بسماللهالرحمنالرحیم
مؤلفههاي سیاسی تمدن نوین اسلامی بر اساس سیرة نبوي
نویسندگان: حامد جوکار، علیرضا حیدرزاده، مهدي رضازاده جودي
چکیدة هدف:
هدف از انجام این پژوهش، بررسی سیرة عملی پیامبر اکرم(ص) در بخش سیاسی و کشف مؤلفههاي اصلی ساختار سیاسی مطلوب به منظور ارائۀ الگوي اصیل اسلامی است که توان شکلدهی به تمدن نوین اسلامی را داشته باشد.
روش:
در این مقاله با روش تحلیل مضمون و واکاوي سیرة عملی پیامبر(ص)، مؤلفههاي تمدنساز سیره در بعد سیاسی استخراج و معرفی شده است.
یافتهها:
یافتههاي پژوهش را میتوان ذیل مواردي چون: ایجاد امت واحدة اسلامی، تأکید بر امامت و رهبري امت، مدارا و رواداري، مشورت و پرهیز از استبداد رأي، قانونمداري در امر حکومت، آزادي بیان، پایبندي به عهد و پیمان و برخورد قاطعانه با تخلفات عوامل حکومت دستهبندي کرد.
نتیجهگیري:
رعایت موارد پیشگفته، زمینهساز به سامان آمدن ساختار مطلوب سیاسی است که با توجه به شرایط و اقتضائات زمانی و مکانی میتواند صورتهاي مختلف به خود بگیرد، اما در هیچ حالتی نباید به کلی از این اصول تهی و عاري باشد.
واژگان کلیدي: سیرة نبوي، مؤلفههاي سیاسی، ابعاد سیاسی سیره، الگوي تمدناسلامی، حکومت نبوي.
الف) مقدمه
براي شناخت ابعاد و نیز بازآفرینی تمدن اسلامی در قالبی نوین، ناگریز از شناخت صحیح و عمیق مبانی و اصولی هستیم که در شکلگیري و استقرار تمدن، نقش اساسی بر عهده دارند. گام نخست براي دریافتن این مبانی و اصول، میتواند در قالب این پرسش رخ نماید که: تمدن مد نظر اسلام داراي چه ویژگیهایی است؟ اگر پاسخی درخور و مبتنی بر اصول علمی به این پرسش و پرسشهاي دیگري از این دست نیابیم، علاوه بر اینکه قادر به درك صحیح و درست تمدن اسلامی نخواهیم بود، نمیتوانیم الگویی درست و کارآمد براي احیاي آن تمدن در عصر حاضر ارائه کنیم. به نظر میرسد یکی از شیوههاي کارامد براي این منظور، بررسی دقیق ویژگیهاي حکومت پیامبر گرامی اسلام(ص) است؛ زیرا اعمال و کردار ایشان به عنوان بشري داراي وحی و نیز آگاهترین افراد به شریعت اسلام، بیتردید آیینۀ تمامنماي دین اسلام و معیار و میزان اسلامی بودن یا نبودن عملکرد همۀ جریانهاي اسلامی است که پس از ایشان در مسیر تأسیس حکومت و ساختار سیاسی تلاش کرده یا میکنند؛ جریانهایی که در قرون پس از پیامبر(ص) صاحب قدرت و شوکت شدند و هرکدام در ایجاد آنچه به عنوان تمدن اسلامی شناخته میشود، نقشآفرینی کردند. امروز جهان اسلام براي احیاي فرّ و شکوه خویش، علاوه بر فهم دقیق سنّت پیامبر(ص)، باید با پالایش نتایج به دست آمده از تاریخ تمدن خود، ساختار و الگویی اسلامی در اختیار داشته باشد که علاوه بر روزآمدي و توان پاسخگویی به چالشهاي دوران مدرن و فرامدرن، همۀ طیفهاي مختلف اسلامی را در بر بگیرد و راهی براي بازتولید مجد و شوکت اسلامی بگشاید.
بیگمان یکی از مهمترین اقدامات در این زمینه، نگاه و توجه دقیق به سیرة نورانی رسول رحمت(ص) در ابعاد و عرصههاي گوناگون و به دست آوردن اصول حاکم بر کنشهاي ایشان به همراه عزم جدي براي کاربست این اصول در حوزههاي گوناگون است. این اقدام نه تنها منجر به شناخت هرچه بهتر و عمیقتر ماهیت تمدن اسلامی میشود، بلکه مسیر همگرایی جریانات گوناگون اسلامی با گرایشها و سوگیريهاي مختلف را میگشاید؛ زیرا قرآن کریم و پیامبر اسلام(ص) دو حقیقت مشترك میان همۀ مسلمین جهاناند و توجه هرچه بیشتر به این دو حقیقت، موجب نمایانتر شدن نقاط مشترك فراوان مسلمانان و زمینهساز وحدت جهان اسلام خواهد شد.
پرسشهاي پژوهش
پرسشهاي اصلی پژوهش در قالب این سه سؤال قابل طرحاند:
- بر اساس تعاریف موجود از تمدن، تقسیمبندي مناسب براي عوامل و ابعاد ایجاد تمدن اسلامی کدام است؟
- نسبت میان سنّت نبوي و تمدن اسلامی چیست؟
- مؤلفههاي تمدنساز سیرة نبوي در بعد سیاسی که بتوان از آنها الگویی براي تمدن نوین اسلامی استخراج کرد، چیست؟
ب) روش پژوهش و شیوة تحلیل دادهها
1. این پژوهش بر اساس روش تحلیل مضمون