بسماللهالرحمنالرحیم
روشها و شيوههاي تربيتي کودکان، نوجوانان و جوانان در سيرة نبوي
نویسنده: صمد زمانی
منبع: پایگاه مؤسسة قرآن و نهجالبلاغه
چکيده
پيامبر اکرم(ص) در جامعهاي به رسالت برانگيخته شد که مردم به لحاظ فرهنگ و تمدن بسيار ابتدايي و غريزهمحور بودند و خرافهپرستي وجه غالب آنها بود. در اين شرايط نفسگير پيامبر عزيز مبعوث شد و گرانبارترين معاني را با ظريفترين شکل مطرح نمود و رفتارها و مناسبات مثبت بر پاية اصول عقلي قابل دفاع و منطقي پيريزي شد. و در اين سير خانواده به عنوان مهمترين نهاد اجتماعي، مکانت ويژهاي يافت و شخصيت و شأنيت زن به عنوان موثرترين عضو براي تربيت در خانواده احيا شد.
شيوة پيغمبر(ص)؛ يعني سبک پيغمبر و روشی که آن حضرت در عمل براي مقاصد خويش به کار ميبرد و تبليغ ميکرد. رهبر سياسي بود در عين حال مانند مردم ديگر زندگي خانوادگي و فرزند داشتند؛ در مقام نبوت، در مقامي که اصحاب آنچنان به او ايمان داشتند که ميگفتند اگر تو فرمان بدهي خود را به دريا بيفکنيم. به دريا ميافکنيم. در عين حال سبکش انفرادي نبود؛ نميخواست در مسائل تنها تصميم بگيرد؛ شورا تشکيل ميداد تا اهميت شور و مشورت و نيز اهميت توجه به نظر جوانان را به ديگران بفهماند. هرآنچه ميفرمود در عمل پياده ميکرد تا درسي بماند براي آيندگان؛ هم تئوري و هم عملي؛ هم در مقام سخن هم در مقام عمل.
مقدمه
در بحث تربيت انسان، مفهوم واژة تربيت بر پرورش دادن استعدادهاى انسانى يعنى فراهم كردن زمينة رشد استعدادهاى آدمى دلالت مىكند. موضوع تربيت امروزه، نه تنها در جوامع و خانوادههاى مسلمان مورد توجه قرار گرفته و هر پدر و مادرى آرزو مىكند كه فرزندان خود را طبق رهنمودهاى صحيح و اصول و ارزشهاى الهى تربيت كرده و در نهايت فرزندى رشد يافته و كارآمد داشته باشد، بلكه اهداف عالى و اخلاقى تعليم و تربيت از مهمترين دغدغههاى جهانى است. سازمان ملل متحد در بند 2 از مادة 26 اطلاعية جهانى حقوق بشر، مقرر داشته است كه:
«تعليم و تربيت بايد به توسعة شخصيت انسان و تقويت و احترام به حقوق بشر و آزادىهاى اساسى متوجه گردد و تفاهم و اغماض و مودت را بين كلية ملل و دستههاى نژادى و مذهبى بهوجود آورد و موجب پيشرفت فعاليتهاى ملل متحد در راه حفظ صلح شود.»
در اين ميان آنچه اهميت دارد، ارائة كاملترين و سالمترين و مطمئنترين روشهاى تربيتى است كه علاوه بر دربرداشتن همة ابعاد و نيازهاى زندگى انسان، او را به سعادت حقيقى و زندگى جاودانه و فلاح و رستگارى نزديك كند و از وضع موجود به كمال مطلوب برساند.
اين شيوهها و اصول تربيتى اطمينان بخش را مىتوان از زندگى و رفتار و گفتار اسوههاى حقيقى بشر و پيشوايان راستين الهى بهدست آورده و انتخاب نمود، و آن همان سيرة تربيتى پیامبر اکرم(ص) و ائمة معصومين (ع) و خاندان وحى است.
به بيان امام خمينى(ره): «تنها راه تربيت و تعليم راهى است كه از ناحية وحى و مربى همة عالم رب العالمين، تنها راه آن راهى است که از ناحية حق تعالى ارائه مىشود؛ و آن تهذيبى است كه با تربيت الهى به وسيلة انبيا، مردم آن تربيت را مىشوند و آن علمى است كه بهوسيلة انبيا بر بشر عرضه مىشود و آن علمى است كه انسان را به كمال مطلوب خودش مىرساند.»
با توجه به نكات ياد شده اميدواريم با بهرهگيرى از اين رهنمودهاى ارزندة تربيتى، نسل جوان و نوجوان را كه از مهمترين و عظيمترين سرماية جامعهمان مىباشند به روش صحيح تربيت نموده و سعادت و سلامت آيندة كشورمان را تضمين نماييم. انشاءالله.
مراقبتهاي قبل از تولد:
در قرآن، احاديث، سيرة پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) و حتي احکام فقهي ما، سفارشهاي گوناگوني در مورد کودکان و نوجوانان وجود دارد؛ بهخصوص توجه به مراحل آغازين تربيت. اسلام اين مرحله را دوران قبل از تولد دانسته و در همين راستا به شخصيت و چگونگي انتخاب همسر تاکيد دارد. کساني که به تربيت شايستة فرزندان خود ميانديشند، قبل از هر اقدام، بايد به فکر يافتن همسري باشند که به لحاظ اخلاق، رفتار، خصوصيات انساني و روحيات، داراي برجستگي و علو طبع باشد. يقبناً فرزندي که از چنين همسري به دنيا ميآيد، فرزندي صالح، کامل، عامل و داراي صفات انساني و الهي خواهد بود. چنانچه رسول اکرم(ص) ميفرمايند:
«فرزندانتان را در رحم مادرشان تربيت کنيد! سؤال شد: اين چگونه است اي رسول خدا؟ فرمود: با خوردن غذاي حلال(به مادرش).(يکصد موضوع در يک هزار حديث _ هادي موحدي)
اثر غذاي حلال طبق تمام روايات و احاديث ائمة ما بر کسي پوشيده نيست؛ چه اين مهم از دوران جنيني در کودکان اثرگذار است و پايههاي يک تربيت خوب را پايهگذاري ميکند.حتي ميخواهم اين مسئله را عنوان کنم که يک تربيت شايسته شايد برميگردد به قبل از ازدواج افراد. براي اثبات اين امر از فرمايشات رسول اکرم(ص) است که ميفرمايند:
«با پدران خود نيکي کنيد تا فرزندانتان با شما نيکي کنند و عفيف باشيد تا زنان شما عفيف باشند».(نهج الفصاحه) يعني ميتوان گفت من و شما قبل از اين که ازدواج کنيم در نوع رفتار خود با والدينمان مشغول پايهگذاري رفتار فرزندان خود هستيم.
تولد
آنگاه نام نيک را جزء وظايف پدر و مادر ميشمارند و ميفرمايند:
«نام نيک يک جزء از هفتاد و پنج جزء پيغمبري است».(نهج الفصاحه)
مردي به رسول خدا(ص) عرض کرد: حق اين فرزند بر من چيست؟ پيامبر(ص) فرمودند: اسم نيکو برايش انتخاب کني و به خوبي او را تربيت نمايي و به کاري مناسب و پسنديده بگماري.(يکصد موضوع در يک هزار حديث _ هادي موحدي)
سپس يک خط مشي کلي براي پدران و مادران ترسيم ميکند تا تکليف خود را از ابتدا تا انتها بدانند. چنانچه مي فرمايند:
«فرزند هفت سال اول سرور، هفت سال دوم فرمانبردار و هفت سال سوم وزير است.(يکصد موضوع در يک هزار حديث _ هادي موحدي)
و در مورد شيطنت و بازي کودکان که شايد براي خيلي از پدر و مادران قابل تحمل نيست ميفرمايد:
«بازيگوشي کودک در خردسالياش ماية فزوني عقل در بزرگسالي اوست.(يکصد موضوع در يک هزار حديث _ هادي موحدي) و براي اينکه جهت و مسير اين بازيگوشي مشخص شود ميفرمايد:
«هر طفلي که در طلب علم و عبادت بزرگ شود، خداوند ثواب هفتاد و دو صديق به او عطا کند».(نهج الفصاحه)
«فرزند شايسته و خوب گلي از گلهاي بهشت است».(کافي جلد 6)
و «فرزندان خود را به کسب سه خصلت تربيت کنيد. دوستي پيامبرتان، دوست خاندانش و قرائت قرآن».(يکصد موضوع در يک هزار حديث _ هادي موحدي)
عدالت ميان فرزندان
تأکيد رسول اکرم(ص) بر عدالت پدر و مادر در حق فرزندان بسيار درخور توجه است. زيرا رعايت عدالت در محيط خانواده را منشا عدالت پروري در جامعه ميدانند و سفارش بسيار دارند که اگر يکي از آنها را در برابر ديگري بوسيدي ديگري را نيز ببوس.
چنانچه ميفرمايند: «خداوند دوست دارد که بنده ميان فرزندان خود حتي در بوسيدن آنان به عدالت رفتار کند».(نهج الفصاحه)
«شما که ميخواهيد فرزندانتان در نيکي و محبت با شما به عدالت رفتار کنند در کار بخشي با آنها به عدالت رفتار کنيد».(نهج الفصاحه)
فردي در محضر پيامبر اکرم(ص) گفت: من هرگز کودک خود را نبوسيدهام. پيامبر(ص) فرمود: اين علامت قساوت توست.(نهج الفصاحه)
اکرام کودکان
روزي پيامبر(ص) آبي آشاميد. مقداري آب ته ظرف باقي ماند کودکي که در آن جا بود گفت: يا رسول الله بقية آب را به من بدهيد. در همان لحظه چند بزرگسال گفتند: يا رسول الله براي تبرک باقي ماندة آب را به ما بدهيد. پيامبر(ص) فرمود: اول نوبت کودک است. سپس به او فرمود: آيا اجازه ميدهي آب را به بزرگترها بدهم؟ کودک پاسخ منفي داد. پيامبر(ص) آب را به کودک داد.(سيرة نبوي _ محسن قرائتي)
امام صادق(ع) فرمود: يک بار پيامبر(ص) دو رکعت آخر نماز ظهر را بدون انجام مستحبات، به سرعت خواند. مردم پرسيدند: يا رسول الله چه کاري پيش آمد: فرمود: مگر گرية کودک را نشنيديد.(کافي جلد 6)
نوزادي را براي دعا يا نامگذاري نزد پيامبر(ص) آورند. نوزاد دامن حضرت را نجس کرد. مادر کودک و ديگران به شدت ناراحت شدند اما پيامبر فرمود: آزادش بگذاريد من لباس خود را ميشويم اما فرياد شما باعث ميشود که اين کودک بيگناه بترسد.
پيامبر(ص) به اطفال سلام ميکرد و نام اطفال و کودکان را محترمانه ميبرد و ميفرمود: آنقدر اين کار(سلام دادن به کودکان) را تکرار ميکنم تا بعد از من باقي بماند.
روزي پيامبر(ص) يکي از سجدههايش را خيلي طول داد. بعد از نماز برخي گفتند: يا رسولالله گمان کرديم وحي نازل شده است. فرمود: فرزندم حسين در حال سجده بر دوشم سوار شد صبر کردم او از شانهام فرود آيد.
هرگاه حسن(ع)و حسين(ع) بر پيامبر(ص) وارد ميشدند، حضرت از جا برميخاست و آنان را در آغوش ميگرفت و بر دوش خود سوار ميکرد.
جوانان و نوجوانان
طبق همة شواهد و قراين و احاديثي که تاکنون جمعآوري شده، پيامبر اکرم(ص) ارزش و احترام ويژهاي براي جوانان و نوجوانان قايل بودند؛ چنانچه فرمودهاند: [فرزندان] سه سال سوم وزير به معناي مشاور و همراه پدر و مادر ميباشند. چنانچه خود ايشان هم در عمل اينگونه رفتار ميکردند و بسيار هم سفارش ميکردند. چنانچه علي بن ابي طالب(ع) هنگام هجرت پيامبر(ص) از مکه به مدينه 23 سال بيشتر نداشت.(سيرة نبوي _ محسن قرائتي)
در حديثي سفارش ميکنند که: به شما در مقابل جوانان به نيکي سفارش ميکنم چرا که آنان نازک دلترند. خداوند مرا اميد دهنده و بيم دهنده مبعوث کرد. جوانان با من هم پيمان شدند و پيرمردان با من به مخالفت برخاستند.
خود ايشان در آستانة رحلت، جواني به نام اسامه را فرماندة لشکر کرد و تمام بزرگسالان را مأمور کرد تا از اين جوان 18 ساله اطاعت کنند و فرمود: خدا لعنت کند کسي که از لشکر اسامه سر باز زند. و پيش از هجرت به مدينه هم جواني به نام مصعب را مسئول تبليغ اسلام در مدينه کرد که او جواني بسيار زيبا و از خانوادهاي مرفه بود که در مکه دور از چشم بستگان به حضرت ايمان آورده بود. والدين او تمام امکانات؛ حتي لباس او را گرفتند اما او پلاسي به دور خود گرفت و به محضر پيامبر(ص) آمد وفاداري خود را به اثبات رساند و در جنگ احد جزء ياران آن حضرت شهيد شد. (يکصد موضوع در يک هزار حديث _ هادي موحدي)
جعفر طيار برادر حضرت علي(ع) جواني بود که بينانگذار اسلام در آفريقا شد.(سيرة نبوي _ محسن قرائتي)
عبادت در جواني
پيامبر(ص) در احاديث بسياري تأکيد بر دورة جواني که همراه با عبادت سپري شود و جواناني را که در عبادت از پيران پيشي بگيرند کرده و ستوده است.
در درجة اول، اولين راه براي جلوگيري از ورود شيطان به بارگاه جواني را ازدواج برميشمارد. چنانچه ميفرمايد:
هرجواني در آغاز جواني زن بگيرد شيطان به وي بانگ برآورد که واي بر او دين خود را از دستبرد من محفوظ داشت.(نهج الفصاحه)
خدا به جوان عابد بر فرشتگان مباهات ميکند و ميگويد: بنده را بنگريد که به خاطر من از تمايلات خود چشم پوشيده است.(نهج الفصاحه)
و يا: خداوند جواني را که عمر خود را در عبادت به سر ميبرد، دوست دارد.(نهج الفصاحه)و همچنين: خداوند جوان توبه کار را دوست دارد(نهج الفصاحه). خداوند جواني که جوانياش را در اطاعت از او بگذارند دوست دارد.(نهج الفصاحه)
و در تأکيد فضيلت عبادت در جواني ميفرمايند:
فضيلت جوان عابد که از آغاز جواني عبادت کند بر پيري که وقتي سن بسيار يافت عبادت کند، چون فضيلت پيغمبران بر ساير مردم است.(نهج الفصاحه)
حضرت روزي بر جمعي از نوجوانان عبور کردند که در حال جا به جايي وزنههاي سنگيني بودند. مدتي ايستادند و به کار آنها نگاه کردند. بدون اين که کار آن عده را تخطئه يا رد کنند. سپس خطاب به آنان فرمودند: «شجاع کسي است که بر نفس خود غلبه کند» يعني علاوه بر تأييد ضمني مسابقة بدن سازي براي نوجوانان، انان را به مبارزه با نفس و شيطان هم دعوت کردند.
آموزش جوانان
پيامبر اکرم(ص) برآموزش علوم و فنون و تعليم و تربيت جوانان و نوجوانان اصرار داشتند و در احاديث بسياري از سخنان ايشان به اين نکته تأکيد شده است:
فرزندان خويش را تيراندازي آموزيد که سرشکستگي دشمن است.(نهج الفصاحه)
فرزندان خويش را شنا و تيراندازي بياموزيد.(نهج الفصاحه)
تفريح و بازي کنيد، زيرا دوست ندارم که در بين شما خشونتي ديده شود.(چهارده معصوم _ حسين عماد زاده)
از جمله حقوق فرزندان بر والدين تعليم و تربيت اسلامي است.(نهج الفصاحه)
و در جهت غنيمت شمردن اين مرحله از زندگي؛ يعني جواني ميفرمايند: چهار چيز را بيش از چهار چيز غنيمت شمار:
جواني پيش از پيري، صحت پيش از بيماري، توانگري پيش از فقرو زندگي پيش از مرگ.(نهج الفصاحه)
یک نمونة عملي تربيت نبوي
حضرت زهراي مرضيه(س) و همة برجستگيهاي بارزي که از آن حضرت ذکر شده، نمونة حقيقي اين تربيت محسوب ميشوند. نوع تربيت رسولالله(ص) نسبت به آن بانوي بزرگوار نه تنها آثار عملي خود را در مورد شخصيت ايشان به نمايش گذاشت، بلکه تأثيرات تربيتي خاص آن در شخصيت گرامي ائمة معصومين(ع) به ويژه در حسنين(ع) نيز تجلي يافت. براي مثال فرزندان بزرگوار حضرت فاطمه(س) را ميبينيم که در شب احيا بيدارند و در کنار مادر تا صبح به عبادت مشغولند.
در واقع جاذبههاي تربيتي پيامبر(ص) بود که تأثيرات عميق خود را نه تنها بر حضرت زهرا(س)؛ بلکه بر همة ائمة بزرگوار(ع) برجاي گذاشته بود.
اساساً زندگي، عمل، محسنات رفتاري و اخلاقي؛ به ويژه برخورد حضرت با کودکان، شرايط يک مربي برجسته را به ما مينماياند.
آنچه وظيفة ماست
روزي رسول خدا(ص) از مسيری عبور ميکردند. در راه با کودکاني روبهرو شدند که در حال بازي بودند. پيامبر(ص) اشک ريختند و فرمودند: واي بر حال کودکان آخرالزمان! اصحاب عرض کردند: از کودکان آخرالزمان؟ حضرت فرمودند: خير! از پدران آنها، اصحاب مجدداً پرسيدند که: از دست پدران مشرک و کافر؟ حضرت ادامه دادند که خير! از دست پدران مسلمان! کساني که به ظاهرِ کودکان خود، يعني به خوردن، آشاميدن، خوابيدن و ساير مسائل کودکان خود توجه دارند ولي به دين و اخلاق آنها توجهي ندارند. اين موضوع هشداري است که به خصوص براي جامعة امروز ما، جامعهاي که متأسفانه اکثريت پدران و مادران به خوردن و پوشيدن بچهها بيش از اندازه اهميت ميدهند و مراقب کم و کاستيهاي آن هستند ولي در مورد مسائل شرعي، در فقر زندگي ميکنند. من به عنوان يک معلم شاهد هستم که بيشتر دانش آموزان ما از مسائل ابتدايي دين خود بيخبرند و معتقدم که نه اين که نميخواهند انجام دهند؛ اصلاً به لزوم انجام آن واقف و مطلع نيستند. و اولياي آنها هم هيچ اصرار و هم و غمي درآموزش آن ندارند. در نتيجه آن شده که من و شما ميبينيم و ميشنويم.
نتيجه گيري
بازخواني جامعة مطلوب و مورد نظر نياز پيامبر(ص) ميتواند ما را در وضعيتي شايسته و ممتاز قرار دهد و جامعه را از بسياري آسيبها، نارساييها برهاند.
آسيبهايي همچون، به هم خوردن تعادل اخلاقي و رواني جامعه، از ميان رفتن حريمهاي اخلاقي و انساني، عبور از هنجارها، نيازآفرينيهاي کاذب، تزلزل در حوزة اعتقاد عمومي جامعه، آسيب پذيري نهاد خانواده، حذف پيامهاي انساني از فضاي عمومي جامعه، بسياري از آسيبهاي که جامعة ما و جهان امروز را به شدت دچار بحران کرده است.
منابع و ماخذ:
1-نهج الفصاحه، مترجم ابوالقاسم پاينده
2-آصف عطايي محمد، قدس سال بيستم، شماره 54575
3- عماد زاده حسين، 1376 چهارده معصوم، انتشارات طلوع
4-قرائتي محسن، 1385 سيره نبوي،انتشارات آموزش و پرورش
5-کليني محمد بن يعقوب بن اسحاق، 1361 اصول کافي. انتشارات علميه اسلاميه
6- گروه فرهنگي قدس، 1385 انديشه نو مشهد
7-مطهري مرتضي،1377 سيري در سيره نبوي تهران، انتشارات صدرا
8-موحدي هادي، 1385 يکصد موضوع در يک هزار حديث، انتشارات ارم