدارا با دیگران باعث میشود که انسان پیش خداي مهربان محبوب گردد، رسول گرامی(ص) فرمود: هیچ دو نفرى با هم رفاقت و همدمى نکنند، جز آنکه نرمیش با رفقش بیشتر است، نزد خداى عزوجل پاداشش بزرگتر و محبوبیتش بیشتر است.[53] انسان بهوسیلة مدارا میتواند در بین مردم و در دل آنان محبوبیت پیدا کند، و هرکس به او احسان یا نیکی کند به او تمایل و الفت پیدا میکند از این جهت کسانی که چهرهاي گشاده و روي خوش دارند و با اخلاق نیکو با دیگران رفتار میکنند، آنها دوستان زیادي دارند نسبت به کسانی که داراي چهرهاي خشن، عبوس و رفتار خشک دارند. یعنی هرکس که با مردم نرم خو و مهربان نباشد و از یاري کردن و کمک آنها خودداري کند، مردم نیز از محبت و مهر به او دریغ خواهند کرد. و در نتیجه فرد در زندگی اجتماع تنها خواهد بود. مدارا، یک کلید پیروزي و علامت سرشت نیک به حساب میآید و مشکلات و سختیها را آسان میکند و انسان را به طرف صلح و دوستی میکشاند. و در تعریف مدارا گفتهاند: «عبارت است از اینکه اگر از کسی ناگواري به تو برسد تحمل نمایی و به روي خود نیاوري».[54] انسان از ابتداي زندگی موجودي اجتماعی است و به عبارت دیگر باهمنوع خود در ارتباط است، و بشر به خاطر تکبر و خود پسندي در جهان جنگ و نزاع و درگیري بهوجود میآورد، از این جهت در بعضی از موارد انسانها با یک دیگر اختلاف پیدا میکنند. و براي داشتن زندگی سالم و دور از هرگونه درگیري و نزاع و اختلاف، لازم است که باید اخلاق نیکو و برخورد نرم، و شایسته با دیگران داشته باشیم. به همین خاطر پیامبراکرم(ص) میفرماید: مداراي با مردم، نیمی از ایمان و نرمی و مهربانی با آنان نیمی از زندگی است.[55] یکی از برجسته و شایستهترین صفتهاي رسولاکرم(ص) مدارا و نرم خوي با مردم بود، آن حضرت در مقابل رفتار جاهلانة بعضی از مردم از خود نرمی و مهربانی نشان میداد، و با گروههاي مختلف مدارا و سازگاري داشت. آن حضرت فرمود: من مأمور به سوي همۀ مردم شده بودم.[56] یکی از عوامل محبوبیت یافتن آن حضرت در بین مردم و گرایش افراد و جماعتهاي گوناگون به ایشان بهخاطر مدارا، نرم خويی و خوشخلقی آن حضرت با مردم بوده است.[57] از مجموع آیات و روایات آثار و فوائد گوناگون به دست میآید که مدارا در زندگی فردي و اجتماعی انسان نقش مؤثر داشته و در آینده هم خواهد داشت، و در اینجا به برخی از آثار و فوائد مهم آن اشاره میکنیم: پیامبراکرم(ص) فرمود: رفق و مدارا در چیزي قرار داده نمیشود مگر آن را زینت میدهد و خشونت و تندي بر چیزي قرار داده نمیشود مگر آن را زشت میکند. پس اگر به کسی رفق و مدارا عطا شود، خیر دنیا و آخرت به او داده شده و کسی که از مدارا محروم باشد، از خیر دنیا و آخرت محروم خواهد بود.[58] پیامبراعظم(ص) مأمور به اصلاح زندگى دنیا و زندگى آخرت مردم بود و این امر باعث دیگرگونی و تحوّل جامعة انسانی به سوى کمال، در سایة رفق و مدارا حاصل میشود. پیامبر اکرم(ص) بهرهمندى صحیح از زندگى دنیا و زندگى آخرت را بر مدارا استوار میداند و از این رو ایشان فرمود: هرکس را که بهرهاى از مدارا دادهاند، بدون شک بهرهاش را از خیر دنیا و آخرت دادهاند. و هرکس از رفق و مدارا محروم شد او از بهرة دنیا و آخرت محروم شده است.[59] و در روایت دیگري نیز رسولاکرم(ص) فرمود: هرکس از مدارا محروم شده است، از همة خوبىها محروم مانده است.[60] عدم مدارا با مردم محرومیت از هر نوع خوبی محسوب میشود. 2-4. سامان دهی امور برخی کارها در دنیا باعث نجات از عذاب الهی میشوند، برخی دیگر موجب عذاب میشوند. پیامبراسلام(ص) فرمودهاند: سه خصلت است که اگر کسی از آن برخوردار نباشد کارش سامان نمییابد: 1- تقوایی که آدمی را از گناه باز دارد؛ 2- اخلاقی که به کمک آن با مردم بسازد و مدارا کند؛ 3- حلمی که نادانی جاهل با آن پاسخ داده شود.[61] مدارا با مردم و مردمی شدن خصلت خوبی از نظر آن حضرت بهشمار میرود. 3-4. محبوبیت یکی از آثار اجتماعی و دنیوي مدارا، جلب و جذب محبت است، این مسأله بهتجربه تقریباً براي همه ثابت شده است که با مدارا و برخوردهاي محبت آمیز و مسالمت آمیز میتوان دلهاي مردم اعم از مخالفان و دشمنان را به دست آورد. نه تنها افراد عادي مجذوب اخلاق حسنه میشوند، بلکه با مدارا میتوان در میان مردم کسب محبوبیت کرد، چرا که درگیري ناآگاهانه و جاهلانه، آدمی را در نظر مردم، پست، حقیر و بیارزش میکند. در مقابل، صبر و بزرگواري، به او شخصیت و بزرگی میدهد. به گفتة حافظ: به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر / به بند و دام نگیرند مرغ دانارا[62] و پیامبراکرم(ص) میفرماید: هرگاه خدا خیر کسانی را بخواهد آنها را به سوي مدارا میکشاند و کسی که از مدارا محروم شد از همة خوبیها محروم است.[63] و این فضیلت مدارا است که شهرها آباد و عمرها را زیاد میکند زیرا در ویرانی آباديها بهخاطر درگیريها، دشمنی و پرخاشگري است. هرگاه پرخاشگري جاي خود را به خوشرویی، حسن خلق و مدارا دهد، محبت و مودت و خیر و برکت و ... حاصل میشود. طبیعی است که وقتی بشر با صفا و صلح زندگی میکند در وجودش احساس راحتی میکند و همچنین اگر با مدارا و حسن خلق، برخوردهاي محبتآمیز داشته باشد، آنها فشار روحی ندارند، دیگر این که سبب افزونی روزيها و درآمدها میشود؛ چون افراد تندخو گرفتار ناراحتیهاي روحی میشوند، البته اسلام طرفدار مدارا و حسن خلق به عنوان یک عمل ریاکارانه، آنگونه که در دنیاي مادي امروز معمول است، نیست ولی در عین حال حسن خلق را گنج روزي میشمارد. بنابر این آنها که داراي حسن خلقند هم در نزد خدا محبوبند و هم در نزد مردم. و در زندگی فردي و اجتماعی موفقند، چون مدارا و حسن خلق میتواند بسیاري از عیبها و ضعفهاي انسان را بپوشاند. 4-4. وحدت جامعه اسلام دین وحدت است و کنار هم زندگی کردن، با وجود اختلافات عقیدتی، قرآن بر مدارا و مسالمت و جلوگیري از جدایی تأکید میکند، مدارا و وحدت عامل اصلی حفظ اسلام است، و یکی دیگر از آثار مدارا، حفظ وحدت جامعه میباشد که با گسترش یافتن مدارا تعداد دوستان بیشتر میشود و تعداد دشمنان و مخالفان کم میشود به همین سبب است، خداي متعال خطاب به پیامبراکرم(ص) میفرماید: اگر تندخو و سختدل بودي قطعاً از اطراف تو پراکنده میشدند.[64] در آیة دیگر بهصورت آشکار میفرماید: و همگى به ریسمان خدا (قرآن و اسلام) چنگ زنید و پراکنده نشوید، و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود بیاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید و او در میان دلهاى شما الفت ایجاد کرد، و به برکت نعمت او برادر شدید، و شما بر لب حفرهاى از آتش بودید، خدا شما را از آنجا برگرفت (و نجات داد) این چنین خداوند آیات خود را براى شما آشکار مىسازد شاید هدایت شوید.[65] بر اساس این آیه اتحاد، اخوت و الفت را بنیاد نهاد و به این ترتیب به مسلمانان دستور داده که اختلافها را کنار بگذارند. به وسیلة مداراي پیامبراکرم(ص) وحدت در میان قبائل کینهتوز عرب به وجود آمد. به نقل از تفسیر نمونه یکی از دانشمند معروف انگلیسى بنام جان دیون پورت مىنویسد: «محمد یک نفر عرب ساده، قبائل پراکندة کوچک و برهنه و گرسنة کشور خودش را مبدل به یک جامعة فشرده و با انضباط نمود و در میان ملل روى زمین آنها را با صفات و اخلاق تازهاى معرفى کرد، و در کمتر از سى سال، این طرز و روش امپراطور قسطنطنیه را مغلوب کرد، و سلاطین ایران را از بین برد. سوریه و بینالنهرین و مصر را تسخیر کرد و دامنة فتوحاتش را از اقیانوس اطلس تا کرانة دریاى خزر و تا رود سیحون بسط داد».[66] 5-4. تقویت ارتباطات اجتماعی ارتباط اجتماعی به وسیلة مدارا محکم میشود و کدورتها، دشمنیها، حسد و اختلافها را از بین میبرد و موجب انسجام و وحدت امت میشود، زیرا ریش بسیاري از کشمکشها و درگیريها را میتوان در عدم وجود روحیة مدارا در جامعه یافت. و قوام اجتماع به میزان مداراي افراد در برابر خطاهاي دیگران و روحیة همکاري، وابسته است. و یکی دیگر از نمونههای مدارا عیادت مریض است. و از امام صادق(ع) روایت شده که وقتی سلمان فارسی بیمار شد آن حضرت براي عیادت او رفتند و به او فرموند: اي سلمان همانا در مریضی تو سه خصلت وجود دارد: یک- نزدیک شدن شما به خدا با ذکر کردن او. دو- دعاي شما مستجاب است. سه- بیماري بر تو غیر از ریختن گناه چیز دیگر نمیخواند، خداوند تو را تا مرگت به عافیت و سلامت بهرهمند سازد.[67] 6-4. ایجاد دوستی و الفت با گروهها و ملتهاي دیگر مدارا یک هماهنگی، با وجود اختلافات است. و آن یک وظیفة اخلاقی است، و علاوه بر این یک ضرورت سیاسی و حقوقی هم هست. مدارا صلح را ممکن میسازد، و کمک میکند تا فرهنگ صلح بر جنگ غالب گردد. و به عبارت دیگر مدارا حقوق بشر، دولت و خانوادهها را استوار نگاه میدارد. هرگاه انسان میبیند که طرف مقابل با مدارا برخورد میکند و بدي را به بدي جواب نمیدهد، آن وقت وجدان انسان بیدار میشود و به طرف مقابل تمایل پیدا میکند و دشمنی و کینة خود را به محبت و دوستی تبدیل میکند. قرآن این واقعیت را چنین بیان میکند: هرگز نیکى و بدى یکسان نیست بدى را با نیکى دفع کن، ناگاه خواهى دید همان کس که میان تو و او دشمنى است، گویى دوستى گرم و صمیمى است.[68] در تفسیر آیة قوق چنین آمده است «خصلتهاى نیک با صفات زشت برابر نیستند، بنا بر این صبر و غضب برابر نبوده، بردبارى و جهل، مدارا و خشونت، عفو و بدى صفاتى هستند که با یکدیگر برابر نمیباشند. سپس خداوند بزرگ صفات و ملکات مدارا و سازش و نیکى را که براى دعوت کننده لازم است بیان کرده میفرماید: «ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» و پیامبرخدا(ص) را مورد خطاب قرار داده میفرماید: با حقّت باطل آنان را، و با حلم و بردباریت نادانى، و با عفوت بديهاى آنان را پاسخ بده. «فَإِذَا الَّذِي بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ؛ یعنى: هر گاه تو دشمنان خودت را به نرمى و مدارا پاسخ دادى دشمنى که از نظر مذهبى با تو خصومت داشت بهصورت دوستى مهربان از نظر دینى، و فامیلى عزیز از نظر نسب در خواهد آمد».[69] مدارا بین اشخاص، خانواده، قبائل و ملتها محبت ایجاد میکند. 7-4. افزایش رزق و برکت در تعلیمات اسلامی مدارا وخوش اخلاقی، باعث خیر، برکت و زیادي رزق معرفی شده است. رسول گرامی(ص) میفرماید: همانا در رفق و مدارا برکت است و هرکس از فضیلت رفق محروم باشد، از خیر محروم ماند.[70] و امام کاظم(ع) نیز فرمودهاند: همانا رفق و نیکی و خوش اخلاقی، سرزمین را آباد میسازد، و روزي را افزایش میدهد.[71] بدیهی است که مدارا با مردم، حسن معاشرت و معامله با آنان، و در نتیجه، کسب اعتماد و اعتبار اجتماعی از مهمترین اسباب کسب رزق است.[72] 8-4. جذب افراد به دین به یقین ما میتوانیم بگوییم که مدارا و خوش خلقی پیامبراعظم(ص)، اولیاء دین و گروه مسلمانان در طول تاریخ، مهمترین عوامل گسترش دین مبین اسلام و جذب عوام الناس به دینداري بوده است. روزي که پیامبر اکرم(ص) بر مشرکان مکه – همان سالها به آزار، اذیت و شکنجة مسلمانان پرداختهاند و آنان را از خانهها بیرون کردند- پیروز شد، با بیان محبت آمیز فرمود: امروز ملامت و توبیخى بر شما نیست! خداوند شما را مىبخشد و او مهربانترین مهربانان است.[73] روز فتح مکه پیامبراکرم(ص) فرمود: زخمیان را نکشید و فراریان را دنبال نکنید و اسیر را به قتل نرسانید و هرکه در به روى خود بندد در امان باشد یعنی پیامبراکرم(ص) فرمان عفو عمومی را صادر فرمود.[74] مدارا باعث شد که مخالفان و دشمنان اسلام و پیامبراعظم(ص) جذب شدند، و گروه گروه مردم مسلمان شدند، خداوند کریم فرمود: و ببینى مردم گروه گروه وارد دین خدا مىشوند.[75] از این رو، قرآن کریم نرمخویی و مداراي پیامبراکرم(ص) را رحمتی از طرف خدا میداند که باعث گرایش مردم به ایشان میشد. و بهطور کلی یکی از اهداف اسلام مدارا با مخالفان و زمینهسازي براي جذب آنان به طرف دین اسلام است. 9-4. سرمشق خوبی براي دیگر ادیان و ملل وقتی دیگران به سوي اسلام و مسلمین نگاه میکنند، ویژگیهاي اخلاقی پیامبراعظم(ص) و رفتار او نسبت به دیگران سرمشق خوبی براي دیگران میشود، و در کلام گهربار خود فرمودند: رفق و ملایمت خوشبختی و سعادت است و تندي و خشونت نحوستآور است.[76] و اگر دیگران خشونت و تندي از آن حضرت مشاهده مینمودند حتماً از پذیرش اسلام و مسلمان شدن متنفر میشدند، طبیعت انسان هم همین تقاضا میکند که از دیگران سرمشق بگیرد. 10-4. رسیدن به ثواب شهیدان معرکة جنگ پیامبراکرم(ص) فرمودند: هرکسی که با مردم مدارا کند مانند کسی است که شهید مرده است و فرمودند مدارا با مردم صدقه در راه خدا میباشد.[77] نتیجه با توجه به آیات و روایات روشن شد که مدارا نمودن در زندگی با افراد گوناگون از دیدگاه قرآن و سنت پیامبر اکرم(ص) بسیار اهمیت دارد، در روایات اهمیت مدارا به منزلة نصف ایمان، شهادت در راه خدا و مساوي با اداء واجبات معرفی شده است. اگر انسان واجبات را انجام ندهد نزد خدا عذاب دارد همچنان عدم رعایت مدارا با دیگران در حیات خود نیز عقاب دارد. آثار و فوائد زیادي در زندگی بشر دارد و براي هدایت جامعه به سوي سعادت، کمال و ابلاغ پیام الهی است و پیامبرما بهعنوان نمونه و الگوی حسنه است. و هدف اصلی مدارا، جذب مردم به سوي دین اسلام و هدایت مردم بود. و آن حضرت هم از سوي خدا مأمور به مدارا بود و این که از اشتباهات و خطأهاي مردم چشمپوشی کند. و طبق فرمان خداوند که میفرماید: فَاعْفُ عَنْهُمْ و خُذِ الْعَفْو.َ با عفو و بخشش بگیر یعنی با مدارا با مردم رفتار کن. و تا آنجا که ممکن بود، پیامبراکرم(ص) مدارا مینمود چون ایشان مصداق خلق عظیم بودند. پیامبر(ص) در ابلاغ رسالت الهی هیچ وقت در دعوت خود در برابر فریبها و تهدیدها نه سستی ورزید و نه نرمش نشان داد. و براي قوم خویش دعاي میکرد و میفرمود: اللَّهُمَّ اهْدِ قَوْمِی فَإِنَّهُمْ لَا یَعْلَمُون. در زمان حاضر مدارا در تربیت دیگران اهمیت بسیاري دارد و بسیاري گرفتاريهاي مردم جهان به دلیل عدم توجه به مدارا و سیرة آن حضرت است. ما باید در تمام مراحل زندگی خویش از مدارا استفاده کنیم و از گرفتاريها نجات مییابیم. منابع و مآخذ قرآن آذرتاش، آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی و فارسی، انگلیسی هانس رو، چاپ چهاردهم، تهران، ناشر: نشرنی، 1391. ابن فارس، احمد بن فارس، معجم مقایس اللغه، چاث اول، بیروت، لبنان، ناشر: دارالاحیاء التراث العربی، 1422ق. ابن بابویه، محمد بن على، الخصال، مصحح على اکبر غفارى، قم، ناشر: جامعة مدرسین، 1362. ابن بابویه، محمد بن على، عیون اخبارالرضا(ع)، ناشر: نشر جهان، 1378ق. ابن بابویه، محمد بن على، کتاب من لا یحضره الفقیه، مصحقق على اکبر غفارى، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعة مدرسین حوزه علمیه قم1413ق. ابن بابویه، محمد بن على، الأمالی، چاپ ششم، تهران، ناشر:کتابچی، 1376. ابن بابویه، محمد بن على، معانی الأخبار، محقق علىاکبر غفارى، چاپ اول، قم، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعة مدرسین، 1403ق. ابن شعبه حرانى، حسنبن على، تحف العقول، محقق علىاکبر غفارى، چاپ دوم، قم، ناشر: جامعة مدرسین، 1404ق. ابن منظور، محمدبن مکرم، لسان العرب، چاپ سوم، بیروت، ناشر: دار صادر، 1414ق. ابن کثیر دمشقى، أبوالفداء اسماعیل بن عمر، البدایۀ و النهایۀ، بیروت، دار الفکر، 1407ق. ابن أبی جمهور، محمدبن زین الدین، عوالی اللئالی العزیزیۀ فی الأحادیث الدینیه، محقق مجتبى عراقى، چاپ: اول، قم، ناشر: دار سیدالشهداء للنشر، 1405 ق. ابن سعدواقدى، محمدبن سعد، الطبقات الکبرى، ترجمة محمود مهدوى دامغانى، تهران، ناشر: فرهنگ و اندیشه، 1374. الهی، منوچهر حسن، سیرة پیامبراعظم(ص) از نگاهی دیگر، چاپ اول، قم، مرکز پژوهشهاي اسلامی صدا و سیما 1385. برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق، جلال الدین محدث، چاپ دوم، قم، ناشر: دارالکتب الإسلامیه، 1371ق. بلاذرى، أبوالحسن أحمد بن یحیى، فتوح البلدان، چاپ اول، بیروت، دار و مکتبة الهلال، 1988م. پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه، چاپ چهارم، تهران، ناشر: دنیاي دانش،1382. حق شناسی، علی محمد، فرهنگ معاصر هزاره، حسین سامعی، نرگس انتخابی، تهران، 1379. حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه، چاپ اول، قم، ناشر: مؤسسۀ آل البیت(ع)، 1409ق. حوى، سعید، الاساس فى التفسیر، چاپ ششم، قاهره، ناشر: دار السلام، 1424ق. حسن بن على(ع)، التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکري(ع)، چاپ اول، ایران، قم، ناشر: مدرسة الإمام المهدي عجلالله تعالى فرجه الشریف، 1409ق. راغب اصفهانى، حسین بن محمد، مفردات الفاظ قرآن، چاپ دوم، تهران، ناشر: مرتضوي، 1374. رشاد، علیاکبر، دمواکرسی قدسی، انتشارات فرهنگی دانش، 1382. راوندى کاشانى، فضلالله بن على، النوادر، محقق احمد صادقى اردستانى، چاپ اول، قم، ناشر: دارالکتاب، بىتا. زاهدى محمد امین، فرهنگ لغت انگلیسى، zodiac ویرایش 2/1/1383، لفظ .tolerance سیوطى، عبدالرحمنبن ابىبکر، الدر المنثور فى تفسیر المأثور، قم، ناشر: کتابخانة مرعشى نجفى، 1404ق. شیرازي، حافظ، دیوان، قاسم غنی و علامه قزوینی، چاپ سوم، ناشر: انتشارات ساحل، 1379. شیرازي، حافظ، دیوان حافظ، شمسالدین محمد، تهران، انتشارات فرهنگ و قلم، 1378. صالحی دمشقی، محمدبن یوسف، سبل الهدى و الرشاد فی سیرة خیرالعباد، چاپ اوّل، بیروت، ناشر: دارالکتب العلمیۀ، 1414ق. طبرسى، فضلبن حسن، مجمعالبیان فى تفسیر القرآن، مترجمان، حسین نورى همدانى و شهید مفتح، چاپ اول، تهران، ناشر: انتشارات فراهانى. طریحى، فخرالدینبن محمد، مجمع البحرین، محقق احمد حسینى اشکورى، چاپ سوم، تهران، ناشر: مرتضوي، 1375. طباطبایى، سیدمحمد حسین، تفسیر المیزان، ترجمة سیدمحمد باقر موسوى همدانى، چاپ پنجم، قم، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى جامعة مدرسین حوزة علمیة قم1374. طوسى، محمد بن حسن، الأمالی، چاپ اول، قم، ناشر: دارالثقافه، 1414ق. طبرسى، حسن بن فضل، مکارم الأخلاق، چاپ چهارم، قم، ناشر: الشریف الرضى، 1412ق. طبرسى، على بن حسن، مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، چاپ دوم، نجف، ناشر: المکتبۀ الحیدریۀ، 1385ق. عبدالمحمدي، حسین، تساهل و تسامح از دیدگاه قرآن و عترت، قم، ظفر،1381. فیومی، احمد بن محمد مقري، المصباح المنیر، چاپ اول، قم، ناشر: دار الهجره، 1405ق. فردوسی، ابوالقاسم، شاهنامة فردوسی، تهران، ناشر: اساطیر،1377. فتال نیشابورى، محمدبن احمد، روضۀ الواعظین و بصیرة المتعظین، چاپ اول، قم، ناشر: انتشارات رضى، 1375. فیض کاشانى، محمد محسنبن شاه مرتضى، الوافی، چاپ اول، اصفهان، ناشر: کتابخانة امام أمیرالمؤمنین على(ع)، 1406ق. قرشى، سیدعلىاکبر، قاموس قرآن، چاپ ششم، تهران، ناشر: دارالکتب الاسلامیه،1371. کلینى، محمدبن یعقوب، الکافی، محقق علىاکبر غفارى و محمد آخوندى، تهران، ناشر: دار الکتب الإسلامیه، 1407ق. لیثى واسطى، علىبن محمد، عیون الحکم و المواعظ، محقق حسین حسنى بیرجندى، چاپ اول، قم، ناشر: دار الحدیث، 1376. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، چاپ اول، تهران، ناشر: دارالکتب الإسلامیه، 1374. مقریزى، تقىالدین أحمد بن على، إمتاع الأسماع بما للنبى من الأحوال و الأموال و الحفده و المتاع، چاپ اول، بیروت، دار الکتب العلمیۀ، 1420ق. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحارالأنوار، چاپ دوم، بیروت، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، 1403ق. مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، سیدهاشم رسولى محلاتى، چاپ دوم، تهران، ناشر: دار الکتب الإسلامیۀ، 1404ق. نورى، حسین بن محمد تقى، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ناشر: مؤسسة آل البیت: قم، 1408ق. نراقی، ملا احمد، معراج السعاده، چاپ چهارم، مؤسسة انتشارات هجرت، 1376، ص251. هاشمى خویى، میرزا حبیبالله، منهاج البراعه فی شرح نهجالبلاغه، چاپ چهارم، تهران، ناشر: مکتبة الإسلامیه، 1400ق. [1]. عضو هیت علمی جامعۀ المصطفی(ص)العالمیه [2]. دانشپژوه کارشناسی ارشد تاریخ اهل بیت(ع)، جامعۀ المصطفی(ص) العالمیه [3]. راغب اصفهانى، مفردات الفاظ قرآن، ج1، صص 671 و672؛ ج1، ص136. [4]. محمدبن مکرم ابن منظور، لسان العرب، ج14، ص 255؛ فخرالدین بن محمد طریحى، مجمع البحرین، ج1، ص137؛ احمدبن محمد مقري فیومی، المصباح المنیر، ج1، ص194. [5]. آذرتاش آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی و فارسی، انگلیسی هانس رو، ،1391ص306. [6]. محمد امین زاهدى، فرهنگ لغت انگلیسى، zodiac ویرایش 1و2، لفظ tolerance؛ علی محمد، حق شناس، فرهنگ معاصر هزاره، ج2، ص17. [7]. حسین عبدالمحمدي، تساهل و تسامح از دیدگاه قرآن و عترت، ص15. [8]. علی اکبر رشاد، دمواکرسی قدسی، ج،2 ص145. [9]. یونس، 25 وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلَامِ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ.